خلاصه بیانات حضرت آیت الله تقوایی چهارشنبه 07/09/97

 

اشفاق بر عمل

درجه دوم اشفاق، اِشفاق بر عمل است؛ یک کاری کنیم که اعمالمان ضایع نشود. یکی از چیزهایی که عمل ما را ضایع می کند، ریاء است؛ ریاء عمل را نابود می کند. یا با سُمعه؛ یعنی آدم ریاء نمی کند ولی بعد از عمل می گوید: ما دیشب عجب نماز شبی خواندیم؛ این سُمعه است و باطل می کند عمل را. در روایت دارد  بار اول که می گویی باطلش می کند؛ بار دوم که می گویی، می گوید ای خائن، ای غادر، ای حقّه باز؛ لذا ما عملی برای خودمان نگذاشته ایم. البته گاهی اوقات شیطان می گوید داری ریا می کنی، برای اینکه جلوی عمل را بگیرد. مثلاً می خواهی نماز جماعت بروی، شیطان می گوید: ریاء می شود، نرو مسجد! به شیطان بگویید که در واجبات ریاء نیست، نماز واجب را باید بخوانی؛ خمس را باید بدهی. در روایت دارد که خمس دادنت را جار بزن. نگذارید شیطان در واجبات گولتان بزند؛ اما در مستحبات نه؛ اگر دیدی شیطان می گوید: فلانی چرا نافله ات را الآن می خوانی، اگر دیدی می توانی بزنی توی سرش، بزن؛ و بگو من این نماز را برای خدا می خوانم، اینجا بخوان نوش جانت. اتفاقا اگر در مسجد بخوانی خوبی ای دارد که دیگران هم تشویق می شوند. اما اگر دیدی کم می آوری و شیطان وسوسه ات می کند، نماز نافله را در خانه بخوان. یا صدقه؛ اگر صدقۀ واجب است، مثل زکات، باید بدهی و ریاء ندارد؛ ولی اگر صدقات مستحب است، اگر دیدی داری ریاء می کنی اگر قدرتش را داری، بایست ولی اگر نداری نگذار شیطان گولت بزند و عملت باطل بشود.

بدهکاری به شهدا

یا با منّت گذاشتن؛«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى»[1]. مراقب باشیم اعمالمان با اذیت کردن از بین نرود؛ مثلاً نعمت را به برادر و خواهر یا پدر و مادرش داده، حالا طلبکار شده. مثلاً دستور مادرت را انجام می دهی، ولی مدام منت می گذاری که من فلان کار را کردم! در روایت دارد که: اگر تمام عمرت، نوکری پدر و مادرت را بکنی یک ذره از محبت مادرت را نمی توانی جبران کنی. منّت نگذاریم سر پدر و مادرمان؛ وظیفه است. تازه هر کاری انجام می دهیم بدهکار تر می شویم؛ چون همان خوبی را هم خدا و اهل بیت و پدر و مادرمان داده اند. این باید یادمان باشد که ما عملی نداریم؛ همه اش برای خدا و اهل بیت و دیگران است. الآن مجلس اهل بیت تشکیل شده؛ چقدر از این مجلس برای بنده است؟ هیچ. هرچه هست، اول برای خدا است. بعد برای پیغمبر است. بعد برای امیرالمؤمنین علیه السلام است. بعد برای امام حسن علیه السلام است. بعد برای امام حسین علیه السلام است. بعد برای حضرت زهرا سلام الله علیها است. بعد برای حضرت محسن علیه السلام است. ما چه کار کرده ایم؟ ما در برابر این همه زحمات چهارده معصوم، علمای مان در طول قرون، ولایت فقیه و امام و الآن هم مقام معظم رهبری، شهداء؛ چه کار کرده ایم؟ ما چقدر بدهکاریم به شهدا؟ چقدر بدهکاریم به بسیج؟ چقدر بدهکاریم به جانبازان؟ خیلی بدهکاریم. هیچ چیز نداریم. چطور این بشر برای خودش جایگاه درست می کند، می گوید من بخشیدم، من نوکری پدر و مادرم را کردم. تازه بدهکارتر می شویم.

شکر نعمت

در روایت مبارکه می فرماید: وقتی طالب علم اول صبح بلند می شود، می رود سراغ علم؛ به خاطر خدا طلب علم کند؛ تمام ماهیان دریا، تمام پرندگان، تمام ملائکه، همه برایش استغفار می کنند. پس همۀ عالم را برای شما آفریده اند، ولی ما غافلیم. فرشتگانی که در وجود ما گذاشتند، حسابرسی کارهای ما را می کنند. در وجود ما پر از ملائکه است. چطور ما می توانیم این نعمتها را که حتی نمی بینیم، شکرش را به جا بیاوریم. حتی نمی توانیم احصاء کنیم. «إِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ ٱللَّهِ لَا تُحْصُوهَا»[2]. اگر بخواهید نعمتهای خدا را بشمارید، محال است. چرا؟ چون در هر لحظه میلیاردها نعمت به ما می دهد. البته خدا لطف کرده به ما تخفیف داده همین که بدانی نمی توانی شکر کنی، خدا قبول می کند؛ این دیگر تخفیف خدا است.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: «وَالله مَا مِنْ عَمَلٍ يُقَرِّبُكُمْ مِنَ النَّارِ اِلّا وَ قَد نَبَأتُکَم بِه»[3]. تمام اعمالی که شما را جهنمی می کند، من به شما گفته ام؛ قسم جلاله می خورد که به خدا قسم گفته ام. «وَ نَهَیتُکُم عَنه». شما را نهی کردم از آن عمل. «مَا مِنْ عَمَلٍ يُقَرِّبُكُمْ اِلَی الجَنَّة اِلّا وَ قَد نَبَأتُکَم بِه وَ اَمَرتُکُم بِه»[4]. هر عملی که بهشتی تان می کند، به خدا قسم من به شما گفته ام و دستور داده ام. خدا و رسولِ خدا کوتاهی نکرده اند. تازه می فرماید: «انَّما انْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْم هاد»[5]. علاوه بر اینکه خدای تبارک و تعالی تمام اینها را بوسیله پیغمبر گفته، دارد به وسیلۀ امام زمان عجل الله فرجه الشریف ما را می برد. ولایت تکوینی کاروان انسانها به سوی خدا حرکت می کند؛ «انّا لله و انّا الیه راجعون». همه را دارد امام زمان عجل الله فرجه الشریف سرپرستی می کند. امام زمان ولایت تقنینی، ولایت فقهی، ولایت عرفانی، ولایت اخلاقی؛ همه را به عهده گرفته. هم بیان کرده اند و هم دارند تکویناً می برند؛ ما نقطۀ ناساز این عالَم نباشیم؛ اینکه عملمان را ضایع نکنیم، یعنی مواظب باشیم در این عالمی که دارد قافله اش به طرف نور حرکت می کند، نقطۀ ظلمت نباشیم. وقتی که می خوریم، حواسمان را جمع کنیم. وقتی می خواهیم بخوابیم، حواسمان را جمع کنیم. نَفْس اَمَّارَةُ بِالسُّوء است؛ یعنی دائم دارد امر به سوء می کند. حضرت یوسف نبی، یوسف صدیق، یوسفی که در آسمان چهارم و پنجم است، می فرماید: «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ». می نالد از نَفْس می گوید: «اِلّا ما رَحِمَ رَبّی» خدایا مگر تو کمکم کنی؛ مگر خدا به داد ما برسد. نَفْس دائم دارد حقّه بازی و شیطانی می کند که ما را بزند زمین. الآن آمریکا و اروپای جنایتکار هر لحظه دارند نقشه می کشند. مگر می شود با اینها دوستی کرد؟ مگر می شود با نَفْس امّاره دوستی کرد؟ «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ». لذا ما باید مواظب عملمان باشیم. یک لحظه غفلت کنیم، هزاران نعمت خدا را از دست داده ایم. امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: «الفُرصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ ،فانتَهِزُوا فُرَصَ الخَيرِ»[6]. عمر مثل ابر تمام می شود. چشم به هم بگذاری تمام می شود. الان این مدتی که گذشته، بیست سال، سی سال، پنجاه سال تمام شد رفت؛ بقیه اش هم همین است.

چشمه حیات

این سوره صاد، سوره حیات است. در سورۀ صاد می فرماید: «ص وَالْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ»[7]؛ یعنی تمام قرآن از این صاد جاری می شود. یعنی منشأ تمام قرآن این صاد است. لذا امام صادق علیه السلام فرمود: اگر من شاگرد داشتم از صادِ «اللهُ الصَّمَد» همۀ علوم را به او یاد می دادم. پیامبراکرم تشریف برده بودند معراج، همین طور آسمانها را طی کردند تا رسیدند به عرش. از نور اَقدس حق جلَّ و علا، نور عزت و جلال خدا، یک چشمۀ زیبا و نورانی جاری بود به اسم چشمۀ حیات. به پیامبر گفتند یا رسول الله این چشمه اسمش چشمۀ صاد است.

چشمۀ حیات چشمه ای است که از وجه الله صادر می شود. چشمه ای است که از نور مطهر امام حسین علیه السلام صادر می شود. چشمۀ حیات نوری است که از وجود مقدس امام زاده داوود و حضرت عبدالعظیم حسنی یا از همین امام زاده پنج تن صادر می شود. حیات جاودانه و بقاء جاودانه؛ همانی که می گوید: «العُلَماءُ باقون ما بَقی الدَّهر». عالِم و علم بقای همیشگی پیدا می کنند. انسان ازلی و ابدی است؛ چون از خداست و به سوی خدا می رود. انسان و تمام عالَم ازلی و ابدی است. اینکه حادث است به معنای ازلی و ابدی و بودن نیست. حادث یعنی هر لحظه خدا دارد به او می دهد؛ هیچ چیزی ندارد از خودش. حادث است ذاتاً. یعنی ذاتاً هیچ چیز ندارد. حدوث ذاتی بالاتر از حدوث زمانی است. «يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ»[8]. ذات شما فقیر به سوی خداست. شما ذاتاَ عین فقر هستی و هیچ چیز نداری. این را می گویند حدوث ذاتی؛ و چه خوب است که ما هیچ چیزی نداریم؛  چه بد است که انسان، یک خفاشِ شب کور در مقابل خدا منیّت داشته باشد. ما باید خورشید حقیقت را ببینیم. «از ظلمت خود رهاییم دِه / با نور خود آشناییم دِه». «رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا»[9]. نور ما را کامل کن.

کیفیت عمل

امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: «إِنَّكُمْ إِلَى اَلْعَمَلِ بِمَا عُلِّمْتُمْ أَحْوَجُ مِنْكُمْ إِلَى تَعَلُّمِ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ»[10]. اولاً اینجا تقدم رتبی را می گوید، نه تقدم زمانی. یعنی بیشتر از اینکه بروی یاد بگیری سعی کن عملت را درست کنی. نه اینکه نرو یاد بگیر؛ می خواهد بگوید کیفیت عملت را درست کن. آن چیزهایی را که به تو داده اند را دریافت کن. می فرماید: بیشتر به عمل محتاج هستید؛ نمی خواهد بگوید دنبال علم نروید؛ بلکه می گوید عملتان را درست کنید و نگذارید عملتان ضایع شود. «كُونُوا عَلَى قَبُولِ اَلْعَمَلِ أَشَدَّ عِنَايَةً مِنْكُمْ علی العَملِ»[11]. به زیادی عمل نگاه نکن؛ بلکه کیفیت عملت را نگاه کن. ما همه چیز داریم. خدایی بالای سر ما هست که یک کاروانسالار به نام امیرالمؤمنین علیه السلام بالای سر ما است. یک لحظه غافل نیست از ما. کمتر از یک لحظه هم از ما غافل نیست. ما غافل هستیم. ما حواسمان نیست. ما پیش مطالعه و پس مطالعه نداریم. ما نماز قبل از مجلس و بعد از مجلس نداریم. ما التجاء نداریم. ولی آن کاروانسالار حواسش به تمام عالَم هست. او حواسش به تمام گذشته و آیندۀ ما هست. مگر می شود چیزی ندهد؟ مشکل اینجا نیست که ما نداریم؛ مشکل اینجا است که ما نسبت به اینهایی که داریم خوب کار نمی کنیم. هر وقت یک نقصی پیدا می شود نگاه کنیم ببینیم که چه گناهی کردیم. کارمان را درست کنیم. امام صادق علیه السلام می فرماید: «اِعمَلو عَمَلَ مَن قَد عایَنَ». عمل کنید مثل عمل کسی که دارد معاینه می کند. معاینه از مشاهده بالاتر است؛ از کشف و شهود بالاتر است. معاینه می کند، یعنی در تمام هستی خدا را مشاهده می کند. حال ببینید یک چنین کسی چه عملی پیدا می کند. این به نفع ما است. راهمان را درست کنیم. «كَأنَّكَ تَراهُ، فَإن لَم تَكُن تَراهُ، فَإنَّهُ يَراكَ»[12]. اگر خدا را معاینتاً نمی بینی، حضور خدا را درک کن. در داستان یوسف و زلیخا، زلیخا از بُت خود خجالت کشید؛ بلند شد پرده انداخت روی بُت که نبیند. یوسف گفت: این بُت تو می بیند خدای من که همه جا حاضر و ناظر است نمی بیند.

 

[1] – سورۀ بقره، بخشی از آیۀ 264

[2] – سورۀ نحل، بخشی از آیۀ 18

اگر بخواهيد نعمت هاي خدا را بشماريد، نمي توانيد شماره كنيد.

[3]– بحار الانوار، ج 74، ص 143

[4] – همان

[5] – سورۀ رعد، آیۀ 7

اى پیامبر؛ تو فقط بیم دهنده اى و براى قوم و ملتى هادى و رهنمائى است.

[6] – نهج‌البلاغه، حکمت 21

[7] – سورۀ صاد، آیۀ 1

[8] – سورۀ فاطر، بخشی از آیۀ 15

[9] – سورۀ تحریم، بخشی از آیۀ 8

[10] – عیون الحکم و المواعظ، ج1، ص 174

[11] بحارالأنوار، ج67، ص 184

[12] – کنزالعمال

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *