سخنرانی آیت الله تقوایی حفظه الله
شب دهم ماه مبارک رمضان 1439

97/03/04 _  مسجد باب الحوائج (ع) لویزان

 

بسم الله الرحمن الرحیم

ان شاءالله پرچم نورانی امام زمان (عج) بر فراض عالم برافراشته بشود و ما حکومت ایشان را درک کنیم و لباس شهادت را در محضر ایشان به تن کنیم؛ امام صادق (ع) می فرمایند: « الدعاء الاستجابه؛ دعا استجابت است »؛ اصلا شک نکنید، دعا رَد خور ندارد، منتهی به شرطی که دعا، دعا باشد.

روایتی در باب نماز  عرض کنیم؛ « القنوت فی الوتر الاستغفار؛ قنوت در وِتر استغفار است »؛ قنوت در نماز خیلی چیز مهمی است؛ دعا کردن خیلی مهم است، چون می فرماید: « الدُّعاءُ مُخُّ العِبادَةِ[1]؛ دعا مغز عبادت است »؛ قنوت هم در نماز جای دعاست، محل دعاست.«قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ[2]»؛ اگر دعای شما نباشد، خدا به شما هیچ اعتنایی نمی کند. یعنی شخصیت شما به دعای شماست. اصلا خدا برای شما ارزشی قائل نیست وقتی دعایی نباشد، چرا؟ چون ما هیچ چیزی نداریم، این دعاست که مارا می رساند به جایی. ممکن بیچاره که جوفش تهیست / لاف منیت ز وی از ابلهیست؛ ما هیچ چیزی نداریم ، تو خالی هستیم؛ حکمای حکمت متعالیه می گویند ما هستی ای هستیم که هیچ نداریم، ولی در عرفان بهتر می گویند که هستی ای که هیچ ندارد یعنی هیچی نیستی، هستی نیستی بلکه آیه ای، ما آینه ایم، پنجره ایم. خدا یک نوری را می تاباند، ما چیزی نداریم جز گناه، ما جز بدهی چیزی نداریم، بدهکاریم ما. لذا اگر این دعا نباشد که به یک جایی ما را برساند، هیچ ارزشی نخواهیم داشت. در این روایت می فرماید: قنوت در وتر استغفار است، در فریضه دعاست؛ چه فرقی دارد قنوت در نماز واجب با مستحبی؟ یک قُرب فرائض داریم، یک قُرب نوافل؛ قرب فرائض یعنی اصل شخصیت ما، قرب نوافل یعنی زمینه را فراهم می کند برای اینکه شخصیت اصلی ما شکل بگیرد. بالاترین وظیفه ما چیست؟ توحید، معرفت. امروز فردی سوال می کرد در مسجدمان چه بنویسم؟ گفتم این دعا را بنویس: «اَللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَكَ لَمْ اَعْرِف نَبِيَّكَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى رَسُولَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسُولَكَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَكَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى حُجَّتَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دينى»[3]؛ اصل وظیفه ما معرفت به توحید و رسالت و ولایت است. هر وظیفه ای که بیشتر معرفت به توحید بدهد، بیشتر معرفت به ولایت بدهد، بیشتر معرفت به رسالت بدهد، آن وظیفه وجوبش شدیدتر است. چرا نماز انقدر اهمیت دارد؟ چون شما را بیشتر به توحید، رسالت و ولایت می رساند. لذا میزان در شدت و ضعف وظایف این است که چقدر آن وظیفه ما را به خدا نزدیک کند. در روایت می فرماید: اگر شما روزه تان باعث ترک حرام و انجام واجبات نشود، گرسنگی و تشنگی به چه درد می خورد ؟ روزه برای این است که، هستی حق جل و علا در وجودمان تجلی کند. فرائض خودشان آینه هستند برای وجه الله و معرفت. پس قرب نوافل خیلی مهم است ولی مبادا قرب نوافل ما را از فرائضمان بیندازد. قرب نوافل تا زمانی خوب است که سبب بشود وظایف ما قدرت و قوت و کیفیت پیدا کند. امروز امام جمعه ای که محضرشان بودیم(شهر ری) می گفت: مستحبات هدف نیست، در روزه و این ها بیشتر اخلاق هدف است، این است که خوش اخلاق باشیم؛ اگر روزه بگیری خوش اخلاق نباشی به درد نمی خورد.حرف قشنگی زده ولی تازه یک مقدار از کار را دارد می گوید؛ بالاتر از خوش اخلاقی، روزه برای این است که به خدا برسی؛« الصَّوْمُ‏ لِي‏ وَ أَنَا اُجْزَي بِه[4]»؛ روزه برای این است که خدا تجلی کند در وجود انسان، روزه برای این است که انسان به ولایت برسد، درروایت دارد که حقیقت روزه شما نور امیرالمؤمنین(ع) است، روزه برای این است که به نور ولایت برسیم. خوش اخلاقی یک جلوه ای از تجلی نور خداست. بله روایت می گوید که گرسنگی کشیدن خوب است به شرط اینکه انسان را خوش اخلاق بکند، از این سخن، شدید تر، زیباتر و کامل تر این است که ما روزه می گیریم که به خدا برسیم تعجب است، از بس روشن است نمی بینند علماء و غیر علماء. در تمام فرائض و واجبات و مستحباتت چه می گویی؟ چهار رکعت نماز ظهر می خوانم قربه الی الله. هدف وصل به خداست، از بس آشکار است نمی بینندش. لذا در روایت دارد که خدا از بس آشکار است، مخفی است؛ مثل خورشید که از بس نورش شدید است انسان نمی تواند به آن نگاه کند، اینگونه است.« إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُريدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً[5]»؛ جزاء و شکور می خواهیم چه کنیم، وجه الله که بیاید همه چیز هست. شخصی رفته بود محضر امام رضا(ع) خمس بدهد، آن فرد نیت کرده بود که مثلا آمدم خمس بدهم ،  آقا غلامشان را صدا کردند، غلام آب آورد تا وضو بگیرد، حضرت وضو که می‌گرفت از دست مبارک بجای آب طلا و جواهر می‌ریخت، حضرت فرمودندکسی که وضعش این است، به آن اندک خمس شما که احتیاجی ندارد که اینجور طاقچه بالا گذاشتی. تمام اموال ما برای خداست، برای وجه الله است. ما خمس می دهیم برای اینکه حلال کردند در مقابل آن از مال خدا استفاده کنیم و الا شما این لباسی که تنت است داخل قبرت می بری؟ خانه و ماشینت را می بری داخل قبرت؟! مال من و غیره نداریم که، همه اش مال خداست. وارث حقیقی خداست، وارث تمام دنیا خداست و اهل بیت، وجه الله، وجه اطلاقی خدا. پس هدف از این وظایف و واجبات و ترک حرام و وصل به اوست، یک نمایی از آن هم خوش اخلاق شدن است؛ اخلاق خوب داشته باشد، غیبت نکند، تهمت نزند، دروغ نگوید، اینها هم آثارش است. ولی دنبال حقیقت باشیم این ها بدنبالش می آید. قرب فرائض چهارچوب حقیقی وجود ما را ایجاد می کند، قرب نوافل و مستحبات زمینه را درست می کند برای اینکه برسیم به آن فرائض؛ بالاترین فریضه هم وجه الله و ذات اقدس اله و اهل بیت علیهم السلام است. «انالله و انا الیه راجعون»، محور عالم «كَلِمَةُ اللّهِ هِیَ الْعُلْیَا[6] »است. لذا فرمود:« وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ[7]»؛ تمام خلق جن و انس برای این است که برسند به معرفت الله، هدف عبودیت و معرفت الله است. هدف از تعبّد هم معرفت الله و حب الله است؛ حب الله یعنی فانی شدن در وجه الله. همه نماز و روزه ما برای همین است و همه هم می دانند که ما داریم به سمت خدا می‌رویم، ما حالا سر خودمان را شیره میمالیم این دو روزه دنیا، مشغول با زن و بچه شدن. این ها همه علامت است، زن و بچه علامت است برای رسیدن به او؛ ازدواج برای این است که بفهمیم که ازدواج هدف نیست، چون انسان وقتی ازدواج کرد می بیند که انتهایش هیچ چیز نیست ، فقط او می ماند برای ما؛ خانه پیدا می کند بعد می بیند که هیچ چیز نیست. ما در ایام جنگ، با دوستان که به جبهه می رفتیم، نه خانه ای نه بچه ای نه ماشینی نه چیزی، همه هستیمان آن بود، عشق بود، بهترین زمان زندگی ما آن موقع بود. این ها همه اش حرف است، این ها برای این است که انسان به خدا برسد برای اینکه بفهمد اینها چیزی نیست؛ « لِدُوا لِلْمَوْتِ وَ ابْنُوا لِلْخَرَابِ[8]»؛ به دست بیاورید برای اینکه از دست بدهید، به دست بیاورید برای اینکه در ظاهر از دست بدهید، برای اینکه به دست بیاورید. بزی را کشتند پیامبر اکرم(ص) همه اش را بخشید جز یک دست، همسرش که دنیا بین بود گفت: شما که همه را دادی رفت، حضرت فرمود: همه برای ما ماند الا این یک دست، این از بین می رود.ما یک قرب فرائض داریم، یک قرب نوافل؛ یادمان باشد مبادا نوافل و مستحبات جلوی وظایفمان را بگیرد؛ نوافل باید کمک کند برای اینکه برسیم به فرائضمان و نکته بعدی اینکه در فرائض محورشان را هم فراموش نکنیم، برای همین است که در شرایط مرجع تقلید، مهم ترین شرط مرجعیت، بصیرت در دین است؛ اگر مرجعی باشد در ظاهر علم دارد گرچه به نظر بنده کسی که بصیرت نداشته باشد علم هم ندارد- ولی فرض کنیم در ظاهر علم دارد، ولی بصیرت نداشته باشد جهنمی است و ارزش ندارد. لذا می فرماید: « اذا فَسَدَ الْعالِمُ فَسَدَ الْعالَمُ » درروایت دیگری از امام صادق(ع) : « يُغْفَرُ لِلْجَاهِلِ‌ سَبْعُونَ‌ ذَنْباً قَبْلَ أَنْ يُغْفَرَ لِلْعَالِمِ ذَنْبٌ وَاحِدٌ[9] »؛ هفتاد گناه از جاهل بخشیده مى‏شود قبل از آنكه یك گناه از عالم بخشیده گردد. حدیث دیگری از وجود مقدس نبی مکرم اسلام(ص) نقل شده است که« دَخَلْتُ الجنهَ فاذا اکثر اهلِها البُله[10] »؛ داخل بهشت شدم و اکثر اهل بهشت ابلهان بودند. بُلْه، جمع ابله است و ابله کسی است که در او نوعی غفلت باشد. نمی داند، به همین خاطر راحت می رود بهشت ولی آن کسی که عالِم شد کارش خیلی سخت است. روایت دیگری هست که بیشتر اهل بهشت خانم ها هستند، یعنی می خواهد بگوید که ساده اند، مردها حقه باز هستند. بالاخره علم سخت است. مداح ها حرف قشنگی می زنند که روز قیامت افرادی که اهل هیئت اند و اهل اشک، سریع خدا اینها را می بخشد ولی علماء، بیچاره ها می ایستند در صف پدرشان در می آید تا یکی از آنها رد شود، ولی این کسی که بچه هیئتی است، گریه ای کرده، می گوید خدایا ببخش ما را سریع می بردنش بهشت، عرض می کردم که مهم ترین شرط مرجع بصیرت است، عالِم بصیرت نداشته باشد ، ده شاهی نمی ارزد، بد بخت می کند هم خودش را هم مقلدینش را؛ در دوران های مختلف خیلی داشتیم از اینها، خدا رحمت کند آیت الله منتظری، که امام فرمود: از پشت به من خنجر زد. عالِم خوبی بود، مبارز بود ولی امام فرمود: فقیه ساده لوح. گول خورد، بصیرت نداشت؛ خیلی ها را به انحراف کشاند. البته به هرحال رهبری گفتند خدا رحمتش کند، ما هم می گوییم خدا رحمتش کند ولی بالاخره تاوان سنگینی دادیم . اینکه امام گفت: من جام زهر را به دست خودم می نوشم یعنی روده اش را پاره کردند. اینکه گفتند سرطان روده داشته اند موقع رحلت به نظر بنده یک عده ایشان را زجر می دادند و الا ولی الله تا خودش نخواهد نمی رود. آخرش هم گفت: به مردم ایران، سلام من را برسانید و بگویید که دعا کنند من بروم، خودش تقاضا کرد. آیت الله العظمی گلپایگانی(ره) دیده بود که امام را از آن طرف اهل آسمان و ملائکه و انبیاء می کشند، از این طرف هم مردم؛ بعد در خواب دیده بود که برای هر عالِمی که از دنیا می رفته، یکی از ائمه می آمده پیشواز ولی برای امام(ره) چهارده معصوم جلویش بلند شده بودند، این را می گویند عالم با بصیرت، این را می گویند افقه، اعلم، اعرف، شدت اخلاقش، شدت عرفانش، شدت عقلش. امام یک نَفَس زد، ببینید چقدر شهید درست کرد، عالِمی که بصیرت داشته باشد اینگونه است. بعد اینجا یک نکته ی زیبایی می فرماید: قنوت در نماز وتر که مستحبی است، استغفار است. اول مرتبه وجودی سالک با استغفار باید شروع شود. یک زمانی ما محضر آیت الله جوادی آملی بودیم، یکی از دوستانی که آنجا بود از ایشان پرسید که: حاجتی دارم و آیا

 خوب است که نماز جعفر طیار بخوانم؟ ایشان گفتند: فرق نمی کند، مهم این است که سیمَت وصل باشد، ببینی چگونه سیمَت را وصل می کنند. بنده فکر می کنم که فرمایش ایشان درست است ولی مقداری صوفی گری است و بوی تصوّف می دهد، در عین اینکه بله، مهم وصل شدن است ولی بالاخره هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد؛ بله مهم است بالاخره مهم این است که وصل بشود انسان ولی بالاخره یک آدابی گفته اند. خود اسماء و صفات خدا- یک اسماء رئیسه داریم یک اسماء کارگر- بعد یک اسمائی را اول باید گفت، یک اسمائی را آخر باید گفت، یک اسمائی را وسط باید گفت. لذا افرادی که دستورالعمل می خواهند برای رفتن، دستورالعملی که اهل بیت دادند این است که اولا انسان سعی کند دائم الوضو باشد، دائم الذکر باشد، در مورد صلوات که بالاترین ذکر هاست و هیچ ذکری در میان اذکار بالاتر از صلوات بر محمد و آل محمد نیست، این را انسان داشته باشد که اگر توانستی درروایت دارد روزی هزار تا، نتوانستی روز های جمعه هزار تا، روزهای دیگر صد تا؛ بله این را باید داشته باشد انسان. ولی شروع کار ما باید با استغفار باشد. آن دستورالعمل امام زمان (عج) که فرمودند: عاشورا عاشورا عاشورا جامعه جامعه جامعه نافله نافله نافله، این را کنار دائم الوضو بودن و صلوات داشته باشیم بعد هم استغفار، مراحل اول استغفار، بعد مراحل وسط که رسیدید ذکر یونسیه را با هفتاد بار شروع کنید در سجده، مخصوصا در سحرها؛ بعد نم نم زیادش کنید. عرض کردیم این روایت را که: عنایت خدا به دو گروه است،1-مستغفرین بالاسحار2-متسحرین(بیدار ماندگان در سحر)، این دو گروه خیلی مهم است، سحر و استغفار، این ریشه است، شروع است. در وتر آقا سفارش می کند و می گوید: استغفار نماز وتر را فراموش نکنید؛ سیصد مرتبه الهی العفو و هفتاد یا صد بار (هردو روایت شده) «استغفرالله و اتوب الیه »و هفت بار « هذا مقام عائذ بک من النار»، بعد هم چهل مومن را دعا کردن. بعد می گوید قنوت نماز وتر، استفغار است؛ نماز وتر جزء قرب نوافل است یعنی زمینه را دارد آماده می کند. اما قنوت نماز واجب می فرماید: دعا است، یعنی نماز واجب به شما شخصیت می دهد؛ دعا چیست؟ مخ العباده، دعا مغز و اصل عبادت است، آن شخصیت اصلی ات را درست می کند لذا قرب فرائض شخصیت اصلی ما را درست می کند. در قنوت نماز واجب، که دعا است چه بگوییم؟ بالاترین چیز ذکر خداست، « لااِلهَ اِلاَّ اللّه الْحَلِيمُ الْكَريم لااِلهُ الاّ اللّه الْعَلِيُّ الْعَظِيم سُبْحانَ اللّه رَبِّ السَّمواتِ السَّبْع وَ رَبِّ الاْءَرَضِينَ السَّبْع وَ ما فيهِنَّ وَ ما بَيْنَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِيم وَ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِين ». بعد اگر دعا می خواهیم بخوانیم چه دعایی بخوانیم؟ اِلهی هَب لی «کَمالَ الِانقِطاعِ اِلیکَ وَ اَنِر اَبصارَ قُلوبِنا بِضِیاءِ نَظَرِها اِلَیکَ حَتَّی تَخرِقَ اَبصارُ القُلوبِ حُجُبَ النّورِ فَتَصِلَ اِلی‌ مَعدِنِ العَظَمَة[11]». بعد دعای فرج، هم الهی عظم البلاء و هم دعای سلامتی. پس یعنی دعایی که مربوط بشود به معرفت، یعنی ادعیه توحیدی بعد هم دعاهای ولایتی. لذا می گوید در قرب فرائض، دعا می خواهد، دعا حقیقت عبادت است، دعای شما تعیین می کند چه کاره هستی، اگر دعای شما این باشد که خدایا خانه به من بده، معلوم می شود حد تو همین است، چهارچوب شخصیتی ات همین است، اگر دعایت این است که « الهی هب لی کمال الانقطاع الیک »، خدایا من فنای در نور تو را می خواهم، خدایا می خواهم مستقیم با من سخن بگویی، خدایا من می خواهم مستقیم نوکری ات را بکنم، عبودیت داشته باشم، نه اینکه عبادت بکنم. این قنوت هایمان را باید درست کنیم، دعای محبت امیرالمؤمنین(ع)، « اللهُم ارْزُقْنِي‏ حُبَّك‏ وَ حُبَّ ما تُحِبُّه‏ وَ حُبَّ مَن‏ يُحِبُّکَ وَ العَمَلَ َ الَّذِي ْ يُبَلِّغُنِي اِلي حُبِّکَ وَ اجْعَل‏ حُبَّك اَحَبَّ الاَشياءِ اِليَّ». بعد می گوید آن کسی که در دنیا قنوتش از همه طولانی تر است؛ آیت الله اراکی دعای کمیل می خواند در قنوتش- او در روز قیامت تعلقاتش از همه راحت تر باز می شود، راحت تر وصل به خدا می شود، از سختی ها و مواقف قیامت راحت تر عبور می کند. هرچه قنوتت بهتر، باکیفیت تر، طولانی تر هم کمیت مهم است هم کیفیت. درروایت هست که نماز حجزه خداست در زمین، حجزه یعنی چیزی که بوسیله آن انسان می‌تواند توسل و تمسک بکند به یک چیز دیگر، مثلا با توسل به امیرالمؤمنین(ع) توسل می کنی به خداوند لذا امیرالمؤمنین(ع) حجزه الله است. نماز حجزه الله است، نماز وسیله تمسک به خداوند است. حجزه یکی از معانیش یعنی چیزی که مانع است، چیزی که مانع برای انجام حرام می شود، چیزی که مانع انجام منکرات می شود، چیزی که مانع تعلقات دنیوی می شود، نماز تعلقات دنیوی را می بُرَد.« اِعلَمْ أنَّ الصَّلاةَ حُجزَةُ اللّه ِ في الأرضِ، فَمَن أحَبَّ أن يَعلَمَ ما أدرَكَ مِن نَفعِ صَلاتِهِ، فَلْيَنظُرْ  فإن كانَت حَجَزَتهُ عنِ الفَواحِشِ و المُنكَرِ فإنّما أدرَكَ مِن نَفعِها بقَدرِ ما احتَجَز[12]»؛ چگونه می خواهی به دامن خدا توسل کنی در زمین؟ بوسیله نماز؛ حالا یک نفر می خواهد ببیند نمازش حجزه الله است، صبر کند ببیند نمازش جلوی منکرات را می گیرد یا نه، اگر نمازش جلوی منکرات را نمی گیرد، اگر نماز می خواند ولی باز می رود دنبال دنیا معلوم می شود نمازش حجزه الله نیست، معلوم می شود نمازش جزء آن نمازی است که می فرماید:« فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ، الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ[13]». لذا نگاه کنیم ببینیم نمازمان با ما چه کار می کند. پس این خیلی مهم است که ببینیم نمازمان حجزه الله است یا نه. ما که داریم وقت می گذاریم، پس کاری کنیم که به دردمان بخورد. همانطور که درباره روزه فرمود اگر روزه شما را از مَناهی باز ندارد ، اگر سبب نشود که ترک حرام کنید، به چه درد می خورد عطش شما، خم و راست شدن که به درد خدا نمی خورد، نمازمان را نماز کنیم.« أَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي[14]، وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ[15]»؛ بالاتر ازنماز ذکر خداست؛ نماز می خوانیم برای رسیدن به آن ذکر، هدف از نماز رسیدن به ذکرالله است. یکی از راه هایی که نماز درست بشود این است که ما باید پیوندمان با ولایت قوی باشد. لذا فرمود بِنا وُحِدَ اللهُ[16]؛ توحید به وسیلۀ ما اهل بیت، بِنا عُرِفَ اللهُ[17]؛ معرفت خدا به وسیلۀ ما اهل بیت، «اکتسب به الجنان»؛ رسیدن به بهشت با ما اهل بیت است. لذا تا می توانید رابطه تان را با اهل بیت مستحکم کنید. پیغمبر رفته بودند معراج، لَمّا اُسرِيَ بي إلَى السّماءِ، من را برده بودند معراج، پیغمبر اکرم می خواستند از معراج تشریف بیاورند زمین، دیدید وقتی انسان می خواهد یک سفری برود می گوید چیزی لازم داری برات بگیرم یا کاری داری برایت انجام دهم، پیغمبر پرسیدند جبرائیل من میخواهم بروم زمین، آیا حاجتی داری، حضرت جبرائیل گفت: حاجَتي أنْ تَقْرَءَ عَلي خَديجَةَ مِنَ اللهِ وَ مِنِّي السّلامَ[18]؛ اینکه عرض می کنم توسل به اهل بیت- پیغمبر رفته معراج بعد می گوید حاجتت چیست؟ جبرائیل که فرشته اعظم خداست، عقل کلی عالم است، می گوید وقتی رفتی زمین، سلام من را به خدیجه برسان. اهل بیت چه مقامی دارند، می گوید سلام مرا و سلام خدا را به خدیجه برسان. حضرت خدیجه(س) وقتی می شنود پیام جبرائیل را می فرماید: فقالَتْ: إنَّ الله هُوَ السَّلامُ وَ مِنْهُ السَّلامُ وَ إلَيْهِ السَّلامُ وَ عَلَي جَبْرَئيلَ السَّلامُ[19]؛ خدا خودش سلام است، تمام سلام یعنی خدا، ریشه سلام خداست، تمام سلام ها بازگشتش به سوی خداست. ببینید حضرت خدیجه(س) چه بوده، آن وقت آن فرد می گوید من چرا شوهر گیرم نمی آید، بله مستحب است انسان ازدواج کند، شد بهتر، نشد هم نشده. فرد سیاه پوستی بود، پیغمبر به او فرموده بودند برای خودت برو خواستگاری، رفته بود و گفته بود دخترتان را اگر می دهید الحمدلله، نمی دهید الله اکبر، خدا بزرگ است. ازدواج که دیگر چیزی نیست، ازدواج یک وسیله است. ببینید زن به چه مقامی می رسد، چقدر زیبا جوابش را می دهد. اگر می خواهید نمازتان، نماز بشود، رابطه تان را با ولایت اهل بیت مستحکم کنید. ببینید این خدیجه(س) چه بوده-همسران پیغمبر نشسته بودند، خود حضرت هم تشریف  داشتند، اسم حضرت خدیجه(س) آمد، حضرت شروع به گریه کردند، ببینید چه رحمتی بوده که اسمش وقتی آمده حضرت رسول(ص) گریه می کند. حضرت خدیجه(س) خیلی مقام دارد؛ تمام اسلام مدیون حضرت خدیجه(س) است. بعد آن شخص بی ادبی کرد و گفت: او یک پیر زن صورت قرمز از پیر زن های بنی اسد بوده، این که دیگر گریه ندارد، بعد حضرت فرمود: خدیجه مرا تصدیق کرد زمانی که همه شما مرا تکذیب می کردید، شما کافر بودید همه تان، او به من ایمان آورد. چه مقامی دارند این اهل بیت؛ در ادامه فرمود: شما ها عقیم بودید خانم خدیجه کبری برای من کوثر آورد.

امشب شب شهادت و رحلت حضرت خدیجه کبری (س) است. که البته خیلی احتمال قوی می دهم که ایشان را مسموم کرده باشند. می فرماید چهار زن هستند که برترین زنان عالم اند، و می فرماید نسبت به دنیا همین چهار زن بس است یعنی بس که شما را به بالاترین درجات انسانیت برسانند، چهار تا که هیچ، فقط حضرت زهرا را ببینید می تواند اول، آخر، ظاهر، باطن و تمام هستی ما را درست کند. فرمود بس است برای شما این چهار زن؛ یکی از آنها حضرت مریم، بعدی عاصیه، که همسر فرعون ملعون بود و بعد هم حضرت خدیجه(س) و حضرت فاطمه زهرا(س). شما تمام اعمال حضرت خدیجه را – می گویند سه چیز اسلام را تقویت کرد و سبب قدرت اسلام شد؛ یکی مال حضرت خدیجه(س)، شمشیر حضرت علی(ع) و رسالت و قرآن کریم که توسط پیامبر اکرم(ص) – اصلا تمام اعمال حضرت خدیجه(س) را کنار بگذاریم، همین یک خانم را که به ما داد، همین حضرت زهرا(س) که به ما هدیه کرد، به عالم هدیه کرد کافیست. حضرت زهرا(س) وقتی به دنیا آمد تمام عالم به سمتش سجده کردند، تمام ملائکه عالم در مقابلش سجده کردند. در عالم هر چیزی که خلق شده یک فرشته ای دارد، چه بوده است حضرت زهرا(س)- اگر روایت هم نبود، بنده می گفتم اینطور هست چون نور حضرت صدیقه، نور اول است و تمام عالم بواسطه نور حضرت زهرا(س) خلق شده لذا می گوییم یا فاطر و بحق فاطمه، فاطر یعنی فطرت دهنده، خلق کننده. این را که به ما هدیه داد؟ حضرت خدیجه(س). این را عرض می کردم که اگر می خواهید نمازتان نماز شود، توسل و ارتباطتان را با اهل بیت قوی کنید، فانی بشوید در ابی عبدالله(ع)، فانی بشوید در امیرالمؤمنین(ع)، فانی بشوید در حضرت خدیجه کبری(س). حضرت خدیجه تمام عمر و مالش را گذاشت و دیگر چیزی نداشت و هنگامی که می خواست رحلت کند، حتی کَفَن هم نداشت. حضرت فرمود یا رسول الله من تا بحال از تو خواهشی نکردم، الان یک حاجتی دارم خجالت می کشم بگویم، حضرت فرمود: هرچه باشد من رو چشمم می گذارم- یک روایت هم دارد که خودش رویش نشد به پیامبر بگوید، به فاطمه(س) گفت به پیغمبر بگوید؛ برو به پدرت بگو من رویم نمی شود به شما بگویم، آن پیراهنی که با آن نماز می خوانی برای من کَفَن کن، من کَفَن ندارم. حضرت پیامبر آن پیراهن را کفن کرد برای حضرت خدیجه. آن سالی که حضرت خدیجه(س) فوت کرد، خیلی سخت گذشت به پیامبر، ابوطالب هم فوت کرد، لذا ایشان آن سال را عام الحزن نام نهاد، همه مسلمان ها غمگین بودند، چون وزنه ای بودند حضرت خدیجه و حضرت ابوطالب. خدا را شکر شما رحلت کردی ولی صورتت سالم بود …

[1] – محجة البيضاء، ج 2، ص 283

رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : الدُّعاءُ مُخُّ العِبادَةِ ، ولا يَهلِكُ مَعَ الدُّعاءِ أحَدٌ؛ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : دعا مغز عبادت است و با وجود دعا هيچ كس هلاك نمى شود.

[2]– فرقان، بخشی از آیه 77

[3]-شيخ كلينى و غير او از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده اند: اين دعا را تعليم زراره فرمود كه در زمان غيبت و امتحان شيعه بخوانند.

[4] – من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۷۵

[5] – انسان، آیه 9

[6] – توبه، بخشی از آیه 40

[7] – ذاریات، بخشی از آیه 56

[8]حکمت ۱۲۷ نهج البلاغه

[9]كافي ج‌1، ص115.

[10] -نهج الفصاحه ص 99

[11] -مناجات شعبانیه

[12] -معاني الأخبار

بدان كه نماز عامل بازدارنده [از سوى] خدا در زمين است ؛ پس هر كه دوست دارد بداند كه از نمازش چه سودى برده است، بنگرد كه اگر نماز او را از كارهاى زشت و ناپسند باز داشته است ، به اندازه اى كه باز ايستاده، از نماز بهره برده است

[13]– ماعون، آیات 4و5 / پس واى بر نمازگزارانی که از نمازشان غافلند

[14] – طه، بخشی از آیه 14

[15] عنکبوت، بخشی از آیه 45

[16] -اصول کافی، کتاب التوحید، باب النوادر

[17] -همان

[18] -بحارالانوار، ج18، ص385

[19] – همان

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *