زیباترین لحظه

واقعا این شهادت چیز خوبی است. در دعای ماه مبارک دارد: «أَنْ تَجْعَلَ وَفَاتِي قَتْلا فِي سَبِيلِكَ تَحْتَ رَايَةِ نَبِيِّكَ مَعَ أَوْلِيَائِكَ»[1]؛ خدایا قتل در راه تو، آن هم زیر پرچم رسول الله؛ چقدر خوب است. مرگ طبیعی چیز خوبی نیست. گرچه مرگ کلاً خوب چیزی است. زیباترین نقطۀ زندگی مؤمن مرگ اوست. لذا در روایت دارد که هدیۀ خداوند است. موقع مرگ چشممان به جمال انبیاء و چهارده معصوم علیهم السلام روشن می شود. یعنی بشر در هنگام مرگ به نقطۀ اوج خودش می رسد. نمونه اش هم خود اباعبدالله الحسین علیه السلام که موقع شهادتش به نقطۀ اوج رسید. منتها مرگ برای کسانی زیباست که دارند می روند به طرف خدا. ولی برای آنهایی که سیر نزولی دارند و می روند به طرف جهنم، مرگ یعنی دیدن جهنم. بعد ملائکۀ غِلاظ و شِداد، ملائکۀ خازن جهنم می آیند و لذا برای مؤمن، مرگ زیباترین و بالاترین لحظۀ عمرش است و برای فاسد، مرگ بدترین و سخت ترین و طولانی ترین لحظۀ عمرش است. برعکس برای مؤمن خیلی سریع، مثل بوییدن یک گل، زیبا، معطر و نورانی است. به هر صورت خداوند ان شاءالله شهادت را نصیبمان کند.

بعد چهارم

«مَنْ عَرَفَ نفسَه فقد عَرَفَ ربَّه»[2]؛ کسی که معرفت پیدا کند به نَفْس خودش، خدا را می شناسد. ما منفصل زندگی مان را نگاه می کنیم؛ مثل این می ماند که پنج دقیقه از فیلم مختار را نگاه کنید، بعد از روی این چند دقیقه، قضاوت کنید؛ چقدر بد است. ما زندگی خودمان را اینگونه نگاه می کنیم. الآن این منبر یک طول دارد، یک عرض و یک ارتفاع. ولی یک بُعد چهارم هم دارد به نام زمان. ما بُعد چهارم این منبر را نمی بینیم. الآن این منبر یک زمانی درخت بوده. حالا همان درخت سبز با این هست ولی ما نمی بینیمش. امیرالمؤمنین علیه السلام وقتی که به صورت ما نگاه می کند، آن زمان اول که پیش خدا بودیم تا آن زمان آخر که می رویم پیش خدا همه را می بیند؛ بُعد چهارم وجود ما را هم می بیند. یعنی تمام گذشته و آینده مان را می بیند. ما انفصالی نگاه می کنیم. حواسمان به الآن است. قضاوت های ما بر اساس فیلم نصفه ای است که داریم می بینیم؛ به همین خاطر قضاوت هایمان همه باطل است. مثلاً بسم الله می گویم و سوار ماشین می شوم و صلوات هم می فرستم بعد یک دفعه یک ماشین می زند به من. بعد می گویم خدایا من که بسم الله گفتم چرا پس این گونه شد؟ اولاً این بسم الله من از کجا بوده؟ فکر می کنیم یک ذکری گفتیم، شَقُّ القمر کردیم. ثانیاً همین ذکر به دادت رسیده. اگر بسم الله را نمی گفتی دار فانی را وداع کرده بودی. ثالثاً این یک میلیونی که دادی رفته، این پولی بوده که ناحق به دستت رسیده بوده؛ خوب کار نکرده بودی، باید می رفته این پول. لذا ما هیچ چیز نمی بینیم. ما الکی یک چیزی می بینیم در ظاهر، یک قضاوتی می کنیم. ما حقایق و گذشته و آینده را نمی بینیم. حقیقت اشیاء را نمی بینیم، بعد قضاوت هم می کنیم. «أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ»[3]؛ و در آیۀ بعدی می فرماید: «فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا»[4]. می گوید اگر تفویض کنی خدا از بدی ها نگهت می دارد. بعد از هر نماز چند عمل انجام دهید تا اسم اعظم خدا را ببینید؛ البته به شرط ترک حرام و انجام واجبات؛ بعد از هر نمازی چهار آیۀ اول بقره، سه آیۀ آیه الکرسی، چهار آیۀ آخر بقره، آیات 18 و 19 آل عمران، آیات 26 و 27 آل عمران؛ اگر خدا توفیق داد، شش آیۀ اول سورۀ حدید و شش آیۀ آخر حشر را بعد از هر نماز بخوان؛ این را یک سال ترک نکن. اگر این را بعد از هر نماز خواندی، مکروهی به شما نخواهد رسید؛ هر چه که می آید عشق می کنی. بلا می آید می گویی خدا را شکر؛ مریض می شوی، می گویی خدا را شکر، پول بیاید، خدا را شکر، فقر بیاید، خدا را شکر. می شوی ضد ضربه. مکروهی به شما نخواهد رسید. دو؛ شیطان به شما نزدیک نخواهد شد. سه؛ خداوند به شما قدرتی می دهد که اگر قرآن را بخوانی حافظش می شوی. حافظه ات قوی می شود. چهار؛ خدا روزی هفتاد نظر رحمت از باطن وجودت می کند، در هر نظر، هفتاد رحمت نصیبت می کند.

ریشه گناه

«وَ أَمَّا اَلْكَافِرُ فَنَقِمَةٌ عَلَيْهِ فِي اَلدُّنْيَا وَ سُوءُ اَلْعَذَابِ فِي اَلْآخِرَةِ[5]» خدا کافرها را هم در دنیا معذبشان می کند، هم در آخرت. «وَ لاَ يَكُونُ ذَلِكَ إِلاَّ بِذَنْبٍ»[6] بعد می گوید: خدا کافران را بخاطر گناهانی که کرده اند عذاب می کند، با کسی دشمن نیست. «وَ اَلذَّنْبُ مِنَ اَلشَّهْوَةِ»[7]. حالا ریشۀ گناه چیست؟ حواسمان را جمع کنیم و شهوتمان را کنترل کنیم. مؤمن باید لِجام بزند به شهوت. باید به هوای نَفْسش لِجام بزند. «وَ لاَ يَكُونُ ذَلِكَ إِلاَّ بِذَنْبٍ» این بد عاقبت بخیری کافر و اینکه دنیایش معذب، آخرتش هم معذب است، به خاطر گناه است. بعد می فرماید گناه بخاطر شهوتش است که نمی تواند کنترل کند. می تواند ولی نمی خواهد. الآن آمریکا را ببینید؛ داعش را ببینید. همه ش جنایت، همه ش هواهای نَفْس.

مدیریت خانم ها

خانم ها مدیریت خوبی دارند؛ از خواهران می خواهم هم خودتان و هم خانواده تان را مدیریت کنید. یعنی مدیریت کنید که موقع نماز، عبادت، موقع کار، اگر شوهرتان تنبلی می کند، با احترام، با محبت بگویید که بروند سَرِکار، به درس بچه ها برسند، راه زندگی شان را بهشان بشناسانند. البته خانم های ما همینگونه هستند الحمدلله. خانم ها مدیریت باید داشته باشند؛ آقایان هم همینطور. یکی از اقوام ما هست که خانم بزرگورای است؛ این جوانش تا زمانی که ازدواج نکرده بود، او را مدیریت می کرد؛ مثلا به او می گفت مثلاً الآن تو باید دوغ یا ماست بخوری، بخاطر اینکه شهوتش اذیتش نکند، حواسش بود. مادر حواسش به بچه اش بود؛ می گفت چیزهای سرد بخور و چیزهای گرم نخور که اذیتت بکند.

گناه مومن

«اَلذَّنْبُ مِنَ اَلشَّهْوَةِ وَ هِيَ مِنَ اَلْمُؤْمِنِ خَطَأٌ وَ نِسْيَانٌ»[8]؛ شهوت از مؤمن خطا و نِسیان است؛ خودش نمی رود دنبالش. در روایت دارد که مؤمن قَلیلُ الشَهوَه است؛ قَلیلُ الطَّعام است؛ قَلیلُ النَوم است، خوابش کم است، غذایش کم است. از روی فراموشی و خطا می رود دنبال شهوت. ببینید امیرالمؤمنین علیه السلام چه روانشناسی است. بعضی ها می گویند شما بروید روانشناسی بخوانید؛ روانشناسی چیست! همه چیز اینجاست. روانشناسی در قرآن و روایات است. همۀ علوم در قرآن و روایات است. مؤمن وقتی یادش از خدا غافل می شود، می رود به طرف دنیا؛ وقتی خطا و اشتباه می کند، می رود به طرف دنیا؛ و اِلّا اگر راهش را درست برود، به طرف شهوت نمی رود. «وَ أَنْ يَكُونَ مُسْتَكْرَهاً»[9]؛ مؤمن زمانی می رود به سمت شهوت که از روی کراهت و اجبار است و اِلّا دوست ندارد برود نهار بخورد ولی نَفْس به او فشار می آورد، می خورد. آدم های کافر از روی شهوترانی می روند به طرف پرخوری. ولی مومن مجبور می شود که می رود سمت خوردن. نَفْس مجبورش می کند و اِلّا نمی خواهد برود. عاشق خدا است، خودش هم ناراحت است.  «وَ مَا لاَ يُطِيقُ»؛ مؤمن زمانی می رود دنبال شهوت که دیگر قدرت مخالفت ندارد؛ و اِلّا نمی رود. لذا قَدر خودتان را بدانید. قَدر ایمانی که خدا بهتان داده را بدانید. قدر عشق الهی که در قلبتان است را بدانید.

طینت شیعه

«اِنَّ شیعَتَنا مِنّا خُلِقُوا مِنْ فاضِل طینَتِنا»[10]؛ شیعیان ما از ما هستند، از زیادی گِلِ ما خلق شده‌اند، از طینت و هستی ما هستند. پس مؤمن اگر هم دنبال شهوت برود، اینگونه می رود. تازه این را هم با برنامه ریزی می تواند درستش کند. در روایت دارد مؤمن برای هوای نَفْسش امروز و فردا می کند. مؤمن بالاخره یک جوری سر خودش را گرم می کند. می گوید: «وَ مَا كَانَ مِنَ اَلْكَافِرِ فَعَمْدٌ وَ جُحُودٌ وَ اِعْتِدَاءٌ وَ حَسَدٌ»؛ کافر دیگر از روی خطا و نِسیان نیست. از روی اِنکار خدا است؛ می خواهد مقابله کند با خدا. اِعتداء یعنی می خواهد تجاوز کند از حَد خودش. کافر از حَد خودش تجاوز می کند. خدایی ناکرده چشم چرانی، شکم چرانی، شهوت رانی؛ کارشان این است. «كُفّاراً حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ»[11]؛ کفّار که می روند دنبال شهوت از روی حسودی است. حسودی می کنند به مؤمنان. حسودی می کنند، این ها حسودی می کنند که شما سینه می زنید و به طرف خدا می روید. این ها حسودی می کنند که شما اربعین زیارت می روید. از حالا دارند برنامه می ریزند که جلوی شما را بگیرند. «حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ». این ها می بینند خودشان که جهنمی اند، می خواهند شما را هم جهنمی کنند. می خواهند راه تمام دنیا و تمام انسان ها را بکشانند به جهنم. ولی کور خوانده اند؛ ان شاءالله خودشان به جهنم می روند. دیگر تمام شد دورۀ شیطان؛ الآن دیگر دورۀ خدا است. الآن دیگر دورۀ نصرت اسلام و نصرت امام زمان عج الله فرجه است.

ناد علی

به امیرالمؤمنین علیه السلام خیلی بهاء بدهید. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در جنگ اُحُد مجروح شده و افتاده بود؛ همه فرار کرده بودند، فقط امیرالمؤمنین علیه السلام مانده بود. لشکریان از جلو حمله کردند، بعد پیغمبر فرمود علی جان برو عقبشان بزن؛ امیرالمؤمنین علیه السلام از راست و چپ حمله کرد و همه را عقب راند. اینجا پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: «نادِ عَلیاً مَظهَرَ العَجائِب تَجِدهُ عَوَناً لَکَ فِی النَوّائِب کُلَّ هَمٍ وَ غَمًّ سَیَنجَلی بِعَظَمَتِکَ یا اللهُ بِنُبُوَّتِکَ یا مُحَمَّدَ بِوَلایَتِکَ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّآ»؛ اول عباداتت این شعر را بخوان بعد یا علی را 110 مرتبه می گویی؛ بعد هم 7 بار می گویی: «لا فَتى اِلاّ عَلِىّ، لا سَیفَ اِلاّ ذُو الفَقار»[12].؛ بعد ببین امیرالمؤمنین علیه السلام چه کار می کند؛ عبادتت را عوض می کند. منتها نباید ترک کنی. باید همیشه بگویی. هر وعده عبادت؛ سحر، ظهر، غروب؛ هر وعده عبادتی که داری با مولا شروع کنی. «مَظهَرَ العَجائِب» است.

 

 

 

[1] – شيخ كلينى در كتاب كافى از ابو بصير روايت كرده كه امام صادق عليه السّلام در ماه رمضان اين دعا را می خواند.

[2] – جلد پنجم غرر الحکم

کسی که خود را بشناسد، تحقیقاً پروردگارش را می‌‏شناسد.

[3] – سورۀ غافر، بخشی از آیۀ 44

من کار خود به خدا وامی‌گذارم، که او کاملا بر احوال بندگان بیناست.

[4] – سورۀ غافر، بخشی از آیۀ 45

پس خدا از شر و مکر فرعونیان او را محفوظ داشت

[5] – تحف العقول، ج 2، ص 354

[6] – همان

[7] – همان

[8] – همان

[9] – همان

[10] – بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۳۰۲

[11] – همان

[12] – جوانمرد شجاعى چون على(علیه السّلام) و شمشیرى چون ذوالفقار وجود ندارد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *