خلاصه بیانات حضرت آیت الله تقوایی حفظه الله تعالی  شب اول فاطمیه چهارشنبه 26/10/97

مراتب انسان

قال امیرالمؤمنین «الایمان و العمل اخوان توامان و رفیقان لا یفترقان» ایمان و عمل دو برادرند همراه هم هستند وهیچ موقع ازهم جدا نمی شوند خدای متعال هیچکدام را بدون دیگری قبول نمی کند، در فلسفه می گویند حقیقت اشیا بسیط است ما به صورت مجزا می بینیم مثلا انسان یک حقیت نوری دارد که بسیط است؛ از عالم بالا تا عالم پایین کشیده شده ما به صورت مجزا می بینیم می گوییم روح انسان، قلب انسان، عقل انسان، نفس انسان، هرکدام از اینها باز شئونی دارد مثلا خود نفس شئونی دارد؛ نفس اماره، نفس لوامه نفس مطمئنه، نفس مفکره، نفس عاقله، نفس راضیه، نفس مرضیه؛ همه اینها باز مراتب دارد. «النفس فی وحدته کل القوی» نفس در عین اینکه یک حقیقت است همه چیز است.

«له المثل الاعلی» انسان مثل اعلای خداست همانطور که خدای تبارک و تعالی «هو الاول و الاخر و الظاهر والباطن» همه چیز ظهور اوست، همه چیز مجالی او است، انسان هم همینطور است، همه چیز ظهور او و مجالی او هستند، انسان یک حقیقت است بروزهای مختلف دارد ما هستیم که مجزا می کنیم؛ فقیه می گوید فقط باید بروی سراغ فقه اصغر، نمازت را خوب بخوانی، روزه را بگیری، درست را بخوانی همین؛ انجام واجبات، ترک محرمات؛ فقط ظواهر.

امر به معروف در مستحبات

بعضیها در همین واجبات ظاهری هم تبعیض می گذارند تقسیم می کنند، می گویند واجب بله، حرام بله، ولی مستحبات را ول کن؛ در حالی که دستور داریم اصل حفظ مستحبات واجب است اصل حفظ مباحات و مواضع رخصت واجب است. اگر ما فقط ظاهرمان را هم نگاه کنیم، باز واجبات کفایت نمی کند باید مستحبات را هم داشته باشیم یک بحثی در امر به معروف داریم این که آیه می فرماید: «وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ‏ إِلَى‏ الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَر»  این «ولتکن» یعنی واجب است امر به معروف و نهی از منکر؛ امر است دلالت بر وجوب دارد، اینجا می گویند ظهور فعل بر ظهور متعلق متقدم است؛ متعلق (معروف) شامل مستحبات هم می شود؛ چطور ممکن است امر به مستحب واجب باشد؛ لذا می گویند این «ولتکن» متعلق خودش را مقید می کند. متعلق عام است ولی فعل خاص است، ظهور فعل جلوی ظهور عمومی متعلق را می گیرد معلوم می شود امر به معروف فقط در واجبات واجب است، در مستحبات واجب نیست. بعضی ها هم می گویند این که گفته واجب است به اعتبار کل گفته؛ مجاز است؛ و الا همه اش واجب نیست؛ در مورد مباحات که امر به معروف نداریم.

عرض ما این است که، اتفاقا اینجا «ولتکن» یعنی در مستحبات هم امر به معروف واجب است، حتی در مباحات و مواضع رخصت هم امر به معروف واجب است. یک سری از خشک مقدسها سختگیری می کنند، دایره مستحبات را وسیع می کنند؛ بعضی ها در مباحات به مردم اجازه نمی دهند، می خواهم این را عرض کنم که حفظ مستحبات حیطه مستحبات واجب است و لو خود مستحب مستحب استغ ما نیاییم تند روی کنیم مستحب را واجب کنیم، کم هم نکنیم؛ کاری را اگر کوچک بگیریم، جامعه از بین می رود، اگر یک جای سد آب را شکاف بگیرد، اگر این شکاف را پر نکنی کل سد خراب می شود؛ دین را اگر آزاد بگذاری بگویی مستحب است ولش این گفتن ولش حرام است چیزی را دست کم نگیریم بگویم در مسجد صحبت کردن اشکال ندارد، مردم هم اذیت بشوند، ولش کن؛ مثلا خوردن تخم مرغ بدون نمک مکروه است، بگویم ولش کن؛ این ولش کن حرام است؛ بی مبالاتی به مستحب حرام است، در رساله ها می گوید ترک نماز جماعت از روی بی مبالاتی جایز نیست.

امر به معروف

انشا الله خدا به ما شجاعت دهد با دل راحت بتوانیم امر به معروف کنیم؛ ما معمولا در دینمان شل هستیم «وَ مِنْ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ‏ عَلَى‏ حَرْف‏

» بعضیها خدا را از روی حرف عبادت می کنند ، روایت دارد آن کسانی که امر به معروف نمی کنند مگر این که ایمن باشند برایشان عذابی دردناک است؛ یک جاهایی باید قید مقام را زد؛ واقعا بعضیها یک قدرتی وهیبتی دارند؛ ماها خیلی شلی هستیم، امام قید همه چیز را زد، در قم مرجع بود، ممکن بود شهیدش کنند، وقتی از قم او را آرودند به تهران  برای رد گم کردن از جادهای انحرافی رفتند، هر کسی باشد می ترسد می گوید می خواهند من را سر به نیست کنند؛ می ترسد امام قسم می خورد به خدا قسم ذره ای در من تغییر ایجاد نشد نه خوشحال شدم از این که برگشتیم به جاده اصلی و نه ناراحت شدم از اینکه رفتنیم در جاده انحرافی خدا.

اسلام رحمانی

بعضی می گویند دین اسلام سهله سمحه است، می گویند اسلام رحمانی؛ مواضع رخصت را وسیع می کنند، یعنی هر کسی هر کاری خواست بکند، هر کسی خواست رانت بخورد. کی گفته اسلام رحمانی اینطور است؟ کی گفته دین سهله و سمحه به این معناست؟ بعضیها هم از آن طرف می افتند، دین را تنگ می کنند؛ اجازه نمی دهند؛ به بچه چنان سخت می گیرد که چه از دین زده می شود؛ بایستی جایگاه هر چیزی را شناخت.

بعضیها فقط  به ظاهر اهمیت می دهند در ظاهر هم  آن را نصفه می کنند حفظ ظاهر خوب است، رعایت کردن یک حکم شرعی بالاتر است از آنچه که آفتاب بر آن بتابد، بله این را قبول دارم؛ اما دین که فقط این نیست، این پایین ترین مرتبه دین ماست که خیلی هم اهمیت دارد چون پایه است پی ساختمان اگر خراب شد کل ساختمان خراب می شود.

انجام واجبات، انجام مستحبات، ترک محرمات، ترک مکروهات، پایه است؛ خشت اول تا نهد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج

بله نماز شب باید خواند این درست است یک چیزهایی به مومن به ما هو مومن واجب است نماز شب واجب است؛ واجب اخلاقی است ما یک واجبات فقهی داریم یک واجبات اخلاقی امام صادق قسم یاد کرد  به خدا قسم طی راه خدا بدون نماز شب امکان ندارد حالا خودت را بکش بله نماز شب بخوان اما نه اینکه شب تا صبح بیدار بمانی تو روز وظایفت ترک بشود درست نیست بالاخره هر کاری یک جایی دارد بعضی ها فقط ظاهر را می بینند. بعضیها فقط این ظاهر را می بینند دیگر نمی بینند که انسان مراتب وجودی دیگر هم دارد دو بعضی ها فقط اخلاق را می بینند قلب انسان  اخلاقیات اصولش 4 تا صفت است بعضی می گویند ایتن مال یونانی هاست نه این روایت دارد حقیر روایتش را دیده ام یکی عفت عفت یک اصل است

عفت یک اصل است عفت یعنی افسار نفس در دست من باشد بتوانم خودم را کنترل کنم کی بخورم کی نخورم چی بخورم چی نخورم ما معمولا مشکل داریم یک طرف می شود شره یک طرف می شود  شره می شو دافراط که همهاش انسان بخورد و بخوابد خمود یعنی خوردن را بگذارد کنار مثل مرتاضها بعد می رود روی درخت زل می زند به خورشید

می رود روی درخت زل می زند به خورشید حالا فرض کن غیب هم گفتی امما بهتر است که آمد امام تمام دنیا را عوض کرد اما تو هیچی ملت هم هیچی کاری نکردی بله حالا با یک دست  قطار را نگه داشتی به چه دردی می خورد یک سری از این طرف خمود یک سری هم از آن طرف پرخوری می کنند پر خوری می کنند مثل ورزشکاران آمریکایی که مقام اول را در دنیا می آورند

در جنایت هم مقام اول را داشته باشی به درد می خورد؟ کواندوها یت خیلی قوی بشوند مغزشان هم مثل ۀن حیوان معروف هر چه هم قوی باشند چه فایده دارد وقتی مغز خر که خورده باشند تازه از آن هم بدترند گاوان و خران بار بردار به زادمیان مردم آزار دارند نسل کشی می کنند افراط و تفریط می گوید در روایت امیرالمومنین هر دو در آتش هستند کلاهما فی النار

چقدر خوب است این راه اعتدال

یک صفت دیگر شجاعت است امام قسم می خورد والله قسم خمینی یک لحظه نترسید. از آن طرف تهور و بی باکی برود بندبازی کند  یک طناب بین دو تا کوه وصل می کند روی این طناب برود که چی ؟ از آن طرف تفریط و ترس و جبن است که خدا به حق امام زمان ریشه اش را بکند از وجود ما امیر المومنین می فرماید ترس شرک است

خدا به حق حضرت زهرا که شجاعترین انسان عالم است ریشه ترس را از ما بکند

این ها صفات قلبی است یکی هم حکمت است حکمت افراط و تفریطش چیست؟ افراطش وسواس است  وسواس زیادی مداقه کردن در علوم بعضیها وسواس به خرج می دهد

ملاصدرا که در علم بی نظیر استیکی از نابغه های زمان است که امام خمینی می فرماید ملا صدرا و ما ادریک ملاصدرا ملاصدرا رد کتاب کسر الاصنام الجاهلیه می نویسد  من از خیلی از تدقیقهای علمی که کردم  استغفار می کنم زیادی نرو تو علم برو تو یک علمی که به نفعت باشد علم ینتفع به الناس مردم از آن سود ببرند و الا زیاده روی های علمی و تدقیقهایی که اصلا به در دنمی خورد و اثر ندارد این روش تحقیق یک علم بسیار عالی است  یکی از شعبه هایش این است که تشخیص بدهی هرعلمی را چقدر کار کنی

طرف افراطش وسواس است طرف تفریط آن هم جهالت و بدبختی است بعضیها جهالت را چیزی نمی دانند در روایت دارد

ریشه تمام شرور جهل است  ما باید خودمان را نجات بدهیم از جهالت. وسواس در علم خوب نیست اما فیلسوف شدن عالی است عالسش عارف شدن در عرفان نظری و عملی بی نظیر است  ولی فقیه شدن در فقه عالی است عالم شدن در علم اخلاق عملی و نظری حرف ندارد اصلا واجب است  امام می فرماید معرفت اوجب واجبات است از همه واجبات بالاتر است

الحمدلله بچه های مسجد ما پیرمرد و جوان دارند می آیند درس می گیرندحوزه ما طلاب آزادمان خوب قوی شده  همه بیایند به طرف علم  اصلا نگویید 50 سالم است خداست که طول عمر را می دهد ممکن است یک آدم 60 ساله هزار سال عمر کرد یک آدم بیست ساله افتاد مرد عمر دست خداست

پیرمرده آمد پیش پیامبر گفنت من سه چهار روز از عمرم نمانده حضرت فرمود این سه چهار روز را برو دنبال علم بعد هم کی گفته سه چهر روز یک دعایی است در مفایح برای طول عمر معجزه است

رفت محضر حضرت حضرت این دعا را یاد داد دعای عجیبی است پیرمرده آنقدر عمر کرد که  می گفت خدایا جان مرا بگیر نمی گرفت خودش خسته شده بود یک دعای معجزه آسایی است

امام زین العابدین می فرماید عمرنی مادام فی طاعتک مادام  که عمر من در راه طاعت توست طول عمر بده چی بهار از ان طول عمر ی که دررا ه خدا باشد هزار سال باشد صد هزار سال باشد

از آن طرف اذا کان مرتع الشیطان وقتی مرتع شیطان شد عمر من را بگیر

بعد هم عدالت که یک طرف افراط  می شود ظلم و یک طرف هم انظلام بعضیها پخمه هستند منظلم هستند مزدم ایران جلوی طاغوت ایستادند طاغوت را از ایران سوریه عراق بیرون کردند از یمن دارند بیرون می کنند مردم ایران پوزه آمریکار را صد در صد به خاک خواهند مالید مردم ایران اصحاب مخصوص امام زمان هستند پیغمبر اکرم ملت ایران را ستایش کرده می فرماید قومسلمان فارسی دنیا را می گیرند اگر علم در ثریا باشد یه آن دست پیدا می کنند و این خواهد شد  بعضیها منظلمند بعضیها  ظالمند مثل آمریکا و وهابی ها بعضی ها عادلند «غایه العدل ان یعدل المرء نفسه» اگر توانستید در نفستان عدالت را ایجاد کنید یعنی قلب محل تخلق به اخلاق الهی است متخلق شوید به اخلاق الهی بشوید این می شود عدالت. این بی عدالتی است که فقط فقه، فقط احکام ظاهری  فقط اخلاق بی عدالتی است فقط عرفان برویم بشویم صوفی فرق صوفی با عارف این است صوفی فقط می شود اهب باطن باطنش را هم از دست می دهد عارف هم ظاهرش را درست می کندهم فقه اصغر شمجتهد می شو دهماخلاق هم فلسفه  هم عرفان مجتهد می شود مثل امام رد همه اعلم می شود  راه این است ما باید این طرف برویم این روایت دقیقا همین را می گوید الایمان و العمل توامان انسان یک حقیقت بسیط است یک مظهرش می شود فلسفه یعنی حقایق عقلی یعنی آیات و روایات عقلی هرچه فلسفه است در آیات و روایات عقلی آمده عرفان هر چه رعفان است در آیات و روایات عرفانی آمده هر چی اخلاق است در آیات  وروایات اخلاقی آمده ما چیزی خارج از آیات و روایات نداریم  علما ارزششان به همبن است که آمده اند قرآن را فهمیده اند  قرآن صاعد و نازل ما بین الدفتین قرآن نازل آن قرآن صاعذد هم روایات  آقا راه طولانی است باشد خدا ما را می برد ما کاروانسالارمان امیرالمومنین است معلم تمام 124 هزرا تا پیامبر است هرچی به حضرت خضر دادند از دست مقدس  امیرالمومنین دادند هر چی به حضرت نوح ابراهیم موسی عیسی و  پیامبر دادند از دست امیرالمومنی پیامبر رفت به معراج  خدا با زبان علی باهاش صحبت کرد من نمی گویم بالاتر از پیامبر است  اشرف از کائنات است پیامبر فرمود انا علی وعلی انا من علی هستم و علی من است کاروانسالار ما نفس پیامبر است

قل نتعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم امیرالمومنین است کاروانسالار ما ضمانت داده شیعیان من من بهشتتان را ضمانت می کند فقط تلاش کنید

ان العمل و الایمان توامان  اگر فقه اصغر نباشد فقه اکبر که مقام معظم رخهبری می فرماید فلسفه فقه اوسط که علما می فرمایند اخلاق است فقه  اعظم که علما می فرمایند عرفان است اگر فقه اصغر نباشد محل

محلی برای بروز و  ظهور فقه اکبر و اعظم و اوسط نخواهد بود اینها همه به هم وابسته اند این  روایت می فرماید الایمان والعمل توامان اینها یک حقیقتند یک خورشید است مثل این است که خورشید از این پنجره رنگی عبور کردهبعضی سفید است سفید نشان می دهد بعضی ابی  یک نور است دین یک حقیقت است یک تجلی آن می شود عرفان یک تجلی می شود عفلسف اخلاق  فقه یک تجلی آن می شو د عالم قلب یک تجلی و بروز ش می شود عالم روح و سر یک تجلی آن می شود عالم نفس یک تجلی می شود عالم سر یک حقیقت است نمی شود اینها را زا هم جدا کرد بسیط است حضرت آیت الله لنکرانی می فرماید اطلاعیه داده بود ما دینمان را ازهم جدا نمی کینم نمی شود عرفان را از فلسفه جدا کرد ان الایمان و العمل توامان رفیقان یک حقیقتند لذا می فرماید هیچکدام بدو دیگری قبول نمی شود مثلا ممکن است

بگوییم اگر نماز ظهر را بخوانی عصر را نخوانی من فقط بروم فلسفه مثل اینکه یک نفر تمام بدنش جذام گرفته فقط دستش سالمن است لا یفتز=رقان از هم جدا نمی شوند

شب اول مجلس ما ست اگر هر شب برای حضرت زهرا عزداری کنیم باز کم است وسع ما کم است دقت بفرمایید می فرماید انا انزلناه فی لیله القد راگر زهرا نبود قرآن نبود یا رسول الله اگر اگر زهرا نبود شما را خلق نمی کرد اگر زهرا هیچ پیمبری نبود اگر نبود فاطمه فاطمه طزهرا طبیعت ساریه است یا فاطر و بحق فاطمه این طینت ما از حضرت زهرا است آن زمانی که داشتند لگد میزدند به حضرت زهرا به ما هم می زدند اینها چه لقمه حرامهایی بودند ما یکی از ذاراری

اینها جمع شده بودن هیزم جمع می کردند

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *