سخنرانی آیت الله تقوایی حفظه الله
شب بیست و دوم ماه مبارک رمضان 1439

97/03/16 _  مسجد باب الحوائج لویزان

بسم الله الرحمن الرحیم

بحثی که داشتیم روایت امام باقر علیه السلام بود که فرمودند دنیا و آخرتان را درست می کند؛ اولین سفارش ایشان معرفت به توحید و رسالت بود، دومین نماز و سومین سفارش ایشان ذکات است؛ بنده هر علمی که دیدم ریشه اش روایات است و ریشۀ روایات آیات قرآن است. کلام خدا همه اش معجزه است، عطر و عظمت و زیبایی و لطافت و گستردگی ای که دارد جان می دهد به انسان. همه چیز ذکات در قرآن هست و ان شاءالله آیات و روایات ذکات را عرض می کنیم. در روایت دارد وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا[1] یعنی جمال پیغمبر. فرمود برکت در خانه مان نیست، فرمود: صلوات زیاد بفرستید برکت زیاد می شود. پیغمبر هر جا قدم می گذاشت برکت زیاد می شد، هر قبیله و سرزمینی می رفت برکت زیاد می شد لذا وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا سورۀ جمال حضرت است. انسان اگر شمائل پیغمبر را داشته باشد خودش اثر دارد. برای زیارت امام زمان عج الله در خواب هم خواندن سورۀ شمس ذکر شده و به نظر بنده در بیداری هم اثر دارد؛ در موقع خواب صد بار توحید، صد بار صلوات، سوره های شمس، لیل، کافرون، قدر، توحید، معوّذتین خوانده شود. خواندن صد بار سورۀ قل هوالله آثار عجیبی دارد، ان شاءالله یک وقتی شرح آن را بگوییم؛ یکی از ثواب هایش ثواب پنجاه هزار پیغمبر است؛ برای دفع اجنّه و شیاطین هم معجزه است خواندن صد قل هوالله. ما هر گرفتاری ای داریم برای اجنّه و شیاطین است؛ در روایت هست که نَفس هم یک شیطان است. اثر خواندن صد قل هوالله آثار عجیبی دارد و گاهی بنده دیدم اثرش از روضه بالاتر است. روضه ای که اسم اعظم خداست، روضه و گریه خیلی خوب است ولی گاهی دیدم اثرش از روضه بالاتر است این قل هوالله. هرچیزی یک اثری دارد؛ بنده گاهی یک سِری اعمالی را عرض می کنم ممکن است برای بعضی ها سنگین باشد، بنده نمی گویم همه اش را مجبور باشیم انجام دهیم بلکه کم کم انجامش دهیم. امیرالمؤمنین علیه السلام تعجب می کند از ما؛ که این ها چرا نماز نمی خوانند! خودش که هزار رکعت نماز می خواند می گوید کم است، ما را که می بیند دو رکعت نماز را حالش را نداریم بخوانیم تعجب می کند. حق با امیرالمؤمنین علیه السلام است که انسان نتواند بخواند؛ انسان وجه جامع خداست، نشانۀ کامل خداست، اسم اعظم خداست لذا همه چیز را خدا خلق کرد ولی وقتی انسان را آفرید به خودش گفت: فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ[2]؛ انسان اسم اعظم خداست منتهی ما خودمان را گم کرده ایم، حقیقت خودمان هم سورۀ شمس است. در آداب زیارت امام زمان عج الله سوره شمس، پیغمبر است، لیل حضرت زهرا، معوذتین یعنی ما سوی الله را دور بریز، صد تا قل هوالله یعنی فقط تجلی خدا، صد تا صلوات یعنی فقط تجلی تام و اسم اعظم خدا؛ سِرَّش این است که حجاب های نوری و حجاب های ظلمانی که خودمان درستش کردیم را کنار می زند. حال گاهی دیدید اعمالی که بنده عرض می کنم ممکن است برایتان زیاد به نظر بیاید، بنده نمی گویم از همان اول یکدفعه همه شان را انجام بدهد بلکه کم کم، بله اگر کسی قدرت دارد یکدفعه انجام بدهد. بعضی ها قدرت دارند که نفس را یکدفعه ذلیل اش می کنند بعضی ها هم باید با مدارا و کم کم حرکت کنند تا برسند. مسئله این است که معرفت را پیدا کنیم. انسان ذو مراتب است، روح، سرّ، خفی، اخفی، عقل، نفس اَمارّه، نفس لوّامه، نفس راضیه، نفس مطمئنه و … دارد و هر کدام هم یک آفاتی دارد و یک اسباب و مقتضیاتی دارد، یک موانع و شرایطی دارد- در روایتی که عرض کردیم که ذکر روح و قلب و سِرّ را گفتیم- قرآن کریم یک کتاب جامع است؛ در روایات ما، صحف فاطمیه شش برابرقرآن کریم است، یک حرف از قرآن هم در آن نیست، تفصیل قران است. همۀ چیزهایی که بشر نیاز دارد هم داخلش هست. ما نگوییم این ها چیست و ما نمی توانیم و سنگین است، بگوییم این مقدارش را من می توانم انجام دهم ولی انکار نکنیم. شما وقتی می روی محضر امیرالمؤمنین علیه السلام می گویی: اَلسَّلام عَلَیک یا میزانَ الاَعمال؛ یکی از اَسماء مقدس حضرت میزان الاعمال است. میزان اعمال ما امیرالمؤمنین علیه السلام است؛ روز قیامت می پرسند شما چرا انقدر فاصله داشتی با امیرالمؤمنین علیه السلام؟ می فرماید ما از شما چیزی نمی خواهیم اِلّا دو چیز: شکر نعمت ها و اقرار به گناه؛ شکر کنیم نعمت ها را که خدایا به ما قرآن دادی، پیغمبر دادی، میزان الاعمال دادی، به ما امیرالمؤمنین علیه السلام دادی، تمام اسماء و صفاتت را دادی، اسم اعظم دادی. مرحوم امام در سال 42، که هرکس بر علیه شاه حرفی می زد ناخنش را می کشیدند می انداختنش در سیاه چال ولی این فرد آیا اسم اعظم نیست؟ چنان گفت: به پشتیبانی این ملت بیرونت می کنم، جلوی آمریکا و شوروی و اروپا و دیگران نایستاد؟ این اسم اعظم نیست ؟ این خود حکومت امام زمان است، امام زمان دستش از آستین امام و رهبری بیرون در آمده و دارد می زند در دهن آمریکا. الان ببنید این سید جلیل القدر در مراسم سالگرد امام گفت: یک موشک بزنید، ده تا می خورید؛ این اسم اعظم نیست؟ به آمریکایی که بمب هسته ای دارد و اروپا و … جلویشان  می ایستد، این اسم اعظم است، اگر قَدرَش را بدانند. این ناکثین  و مارقین و قاسطین را باید بشناسیم، این هایی که رفتند دنبال مال و اموال دنیا و پشت پا زدند به انقلاب. در انسان اسم اعظم هست حال اگر ما خرابش می کنیم اقرار کنیم بگوییم خدایا شکرت تو دادی – سالها دل طلب جام جم از ما می کرد / آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد. این در دل ماست حال که خرابش می کنیم اقرار کنیم که ببخش ما را- ما دیشب می توانستیم همه چیز داشته باشیم ولی حالا می زنیم خرابش می کنیم دیگر مثل گاو نُه مَن شیر ده، نُه مَن شیر می دهد با یک جفتک همه اش را می ریزد! ما هم خرابش می کنیم ولی اقرار به گناه بکنیم؛ کم کم درستش کنیم، اگر مرد میدانیم یکدفعه درستش کنیم؛ یک دفعه یک نفر می گوید رَبِّ أَدْخِلْنِي فِي لُجَّةِ بَحْرِ أَحَدِيَّتِكَ؛ خدایا مرا در دریای احدیت خودت غرق کن، دعای صیفی صغیر قاموس القدرت است وَ طَمْطَامِ يَمِّ وَحْدَانِيَّتِكَ وَ قَوِّنِي بِقُوَّةِ سَطْوَةِ سُلْطَانِ فَرْدَانِيَّتِكَ حَتَّى أَخْرُجَ إِلَى فَضَاءِ سَعَةِ رَحْمَتِكَ وَ فِي وَجْهِي لَمَعَاتُ بَرْقِ الْقُرْبِ مِنْ آثَارِ حِمَايَتِكَ مَهِيبا بِهَيْبَتِكَ عَزِيزاً بِعِنَايَتِكَ مُتَجَلِّلاً مُكَرَّما بِتَعْلِيمِكَ وَ تَزْكِيَتِكَ وَ أَلْبِسْنِي خِلَعَ الْعِزَّةِ وَ الْقَبُولِ وَ سَهِّلْ لِي مَنَاهِجَ الْوُصْلَةِ وَ الْوُصُولِ؛ یک دفعه می بینی می دهند بهت و راحت پرواز می کنی و می روی در نور احدیت خدا غرق می شوی، خوشا بحالت دائم هم روزه بگیری عین خیالت نیستند، روز به روز سلامتی ات بیشتر می شود، نورانیتت بیشتر می شود، نَفس ضعیف می شود، روح قوی تر می شود، برو، راه را پیدا کردی، اما اگر فردی تنبل هست، کم کم برود، چهل شب اول دو رکعت از نماز شب را بخواند، چهل شب دوم سه رکعت، چهل شب چهارم پنچ رکعت، نم نم زیادش کنیم. نگوییم این ها ریاضت های سخت است؛ بالاخره پیغمبر باید پیغمبر باشد ما هم ما، ولی آب دریا را اگر نتوان کشید / هم به قدر تشنگی باید چشید. تاجایی که می توانیم استفاده کنیم؛ البته کم کم خودمان را تشنه تر کنیم، کم کم تشنگی مان را بیشتر کنیم؛ رَبِّ زِدنی عَطَشا؛ خدایا عطش مرا زیاد کن. ربِّ زِدنی فیک تَحیُّرا؛ خدایا تحیُّر مرا بیشتر کن، حیرت مرا بیشتر کن. بگوییم ما بشویم اجتهاد در فقه، اجتهاد در اصول، اجتهاد در فلسفه- نگو چه کسی می رود این همه راه را، مگر شما داری می روی؟ می برندت، راه را که آنها باز می کنند؛ رسید محضر امام صادق علیه السلام شروع به گلایه کردن کرد و شکایت از زن و بچه، امام فرمودند مگر تو داری اداره می کنی؟ کار اگر داری می کنی خوش بحالت، بزرگ ترین تفریح کار است، اگر انسان یک روز سرکار نرود مریض می شود. پس ما کاری نکرده ایم، سر کار می رویم که بزرگ ترین تفریح است، نان و آب را هم که او می دهد؛ هر آن کس که دندان دهد، نان دهد؛ هم اش اوست. پس این را متوجه باشیم که دارند ما را می برند و تا این جایش هم بردند و دادند؛ الحمدلله خدارا شکر ان شاءالله درستش می کنند و کاملش می کنند. امیرالمؤمنین اگر سالار کاروان است می داند چه کار کند، نترسید، می داند چه کار کند. بعضی هایمان هستیم خیلی جفتک می اندازیم، در درسهایمان می خوریم زمین، در اداره و … آن هم ناراحت نباشید، بروید؛ میرزا اسماعیل دولابی می گفت: بالاخره در صف که بایستی، بالاخره می رسد نوبتت؛ پس می برند ما را، بله راه دور است، جبرائیل فرمود: راه طولانی است و دور و دراز ولی می برند، نترسید؛ فقط ما کفر نعمت نکنیم-  یک زمانی بعضی از دوستان می گفتند برویم مکه بعد خواب دیده بودند اینجا(مسجد) بقیع است و حرم امام حسن مجتبی علیه السلام است؛ همین هم هست منتهی ما کفر نعمت می کنیم و الا همین جا ( حوزه و مسجد و بسیج ) وظیفه مان را انجام دهیم؛ اینجا هم مدادالعلما است هم دماء الشهدا. یکی از موارد بی تقوایی این است که راه را خدا باز کرده، دارد می برندمان، استادت را داری، وظایفت را داری، مستحباتت را داری بعد به خاطر منیّت و هواهای نفسانی می خواهی این ها را دور بزنی، این بی تقوایی است. خدا همه چیز به من داده، ولایت داده، درس خوب داده، استاد خوب داده، کار خوب داده، در جمهوری اسلامی جلوی استکبار ایستادم حالا به خاطر مقام طلبی می خواهم این ها را دور بزنم؛ کجا می خواهی بروی؟ در این دریایی که غرقت کردند باش، چرا می خواهی جلوی رفیق راحت بایستی، چرا زیراب او را می زنی، حالا او یک مقدرای از تو جلو تر است بگذار جلوتر باشد؛ محی الدین می گوید هر وقت دیدید فردی بهتر از شماست به او ملحق بشوید؛ مداح آمده خوش نَفَس به او ملحق بشو، با او ضجه بزن، گریه کن، هم نَفَس شو؛ می شود یدالله مع الجماعه، مثل این است که تو داری می خوانی. فلان استاد خیلی خوب درس می دهد شما هم به او ملحق بشو، اگر می توانی تو هم درس بده اگر هنوز نرسیده وقتش، ملحق بشو به او. الطاف خدا را آلوده نکنیم بلکه شکرگزاری کنیم؛ به مقتضایش عمل کنیم یعنی اگر یک رفیق راه خوب داریم قدرش را بدانیم، آدابش را بجا بیاوریم، حقوقی که به گردن ما دارد اَدا کنیم؛ اگر پدر و مادر خوب یا فرزندان خوبی داریم مقتضایش را عمل کنیم، حقوقی که به گردنمان دارند اَدا کنیم؛ اگر رهبر و مراجع خوب داریم، حقی که دارند اَدا کنیم. در سورۀ شمس می فرماید ذکات را می رساند به اوج خدا. قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا ؛ اولا این جمله بعد از چند قسم ذکر شده ؛ وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا، وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا، وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا،  وَالسَّمَاء وَمَا بَنَاهَا، وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا، وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا؛ بعد چهارده قسم دارد در این سورۀ مبارکه به عدد چهارده معصوم بعد از این می فرماید قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا ؛ زکاها از مادۀ ذکات است؛ می خواهد بگوید ریشۀ ذکات تزکیۀ نَفس است. تزکیۀ نفس یعنی چه؟ گوسفند را که تزکیه می کنند یعنی حلال می شود، می شود از آن استفاه کرد؛ گوسفند اگر آداب ذبح شرعی در آن اجرا نشود، نمی شود از آن استفاده کرد.  قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا؛ کسی که ذکات نفسش را بدهد؛ ذکات نفس یعنی قربانی کردن نفس؛ ذکات بدن در روایت دارد که روزه است؛ اَلْمَعْرُوفُ زَكَاةُ اَلنِّعَمِ؛ خدا چقدر نعمت داده؟ چشم داده است، زبان داده است. قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا؛ زَكَّاهَا یعنی چه؟ این تفصیل آن است. می فرماید ذکات نعمت هایی که خدا داده، کار خوب کردن است. با چشمت کار خوب کن، با زبانت کار الهی کن، با گوشَت کار خدایی کن، این می شود ذکات. ذکات فقط دادن گوسفند نیست. در روایت هست که اگر ترک گناه و تزکیه نفس نباشد ذکات ظاهری به درد نمی خورد. در مورد روزه هم داشتیم که اگر ترک تهمت و غیبت و … نباشد گرسنگی و تشنگی به درد خدا نمی خورد. در آن روایت هم همین است که اگر ذکات واقعی نباشد ذکات ظاهری به درد نمی خورد. در روایت هست که برای آقا کسی ذکات آورد بعد یک مقدار منّت گذاشت آقا نپذیرفت و فرمود شما فکر کردی ما به این نیاز داریم؟ اَلْمَعْرُوفُ زَكَاةُ اَلنِّعَمِ وَ اَلشَّفَاعَةُ زَكَاةُ اَلْجَاهِ[3]؛ ذکات جاه چیست؟ تا انسان می رود میز و جایگاهی می گیرد آن میز می گیردش دیگر خدا را بنده نیست؛ می فرماید ذکات مقام شفاعت است یعنی مستمندی آمده و شما یک قدرتی داری دست او را بگیر و کمکش کن. ذکات این مقامی که خدا به تو داده این است که یاری کنی مردم را. بعضی ها از این ور می افتند و از مقامشان سوء استفاده می کنند، پارتی بازی و … بعضی ها هم از آن ور، برای خدا هم قدم بر نمی دارند. شهرداری ها باید به مساجد کمک کنند و جامعۀ دینی درست آن را تقویت کنند، جامعۀ دینی ما است که تو دهن آمریکا زد. آیا این اسم اعظم نیست که تمام دنیا دست به دست هم دادند تا ایران را زمین بزنند ولی مردم ما با دین زدند توی دهنشان. در ادامۀ روایت می فرماید وَ اَلْعِلَلُ زَكَاةُ اَلْأَبْدَانِ؛ ذکات بدنت چیست؟ وقتی مریض می شویم از خدا شکایی می کنیم که چرا اینگونه شد ولی این ذکات بدنت است، این بیماری ها ذکات بدن است. اولا یقین بدانیم که این مریضی ها برای گناهان ما است، برای ظلمت هایی است که در وجودمان است می خواهند پاکش کنند. امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند: هر لقمه ای که می خوری هزار سَم دارد، بسم الله باید بگویی تا این سموم برود. می فرماید نهار که بخوری معده را فاسد می کند، بعد می گوید چرا قند و عوره و … گرفتم؟! از آن طرف روزه می گیرد می گوید مریض شدم! نه اینگونه نیست. در روایت دارد که روزه با مریضی جمع نمی شود؛ بله در روایت هست که اگر روزه گرفتی مریض شدی روزه گرفتن حرام است به شما، ولی مسئله این است که چه چیزی سبب شده که این روزه برای شما ضرر داشته باشد و آن نوع خوردن است در سحر و افطار- ولی آنچیزی که مریضت کرده گرسنگی نیست. آیت الله مرعشی امام زمان عج الله را ملاقات کرده بود و با هم نون و پنیر و خیار خورده بودند، این یک غذای سالم است ولی ما هرچیزی از دستمان می آید می خوریم. معرفت تمام هستی ما است، معرفت ما است که شخصیت ما را می سازد؛ هر ظلمتی هست برای خودمان است. اَلْعِلَلُ زَكَاةُ اَلْبَدَنِ؛ مریضی ها ذکات بدن است.

شب توسلمان به عقیلۀ بنی هاشم است …

[1] – شمس، آیه 1

[2] -مؤمنون، بخشی از آیه 14

[3] – تحف العقول ج1، ص 381

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *