نیت

مرتبۀ دوم از درجۀ اولِ اِشفاق این است که ما اعمالمان را از بین نبریم و باطل نکنیم؛ بلکه تربیت و رشدش بدهیم. راهکار آن چیست؟ امام زین العابدین علیه السلام می فرماید: «إِنَّ أَعْظَمَكُمْ عِنْدَ اَللَّهِ حَظّاً أَعْظَمُكُمْ فِيمَا عِنْدَ اَللَّهِ رَغْبَةً»[1]. یک ضربۀ امیرالمؤمنین علیه السلام در خندق، از عبادت جن و اِنس بالاتر است. ما هم می توانیم اینگونه باشیم. می فرماید: عملتان در چه صورتی عظیم است و از همه بالاتر است؟ مثل امیرالمؤمنین علیه السلام که یک ضربه اش از عبادات جن و اِنس بالاتر است؛ حتی از عبادات امام صادق علیه السلام که حضرت فرمود حتی عبادات من هم جزء آن است. امیرالمؤمنین کیست؟ چه کار کرده؟ نیتش را درست کرده. می فرماید اگر می خواهید عملتان اعظم اعمال باشد، باید رغبتتان به خدا از همه بیشتر باشد. عشقتان به خدا از همه بالاتر باشد. ما چگونه علاقه مان به خدا بیشتر باشد؟ ما به خدا رغبت نداریم.

فاعل علمی

فواعل دو نوع اند؛ فواعل علمی و فواعل طبیعی. فواعل طبیعی مثل اینکه خورشید، نور می دهد. طبیعتش این است که نور می دهد. فواعل علمی، از روی علم کار انجام می دهند؛ مثل انسان و حیوان. خودِ فواعل علمی دو دسته می شوند؛ فواعل علمی خیالی و فواعل علمی فکری. حیوانات قدرت تفکر ندارند؛ فعلشان علمی هست ولی خیالی است. مثل بچه؛ بچه شکلاتی را می بیند بعد از رنگ آن خوشش می آید، این را هم نمی داند که این شکلات برایش ضرر دارد، می رود به طرف شکلات و آن را باز می کند و می خورد. این می شود فاعل خیالی. اما شما شکلات را می بینید، خوشتان هم می آید ولی نمی خورید؛ می گویید این برای دندان من ضرر دارد؛ این می شود فاعل فکری. انسان ها باید فاعل فکری باشند. مشکل ما این است که فاعل طبیعی و خیالی هستیم؛ فاعل فکری نیستیم. خیلی از کارهایمان از روی طبیعتمان است. اینکه  قلبمان می زند، طبیعت وجودیمان اقتضاء می کند. اینکه پلک می زنیم، طبیعت وجودیمان اقتضاء می کند. اما امیرالمؤمنین علیه السلام چون وجه الله اعظم خدا است، چون تمام عالَم در دست قدرت اوست، قلبش هم که می زند با اراده می زند. امیرالمؤمنین علیه السلام به کمیل می گوید: «يا كُمَيلُ ما مِن حَرَكَةٍ إلاّ و أنتَ مُحتاجٌ فيها إلى مَعرِفَةٍ»[2]. فکر نه، بلکه بالاتر از آن، معرفت؛ یعنی علم حضوری و شهودی. پلک زدنت هم باید به اذن الله باشد. بشر می رسد به چنین قدرتی که پلک زدنش هم به اختیار خودش باشد. الآن قلب من در اختیار خودم نیست. ولی کسی که معرفت داشته باشد، فاعل بالفکر و فاعل علمی است. حتی نسبت به مرگش. مرگ ما دست خود ما نیست. چرا؟ چون ضعیف هستیم. چون تابع نَفْس و تابع شهوات هستیم. شهوات ما را می کشاند به طرف خودش؛ کنترلمان دست دنیا و هواهای نفسانی و شیطان و اجنه است.

کمک معاویه

الآن آمریکا و اروپا فاعل خیالی اند. کسانی که دل می بندند به اروپا، اینها خیالی اند. چقدر دولت فعلی جان کَند که از اروپا کمک بگیرد. بعد ببینید چی شد؟ همان کاری که آمریکا کرد، اروپا هم کرد. چون دولت محترم ما، فاعل خیالی است، فکری نیست. می گویند خب حالا آمریکا ما را انداخت بیرون، شاید اروپا کمکمان کند! رئیس جمهور و دولت محترم شما نور چشم مردم ایران هستید؛ بیایید به راه خدا، به راه امام؛ راه امام چه بود؟ راه امام را فراموش نکنید که فرمود: انگلیس از آمریکا بدتر، آمریکا از انگلیس بدتر؛ این ها یک مشت کافر جنایتکارند. به اینها برای چه اعتماد می کنید؟ در خیالت پرورش می دهی که اگر من بروم پیش معاویه او به من کمک مالی کند! معاویه که به شما کمک مالی نمی کند. معاویه اگر به شما هزار تومان بدهد، صد هزار تومان می چاپد. از اینها هم نترسید. می گفتند: اگر برجام را امضاء نکنیم، جنگ می شود؛ نترسید؛ حکومت عالَم، دست امیرالمؤمنین علیه السلام است. حکومت عالَم، دست امام حسین علیه السلام است. امام حسین علیه السلام الآن دارد در عالَم حکم می کند. این می شود غایت فکری. این می شود غایت علمی. دنبال دنیا نروید. دنبال علم بروید. دنبال معرفت بروید. اساس زندگی تان را بگذارید به عارف شدن و معرفت پیدا کردن؛ به علم، به فلسفه، فقه، اصول، به مجتهد شدن در تمام علوم دنیا. زندگیتان اینگونه باشد؛ آن هم قربة الی الله. بالاخره روزی می رسد. در روایت مبارکه دارد، کسی که طالب علم است، لازم نیست دنبال روزی برود؛ خدا روزی را خودش می رساند.

فاعل بالتجلی

بالاترین نوع فاعل در فلسفه و عرفان، فاعل بالتجلی است. خدا فاعلیتش بالتجلی است. «كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ»[3]. «أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ»[4]. خداست که دارد سایه را در تمام عالَم می گستراند. ظلّ و سایه یعنی وجه الله. خدا ظلّ خودش، یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام را همه جا دارد می کشاند. اگر خورشید فاعل بالطبع است و نور می دهد، در واقع فاعل بالتجلی است؛ خداست که دارد به او نور می هد. ما در ظاهر نور مادی می بینیم ولی حقیقت خورشید، نور امیرالمؤمنین علیه السلام است. «ما رَأَيتُ شَيئاً اِلاّ وَ رَأَيتُ اللهَ قَبلَهُ وَ بَعدَهُ وَ مَعَهُ وَ فيهِ»[5]. انسان باید برود به طرف فاعل بالتجلی و از خودش اراده اش را سلب کند. خدا در وجودش تجلی کند. مقام معظم رهبری و امام، اراده شان ارادۀ الهی است؛ خدا در وجودشان تصمیم می گیرد؛ تصمیمشان تصمیم خداست؛ برای خودشان تصمیم نمی گیرند. ما هر نوع فاعلی می توانیم باشیم. چگونه فاعلی باشیم؟ چه اراده ای داشته باشیم؟ ارادۀ ربانی، ارادۀ حیوانی، ارادۀ نفسانی؛ چه اراده ای داشته باشیم؟ ما باید برویم به طرف اینکه حتی نه فاعل علمی بلکه فاعل بالتجلی باشیم. یعنی خدا در وجودمان حکمرانی کند. «مَن کانَ لله کانَ اللهُ لَه»[6]. عبادت سَحرمان را داشته باشیم؛ عبادت غروبمان را داشته باشیم؛ عبادت موقع خوابمان را داشته باشیم؛ اگر این عبادتهایمان را درست کنیم، وجودمان کم کم الهی می شود. «وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیامِ اللَّهِ»[7]. ایام الله را متذکر بشویم. خدا قدرتش را داده؛ همین که شما انسان آفریده شدید، یعنی می توانید فاعل بالتجلی باشید. یعنی می توانید مظهر تجلی ارادۀ خدا بشوید.  

کانال الهی

امروز نمایندگان مقام معظم رهبری آمده بودند به دیدار اساتید حوزه، یک نامه ای دادند که یک چیزی بنویسیم برای مقام معظم رهبری؛ بنده بعد از عرض ادب و نوکری و دست بوسی نوشتم که ما خواهش می کنیم که یک دستوری بدهید که 1- یک کانال بگذارند مخصوص فقه؛ فقه ابتدایی، فقه متوسطه و فقه اجتهادی.2- کانال اصول؛ اصول ابتدایی، اصول متوسطه و اصول اجتهادی. 3- کانال فلسفه؛ فلسفۀ ابتدایی، فلسفه متوسطه و فلسفه اجتهادی. 4- کانال عرفان؛ عرفان ابتدایی،عرفان متوسطه و عرفان اجتهادی. این همه شبکه داریم، دَه تایش را هم بگذارند برای علم. در روایت دارد در آخرالزمان هرکسی در خانه اش می تواند عالِم بشود.

یک کلامی هست در لسان عرفاء که می گویند: «اَلعارِفُ يَخلُقُ بِهِمَّتِه ما يَشاء». عارف همین که قصد می کند، خلق می کند. امام نیت کرد، همۀ عالَم را عوض کرد. زد تو دهن دنیا. زد تو دهن استکبار. زد تو دهن شاه. چه کسی فکر می کرد. اگر امام فاعل فکری بود، می آمد دو دو تا چهار تا می کرد که شاه تا دندان مسلح است و اینهمه ارتش دارد و آمریکا و اروپا پشتش هستند. ولی امام فاعل فکری نبود بلکه فاعل الهی بود. فاعل بالتجلی بود. محل تجلی اسماء و صفات خدا و انوار خدا بود. یعنی گفت هرچه هست دست خدا است.

نمایندگان مجلس از رهبری یاد بگیرند

آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. آقایان نمایندگان مجلس به خاطر ترس از اروپا که تحریمتان نکند، نیایید FATF را که نجس است تصویب کنید. نیایید به خاطر ترس از اروپا که خیال استCFT  را که نجس است تصویب کنید. این قوانین را یک مشت همجنس باز تصویب کرده اند. از اینها نترسید. کما اینکه امام نترسید و الآن هم خدا را شکر می کنیم که یک رهبری داریم که نمی ترسد. آقایان نمایندگان مجلس از رهبرتان یاد بگیرید. از امامتان یاد بگیرید. نیایید این جور چیزها را از ترس اروپا تصویب کنید. این اروپا که هرکار خواست با شما کرد آخرش هم می گوید موشکهایتان را هم باید بدهید. این مملکت ولایت فقیه دارد. این مملکت شهداء را داده است. مجلس هم حالا این چهار سال اینها رأی آورده اند، بعد این مدت مردم می فهمند که این مجلس دارد برایشان کار می کند یا نه. مجلسی که CFT را تأیید کرده که شورای نگهبان می گوید بیست مورد خلاف شرع و قانون و خلاف دین در آن هست. خدا خیرتان بدهد، ان شاءالله موفق باشید ولی فکرتان را درست کنید. ببینید رهبرتان چگونه می رود، شما هم همانگونه بروید. متأسفانه بعضی از مسئولین ما رانت می خورند؛ خودشان می آیند می گویند رانت خوردن اشکالی ندارد. خب همین که آمدی گفتی رانت اشکالی ندارد و خوردی، دیگر حق و باطل را نمی توانی تشخیص بدهی. اگر انسان مالِ مردم خور شد دیگر نمی تواند حق و باطل را تشخیص بدهد.

برو دنبال هدف حقیقی ات، آنها خودش درست می شود. انسان وقتی برود به طرف خورشید، راحت می شود. دیگر آن ضیق وجودی اش می ریزد، همه چیزش درست می شود؛ راحت می شود. امیرالمؤمنین و اهل بیت علیهم السلام می رفتند به طرف خورشید، همه چیزشان درست بود. حضرت امیر علیه السلام بدهی هم داشت، ولی چون اسم اعظم را داشت، عین خیالش نبود. مگر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  موقع شهادت بدهکار نبود؟ پیغمبر را که شهید کردند بدهی داشت. امیرالمؤمنین علیه السلام بدهی شان را به عهده گرفتند. پیغمبر اکرم با آن عظمت، بدهی داشت؛ ولی عین خیالش نبود؛ چون می دانست خدا هست. چون خورشید دلش را روشن کرده بود. چون علائق و تعلقات جزئیه و اوهام و خیالات را درست کرده بود. «شیطانی اَسلَمَ بِیَدی». فرمود شیطان من با دو دست جلال و جمال و اسماء و صفات جلالیه و جمالیه الهیه تسلیم من شده است.

[1] – من لا يحضره الفقيه، ج4، ص 408

[2] – مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج17، ص267

[3] – سوۀ الرحمن، بخشی از آیۀ 29

[4] – سورۀ فرقان، بخشی از آیۀ 45

[5] – عین الیقین ، ج 1 ، ص 49

به هیچ چیز نظر نينداختم مگر آن که خدا را پیش از آن، پس از آن، همراه آن و درون آن مشاهده کردم

[6] – هر کس کارهایش خدایی و برای خدا ورضای او باشد خدا نیز برای او و پشتیبان و تایید کننده او است

[7] – سورۀ ابراهیم، بخشی از آیۀ 5

وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیامِ اللَّهِ إِنَّ فی ذلِکَ لآیاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ