خلاصه درس اخلاق چهارشنبه 97/11/10

 

استغفار / استغفار هفتاد توبه

شخصی محضر مقدس حضرت امیرالمومنین علیه السلام رفتند و به عرضه داشتند آقا من حالم حال خوبی نیست و مشکلات خیلی اذیتم میکند و بخصوص مسائل مالی اذیتم میکند امیرالمومنین علیه السلام فرمودند استغفار کن. آن شخص گفت اتفاقا آقا من استغفار زیاد می کنم ولی باز فایده ای ندارد. حضرت فرمودند نه خیر تو استغفار نمی کنی. خیلی از اعمالت را نمی دانی که بد است تا در مورد آنها استغفار کنی و فکر می کنی اعمالت خوب است، مشکل تو این است. بعد حضرت یک استغفاری را یادش داد که معروف به استغفار هفتاد توبه است. و فرمودند برو این را بخوان ان شاالله درست می شود یکسال این کار انجام داد بعد یکسال  آمد پیش حضرت امیر علیه السلام حضرت احوال پرسی کردند گفتند حالت چطور است و آن شخص گفت آقا اعمالم به لطف خدا و ذکر که شما فرمودید مورد قبول واقع شده است و آنقدر خداوند به من مال داده است که دیگر جا برای ا نگهداری آنها ندارم و  فقط غصه ام این است که جا ندارم تا اموالم نگه دارم. این استغفار خیلی مهم است یادتان باشد اگر خدا توفیق داد حداقل یک نگاهی بکنید اش. استغفار عجیبی است معجزه است. این دستور العملی که حضرت به این فرد اعرابی داد فرمودند قبل از خواب این استغفار را بخوان ولی خود امیرالمومنین بعد از نماز صبح و بعد از نماز عصر به این استغفار مداومت داشتند.

محبوب خدا / امیرالمومنین وجه الله

هیچ کس نمیتواند اسماء و صفات خداوند را احصاء کند و توصیف کند مگر مخلصین، کسانی که مخلص باشند، یعنی در وجودشان چیزی از منیت نمانده باشد، محبوب خداوند تبارک وتعالی باشند برگزیده خداوند تبارک وتعالی باشند. اینها می توانند خدا را توصیف کنند چون اسماء و صفات خداوند در وجودشان تجلی کرده است. حقیقت اسماء و صفات خدا در وجودشان تجلی کرده است. لذا چون امیرالمومنین علیه السلام وجه الله است و تمام اسماء و صفات خداوند در او تجلی کرده است مثل خداوند تبارک وتعالی است « وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلَى » مَثَلِ اعلای خداست، پیغمبر و امیرالمومنین مَثَلِ اعلا خداوند هستند، یعنی محل تجلی تمام اسماء و صفات خداوند هستند یعنی شما تا هر جا که خدا هست امیرالمومنین هم هست، یعنی امیرالمومنین مرگ ندارد فلذا وقتی نفخ صور می شود حتی فرشته مرگ یعنی حضرت عزرائیل هم جانش می گیرند و تمام فرشته ها می میرند ولی امیرالمومنین دیگر مرگ ندارد. چون مقامش فوق فرشته هاست، فوق مرگ است، فرشته ها و ملائک مقربین خادم او هستند چون وجه الله در او تجلی کرده است و دیگر حدی ندارد، بی نهایت است و مرزی ندارد در عالم اسماء و صفات امیرالمومنین هست در عالم عقول امیرالمومنین هست عالم مثال هم حضرت وجود دارند و در عالم ملک هم هست. لذا وجود مقدس حضرت محمد ص وقتی به معراج رفتند خداوند تبارک وتعالی با لسان امیرالمومنین با او تکلم می کرد منظور حقیر این است که این محبوب خدا شدن مقام بلندی است.

معیت خاصه

خداوند آیت الله شهید دستغیب رحمت کند کتابهای ایشان بی نظیر است همه کتابهایش را بخوانید معجزه است، در یکی از کتابهای ایشان که حقیر اسمآن کتاب را یادم نیست چون اولیل طلبگی و اوایل انقلاب خواندم ولی در آن کتاب می فرمود مثل کالمیت بین یدی الغسّال یعنی مثل میت در دست غسال باشید، از خودمان هیچ اراده ای نداشته باشیم یعنی خداوند ما را ببرد، خداوند مارا بیاورد، و در کل او بر ما تسلط داشته باشد. اراده تکوینی خداوند به ما نَفَس بدهد البته او می دهد ولی اینکه ما این را ببینیم مهم است .ما دو نوع معیت داریم اول معیت خاصه و دوم معیت عامه، معیت عامه را همه داریم « وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ » هر مقامی داشته باشیم خدای تبارک وتعالی با ماست اما اگر معیت خاصه پیدا کنیم و ببینیم که همه چیز از اوست و ببینیم که هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ و این را  ببینیم که همه چیز ظهور اوست البته که همه می دایند که هیچ چیزی خدا نیست زیرا چیزی نمیتواند خدا باشد بلکه اینها همه ظهورند، اینها همه آیه هستند این که خدای تبارک وتعالی میفرماید هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ خدا ظاهر و باطن و اول وآخر است یعنی همه اینها تمام عالم را روی همبگذارید تازه می شود یکی از شئون خداوند  می شود و یکی از آیات او می شود و در مقابل خداوند هیچ چیزی ندارد. ولی بعضی نمی فهمند و فکر می کنند نعوذ بالله این آسمان خداست و این زمین خداست نه خیر اینها تجلی خداست اینها ظهور خداست اینها در مقابل خدا هیچی ندارند اینها که سهل است پیغمبر اکرم ص با اینکه اشرف کائنات است در مقابل خدا میگوید «اَنَا الْمَيِّتُ» من میت هستم «أَنَا الْجَاهِلُ أنا العاجز» من جاهل هستم من عاجز هستم هر قدرتی است از اوست پیغمبر اکرم میگوید « الفقر فخری » فقر افتخار من است

عنایت خاصه / لطف حق حضرت زهرا / محبت/ ریسمان محبت

. این روایت چقدر زیباست که می فرماید« جذبه من جذبات الرحمن توازی عباده الثقلین» اگر اشتباه نکنم این روایت است که یکی از جذبات خدا بالاتر از عبادت جن وانس است به قول میرزا اسماعیل دولابی رحمت الله که می گفت خواب دیدم در چاه افتاده بودم البته ایشان مکاشفه بود و عین کشف بوده است.  میرزا اسماعیل راحت شده بود و از تعلقات راحتش کرده بودند ولی ما مثل ایشان راحت نیستیم. نهایتا می گفت دیدم در چاه هستم یک طناب در دستم بود میخواستم بیرون بیام که خیلیاذیت می شدم به زور یک متر می توانستم بالا بیام ولی بعد یک نفر ده متر من بالا می کشید بعد دوباره رهایم که می کرد هرچه خودم تلاش می کردم نمیتوانستم یک متر دوباره بالا می آمدم وقتی یک نفر من را کشید بالا رسیدم به دنبال ریسمان رفتم دیدم رسیدم به یک جای سرسبز دیدم که این ریسمان دست حضرت زهرا س است و آن هم که حضرات بعضی مواقع رها می کند برای این است که خودمان پشت می کنیم. خودمان پشت می کنیم خودمان پشت می کنیم. آنها همیشه با ما هستند همیشه لطف می کند، ما می گوییم خدایا بده،  خدایا بده، این غلط است خدا همیشه در حال عنایت است خدا همیشه در حال عطا است خدا همیشه در حال رحمت است با تمام هستیش دارد به ما لطف میکند « القهرِ بلطفِکَ » حتی اگر قهر هم میکند از روی لطف قهر میکند، اگر یک سیلی هم میزند از روی لطف سیلی می زند اگر گاهی جلوی پایت یک سنگی میزاره که بخوری زمین از روی لطف است. برای اینکه سرحال بیای برای اینکه بیدار بشی، یادش بیفتی در روایت مبارکه دارد که وقتی  بسم الله الرحمن الرحیم که بگویی هر کاری که داشه باشی تا انتها می برندت ولی اگر نگویی بخاطر اینکه یادت بیفتد یک مولایی داری یک ربی داری و از شیطان نجاتت بدهد زمین میزنت. فقط او میتواند ما را از تعلق نجات بدهد و گرنه  ما اهلش نیستیم.

عشق به عبادت

نگویید آدم عبد معمولی باشد ولی از خدا راضی باشد بهتر است تا اینکه خدای نکرده نماز بخواند، روزه بگیرد ولی ناراضی باشد « مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ رَاضِيَةً بِقَضَائِكَ » لذا به هیچ وجه سمت عبادتی که کراهت دارید وارد نشوید. عبادت را با عشق انجام دهید، یکی از شرایط عبادت عشق است یکی از شرایط عبادت روحانیت است عطر بزنید لباس خوب بپوشید، وضو بگیرید حتی اگر لازم است وضو دوباره بگیرید اگر قدرت دارید غسل بکنید. «أي وضوء أنقى من الغسل» کدام وضو که از غسل پاکیزه کننده تر باشد؟ وضو بالاتر از غسل نداریم حتی غسل هم که می کنید مستحب است دوباره وضو بگیرید. خلاصه میخواهم بگویم با عشق به سراغ عبادت بروید.

تفویض

تفویض از توکل بالاتر است، تفویض یعنی خدایا فعل من دست تو ،موفقیت من دست توست شکست من دست توست، هرچه که خودت دوست داری « به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست  عاشقم برهمه عالم که همه عالم از اوست» صفاتم مال خودت ذاتم مال خودت است او که بهتر می داند چه کار کند. برای اینکه خورشید در اینجا تجلی کند باید پنجره ها را باز کنیم نه اینکه ببندیم برای اینکه این مسجد را خورشید روشن کند باید پنجره ها را باز کنیم یعنی اگر دیوار بود باید کنار برود دیوار همان حجاب هاست که  بایدکنار برود.

نوکری

«وَ اِزْهَدْ مَا فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ»در آنچه که در دست مردم است زهد بورز مردم به تو علاقه پیدا می کنند به کسی وابسطه نباش. از کسی انتظار نداشته باش. ما توقعی هستیم. ما باید نوکری کنیم و از مردم توقعی نداشته باشیم. آن شخص مادرش یهودی بود ببین حالا اگر میگفت مادرمن یهودی است مادر می انداختش بیرون از خانه ولی امام رضا فرمود تو کاری نداشته باش فقط به او محبت کن. رفت و به مادر یهودیه اش محبت کرد نوکری اش کرد مادر دید پسرش از وقتی مسلمان شده و از وقتی پیش امام رضا می رود طوری دیگر شده . پسرش گفت من از وقتی رفتم خدمت امام رضا علیه السلام به من سفارش کرده ؛ مادرت اگر یهودی هم باشه وظیفه تواین است که به او محبت کنی مادر تا این را شنید گفت «اشهد ان لااله الله» این دین عالی است، این دین دوست داشتنی است. ببینید دنبال وصل برویم، دنبال نوکری  برویم، خودشان کارها را درست میکنند. ما وظیفه مان نوکری خدا است  و او وظیفه اش را بهتر از ما می داند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *