عقل خدابین

ما این روایات را که می‌خوانیم و معرفت پیدا می‌کنیم، سبب می شود، به سمت عمل برویم. معرفت، آدم را به عمل می‌رساند. محور عالم هستی، معرفت است. اصلاً بالاترین عمل معرفت است. خواندن روایات اهل بیت علیهم السلام ، سیر وسلوک است، بلکه بالاترین سیر و سلوک است. می فرماید یک ساعت تفکر بالاتر است از هزار شب عبادت.

گفتیم نَفْس چهار تا طبیعت داشت، چهار تا رکن و چهار تا عماد و ستون. ارکان از همه بالاتر است؛ بعد از ارکان، ستون ها و بعد از ستون ها طبائع. فرق رکن و ستون این است که بعضی از ستون ها اگر خراب شود، باعث تخریب ساختمان نمی شود. اما بعضی دیوارها، دیوارهای باربر هستند، اگر خراب شوند، ساختمان فرو می ریزد؛ ارکان اینطورند، لذا خیلی مهم تر هستند؛ مثل ارکان نماز؛ ارکان نماز واجباتی است که اگر عمداً یا سهوا آن را انجام ندادی، نماز باطل است. ولی واجبات نماز را اگر سهواَ ترک کردی به نماز صدمه ای نمی خورد. مثلا یادت رفت سوره بخوانی، بعد رفتی رکوع ایراد ندارد؛ نمازت درست است؛ ولی اگر یادت رفت رکوع کنی؛ نماز باطل است. یکی از ارکان انسان، نور است. می فرماید مؤمن عقلش خدابین است. عقل مؤمن از نور دستور می گیرد. «وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ» نوری برای شما قرار می دهد که به وسیله آن حرکت می کنید. اما در کافر این عقل خاموش می شود؛ «اِنارة العَقلِ مَکسوفٌ بِطوعِ هَوی/ عقلُ عاصی الهَوی یَزدادُ تَنویراً». آن عقلی که از هوای نفسانی و طبائع اَربع به گفته امیرالمؤمنین علیه السلام خلاص بشود و نجات پیدا کند، نورش زیاد می شود؛ اما آن عقلی که تبعیت می کند از هوای نفسانی و طبائع اَربع، خاموش می شود.

شرط توحید

«فَاِذا كانَ تَاْييدُ عَقْلِهِ مِنَ النّور»؛ علم می آید؛ نور می آید؛ فَهِم می شود؛ عارف می شود؛ محور زندگی را پیدا می کند؛ «إِلَى مَا هُوَ صَائِرٌ»؛ می رود به سمت کمال وجودیش؛ توجه می کند به وجه الله.  با چه چیزی؟ «بِإِخْلاَصِ اَلْوَحْدَانِيَّةِ»؛ با اخلاص در توحید؛ اخلاص در توحید به ولایت است؛ توحیدِ تنها محال است؛ توحید باید با ولایت باشد. نباید انسان از زیر چتر ولایت خارج شود؛ «کَلِمَةُ لا إلهَ إلّا اللّهُ حِصنی فَمَن دَخَلَ حِصنی اَمِنَ مِن عَذابی بِشُروطِها وَ أنَا مِن شُروطِها»؛ شرطش ولایت است. «بِإِخْلاَصِ اَلْوَحْدَانِيَّةِ» یعنی سَرَت را در مقابل ولی الله اعظم به زمین بمالی. مانند شیطان نباشی که در مقابل حضرت آدم سجده نکرد.

امام زمانی واقعی

ما نباید مثل خوارج باشیم؛ مثل اصحاب جمل؛ مثل ناکثین و مارقین؛ نباید از زیر چتر ولایت و امام زمان و اهل بیت علیهم السلام خارج شویم؛ باید ولایت داشته باشیم؛ ولایت یعنی کشتن نفس؛ یعنی هر چه اهل بیت علیهم السلام گفتند بگوییم چشم؛ مطیع باشیم. از کجا می فهمیم که مطیع هستیم؟ سنگ امام زمان عجل الله فرجه را که  همه به سینه میزنند؛ همه الآن دارند می گویند امام زمان عجل الله فرجه. حجتیه، صوفیه، عرفا ، فقها و فلاسفه هم می گویند امام زمان عجل الله فرجه. چه کسی امام زمانی واقعی است؟ «وَ اَلْإِقْرَارِ بِالطَّاعَةِ»؛ اقرار به توحید و ولایت میخواهد؛ طاعت می خواهد؛ باید تمام دستورات شرعیه را رعایت کنی؛ تمام فقه را رعایت کنی. تمام اصول را رعایت کنی. تمام عرفان و فلسفه را رعایت کنی؛ « نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ» نباشیم؛ ما دین نصفه نداریم. روایت می فرماید:

« فَأمّا مَن كانَ مِن الفُقَهاءِ صائنا لنفسِهِ حافِظا لِدينِهِ مُخالِفا على هَواهُ مُطِيعا لأمرِ مَولاهُ فلِلعَوامِّ أن يُقَلِّدُوهُ» بعد می فرماید: اگر کسی دست رد به سینۀ چنین عالمی بزند، طاغوت است. ما باید اقرار به طاعت داشته باشیم. باید منیّت مان را کنار بگذاریم و نوکری کنیم. فقیه هستی، عارف هستی، فیلسوف هستی، هر کاره ای هستی، کارمندی، نظامی ای باید مطیع باشی؛ ملاک در اخلاص، ملاک در وحدانیت، طاعت است.

وهابیت الآن دارند اطاعت آمریکا را می کنند؛ فتنه گران سال 88 از آمریکا اطاعت کردند؛ از اسرائیل اطاعت کردند؛ ما باید پشت سر خدا و ولی خدا باشیم. پشت سر امام زمان عجل الله فرجه باشیم؛ پشت سر خون شهدا، ولایت و نظام باشیم. در هر مقامی که باشیم باید از حق پشتیبانی کنیم؛ ولایت فقیه است که جلوی آمریکا ایستاده.

حرارت بدن

«وَ قَدْ تَجْرِي فِيهِ اَلنَّفْسُ وَ هِيَ حَارَّةٌ » گاهی در وجود انسان، نَفْس رفت آمد می کند و گرمی بر او غالب می شود . این گرمی چه خصوصیتی دارد؟ دیدید گاهی اوقات بدن گُر می گیرد؟ گرمی غلبه می کند؛ « وَ تَجْرِي فِيهِ وَ هِيَ بَارِدَةٌ »؛ گاهی هم آب غلبه می کند و انسان خنک میشود. این چه خصوصیتی دارد؟ «فَإِذَا حَلَّتْ بِهِ اَلْحَرَارَةُ»؛ اگر حرارت در وجود انسان غلبه کند؛ خصوصیتش این است که می خواهد خودنمایی بکند؛ جلوی همه  بایستد؛ خودش را از همه بالاتر می داند؛ أشَرَ یعنی اشاره؛ دوست دارد مورد اشاره قرار بگیرد؛ بَطَرَ، تکبر می کند. « وَ اِرْتَاحَ وَ قَتَلَ وَ سَرَقَ وَ بَهَجَ وَ اِسْتَبْشَرَ وَ فَجَرَ وَ زَنَى وَ اِهْتَزَّ وَ بَذَخَ»؛  اِرْتَاحَ، آسایش طلب می شود؛ خوشحال و از خود راضی می شود؛ با دیگران مشورت نمی کند. ما باید با دیگران مشورت کنیم؛ به رای دیگران اهمیت بدهیم؛ پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم با آن عظمتش مشورت می کرد؛ یک موقع، یک استادی هست، درس که می دهد، از نظرات دیگران استفاده می کند؛ حتی از نظرات شاگردان خودش استفاده می کند؛ ولی یک استادی هست که با کسی مشورت نمی کند، این موفق نمی شود.

راه درست

امیر المؤمنین علیه السلام در این روایت، عرفان را از عالم بالا آورده و مجسم کرده؛ می فرماید اگر حرارت بدنت زیادی بالا رفته، از خود راضی می شوی؛ قتل و غارت میکنی؛ مثل این ترامپ که همه وجودش آتش است حرارت است. دزدی می کند؛ مال مردم را می خورد، دلار می خورد، سکه می خورد. اینها به خاطر حرارت زیاد است. چرا مال مردم را می خوری؟ «وَ بَهَجَ» خودش از خودش راضی است. «وَاِسْتَبْشَرَ» و به خودش بشارت می دهد، مثلا می گوید ما ابر قدرت جهانیم، إن شاء الله به زودی نابود می شود. «وَ فَجَرَ»  در دنیا فِسق و فجور راه می اندازد؛ با این موبایل ها، شبکه های مجازی، در عالم فساد راه می اندازد. جوانانی که ازدواج نکرده اند حرارت بدنشان را باید در راه درست بیاورند. راه درست چیست؟ ورزش، درس، عبادت، مباحثه، مسجد، هیأت، زیارت، نماز جمعه. یک خورده ام کمتر بخورد، کمتر بخوابد، تا این گرمی پایین بیاید.

ریشه بیماری ها

حالا اگر زیاد خنک بشود زیادی برود به سمت آب و سردی، می فرماید: «وَ إِذَا كَانَتْ بَارِدَةً اِهْتَمَّ وَ حَزِنَ وَ اِسْتَكَانَ وَ ذَبُلَ وَ نَسِيَ وَ أَيِسَ» غم میگرد. «وَ اِسْتَكَانَ» خوار و ذلیل می شود وَ «ذَبُلَ» پژمرده می شود «وَ نَسِيَ» فراموشی به او دست می دهد؛ «فَهِيَ اَلْعَوَارِضُ اَلَّتِي يَكُونُ مِنْهَا اَلْأَسْقَامُ » اینها عوارضی هستند که مریضی ها همه از همین جاست. می فرماید« وَ لاَ يَكُونُ أَوَّلُ ذَلِكَ إِلاَّ لِخَطِيئَةٍ» دلیل اینها این است که خطا کردند؛ چه خطایی کردند؟ « عَمِلَهَا فَيُوَافِقُ ذَلِكَ مِنْ مَأْكَلٍ أَوْ مَشْرَبٍ فِي حَدِّ سَاعَاتٍ لاَ تَكُونُ تِلْكَ اَلسَّاعَةُ مُوَافِقَةً لِذَلِكَ اَلْمَأْكَلِ وَ اَلْمَشْرَبِ بِحَالِ اَلْخَطِيئَةِ » جایی که نمی باید می خورده، خورده؛ جایی که نباید می نوشیده، نوشیده؛ لذا در سیر سلوک می فرماید اول روزه. روزه یعنی انسان از مأکَل و مَشرب دوری کند، اگر روزه نمی توانی بگیری، دو وعده ای کن غذاهایت را. دو وعده هم نمیتوانی بکنی، سه وعده بخور ولی به اندازه بخور، متعادل بخور. می فرماید صبح، غذا میخ بدن است، شب هم یک رگی در بدن است که اگر غذا نخوری نوری از بدنت خارج می شود که دیگر بر نمی گردد؛ اما در مورد ظهر می فرماید غذا، بدن را فاسد می کند. لذا ظهر یا نخورید یا اگر می خورید خیلی سبک باشد. شام و صبحانه بخورید. بیشتر از همه صبحانه سفارش شده. «فَيَسْتَوْجِبُ اَلْأَلَمَ مِنْ أَلْوَانِ اَلْأَسْقَامِ » این برای این غذای نابجا بوده است که باعث به وجود آمدن مریضی های رنگارنگ شده. از همه بدتر این که نه می تواند ورزش کند، نه می تواند درس بخواند، نه می تواند کار درست و حسابی بکند. می رود سر کار می خوابد! سر کار گَپ می زند. در را می‌بندند استراحت می کند.

« يَسْمَعُ وَ يَشَمُّ بِالرِّيحِ »؛ گوش دادن و بویایی با باد هواست. هوا می رسد به پردۀ صماخ، ارتعاش پیدا می کند و پیام به اعصاب و مغز منتقل می شود و انسان می شنود. حضرت این روایت را  1400 سال پیش فرموده اند؛ باید دانشمندان بیایند از حضرت یاد بگیرند.

عقیله کربلا

این نکته خیلی مهم است که توسل انسان به چه کسی باشد؟ انسان باید به کسی توسل کند که بتواند او را ببرد. حضرت زینب سلام الله علیها در این مسیر، برای رسیدن به خدا بسیار، بسیار قوی هستند؛ حضرت می تواند ما را برساند، همانطور که کاروان امام حسین علیه السلام را از بین طوفان کوفه و شام دوباره رساند به کربلا. زینب سلام الله علیها کاروان سالار است. بنده یقین دارم آن کسی که می تواند  نَفْستان را بسوزاند حضرت زینب سلام الله علیها است. کدام مصیبت است که امام زمان عجل الله فرجه صبح و شب برایش گریه می کند، خون گریه می کند؟ فرمود مصیبت عمه جانمان حضرت زینب سلام الله علیها. یکی از معانی عقیله یعنی رهبر، عقیلۀ بنی هاشم یعنی رهبر، کاروان سالار بنی هاشم. معنی دیگر؛ به زنهایی که چادر خیلی دوست داشتند می گفتند عقیله…

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *