بسم الله الرحمن الرحیم

مذاکره با آمریکا و اروپا ممنوع
جلسه اخلاق – 19 آذر 1397

 

انسان ها باید فاعل فکری باشند؛ ولی متاسفانه مشکل ما این است که فاعل طبیعی و خیالی هستیم ولی فاعل فکری نیستیم. الآن آمریکا و اروپا فاعل خیالی اند. کسانی که دل می بندند به اروپا، اینها خیالی اند؛ سراب است. دولت محترم ما چه قدر جان کَند که با این اروپا بریزد روی هم و از اروپا کمک بگیرد. بعد ببینید چه کار کرد؟ همان کاری که آمریکا کرد، اروپا هم کرد. حالا می گویند باید موشک هایت را هم بگذاری کنار! همین اروپایی هایی که رفتیم دَمشان را دیدیدم و نوکریشان را کردیم و پول به آنها دادیم؛ پژویشان را آوردیم و نفتمان را ریختیم در حلقوم نحسشان. همین اروپایی ها دارند به ما خیانت می کنند. چرا؟ چون دولت محترم ما، فاعلِ خیالی است و فاعل فکری نیست. می گویند خب حالا آمریکا ما را انداخت بیرون، حالا شاید اروپا کمکمان کند! سگ زرد برادر شغال است. رئیس جمهور و دولت محترم، شما نور چشم مردم ایران هستید اما بیایید به راه خدا و راه امام؛ راه امام را فراموش نکنید که فرمود: انگلیس از آمریکا بدتر، آمریکا از انگلیس بدتر، شوروی از هردویشان بدتر است. این ها یک مشت کافر جنایتکارند. به اینها برای چه اعتماد می کنید؟ شما داری در خیالت پرورش می دهی که من بروم پیش معاویه، او به من کمک مالی کند! معاویه که به شما کمک مالی نمی کند. معاویه اگر به شما هزار تومان بدهد، صد هزار تومان می گیرد. از اینها هم نترسید. دولت محترم می ترسیدند جنگ بشود و می گفتند: اگر برجام را امضاء نکنیم، جنگ می شود. رهبری معظم فرمودند: نترسید؛ اینها جرئت حمله به ما را ندارند. تازه جنگ هم بکنند؛ مگر چه غلطی کردند؟ هشت سال جنگ کردند، به جای آن الآن که سی سال از دفاع مقدس می گذرد، این دفاع مقدس سبب شد ایران به بالاترین قدرت های نظامی دست پیدا کرد. امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: «اُغزوا تورِثوا أبناءَكم عِزّا[1]». جهاد کنید تا فرزندانتان عزت پیدا کنند. جهاد مقدس به ما عزت داد. پشتیبانی کنید از جوانها. این می شود غایت فکری. فاعل علمی این است که ما در مسئلۀ هسته ای تکیه کردیم به جوانان خودمان و پیروز شدیم. در انرژی هسته ای جزء هشت کشور اول دنیا شدیم. متأسفانه انسانها باید فاعل علمی باشند ولی خیلی از انسانها فاعل طبیعی اند؛ خیلی هایشان هم اگر خیلی هنر کنند فاعل خیالی اند. طرف در ذهن خودش می گوید فلانی عجب ماشینی دارد. دیگر نمی دانیم آخرتش چگونه است. نمی دانیم قیامتش چگونه است. حالا ماشین خوب هم اگر می خواهی بگیری، اینهمه ماشینهای خوب ایرانی؛ از آنها بگیر. پولتان را در حلقوم آمریکا نریزید. دولت محترم هم یک ماشین داخلی خوب بسازد تا مثل هسته ای خودکفا بشویم. امیرالمؤمنین علیه السلام اول زندگی اش مستأجر بود. در یک خانه ای زندگی می کرد که هیچکس آنجا ساکن نمی شد. آنجا یک حالت زباله دانی داشت که اصلاً کسی برای اجاره اش نمی رفت. حضرت، اول زندگی اش آنجا را اجاره کرد. ولی الآن امیرالمؤمنین علیه السلام دارد دنیا را عوض می کند. هیچکس هم نمی تواند جلویش را بگیرد. حکومت، حکومت ولی الله الاعظم امیرالمؤمنین علیه السلام است. حکومت عالَم، دست امیرالمؤمنین علیه السلام و امام حسین علیه السلام است. امام حسین الآن دارد در حکومت عالَم علیه السلام حکم می کند. این می شود غایت فکری و علمی. این می شود فاعل بالعلم. مقام معظم رهبری و امام اراده شان ارادۀ الهی است؛ خدا تصمیم می گیرد در وجود ایشان. امام فاعل فکری نبود بلکه فاعل الهی و فاعل بالتجلی بود. محل تجلی اسماء و صفات خدا و انوار خدا بود. یعنی گفت هرچه هست دست خدا است و آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. آقایان نمایندگان مجلس به خاطر ترس از اروپا که تحریمتان کند، نیایید FATF را تصویب کنید که نجس است و چاه نجاست است. نیایید به خاطر ترس از اروپا که خیال است،CFT  را تصویب کنید که چاه نجاست است. این قوانین را یک مشت همجنس باز تصویب کرده اند. از اینها نترسید. کما اینکه امام نترسید و الآن هم خدا را شکر می کنیم که یک رهبری داریم که نمی ترسد. آقایان نمایندگان مجلس از رهبرتان یاد بگیرید. از امامتان یاد بگیرید. نیایید این جور چیزها را از ترس اروپا تصویب کنید. این اروپا که هرکار خواست با شما کرد آخرش هم می گوید موشکهایتان را هم باید بدهید! خب موشکتان را هم بگیرد معلوم است چه کارتان می کند؛ مثل افغانستان و عراق و سوریه و یمن تکه تکه تان می کند. ولی کور خوانده اند؛ این مملکت ولایت فقیه دارد. این مملکت شهداء را داده است. در مجلس هم حالا این ها چهار سال رأی آورده اند، بعد این مدت مردم می فهمند که این مجلس دارد برایشان کار می کند یا نه. مجلسی که CFT را تأیید کرده که شورای نگهبان می گوید بیست مورد خلاف شرع و قانون و خلاف دین در آن هست. خدا خیرتان بدهد، ان شاءالله موفق باشید ولی فکرتان را درست کنید. ببینید رهبرتان چگونه می رود، شما هم همانگونه بروید. بنده نمی گویم مجلسی های ما همه رانت خوارند ولی متأسفانه خیلی از مسئولین اینگونه اند. خودشان می آیند می گویند رانت خوردن اشکالی ندارد. خب همین که آمدی گفتی رانت اشکالی ندارد و خوردی، دیگر حق و باطل را نمی توانی تشخیص بدهی. اگر انسان مالِ مردم خور شد دیگر نمی تواند حق و باطل را تشخیص بدهد.

 

[1] –  با اندک تفاوت در وسائل الشيعه، ج 11، ص 9، حديث 15

خلاصه جلسه چهارشنبه اخلاق آیت الله تقوایی

مسجد باب الحوائج 97/12/15

مراتب اشفاق

“الاشفاق دوام الحذر مقرونا بالترحم”، ادم همیشه حذر کند، خیلی نکته مهمی است، ما همیشه حذر نداریم، ما مشکلمان این است که کل وجودمان را تقدیم نکردیم، کل هستی مان را تقدیم نکردیم، نصفه ایم، مومنیم ولی مومن نصفه. چون می فرماید “دوام الحذر”، آدم همیشه و هر لحظه از ما سوی الله حذر کند. “دوام الحذر مقرونا بالترحم و هو علی ثلاث درجات”، سه تا درجه است، درجه اول فرمودند “اشفاق علی النفس ان تجمع الی العناد”، حواسمان به نفسمان باشد… یک سری روایات نفس را به حد وسع خواندیم،  یک نکته هم اینجا دارد، جموه سرکشی اسب را می گوید “تجمع الی العناد”… علما اخلاق، نفس را به اسب تشبیه می کنند، جموه یعنی سرکشی اسب، این جا استعاره به کار برده، جموهی که مال اسب است را برای نفس به کار برده. بعد نفس را علما به اسب تشبیه می کنند، لذا می گویند همانطور که راکب اسب باید اسب را کنترل کند و در اختیار خودش بگیرد، ما هم باید نفس خودمان را کنترل کنیم و در اختیار خودمان بگیریم. اگر نفس خودمان را کنترل نکنیم و در اختیار خودمان قرار ندهیم این سوار ما می شود، به جای این که ما سوار اسب شویم اسب سوارمان می شود. الان نفس سوار ماست، ما سوار اسب نیستیم، ما سوار نفس نیستیم، اسب سوار است. این که گاهی در خواب می بینیم سگ بهمان حمله می کند، گاهی روباه می آید و گاهی خرس می آید و گاهی مار و گاهی موش می آید، این ها برای تمثلات نفس خودمان است، این ها در وجود ما هست. گاهی شیطان می آید، اجنه و شیاطین در وجود ما هستند، در وجود انسان همه چیز هست، شیاطین جن و انس، همه چیز هست ولی این ها را باید کنترل کرد، لذا این استعاره گرفته. پس درجه اول اشفاق بر نفس است که مسائلش عرض شد، مرحله دوم از درجه اول، اشفاق بر عمل است که ضایع نشود. همین اشفاق بر عمل را شاید آدم باید صد سال راجع به آن بحث کند، ما حالا یک ذره راجع به آن بحث کردیم. روایات عمل را مثلا ما اینجا خواندیم، تمام ابواب باید این روایات خوانده شود، یعنی از هر جهتی باید عمل.. یک عمل که ما انجام می دهیم هزار جهت درش هست، باید از آن هزار جهت مورد بررسی قرار بگیرد، فقط یک جهت ندارد لذا علم تمامایی ندارد، علم بی نهایت در بی نهایت در بی نهایت است.

رجب ، ماه خداوند است

ماه رجب هم دارد می آید، هر کسی یک شب قدری دارد، رجب را می گویند رجب الاصب، اولا رجب اسم یک نهر بهشتی شیر است، پیغمبر می فرماید کسی که در این ماه روزه بگیرد خدا از این نهر نصیبش می کند. بعد می فرماید اسمش رجب الاصب است، اصب به این باران هایی می گویند که… مثل باران سیستان و بلوچستان که یک دفعه سیل به راه افتاد و خانه هایشان پر آب شد، آنطور، ماه خداست. این ها هم یک حکمتی دارد، به رجب می گویند ماه خداست، می دانید چرا؟ سوره ماه رجب سوره توحید است و ماهش هم ماه خداست، مظهرش هم امیرالمومنین است لذا هم میلاد امیرالمومنین در این ماه هست هم شب مبعث که می دانید بالاترین شب هاست، “لیلة المحیا”، مستحب است آدم برود نجف، بعد آنجا ابن بطوطه که سنی است می گوید ما شب لیلة المحیا به نجف نرسیدیم ولی همه مریض ها می آیند آنجا تا صبح بیدار می مانند برای اینکه شفا بگیرند، بعد می گوید من یکبار دیر رسیده بودم دیدم سه نفر آنجا مانده اند، گفتم شما چرا اینجا ماندید گفتند چون ما به شب لیلة المحیا دست پیدا نکردیم، ماندیم تا سال آینده شب لیلة المحیا را کنار امیرالمومنین درک کنیم. ماه رجب خیلی ماه بزرگی است، توبه آدم هم در ماه رجب قبول شد، در ایام البیض، سیزده و چهارده و پانزده که سیزدهش با ولادت امیرالمومنین شروع می شود و پانزدهم یعنی روز سومش که توبه پذیرفته می شود با شهادت و رحلت حضرت زینب کبری و روی آدم در این ما سپید شد در این ماه، در ایام البیض. و ایام اعتکاف هم هست و امسال مقارن شده با میلاد حضرت علی و شب عید که شب عید باز شب ولایت امیرالمومنین است، چون در روایت دارد عید غدیر خم نوروز بوده، در واقع به عکس است، در واقع عید نوروز در عید غدیر خم است چون عید غدیر خم عید ولایت امیرالمومنین و تجلی تام نور خداست، طبیعت که نوروز باشد در این روز زنده می شود لذا عید نوروز در عید ولایت غدیر است نه عید غدیر در عید نوروز و لذا این عید نوروز ما عید کفر و کبر نیست، عید اسلام است، عید طبیعت ساریه است، عید ولایت امیرالمونین است، عید ولایت الله است، امسال با ماه رجب هم هماهنگ شده، عید ولایت خدا و ولایت اهل بیت است. ان شاء الله عید مردم ایران هم باشد

ویژگی روزه / روزه ظاهر و باطن را درست کنید

” و اشفاق علی العمل ان یصیر الی الضیاع”، این را داشتم عرض می کردم یک عملی هزاران هزاران هزاران جهت دارد، معرفت خیلی مهم است. خیلی ها می آیند، مشکلاتی دارند، بعد حقیر یک دستورالعمل برایشان می نویسم، مثلا حالا به تبع مشکلی که دارند، برای مریضی شان، برای گرفتاری مالی شان ولی از همه بالاتر، چیزی که مشکلات را حل می کند معرفت است، معرفت است که مشکل را حل می کند، مشکلات را معرفت درست می کند، گره های وجودی ما را معرفت درست می کند، این خیلی مهم است. “و اشفاق علی العمل ان یصیر الی الضیاع”، اگر آدم معرفت داشته باشد عملش را ضایع نمی کند لذا می فرماید “یا کمیل ما من عمل الّا و انت محتاج فیها الی المعرفه حتی معرفة” ، حرکت پلکش هم باید از روی معرفت باشد، معرفت پلک زدنت را درست می کند، یک پلک زدنت ارزش پیدا می کند، یک ضربه شمشیری که حضرت علی روز خندق زد بالاتر است از عبادت جن و انس، چرا؟ چون معرفت امیرالمومنین را دارد. می فرماید مواظب عملمان باشیم که ضایع نشود، اگر می خواهیم مواظب عملمان باشیم که ضایع نشود باید معرفتمان را درست کنیم، باید اعمالمان را از روی معرفت کنیم. ما جسممان و نفمسان و روحمان و سرّمان و قلبمان منطبق بر هم نیست، فرق ما با امیرالمومنین این است، امیرالمومنین وقتی خدا از سر وجودش دستوری می داد این وارد می شد در عالم روحش بعد عالم عقلش، قلبش، نفسش، بدنش، همه تسلیم بود، تمام تسلیم بود. ولی برای ما نشده است ولی روزه مراتب وجودی تان را یکی می کند، روزه رله می کند، بدنتان را… ، می گوید “صوموا تصحوا”، یک طرف روزه سلامتی است، یک طرف دیگرش چیست؟ “الصوم لی و انا اجزی به”، روزه مال من است یعنی مال خداست و خدا پاداشش است. یعنی یک طرف روزه بدنتان است که “صوموا تصحوا” که سلامتی پیدا می کند و خدایی می شود و از ظلمت نجات پیدا می کند، یک طرف روزه هم روح و سرّ و خفی و اخفایتان است که جز خدا در وجودتان باقی نمی ماند، روزه خیلی چیز مهمی است، استغفار خیلی چیز مهمی است. یکی دیگر از اعمال رجب که خیلی به آن تکیه شده توحید، سوره توحید… خیلی به آن تکیه شده. من ندیده بودم، همین چند وقت پیش ها بود که داشتم نگاه می کردم، سوره توحید را کسی بخواند، همین سوره توحیدی که ما خیلی کم می شماریم، سه هزار گناه و سیئه از او پاک می شود،

اشفاق فی العمل

“اشفاق علی العمل”، ما مراتب وجودی مان را رله نکردیم، این بدن ما با اعمال ظاهری پاک می شود، نفسم با مخالفت کردن پاک می شود، عقل ما تهذیبش این است که فلسفه بخواند، قلب ما تهذیبش این است که اخلاق را بخواند و عمل کند. هر کدام یک کاری می خواهد، این ها باید رله شود، باید یک طرفه شود، همه اش باید یک طرفه شود. روح و سرّ ما نیاز به معرفت و علم عرفان دارد، باید آدم علم عرفان داشته باشد، بالاخره این ها حساب و کتابی دارد و بی حساب و کتاب نیست. می فرماید “اشفاق علی العمل ان یصیر الی الضیاع”، بعد مرتبه سوم و درجه سوم اشفاق را… درجه سوم از درجه اول اشفاق را می فرماید “و اشفاق علی الخلیفة لمعرفة معاذیرها”، واقعا آدم باید این ها را بخواند و بعد عمل هم بکند، چقدر این ها زیباست، می بینید چه نکته هایی را در نظر گرفته اند، چه ظرافت هایی را در نظر گرفته اند، می گوید اشفاق ده درجه دارد، درجه اولش سه درجه دارد، ما اصلا نمی دانستیم اشفاق چیست ولی الان ببین چقدر خوب دارد معرفت می دهد، خب این معرفت روح و قلب را عوض می کند. یک نکته را خدمتتان عرض کنم، ما ها مثلا یک جلسه می رویم مجلس اهل بیت بعد انتظار داریم عوض شویم، نه، خب باید آدم برود، زحمت بکشد، هزاران سال ما خودمان را با اعمال خودمان نابود کردیم، باید برویم بالا، کار می خواهد، استقامت می خواهد، زحمت و تلاش می خواهد. می فرماید مرتبه سوم از درجه اول “اشفاق علی الخلیفه لمعرفه معاذیرها”، چقدر معجزه آسا گفته، می گوید حواستان را نسبت به مردم جمع کنید، خیلی حواستان را نسبت به مردم و مخلوقات، نه فقط مردم، مخلوقات… ، دیده اید ما عصایمان را می اندازیم، کفش هایمان را پرت می کنیم، همان مکروه است، شاید آن کفش ها، شاید ندارد… از من که مسلما مقامشان بالاتر است، آن ها گناه نمی کنند، ما هر لحظه و هر آن هزاران بی توجهی به خدا داریم، انداختن این کفش و عصا مکروه است، کوچک شمردن و استخفافش… می گوید تمام خلایق را باید معاذیرش را بشناسی، عذرهایش را باید بشناسی، چرا هر کسی را می بینی می گویی من از این بهترم، مشروب خورده؟ بله باید تازیانه اش را بخورد ولی شاید از شما بهتر باشد، از کجا می دانی؟ آن صحابی امام صادق.. از همسایه اش شکایت کرد که مشروب می خورد ، بعد حضرت فرمود بزرگداشتش کن و اکرامش کن، بعد این بزرگوار رفت خانه اش و همه را دعوت کرد، این بنده خدا هم آمده بود، بالاخره مشروب خور بود و پایین مجلس نشست این را به کنار خودش دعوت کرد و گفت نه تو بیا پهلوی خودم بنشین، بالاتر از همه بنشین، بردش کنار خودش. تعجب کرد… با خود گفت که این که همیشه من را دشنام می داد و می گفت کاش بروی و فلان که از شرت راحت شویم، چه شده … ، بعد از این که همه رفتند گفت آقا چه شده اینطوری…، گفت من رفته بودم محضر امام صادق، گفت سلام من را به او برسان… گفت آقا به من سلام رساند.. تا فهمید مورد عنایت آقا قرار گرفته دیگر کنار گذاشت و همه را شکست، می و ظرف همه را شکست و دور ریخت.

شناختن عذرهای مخلوقات

“اشفاق علی الخلیفة علی معاذیرها”، خب بله هر کسی یک گناهی می کند، جرمش است و باید مجازاتش را بکشد ولی هر کسی بالاخره یک عذری دارد، ما باید عذر مردم را بشناسیم، این خیلی مهم است، اشفاق یعنی این، چون می دانید، ما هر کسی را یک عیبی رویش می گذاریم در نتیجه خودمان را از او بالاتر می بینیم، ما باید به یک جاهایی برسیم که تمام مخلوقات را از خودمان بالاتر ببینیم و خودمان را از تمام مخلوقات پایین تر ببینیم. می دانید مومن چرا اینطور می شود؟ سرّش می دانید چیست؟ سرّش این است که مومن هر چه ایمانش بالاتر می رود مکاشفات و شهودش بیشتر می شود، تمام خوبی ها را می بیند که از خداست ولی ماها نمی بینیم، ما ها چون نمی بینیم فکر می کنیم ماییم که نماز را خوانده ایم ولی مومن می داند که نه بابا، تو نمازی که خدا داده بود را خراب کردی، فکر می کند در ماه رجب یا غیر ماه رجب این منم که روزه گرفته ام، نمی داند که بابا روزه را خدا به تو داد و تو روزه را خراب کردی، فکر می کند که من صدقه دادم، نمی داند که صدقه را خدا در دلت انداخت، تو ندادی… خدا در دلت انداخت که بدهی، تو خرابش کردی و بر سر آن فقیر منت گذاشتی، تو او را کوچکتر از خودت دیدی. اگر ببیند که تمام انوار از طرف خداست، معرفت پیدا کند که خورشید حقیقت است و هر چه هست مال اوست، خورشید ولایت اهل بیت و خداست، “کل شیء هالک الا وجهه”، اگر این را با تمام هستی اش معرفت پیدا کند دیگر برای خودش چیزی نمی ماند، خودش را هیچ می بیند، خودش را از خاک هم پایین تر می بیند، خودش را از همه عالم پایین تر می بیند لذا این نکته خیلی مهم است که ما باید تک تک عذرهای مردم را بشناسیم. در آن روایت مبارکه دارد که چه بسا کسانی که گناه می کنند ولی توبه می کنند، توبه شان بخشوده می شود ولی آن کسی که وقتی گناه آن گناهکار را می بیند و عجب به او دست می دهد و تکبر می کند می گوید بله من از او بهترم او گناهش بخشوده نمی شود. گناه گناهکار بخشیده شد ولی گناه این تعجب کننده بخشیده نشد. نهایتا این را می خواهم عرض کنم، خوب دقت کنید، نکته خیلی مهمی است، ما باید تک تک خلایق را بشناسیم، عذرشان را هم بشناسیم. امیرالمومنین برای تک تک خلایق دعا می کرد، در روایت مبارکه دارد امام رضا هر روز برای تک تک شیعیانش دعا می کرد، یکی یکی… ، چه قدرتی دارند. دعا می کرد و محال است دعای آن ها مستجاب نشود، برای همین ما ان شاء الله آمرزیده شده ایم ولی بالاخره باید سختی اعمالمان را باید بکشیم، باید خودمان را درست کنیم، شوخی و تعارف ندارد، باید کار را درست کنم، کار خیلی سخت است. همین مسئله اشفاق، مرحله سومش که می گوید “اشفاق علی الخیق”، شناختن تک تک موجودات عالم و عذرشان را هم بشناسیم. ببین چه عظمتی دارد، چی می تواند یک همچین کاری بکند و ما خیلی باید زحمت بکشیم تا به یک همچین مقامی برسیم، تک تک مخلوقات را بشناسیم و عذرشان را هم بشناسیم و بگوییم این ها معذورند، تقصیر از من است نه تقصیر از آن ها. آدم به این مقام برسد که خودش را کوچکتر از تمام خلائق ببیند.