بیانات حضرت آیت الله تقوایی حفظه الله تعالی  شب سوم فاطمیه پنج شنبه 97/10/28

 

رحمان، اسم خاص

« اَلرَّحْمانُ اِسْمٌ خاصٍّ، بِصِفَة عامَّة » یعنی حقیقت تمام کمالاتی که خدا در کل عالم هستی ایجاد کرده است، ریشه تمام مخلوقات عالم این اسماء و صفات اند. اولین چیزی که خلق شد نور حضرت پیامبر بود؛ این یک اسم است، یا در آن روایت مبارکه می فرماید وقتی نور حضرت زهرا را خلق کرد تمام ملائکه در مقابلش به سجده افتادند، این اثر تکوینی این نور است، نور حضرت زهرا اسم اعظم است، برای همین تمام مظاهر دیگر در مقابل این نور به سجده می افتند. مثال آن در ظاهر این طور است که وقتی خورشید طلوع می کند نور ستاره ها از بین نمی رود بلکه نور ستاره ها فانی می شود، نه اینکه ستاره ها نیستند بلکه ما نمی بینیم، در نور خورشید ذوب و فانی می شوند.

رحیم، صفت خاص

«الرَّحِیْمُ اِسْمُ عامٍّ بِصِفَة خاصَّة» رحیم اسم خاص نیست، عام است؛ پیغمبر هم رحیم است؛ شما هم رحیمی. رحمان اصل وجود ما را داده است، هر لحظه هم دارد اصل وجود ما را افاضه می کند؛ اما رحیم یعنی ما را به کمال نهایی خودمان می رساند، صفت خاصه است یعنی مخصوص مؤمنین است، لذا می فرماید «رَحیمٌ بِالمؤمِنینَ» فقط نسبت به مؤمنین رحیم است؛ اما رحمان است نسبت به کافر و مومن؛ فرق نمی کند حتی سنگ و چوب  را هم هستی داده است؛ لذا هر کسی به واسطه نعمت وجودی که خدا به او داده می تواند به طرف خدا حرکت کند. خدا ظالم نیست، هر کسی به طرف خدا بیاید، خدا چندین برابر هدیه به او می دهد، لذا می فرماید شما یک قدم بیا من ده قدم می آیم.

خود کرده را تدبیر نیست

خیلی از ما مردم، مشکلات خودمان را گردن جمهوری اسلامی می اندازیم؛ البته دولت خیلی اشتباه کرده و واقعا از نظر اقتصادی وضعیت مردم را خراب کرد؛ ان شا لله بتوانند آن را درست کنند، معمولا هم نمی توانند، مگر اینکه خدا لطف کند یک دولتی روی کار بیاید کارهای اقتصادی مردم را درست کند؛ الان که قیمت دلار سه برابر شده است، علتش بی عرضگی است، مردم هم دارند چوب انتخاب خودشان را می خورند، خود کرده را تدبیر نیست؛ ما باید در انتخابات مواظب باشیم به چه کسی رای می دهیم؛ نهایتا می خواهم این را عرض کنم درست است که دولت اشتباه دارد اما خیلی اوقات ما چوب کارهای خودمان را می خوریم؛ چوب بی ایمانی خودمان را می خوریم.

تثبیت ذکر

امام صادق می فرماید: چهار گروه هستند که در نور اعظم خدا قرار دارند، اول « مَنْ كَانَ عِصْمَةُ أَمْرِهِ شَهَادَةُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ أَنِّي رَسُولُ اَللَّهِ » این جملات را با طلا هم بنویسی کم است می گوید اولین کسی که در نور اعظم خداست کسی است که عصمت امرش به شهادت به توحید و رسالت پیغمبر اکرم است یعنی اگر می خواهیم عصمت پیدا کنیم توحیدمان را درست کنیم؛ ما توحیدمان اشکال دارد. در وجود ما نفس غالب است یا ذکر خدا؟ معمولا در وجود ما نفس غالب است، همه اش گیر می دهند که در فلان هیئت هر شب عزاداری می کنند فلان هیئت همه اش ذکر می گویند شما چکار کردی؟ چقدر ذکر می گویی شما چقدر ذاکری؟ آیا در بیست و چهار ساعت روز ما ذکر خدا را می گوییم؛ یاد خدا هستیم؛ امام می فرمود «لا اله الا الله» را در قلبت حک کن. ما هیئت می گیریم ، داد می زنیم برای اینکه ذکر در وجودمان تثبیت بشود.

نعمت خفیه

دومین کسی که در نور اعظم خداست « إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ » وقتی مصیبتی بر او وارد می شود، بگوید «إِنَّا لِلَّهِ» یعنی عاشق مصیبت باشد؛ البلاء للولاء، از بلا خوشحال بشود. ما همه اش می گوییم این چه وضعی است؛ خدا به کافرها همه چیز می دهد به ما چیزی نمی دهد، به خدا گیر می دهیم؛ لقمان از سفر برگشت به او گفتند لقمان پدرت و مادرت فوت کرده اند گفت اشکال ندارد صاحب کارهای خودم شدم، طرفِ خوب را می بیند؛ بله سخت است پدر و مادر انسان بمیرد ولی یک خوبی هایی هم دارد اصلا خدا دو نوع نعمت دارد، نعمتهای خفیه و نعمتهای جلیه، مقام نعمتهای خفیه بالاتر است … به او گفتند لقمان دخترت فوت کرد گفت اشکال ندارد ناموسم پنهان شد، کسی به ناموسم نظر بد ندارد؛ ببینید جهتِ خوب را می بیند، حکیم بوده.

ریاست طلبی

بالاترین منصب عالم را که نبوت است، به لقمان عرضه کردند، گفت خدایا اگر مجبورم، چشم می پذیرم ولی اگر مجبور نیستم نمی خواهم، ببینید لقمان چه عقلی داشته. ما همه اش داد و بیداد می کنیم که چرا فلانی رفته رئیس شده، دنبال ریاست و نماینده مجلس شدن هستیم، حالا اینها که رفتند چه گلی به سر مردم زدند که شما بروی؟ ما هر چه داریم از رهبر داریم؛ از خون شهدا داریم. البته نمایندگان مجلس ما هم خوب هستند، اما کار خرابی هم زیاد دارند، مثلا همین FATF .

نوکری مردم

مسئولیت فقط در صورتی خوب است که خدا آن را روی دوش آدم بگذارد؛ باز هم خود آن مسئولیت به درد نمی خورد، مسئولیت برای این است که آدم حق مردم را بگیرد، حق مظلوم را از ظالم بگیرد؛ برای مردم نوکری کند.

عنایت خاصه حضرت رقیه (س)

حواسمان را جمع کنیم، هیچ کدام از اهل بیت را دستِ کم نگیریم؛ حضرت رقیه سلام الله علیها سه ساله است ولی خیلی گره ها را باز می کند؛ یکی از همسایه های ما سالی یک بار برای حضرت رقیه (س) مجلس می گرفت؛ دچار گاز گرفتگی می شوند، در حال مرگ حضرت رقیه (س) را در عالم رویا می بیند؛ از حضرت رقیه (س) درخواست می کند که زنده بماند و به حضرت می گوید من و شوهرم در دنیا کارهای مانده داریم؛ از شما خواهش می کنیم عمر دوباره ای به ما بدهید ، حضرت رقیه نزد جدش امیرالمومنینعلیه السلام می رود، درخواست آنها را مطرح میکند؛ امیرالمومنین مخالفت می کند و می فرماید این اجلِ قطعی آنان است و فرصتی ندارند، همسایه ما نقل می کند، حضرت اباعبداللهعلیه السلام  با بدنی بی سر آنجا بودند؛ به حضرت رقیه(س) فرمودند برو، پدرم را به سر بریده من قسم بده و برای این زن و شوهر فرصت بگیر، حضرت رقیه (س)  نزد جدشان رفته، ایشان را به سر بریده پدرشان قسم می دهند، امیرالمؤمنین ملائکه را مأمور می کند تا آنان را به دنیا برگردانند؛ همسایه ما می گوید من یک لحظه به خودم آمدم و سریع با اورژانس تماس گرفتم و نجات پیدا کردیم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *