خلاصه بیانات حضرت آیت الله تقوایی حفظه الله جلسه دوم فاطمیه چهارشنبه 17/11/97

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اخلاص

امام باقر (ع) می فرماید: إِنَّ الْمَلَكَ الْمُوَكَّلَ بِالْعَبْدِ يَكْتُبُ فِي صَحِيفَةِ أَعْمَالِهِ فَامْلَئُوا أَوَّلَهَا وَ آخِرَهَا خَيْراً يُغْفَرْ لَكُمْ مَا بَيْنَ ذَلِكَ‌

فرشته ای که وکیل شده و صحیفه اعمال عبد را کتابت می کند، اگر اول و آخر کارش را خوب بنویسد، بقیه اش را درست می کنند. اول و آخر کار ما همه چیز است؛ اول و آخر یعنی «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظّاهِرُ وَ الْباطِنُ»، خدا اولی است که آخر هم هست. شما اول و آخرها را که نگاه کنید یک امر جدا و منفصل است، ولی حقیقت عالم اول و آخری است که منفصل نیست، هستی بی نهایت است، همه چیز است، هم اول است هم آخر؛ نه این که وسط نباشد،  وسط هم هست. در روایت است که «الإخلَاصُ غَایَةُ الغَایَات» اخلاص غایت تمام غایت هاست. اخلاص یعنی چه؟ یعنی تعلقات را دور انداختن، یعنی خلاص شدن، خالص شدن، یعنی از همه قیودات عالم ملک، عالم مثال، عالم قلب، عالم روح، عالم سر و حتی از تقیدات عالم اسماء و صفات کَندن.

دستگیری دیگران

اهل بیت آمده اند برای اینکه ما را برسانند؛ این یعنی بی رنگی و بی تعلقی. اما ما آمده ایم برای اینکه خودمان را نجات بدهیم. خوش به حال آنان که برای مردم گریه می کنند، برای دوستانشان، برای استادشان، برای هدایت پدر و مادرشان؛ از خودشان فارغ شده اند. فرق امام با ما همین است؛ امام دیگر از خودش فارغ شده بود؛ همیشه برای آن نور کلی کار می کرد؛ از نور کلی دستور می گرفت و با نور کلی دستور را انجام می داد. امام زمان (عج) هم اینگونه است؛ تجلی کامل حق است؛ از خدا دستور می گیرد و انجام می دهد، در واقع خدا دستور را انجام می دهد، ید الله است، عین الله است، خودی از او نمانده، هر روز برای ما دعا می کند،  هر روز حواسشان به تک تک شیعیان هست؛ برای ما برنامه ریزی می کنند؛ همه کارها دست آنهاست؛ «بِيَدِهِ مَلَكُوتُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ». ای کاش ما هم یک ذره حواسمان به آنها باشد. متأسفانه ما غرق کثرات ذاتیه شده ایم. می گوییم: خوردنِ خودم، خوابیدنِ خودم، زن و بچه خودم، کتاب خودم، …. اگر هم خیلی اهل معنویات باشیم، می گوییم معنویت خودم، نماز شب خودم.

اهمیت کارهای کوچک

ما باید برای خدا و اهل بیت یک شیرین کاری هایی داشته باشیم چطور؟! اگر بتوانیم این طریقه مخالفت با نفس را یاد بگیریم خیلی خوب است؛ حتی کوچک ترین چیز را ببینیم و اهمیت بدهیم. مثلا اگر یک لقمه غذا را به خاطر خدا کنار گذاشتیم، نگوییم کم است. نگو ما که این همه خوردیم، این یک لقمه هم روی آن؛ «آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب»! نه؛ بگویم حالا آب از سر گذشت یک وجب بهتر از صد وجب است. بالاخره  امیرالمومنین (ع) دست ما را می گیرد؛ یک وجب باشد راحت تر ما را بالا می کشد؛ اگر صد وجب شد، هم برای ما سخت می شود هم برای اهل بیت. ما چقدر به آنها سختی می دهیم؟! هر روز برای ما گریه می کنند. چون با ما هستند؛ تا یک کار اشتباه انجام می دهیم صدمه اش را آنها می خورند، دیدید وجدان ما می سوزد؟!  در واقع همان اهل بیت اند که می سوزند. برای همین گریه می کنند. وقتی ابا عبدالله g را شهید کردند. همه جا را خون گرفته بود،  آسمان ها خون بود،  دریاها خون بود، از زیر هر سنگی خون بیرون می زد. وجه الله همه جا هست.

بالاترین حقیقت عالم

خیلی اوقات چیزهای بی اهمیت ما را از چیزهای با اهمیت دور می کند. با اهمیت ترین حقیقت عالم یعنی خدا و وجه الله را کنار گذاشتیم؟ امام صادق (ع) می فرمایند: « القَلْبُ حَرَمُ اللهِ فَلا تُسْكِنْ فِي حَرَمِ الله غيَرَ الله» قلب انسان حرم خدا است، در قلبت غیر خدا راه نده. نفَست فقط بشود الله، فکرت فقط بشود الله، امیرالمومنین g می فرماید:«ما رَايْتُ شَيْئاً الَّا وَ رَايْتُ اللّه فيه و مَعَهُ وَ قَبلَه و بَعدَه» در تمام هستی خدا را دیدم. ما هم همین راه را برویم؛ سعی کنیم در خودمان این را زنده کنیم.

طلب علم

 أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ (ع) می فرماید: «أَيُّهَا اَلنَّاسُ اِعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ اَلدِّينِ طَلَبُ اَلْعِلْمِ وَ اَلْعَمَلُ بِهِ أَلاَ وَ إِنَّ طَلَبَ اَلْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ اَلْمَالِ» کمال دین در طلب علم و عمل به آن است و همانا طلب علم از طلب مال بر شما واجب تر است. بعضی از علما می فرمایند: «کمال» در این جا دلالت بر استحباب دارد و منظور از «اوجب» یعنی طلب علم از طلب مال اهمیتش بیشتر است، نه اینکه واجب باشد. استدلال می کنند به این که طلب مال واجب نیست و شما می توانی کار نکنی. مثلا بی نیاز هستی؛ حالا که طلب مال واجب نیست، معلوم می شود طلب علم اهمیت دارد نه وجوب.  اما حقیر این مطلب را قبول ندارم. روایت نص در وجوب است؛ هم کار واجب است هم علم، ولی علم واجب تر است. «کمال» هم اعم است؛ هم شامل استحباب می شود هم شامل وجوب؛ لذا کمال قرینه برای ظهور در استحباب نمی شود؛ مثلا ولایت امیرالمومنین (ع) اوجب واجبات است، از همه واجبات بالاتر است؛ به این جهت قرآن می فرماید: «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ، بَلِّغْ‏ ما أُنْزِلَ‏ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه‏» ای پیغمبر ولایت امیرالمومنین (ع) را تبلیغ کن؛ اگر ابلاغ نکنی کل رسالتت بر باد رفته. طبق این آیه شریفه ولایت امیرالمومنین g از کل رسالت بالاتر است. بنابراین آنجا که می فرماید: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ‏ لَكُمْ‏ دِينَكُمْ» معلوم می شود منظور از اکمال دین، استحباب آن نیست؛ وجوب است، بلکه اوجب واجبات است. لذا علم به توحید هم واجب است؛ علم به عقاید، علم به رسالت، علم به ولایت هم واجب است. اگر شما این علوم را نداشته باشید تمام واجباتتان زیر سوال می رود؛ «مَن مَاتَ و لَم یَعرِف إمامَ زَمانِه ماتَ میتَة جَاهَلِیة»؛ استدلال هم اشتباه است؛ وقتی می گویند یکی از دیگری واجب تر است یعنی هر دو واجب اند؛ طلب مال هم واجب است؛ لذا بیکاری حرام است؛ لغو است، لغو هم حرام است. چه بسا از لغو بدتر باشد؛ کفران نعمت است. لذا هم کار کردن واجب است هم تعلیم و تعلم.

 محی الدین واقعی

خدار را شکر برای این انقلاب.  بالاترین فایده این انقلاب معرفت است؛ انقلاب به ما معرفت داد؛ به ما نور امام زمان f را شناساند، به ما یاد داد برویم دنبال امام زمان؛ خدا رحمت کند امام رحمه الله را، می فرمود: ما هر چه داریم از امام زمان است. آمریکا و اروپا و عرب ها همه سعی کردند این انقلاب را از بین ببرند ولی نتوانستند. این انقلاب همه اش معجزه است؛ ولی بالاترین معجزه امام این بود که عرفان و فلسفه و فقه را زنده کرد. معجزه امام مخصوص یک قسمت از دین نیست؛ امام کل دین را زنده کرد. می گویند محی الدین عربی دین را زنده کرد؛ محی الدین واقعی امام است؛ امام تمام دنیا را زنده کرد؛ الان هم امام و خلف صالحش مقام معظم رهبری دارند به آمریکا سیلی می زنند.

غذای الهی

یک سوره تین بخوانی ضرر غذا از بین می رود؛ ۱۹ تا «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ‌» بگویید، درهای جهنم بسته می شود؛ من به خواهران بزرگوار عرض می کنم وقتی غذا درست می کنید، «بِسْمِ اللَّهِ‌» بخوانید. اشتباه ما این است که فقط موقع خوردن «بِسْمِ اللَّهِ‌» می گوییم از همان اول که می خواهند گندم بکارند، باید «بِسْمِ اللَّهِ‌» بگویند، شما که می خواهید غذا درست کنید، قدر بخوانید، تین بخوانید، حمد بخوانید؛ غذا را الهی کنید؛ ما که باید بخوریم، حداقل خوب بخوریم، از روی عشق بخوریم، بعد هم تلاشمان این باشد که همه این غذا بشود نور خدا. سر کار می رویم یاد خدا باشیم؛ بدانیم آن غذای الهی است که ما را نگه می دارد، بالاتر بدانیم آن غذا نور است؛ بالاتر از آن،  خدا ما را نگه داشته است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *