اثر خوف

روایات خوف خیلی عالیست؛ به خاطر اینکه امید الکی نمی دهد. بعضیها امید الکی دارند؛ امید دارد بخشیده می شود، ولی کاری نمی کند. اما روایات خوف این را به ما یاد می دهد، که بله بالاخره ما را می بخشند؛ ولی گاهی سَکرات مرگ 300 هزار سال طول می کشد. در این دنیای هفتاد ساله کارت را درست کنی بهتر است؛ دنیا محدود است، آدم اینجا راهش را باز کند راحت تر است تا اینکه برسد به مواقف آخرت؛ روایات خوف خیلی چیز خوبی است، آدم را سر عقل می آورد. می فرماید: «لا يحزن المؤمن من خوفه و رجائه»؛ مؤمن از خوف و رجاء غمگین نمی شود. اگر خوف پیدا کرد، افسردگی پیدا نمی کند؛ ولو خوف دارد ولی از عمل دست نمی کشد؛ پا می شود جبران مافات می کند. اگر رجاء دارد، غرور و کِبر و عُجب نمی گیرد. سرش را روی خاک می گذارد و می گوید: خدایا من چیزی ندارم ولی امید دارم به کَرَم و لطف تو. امید سبب نمی شود عُجب و تکبر بگیردش. روایت می فرماید: مؤمن به حقیقت ایمان نمی رسد، مگر اینکه خودش را از تمام عالم پایین تر بداند.

حلوای کربلا

شیخ جعفر شوشتری که چه مقامی داشته، مرد عجیبی بوده، از بس قوی بوده؛ هر وقت می خواسته مردم را می خندانده، هر وقت می خواسته می گریانده؛ معارفی به او دادند که به کسی ندادند؛ خیلی درس می خوانده و سخنرانی می کرده؛ یک شب ناراحت می شود که خدایا این همه نوکری می کنیم ولی باز باید از روی کتاب بخوانیم؛ شب می بیند صحنۀ کربلاست؛ می برندش خیمۀ ابا عبدالله الحسین علیه السلام حبیب بن مظاهر می بردش خیمۀ ابا عبدالله علیه السلام ، آقا بلند می شود جلوی شیخ جعفر و اکرامش می کند؛ امام رو می کند به حبیب و می فرماید: حبیب! ما که آب نداریم به مهمانمان بدهیم ولی اگر از آن آرد و روغن چیزی مانده برای مهمانمان حلوا درست کن؛ حبیب می گوید: بله آقا مانده؛ حلوا را درست می کند. ابا عبدالله الحسین علیه السلام حلوا را با دست خودش می گذارد در دهان شیخ جعفر. شیخ جعفر از وقتی این حلوا را از دست امام حسین علیه السلام می خورد، دیگر نطقش باز می شود؛ دیگر لازم نیست کتاب بگذارد جلویش؛ علوم و معارف از بالا می ریخت؛ معارفی که به هیچ کس ندادند، به شیخ جعفر دادند. اینکه دستانتان را بالا می گیرید می گویید حسین؛ ایشان با دست خودش لقمه می گذارد. ابا عبدالله الحسین علیه السلام معجزه است.

مؤمن می داند خداوند تبارک و تعالی کمکش می کند. می داند همه چیز دارد. لذا خائف هست ولی خوفش او را ناراحت نمی کند، چرا؟ اگر آدم را تکه تکه کنند برای امام حسین علیه السلام جا دارد؛ چون مادرش ما را ضمانت کرده؛ تا بهشت صد موقف است که 99 موقف آن حضرت زهرا سلام الله علیها می آید کمکمان می کند. مؤمن خیالش راحت است فقط خوف و رجایش مال این است که مبادا صورت کبود مادرم را ببینم، صورت من سالم باشد؛ پهلوی شکسته مادرم را ببینم پهلویم سالم باشد؛ مبادا سینه شکستۀ مادرم را ببینم، سینه من سالم باشد؛ مبادا من از حبیب و اصحاب ابا عبدالله علیه السلام عقب بیفتم، مبادا من از زُهیر عثمانی مذهب عقب بیفتم. ترسش از این است. لذا این روایت مبارکه خیلی زیباست «یخاف مما قدمه»؛ مبادا این اعمالم جلوی من را بگیرد، نتوانم شهید بشوم نتوانم پرپر بشوم.

محب علی علیه السلام

فرشته مأمور شب اول قبر می آید، قلب کسی که می گذارند در خاک را بو می کند؛ تا بوی امیرالمؤمنین علیه السلام را استشمام می کند، به ملائکه عذاب می گوید: بروید پی کارتان، این محبّ امیرالمؤمنین علیه السلام است. بعد ملائکۀ رحمت می آیند زیارت؛ چهارده معصوم علیهم السلام می آیند، انبیاء می آیند. «حُبُّ عَلِیٍّ عَلَیْهِ السَّلَامُ حَسَنَةٌ، لَا یَضُرُّ مَعَهَا سَیِّئَةٌ، وَ بُغْضُهُ سَیِّئَةٌ لَا تَنْفَعُ مَعَهَا حَسَنَة»؛ محبت امیرالمؤمنین علیه السلام حسنه ای است که گناه نمی تواند با آن کاری کند ولی از آن طرف هم محبت امیرالمؤمنین علیه السلام یک حسنه ای است که محبّ علی خجالت می کشد گناه کند؛ از روی خجالت گناه نمی کند، از رقیه خجالت می کشد. انصافا روی رقیه خجالت کشیدن ندارد؟ یک دختر سه ساله چقدر کعب نیزه خورد، چقدر لگد خورد. ما نباید از دختر سه ساله خجالت بکشیم؟ بله محبّ علی «لَا یَضُرُّ مَعَهَا سَیِّئَةٌ» ولی محبّ علی عاشق که می شود دیگر دنبال گناه نمی رود.

اهل بیت معجزۀ زنده اند. مادرِ دوست ما، که یکی از اساتید حوزه است کمر درد شدیدی داشت؛ روضه گرفته بود برای حضرت رقیه؛ شب حضرت رقیه را دیده بود؛ حضرت فرموده بود: این کمر درد شما کاری ندارد، شما یک مقدار از آن برنج نذری بگذار روی کمرت خوب می شود. این کار را کرده بود کمرش خوب شده بود. اینها حساب دارد، اینها کتاب دارد.

نذری امام حسین علیه السلام

فتوای آقای حق شناس این بود (نظر حقیر هم این است) وقتی پولی آمد در دستگاه امام حسین علیه السلام دیگر پاک می شود. چیزی که اسم حسین علیه السلام روی آن آمد پاک است؛ این نظر فقهی حقیر است. تمام عالَم برای خدا و اهل بیت علیهم السلام است؛ ما مالی نداریم. همه مال اهل بیت علیهم السلام است. این خمسی که می دهیم حلال می شود که از مالمان استفاده کنیم؛ ما را وقتی بگذارند داخل قبر، کداممان می تواند خانه اش را با خود ببرد؟ «انت خَیرَ الوارثین»؛ همه چیز مال خداست همه چیز مال حجت خداست. مال بقیه الله عجل الله فرجه است.  خمس که می دهیم اهل بیت علیهم السلام اجازه می دهند از آن مال استفاده کنیم. «انا ابحنا لشیعَتِنا» این نذری ها، عشق است. قدیم حقیر نیت می کردم فقط نذری امام حسین علیه السلام را بخورم؛ چون آدم را پاک می کند. این نسخۀ الهی است.

«یَخافُ مِمّا تَقَدَّم» از ما قبل می ترسد. یک سری هستند که از اعمال ما قبلشان خیلی می ترسند؛ اعمال زشتشان می آید جلوی نظرشان، ناراحتشان می کند. ناراحت نباشید، این خوب است. اگر خدا کسی را دوست نداشته باشد دیگر گناهانش به یادش نمی آید؛ اما اگر خدا کسی را دوست داشته باشد، گناهانش یادش می آید. اگر کسی را بیشتر دوست داشته باشد، تمام اعمالش را گناه می بیند. «أَعْقَلُ اَلنَّاسِ مُحْسِنٌ خَائِفٌ»؛ عاقل ترین مردم کسی است که اعمالش از همه بالاتر است ولی می ترسد؛ خودش را جهنمی می داند. اعمالش می آید جلوی چشمش، حالا چون نمی داند چه کار کند، حیران می ماند. شیطان بازش میدارد از راه خدا؛ نه نترس گریه کن خودت را به گریه بینداز؛ استغفار کن برای کسانی که در موردشان گناه کردی؛ غیبتشان را کردی؛ تهمت زدی. برای آنها استغفار کن؛ نترس. برای همین است که می آورند جلوی نظرت. کسی که گریه کند و پشیمان شود از ماقبل و خائف باشد آرام آرام آن اعمال را ترک می کند. نترسیم، بر اعمالمان گریه کنیم محزون و افسرده هم نشویم. بگوییم خدا کمک می کند. پشت هر خوف، باید رجاء باشد. پشت هر رجاء باید خوف باشد. پشت هر خوف، رجاء باشد تا افسردگی نگیریم. مأیوس نشویم. امید داشته باشیم به رحمت خدا. پشت هر رجاء  خوف باشد که منیّت ما را نگیرد؛ عجب و تکبر ما را نگیرد.

هروله

«یخاف مما تقدم و لا یسهو عن طلب ما وعده الله». در عین اینکه از گذشته اش می ترسد، غافل نمی شود از اینکه در آینده نوکری کند. مطالبات خدا را انجام بدهد. برادران واجبات واجبات واجبات؛ ترک حرام ترک حرام ترک حرام؛ مستحبات مستحبات مستحبات؛ مؤمن از مستحبات غافل نمی شود. نگذارید دنیا غافلتان کند. نگذارید دنیا قلبتان را بپوشاند؛ راهش چیست؟

امام رحمه الله علیه راهش را پیدا کرده بود؛ صبح زیارت عاشورا و گریه؛ ظهر زیارت عاشورا و گریه؛ شب زیارت عاشورا و گریه.  امام خمینی رحمه الله علیه اینطوری دنیا را فتح کرد. شب جمعه تا سحر مجلس روضه امام حسین علیه السلام داشت. می خواهی قلبت غافل نشود، هیئت هفتگی داشته باش. نماز جمعه داشته باش. نماز جماعت داشته باش. «حضوری گر همی خواهی از او غافل مشو حافظ / متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها»؛ دنیا را بینداز کنار. وقتی اذان می دهند بدو دارند صدایت می کنند. هرولۀ در هیئت برای این است که یاد بگیریم همیشه دنبال خدا بدویم. مگر رقیه هروله نکرد؟ هروله می دانید یعنی چه؟ ملعون عمر سعد رفت پشت خیمه داد زد بیایید بیرون؛ دید نیامدند، دستور داد خیمه ها را آتش زدند این بچه ها با پاهای برهنه روی این خارها می دویدند و این نانجیب ها با تازیانه می زدند …

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *