تقدم خوف بر رجا

گفتیم که ذکر لسان، حمد و ثنا است؛ ذکر نَفْس جُهد و عَناء است؛ ذکر روح، خوف و رجاء است. اگر قرار باشد ما یکی از این دو را انتخاب کنیم؛ خوف را انتخاب کنیم یا رجاء را؟ درستش این است که هردو باید باشد؛ ولی اگر قرار باشد یکی را انتخاب کنیم، در روایت دارد که خوف را انتخاب کنید. چرا؟ برای اینکه اگر رجاء را انتخاب کنید، کله پایتان می کند! منیت و تکبر و عجب می گیردتان و کله پا می شوید. امید سبب می شود که انسان یک کارهای خوبی انجام دهد ولی منیت می گیردش. لذا امید خطرناک است. بالاتر از خوف است، ولی خطرناک است. ولی خوف ایمنی می آورد. ترس از خدا ایمنی می آورد. اگر رجاء هم نباشد، ترس از خدا ایمنی می آورد. «مَن خافَ، َأمَنَ»؛ این قانون خدا است. خوف خیلی چیز خوبی است. اگر قرار شد یکی از این دو را داشته  باشید، ترس را انتخاب کنید. خوف سبب می شود انسان حرام را ترک کند.

در مقابل حرام به هیچ وجه نباید کوتاه بیاییم. انجام واجبات را باید با تمام قدرت انجام بدهیم. امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرمایند: در مورد انجام واجبات و ترک محرمات کوتاه نیایید. کسی که ترس از خدا داشته باشد، واجباتش را انجام می دهد.

ما باید خودمان را از جهنم بترسانیم. بچه هایمان را از جهنم بترسانیم. «قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا»[1]؛ هم خودتان را و هم اهل بیتتان را از آتش جهنم حفظ کنید. این آیه اَمر است و اَمر هم که دلالت بر وجوب دارد. می گوید باید بترسانید. خوف واجب است. باید محافظت کنید. باید دور کنید خودتان را از آتش.در رویات دارد: خوف ریشۀ تمام خیرات دنیایی و آخرتی است. پس اگر قرار شد یکی را انتخاب کنیم، خوف را انتخاب می کنیم.

 

مناجاتیان و خراباتیان

نکتۀ دوم اینکه اگر قرار شد هر دو را انتخاب کنیم و خدا توفیق داد که هردویشان را داشته باشیم بهترین حالتش این است که مساویِ مساوی باشد. در چهارده معصوم علیهم السلام مساویِ مساوی بوده. این بهترین حالت است که خوف و رجاء مساویِ مساوی باشد. نه اینکه رجاء جلوی خوف را بگیرد؛ یعنی امید سبب نشود انسان عجب و تکبر و غرور بگیردش. ترس سبب نشود که انسان یأس و نا امیدی و افسردگی بگیرد. مساویِ مساوی، همیشه با هم در وجود انسان باشند. در روایت دارد که اهل بیت اینگونه اند؛ مساویِ مساوی خوف و رجاء را دارند.

مقام بالای خوف می شود هیبت. خوف در اسماء و صفات می شود هیبت؛ رجاء در عالم اسماء و صفات می شود یقین.

علماء دو دسته اند؛ بعضی مناجاتی اند و بعضی خراباتی. خراباتی ها، خوفشان بیشتر است؛ مثل حضرت یحیی علیه السلام که تا اسم جهنم می آمد سر می گذاشت به بیابان؛ مثل مرحوم همدانی که همیشه می سوخت؛ وقتی قلبش را نگاه کردند دیدند سوخته. ولی بعضی ها رجائی و محبتی اند؛ مثل حضرت عیسی علیه السلام؛ که بیشتر مناجاتی و عشقی بوده. مرحوم میرزا اسماعیل دولابی عشقی بود، محبتی بود، رجائی بود، اهل خوف بود. اگر قرار باشد که مناجاتی باشیم یا خراباتی، بهتر است که رجاء غالب

باشد. چرا؟ چون در روایت دارد که آن پیغمبرانی که رجاء در آنها غالب است، من بیشتر به آنها علاقه دارم. بیشتر امید داشته باشیم؛ نَه اینکه خوف نباشد، نه؛ اگر امید باشد و خوف نباشد، انسان نابود می شود و سر از جهنم در می آورد. خوف باید باشد ولی رجاء و امید غالب باشد. غافله سالار ما خدا و اهل بیت علیهم السلام اند و صد در صد کار ما را درست می کنند.

در هر کاری سعی کنید یک باشید. ما همه چیز داریم ولی یک نیستیم؛ مثلا همۀ ما کوه می رویم ولی اشکالمان این است که بعضی ها دو سالی یک دفعه می روند، بعضی سالی یک دفعه، بعضی ماهی یک دفعه؛ ولی کوهنورد خوب کسی است که حداقل هفته ای یک دفعه برود کوه. مقام معظم رهبری هفته ای دو یا سه بار کوه می رود. ایشان اهل ورزش است؛ ما اهل ورزش نیستیم. اهل ورزش بشوید. یکی از چیزهایی که بعدها ضرر می کنید این است که اهل ورزش نباشید. این فتوای رهبری بی نظیر است؛ ورزش بر جوانان لازم است عقلا، و بر پیران واجب است شرعا. هر ورزشی که علاقه دارید، انجام دهید؛ پیاده روی هم ورزش است. مرحوم امام در زمان پیری روزی دو ساعت پیاده روی داشت ؛ یک ساعت صبح، یک ساعت بعد از ظهر.

مراقبه

امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند: دو نفر هستند که حریص اند و هیچ وقت سیر نمی شوند؛ یکی طالب علم و دیگری طالب مال. طالب علم باید حریص باشد. در فیزیک و شیمی هم مجتهد بشود، در نجوم و ستاره شناسی هم مجتهد بشود. نترسید، راه را باز می کنند. نگاه نکن الان نداری، نگاه نکن که الان زمینه اش نیست، زمینه اش را باز می کنند؛ شما تقوا پیشه کنید بروید دنبالش، زمینه اش را باز می کنند. عبادت می کنیم ولی ناقص. نماز شب می خواند ولی الکی دولا و راست می شود. نماز شبت را درست و حسابی کن. چرا نماز شبت، نماز شب نیست؟ چون کیفیت ندارد؛ چرا کیفیت ندارد؟ اولا وقتی بیدار می شوی خوب وضو بگیر؛ در روز باید حواست را جمع کنی؛ مراقبه چشم داشته باش، مراقبۀ زبان داشته باش، مراقبۀ شکم داشته باش، مراقبۀ شهوت داشته باش، مراقبۀ دست و پا داشته باش؛ هرجایی نرو. اگر هرجایی رفتی و هرچیزی را خوردی، معلوم است که نماز شبت دیگر نماز شب نمی شود؛ولی اگر هرچیزی را نخوردی و حواست را جمع کردی، هر مجلسی نرفتی و حواست را جمع کردی، هر فیلمی را نگاه نکردی نما؛ت هم درست می شود؛ فکر می کند چون تلویزیون جمهوری اسلامی است هر فیلمی را باید نگاه کرد؛ خیر رهبری معظم فرمودند اینکه تلویزیون جمهوری اسلامی چیزی را پخش کرد، دلیل نمی شود حلال باشد؛ الان خیلی از این آهنگ هایی که در تلویزیون و رادیو می گذارند حرام است؛ صد در صد خیلی هایش حرام است؛ نباید که گوش داد. هر صحنه ای را که در تلویزیون جمهوری اسلامی نشان می دهد حلال است حتما؟ خیر. باید حواسمان را جمع کنیم. پس باید در روز مراقبه داشته باشیم.کیفیت نمازتان اگر می خواهید خوب شود، روضه بخوانید. اصلا روضه هم نیاز نیست بخوانید، همین که خدا را قسم بدهی به پهلوی شکستۀ حضرت زهرا سلام الله علیها، خود به خود اشکت می آید. همین که اشکت جاری بشود نماز شبت کیفیت پیدا می کند.

 

ریشه فتنه

اگر می خواهی خدا عاشقت شود؟ اول از خدا بترس؛ یعنی حواسمان جمع باشد. ما باید صبح تا شب حواسمان را جمع کنیم، برای همین است که می گوید دائم الذکر و دائم الوضو باشید. دوم اینکه فقط عقل نظری ات را کامل نکن، عقل عملی ات را هم کامل کن؛ تقوا یعنی عقل عملی. تقوا یعنی خوفت را مؤثر کنی و مطیع خدا بشوی.

_ «مَنْ عَرَفَ اَللَّهَ خَافَ اَللَّهَ»[2]؛ باید معرفتمان به خدا را درست کنیم. اگر معرفتت را درست کنی، خوفت هم درست می شود. ریشۀ خوف معرفت خداست. اینکه حضرات معصومین خوفشان کامل بوده، برای این است که معرفتشان کامل بوده.

_ «وَ مَنْ خافَ اللّه‏ حَثَّهُ الْخَوفُ مِنَ اللّه‏ عَلَى الْعَمَلِ بِطاعَتِهِ وَ الاَخْذِ بِتَأديبِهِ»[3]؛ کسی که خائف شد دنبال عمل هم می رود. کسی که خوف حقیقی پیدا کرد، ادب پیدا می کند در مقابل خداوند، آداب الهی را انجام می دهد. «فَبَشِّرِ الْمُطيعينَ المُتَأَدِّبينَ بِاَدَبِ اللّه»[4]؛ بشارت بده به کسانی که آداب خدا را به جا می آورند؛ در لباس پوشیدن، در اصلاح کردن، در نگاه کردن، حواسش هست؛ به پدر و مادرش که نگاه می کند حواسش هست که مبادا نگاه غضب آلود داشته باشد؛ بلکه نگاه محبت آمیز دارد. «وَ الآخِذينَ عَنِ اللّه‏ اَنَّهُ حَقٌّ عَلَى اللّه اَنْ يُنْجيَهُ مِنْ مُضِلاّتِ الْفِتَنِ»[5]؛ می دانید چرا خیلی ها در فتنه ها گیر کردند؟ اوائل انقلاب عده ای از جوانان رفتند در دام منافقین افتادند. می دانید چرا؟ چون از خدا نترسیدند. فتنۀ بنی صدر، بعد فتنه های بعدی تا برسد به فتنۀ 88؛ که خیلی از جوانان گول خوردند و آمدند حتی جلوی امام حسین علیه السلام ایستادند. الان چرا خیلی ها در فتنه افتاده اند؟ چون خوف نداشتند و تقوا را رعایت نکردند، چون معرفت نداشتند. اگر این ها آمد، بصیرت هم می آید،؛ دیگر از خون شهدا و راه امام زمان عجل الله فرجه و راه ولایت فقیه دست بر نمی داری و فتنه را تشخیص می دهی.

_ اینکه وضعیت دلار و سکه اینگونه شده، این ها فتنه است که درست کرده اند؛ می خواهند مردم ایران را زمین بزنند ولی نخواهند توانست؛ کور خوانده اند. ان شاءالله مردم ایران توی دهن آمریکا خواهند زد، همانطوری که تا حال زده اند. پس اگر می خواهید از فتنه ها در امان باشید، 1- معرفت  2- خوف از خدا  3- تقوای الهی داشته باشید.

[1] – سورۀ تحریم؛ بخشی از آیۀ 6

[2] – تحف العقول، ج1،ص362

[3] – همان

[4] – همان

[5] – همان

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *