جلسه اخلاق چهارشنبه شب 97/11/24

بلا نعمت خفیه است

بحثی که داشتیم اشفاق بود که یکی از منازل عرفا و سالکین کوی خداوند جل و علاست، که یکی از شعباتش عمل است و اینکه چکارکنیم که عملمان از نابود نشود. در روایت مبارکه امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ يَبْتَلِي عِبَادَهُ عِنْدَ الْأَعْمَالِ السَّيِّئَةِ» خداوند وقتی بندگانش کار بدی انجام می دهند آنان را دچار بلا می کند. برادران! این نعمت خیلی بزرگی است. اگر درد دندان نباشد دندان خراب می شود و انسان متوجه نمی شود که دندانش خراب شده، درد دندان به ما کمک می کند تا بفهمیم که دندانمان نیاز به ترمیم دارد. بلا سبب می شود بفهمیم که نیاز به دکتر داریم و روح و قلبمان مریض است و عقلمان مشکل دارد. خدای تبارک و تعالی بلا را برای همین قرار داده است. ما فکر می کنیم مثلا وقتی مریض می شویم، خدا ما را مریض می کند؛ یا اگر کسی جهنمی می شود، خدا او را جهنم می اندازد! اینطور نیست. مسئله اینجاست که می فرماید:  «هَذَا مَا كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ» یا «إِنَّما تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» این دستاورد خودمان است. ما عمل خودمان را می بینیم. این دردهایی که می کشیم، بلاها، بیماری ها، فقر و بعد هم آتش جهنم، همه اینها نتیجه عمل خودمان است. با دست خودمان خودمان را در مخمصه می اندازیم. خدای تبارک و تعالی به ما نعمت داده، قدرت داده و به ما لطف کرده ولی ما خرابش می کنیم. ما باید به این یقیین برسیم که خداوند به ما قدرت این را داده است که به درجات عالیه برسیم. أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ ، خداوند اصلا ذره ای ظلم کننده نیست، ذره ای ظلم در خداوند راه ندارد؛ زیرا او نور مطلق است؛ چون هستی مطلق است، چون رحمت مطلق است. مگر می شود رحمت مطلق به ما بدی کند؟ اصلا محال است.

حقیقت انسان

عرفا می گویند تمام حقایق انبیاء در تمام انسان ها وجود دارد. یعنی، شما هم سلیمانی، اما خودت خبر نداری. شما هم می توانی انگشتر سلیمان را داشته باشی، می توانی حضرت ابراهیم باشی منتها باید بت وجودت را بشکنی، باید بت شیطان وجودت را بشکنی، باید ریشه نفس اماره کَنده شود. دلیل این که ما عاشق امام حسین هستیم این است که امام حسین در وجود ما است. اگر در وجود ما نبود که نمی توانستیم عاشقش شویم. یک بحث خوب و معجزه آسایی در فقه هست و آن این است که فقها می گویند: الواجبات الشرعیة الطاف فی الواجبات العقلیة. ببینید چه دین خوبی داریم! تمام احکام شرعیه روی قانون های عقلی نازل شده اند و یک حقیقت نوری عقلی دارند. هیچ حکم شرعی ای نیست که حقیقت نوری عقلی نداشته باشد؛ لذا چهارده معصوم علیهم السلام ولایتشان از طرف خدا بر ما نازل شده است: «وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَةً» یعنی در تمام زمان ها و مکان ها خلیفه در زمین قرار داده ام و الان هم که خلیفه ام حضرت ولی عصر است. این خلفا در دل ما هستند. امام زمان در دل ماست، خداوند امام زمان را برای ما نازل کرده است. مگر می شود حالا که امام زمان در ظاهر وجود دارند و ما به ایشان علاقه داریم، در قلبمان نباشد؟! این در فطرت ماست. اگر امام زمان فقط وجود خارجی داشته باشد و در قلب ما وجود نداشته باشد چطور ما عاشقش می شویم؟! چطور قبولش می کنیم؟! چطور به او اقرار می کنیم؟! حج یک واجب شرعی است. وقتی به حج که می روی و فریاد می زنی: لَبَّیک، اَللّهُمَ لَبَّیک، إِنَّ اَلْحَمْدَ وَ اَلنِّعْمَةَ لَكَ وَ اَلْمُلْكَ … یعنی خدایا تمام این محامد و نعمت ها، تمام این سلطنت ها برای توست.

فطرت الهی

یک بزرگواری بود که حقیر بیست سالی را در خدمتشان بودم. یک روز گفت فلانی چرا من بعد از اینهمه سال تلاش به حقایق نرسیدم؟! گفتم شما یک شب می توانی نماز شبت را ترک کنی؟ کمی فکر کرد و بعد گفت نه، نمی توانم. کسی که عاشق نماز شب است، کسی که نمی تواند نماز شبش را ترک کند، به حقایق دست یافته. نماز شب در وجود ماست، برای همین هم عاشقش هستیم. بالاتر از این خدمتتان عرض کنم: ضجه و ناله و عذاب جهنمی ها برای چیست؟ برای چه عذاب می کشند؟ چون فطرت خدایی شان سوخته، چون از خدا دور شده اند دارند داد می زنند و می سوزند و ناله می کنند. منتها آدم های خوب در این دنیا می سوزند و نفسشان را می سوزانند اما انسان های بد در آخرت می سوزند. آدم های خوب خودشان به طرف خدا می روند ولی آدم های بد را به زور می برند ولی بالاخره همه باید بروند: «إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ» همه باید به طرف خدا بروند و همه عاشق خدا هستند، چه بخواهند و چه نخواهند. خدا امام را رحمت کند؛ یک دفعه مثالی می زدند و می فرمودند: «اگر آمریکا ایران را بگیرد می گوید چین را هم می خواهم، اگر چین را به او بدهی می گوید روسیه را هم باید به من بدهی، اگر کل آسیا را به او بدهی می گوید حالا آفریقا را به من بده! اگر کل کره زمین را به او بدهی می گوید کره ماه را می خواهد. این نشان دهنده این است که دنبال این ها نیست، دنبال قدرت بی نهایت است. قدرت بی نهایت از خداست، این بیچاره بدبخت دنبال خداست و خودش هم خبر ندارد.» ما در ازل که در نزد خدای تبارک و تعالی بودیم همه مان همه چیز داشتیم. خدا، پیغمبر، دین، اهل بیت. همه مان همه چیز داشتیم. خودمان خواستیم و پایین آمدیم. خود کرده را تدبیر نیست. خودم کردم که لعنت بر خودم باد. این ها همه ساخته دست خودمان است، دستپخت خودمان است. «هَذَا مَا كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ» ، همه اش «بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ» است، خودمان با دستان خودمان کسب کردیم.

مراتب عقل

از محضر امام صادق علیه السلام پرسیدند: «آقا چطور است که بعضی ها هوششان خیلی قوی است، مثلا وقتی برایشان یک چیزی را بیان می کنی کل آن مطلب را حفظ می کنند و بعضی ها ضعیف ترند و نصفش را حفظ می کنند ولی بعضی ها نیز اصلا یادشان نمی آید و خیلی سخت یادشان می آید؟» حضرت فرمودند: «آن هایی که همه ی مطالب را یادشان می آید و تمام الفاظش در ذهنشان می ماند برای این است که در زمان انعقاد نطفه خداوند عقلشان را کامل کرده است و آنهایی که بعضی از مطالب را یادشان می آید، در رحم مادر عقلشان کامل شده است اما آن هایی که هیچ چیز یادشان نمی آید باید بعدا تلاش کنند تا بالاخره عقلشان کامل شود و یادشان بیاید.» می خواهم عرض کنم همه ما این را داریم ولی کم و زیاد است، و کسی که تلاش بیشتری کند مقامات بیشتری کسب می کند. مثلا اگر من که هیچ چیزی ندارم مثل امام خمینی بشویم، مقامم از امام خمینی بالاتر می شود؛ چون امام پدرشان مجتهد بود، به شهادت رسید. خود ایشان از همان اول اهل نماز شب بود؛ ولی اگر من با این بدبختی ها و بیچارگی هایم مثل امام خمینی بشوم خیلی مقامم بالاتر است. لذا در روایت دارد: «کسانی که قرآن را راحت حفظ می کنند با آن هایی که قرآن را خیلی سخت حفظ می کنند برابر نیستند و خیلی مقامشان بالاتر است. ما عادت کردیم همه اش دنبال راحتی می گردیم

البلاءللولا

در یک روایتی دارد که بلا خیلی چیز خوبی است و در روایت دارد که نعمت بزرگی است. بعد فرمود تب، بهترین مریضی ها ست، می دانید چرا؟ چون تمام وجود را می سوزاند. مثلا دل درد که بگیری دلت درد می گیرد، خدای نکرده سر درد که بگیری سرت درد می کند ولی تب تمام بدن انسان آتش می گیرد. آقا می فرماید این درد خوبی است، چون سهم بلای تمام اجزای وجودی آدم را به او می دهد؛ ولی ما از آن گریزانیم. معمولا ما این طور هستیم که از بلا گریزانیم. در روایت مبارکه می فرماید: خداوند بنده هایی را که دوست دارد، رهایشان نمی کند و چهل روز یک بار دچار بلای سختی می شوند. این بلاها خوب است؛ البلاء للولاء ، یک روایت دیگری هم هست که خیلی چیز عجیب و عالی ای است، می فرماید: خدا وقتی بنده ای را دوست داشته باشد به او بلا می دهد. بعد وقتی بیشتر از آن دوستش داشته باشد و به او علاقه داشته باشد دچار فتنه اش می کند، بعد پرسیدند بلا معلوم است، اما اینکه دچار فتنه اش می کند یعنی چه؟ حضرت فرمود تمام اموال و زن و بچه اش را از او می گیرد. چون دوستش دارد، گوشمالی اش می دهد. دیدید انسان بچه هایی را که دوست دارد اذیتشان می کند و صدای گریه ی آنها را در می آورد؟ خدا هم دوست دارد صدای بندگانش را در بیاورد، صدای گریه شان را در بیاورد. می دانید چرا؟ آن عشقی که در بلا قوی بشود خیلی با ارزش است. شما ببینید؛ امام حسین چرا در تمام انبیاء و حتی در ائمه هم نظیر ندارد. رفتند محضر امام صادق، عرضه داشتند: «آقا ما شما را خیلی دوست داریم ولی امام حسین را یک جور دیگر دوست داریم.» حضرت گریه کردند و فرموند: «آری ما خودمان هم امام حسین را یک جور دیگر دوست داریم.» واقعا تک است. چرا؟ این همه مصیبت را تحمل کردند. واقعا امام حسین مرد است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *