خلاصه بیانات حضرت آیت الله تقوایی حفظه الله تعالی چهارشنبه 1397/09/28

 

برداشت غلط

«رُفِعَ القَلَمُ عَن الشیعَه» ما قلم مواخذه را از شیعه برداشتیم؛ بعضیها از این روایت برداشت بد می کنند؛ می گویند حالا که اینطور است هر چی می خواهی گناه کن؛ مجلس شادی گناه می گیرند. این برداشت بسیار اشتباه است؛ آیا ما قلم مؤاخذه را برداشتیم یعنی گناه کن؟ کجا این را می گوید؟ نه دلالت مطابقی بر آن دارد، نه دلالت التزامی، نه دلالت تضمنی. بعضیها متاسفانه از دین اشتباه، برداشت می کنند؛ چون سواد ندارد. رفع القلم یعنی تخفیف. شما به بچه ات می گویی امروز روز عید است؛ اگر کار اشتباهی کردی کاریت ندارم، نه اینکه گناه کن؛ یک چیز عقلی است؛ معنای آن واضح است؛ «رُفِعَ القَلَمُ عَن الشیعَه» به معنای این است که ملت ایران که ملت شیعه و محب امیرالمؤمنینعلیه السلام است، پاک است، طاهر است، شهید است «مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِیداً» این یعنی رفع القلم؛ کسی که به محبت اهل بیت بمیرد شهید مرده است؛ کسی که به محبت اهل بیت بمیرد تائب مرده است؛ کسی که به محبت اهل بیت بمیرد تمام گناهانش آمرزیده است؛ در روایت مبارکه دارد کسی که شهید می شود تمام کمالاتی را که باید طی می کرد، می برندش؛ این شهید راه ظاهر است، سید مهدی بحرالعلوم می فرماید: مقام شهید راه باطن از شهید راه ظاهر بالاتر است؛ خداست دوست دارد ببخشد؛ نه به این معنا که هر کاری بکن؛ نه، اتفاقا آن کسی که خدا بیشتر به او محبت کرده، شایسته است که بیشتر نوکری کند؛ بیشتر عبد باشد. امام کاظم علیه السلام می فرماید به شیعیان ما فاسق و فاجر نگویید؛ ولایت ما اهل بیت، پاکشان می کند؛ بگو کار فسق انجام داد؛کار فجور انجام داد. ما شیعیانمان را اگر کار بدی کنند، یا مریضی می دهیم یا سختی یا فقر؛ پاکشان می کنیم نه اینکه گناه کن. جهنم نمی روی ولی چوب که دارد، سکرات مرگ که دارد، برزخ که دارد. یک دفعه می بینی یک نفر 300 هزار سال در هنگام دست و پا زدن برای جان کندن، در عذاب است؛کی گفته حق داری گناه کنی؛ فرمود شما در برزخ عذاب می بینید، مواظب خودتان باشید، حواستان را جمع کنید.

صراط محبت

ما یک سبیل داریم یک صراط؛ سبیل به راههای فرعی می گویند؛ صراط به آزادراه؛ وقتی رسیدی به آزاد راه، راحت می روی. خیلیها در سبیل گیر می کنند، می رود مداح میشود در مداحی گیر می کند؛ می رود اهل علم می شود در علم گیر می کند؛ وقتی در علم گیر کرد؛ دنبال تهذیب نفس نمی رود؛ دنبال روضه و گریه برای اهل بیت نمی رود؛ اگر نفس کشی نکرد تا رانت دادند می خورد؛ می شود مثل بعضی ها که اختلاس می کنند؛ این علم فایده ندارد؛ خودمان را بیندازیم در آزاد راه و صراط «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيم‏» صراطِ امیرالمؤمنین علیه السلام ؛یعنی پشت سر امیرالمؤمنین علیه السلام حرکت کن، ببین چکار می کرد همان کار را بکن؛ سلمان پا می گذاشت جا پای امیرالمؤمنین علیه السلام ؛ آزاد راه اهل بیت، آزادراه محبت است؛ فرمود راه ما، راه محبت است نه راه علم، نه راه تقوی، نه راه خشوع، نه راه عبادت؛ کسی که عاشق شد از همه بهتر ورزش می کند؛ از همه بهتر دنبال علم می رود؛ چون عاشق است می گوید من باید از همه بهتر عبادت کنم، نه اینکه عبادت نکند بله عشق است ابالفضل علیه السلام اما نه اینکه دیگر نه نمازی، نه نافله ای؛ درست است عشق است ابالفضل علیه السلام ولی همان حضرت ابالفضل علیه السلام صد رکعت نماز می خواند.

پشتوانه

«ذُنُوبُ الْمُؤْمِنِ إِذَا تَابَ مِنْهَا مَغْفُورَةٌ لَهُ» هر کاری یک حسابی دارد؛ اگر توبه کنی می بخشند؛ یعنی پشتوانه داری؛ خدا به تو بُن داده؛ بن محبت امیرالمؤمنین علیه السلام داده؛ پارتی برایت گذاشته؛ پارتیت کیه؟ امیرالمؤمنین علیه السلام. عشق به امیرالمؤمنین علیه السلام طاهرت کرده؛ نه اینکه برو جنایت کن؛  اصلا جرأت جنایت پیدا نمی کنی؛ چون عاشقی، چون محبی. حالا که «إِذَا تَابَ مِنْهَا مَغْفُورَةٌ لَهُ» و «رُفِع القَلَم» یعنی هوایت را دارند «فَلْيَعْمَلِ الْمُؤْمِنُ لِمَا يَسْتَأْنِفُ بَعْدَ التَّوْبَةِ و المَغفِرَه» پاشو راه برو، نگذار شیطان مأیوست کند؛ راهت را عوض کن؛ بعضیها گناه می زندشان زمین، نمی توانند بلند شوند؛ افسردگی می گیرند؛ دو سال می آید طلبگی؛ نمره هایش کم می شود، بعد رها می کند. مأیوس نشو؛ بیست سال هم شد بایست؛ نترس بالاخره موفق می شوی؛ گیرم موفق نشوی، همین که در آزاد راهی موفقی؛ همین که در کوچه پس کوچه ها گیر نکردی موفقی. نترس تو بیا خودت را در صراط قرار بده، مطمئن باش در موقع مرگ، دستت را می گیرند؛ روایت دارد ما شیعیانمان را موقع مرگ رها نمی کنیم؛ ما قرآن را در قبر به آنها یاد می دهیم. حضرت صدیقهسلام الله علیها که مجلس ما امشب به نام ایشان است 99 موقف دست ما را می گیرد؛ می دانید چرا می گوید 99 موقف؟ اسم اعظم خدا به یک تقسیم 99 تاست؛ ابن فهد حلی 99 اسم خدا را در عدة الداعی گفته؛ کسی که هر روز اینها را بگوید می رسد به اسم اعظم خدا. حضرت زهراسلام الله علیها هم ما را می برد تا برساند به اسم اعظم؛ برساند به بهشت. صدمی آن بهشت است. بهشت واقعی اسم اعظم است؛ بهشت واقعی یعنی حضرت امیرالمؤمنینعلیه السلام؛ بهشت واقعی یعنی ابی عبد اللهعلیه السلام یعنی حضرت ابالفضل علیه السلام یعنی حضرت فاطمه معصومهسلام الله علیها .

شکر

عالم، عالمِ مراتب و کثرات است؛ نمی شود اختلاف نداشته باشند؛ می گوید چرا خدا امیرالمؤمنینعلیه السلام را امیرالمؤمنینعلیه السلام آفریده؟ چرا ندارد؛ اگر امیرالمؤمنینعلیه السلام می شدی؛ امیرالمؤمنینعلیه السلام می شد تو، دوباره سوال بود خدا دوست داشته؛ دارندگی و برازندگی؛ هر کسی به اندازه ای که گرفته باید شکر کند، دیگر سؤال ندارد؛ در عطا شکر است نه نق زدن؛ آقا به امیرالمؤمنینعلیه السلام آنقدر دادند، به امام آنقدر دادند، به آقای حسن زاده آنقدر دادند؛ نوش جانشان؛ تا کور شود هر آنکه نتواند دید. اگر همه می خواست امیرالمؤمنینعلیه السلام باشند که عالم ایجاد نمی شد، لذا خدا عالم را دارِ تکثر آفریده «وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا» ما شما را شعبه شعبه، قبیله قبیله، با خصوصیات مختلف آفریدیم برای این که معرفت پیدا کنید. به آن بالایی خدا داده، به این پایینی هم خدا داده «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُم‏» کریم ترین شما، پاکترین شما، کسی است که تقوا داشته باشد؛ کسی است که خوب نوکری کند؛ مهم این است که راه باز است و جاده دراز؛ می خواهی بشوی امام، کاری ندارد پاشو درس بخوان، خدا که قدرت داده، چشم داده، زبان داده؛ گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست؟ اگر آدم اراده کند به همه چیز دست پیدا می کند؛ اگرکسی یقین داشته باشد خدا می دهد، خدا عطا می کند. «أنا عِندَ ظَنِّ‏ عَبدِي المُؤمِن».‏ بشر نهایت ندارد؛ این شبهای به این بلندی پاشو یک عبادتی بکن. این همه نعمت داده؛ پدر داده، مادر داده، خواهر و برادر داده، دوست داده؛ اگر هزار تا دوست داشته باشی باز کم است؛ همه چیز به ما داده اند؛ این کثرت که خوب است؛ دندان اسب پیش کشی را که نمی شمارند؛ طرف رفت محضر مقدس پیامبر اکرمصلّی الله علیه وآله گفت یا رسول الله من وضع مالیم خوب نیست؛ مسجدیِ ناب بود، همیشه صف اول بود؛ حضرت فرمود این برایت بهتر است؛ اصرار کرد پیامبر یک درهم یا دو درهم به او داد؛ این پول برکت کرد؛ گله و گوسفند و زن و بچه و … ؛ دیگر نماز جماعت پیدایش نشد؛ «اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ» خدا می داند رسالتش را کجا بگذارد؛ همین که داده شکر کنیم؛ اول شرط استجابت دعا شکر گذار بودن است؛ راضی بودن به این است که خدا بدهد یا ندهد؛ ما کار خودمان را درست کنیم؛ حتی در معنویت هم تا عشق داری عبادت کن،گیر نده؛ نگو من باید حتما از فلانی جلو بزنم، خودت را برزخ نکن؛ نماز جعفر طیار می خواند، از خدا طلبکار می شود؛ همان بهتر نخوانی؛ نمی خواهد نماز جعفر بخوانی؛ شاکر باش«و قَلباً شاکِراً» فعلا این را قانع باش؛ اعمالت را درست کن؛ واجباتت را درست کن؛ درسهایت را درست کن؛ علمت را درست کن؛ عبودیّتت را درست کن. ما نباید در مقابل خدا بی ادب باشیم؛ این که پیغمبر رسید به رسالت، اول عبد شد «أشهَدَ أنّ محمّداً عَبدُهُ وَ رَسولُه» عبد شدن زحمت دارد.

حوزه انقلابی

ما الآن یک هیئتهایی داریم ده هزار نفر جمعیت می رود؛ خوب است ولی اگر من باشم هیئت نمی زنم؛ دارالقرآن نمی زنم؛ حوزه می زنم؛ حوزه باید زد. چرا؟ چون هم علم است؛ هم فقه؛ هم فلسفه؛ هم عرفان، هم عزاداری، هم ذکر، هم گریه، هم خودسازی، هم عبادت، هم ورزش و هم انقلابی است؛ بعضی حوزه ها موقع انتخابات تعطیل است؛ نه، حوزه باید موقع انتخابات زنده باشد؛ باید توی مردم باشد؛ حوزه باید حیات داشته باشد؛ حوزه باید انقلابی باشد؛ حوزه باید جامع باشد. بله اگر دار القرآن بزنی در عرض دو سال می شوی استاد قرآن؛ باشگاه بزنی می شوی استاد تکواندو؛ مربی گری ات را هم می گیری؛ هیئت بزنی در عرض سه سال می شوی یک مداح خوب؛ اما اگر بخواهی آدم بشوی؛ اگر بخواهی امام خمینی بشوی دردسر دارد، بیست سال، سی سال طول می کشد؛ طرف می گوید من دوساله می رسانمت؛ دو ساله کجا می رسانی؟ زحمت دارد؛ باید کار کنی؛ آیه الله العظمی لنکرانی می فرمود فقط برای اجتهاد در فقه، اگر هوش خوبی داشته باشی باید 25 سال جان بکنی حالا در فلسفه باید اجتهاد  بگیری؛ در عرفان باید اجتهاد بگیری؛ در اصول باید اجتهاد بگیری؛ در عرفان عملی باید کار کنی؛ در سیاست باید کار کنی، در سیاست جهانی باید کار کنی؛ بالاخره اینها جان کندن می خواهد. پیغمبر اکرمصلّی الله علیه وآله که اشرف کائنات است 40 سالگی مبعوث شد؛ کجا می خواهی برسی؟ بهتر نیست ما کامل شویم؛ بله هیئت زدن خوب است تا می توانید هیئت بزنید؛ تا می توانید دارالقرآن بزنید؛ دارالقرآن زدن خوب است، ولی بالاتر از همه حوزه است؛ حوزه هم دارالقرآن دارد، هم هیئت دارد، هم معرفت دارد، هم معنویت دارد، هم ورزش دارد. چون که صد آید نود هم پیش ماست.

رمز موفقیت

فرق نمی کند طلبه پایه اولی؛ پایه دومی، پایه سومی، طلبه خوب باش، نه اینکه دائما قصدت این باشد که کفایه را تمام کنم؛ خارج را تمام کنم؛ کجا می خواهی بروی؟ درست را خوب بخوان؛ ببین از بالا چه می آید؛ نبین نفست چی می گوید. پیغمبر اکرمصلّی الله علیه وآله به خودش نگاه نمی کرد؛ به خواست خدا نگاه می کرد؛ نمازش را به تفصیل می خواند؛ تفصیل یعنی فصل فصل؛ اولا زود می خوابید (سعی کنید زود بخوابید، خواب اول شب قدرت می دهد) بدون وضو نمی خوابید، بلند که می شد وضو می گرفت، دو رکعت نماز می خواند، بعد می خوابید، دوباره بلند می شد وضو می گرفت، دوباره دو رکعت نماز می خواند، همینطور تا صبح؛ ببینید نفس را چطور می کشت، نگاه می کرد خدا چی می خواهد؛ نگاه نمی کرد نفسش چی می خواهد؛ نفس را تا می توانید با آن مخالفت کنید؛ مخالفت با نفس رمز موفقیت و رسیدن به تمام مدارج عالی است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *