سخنرانی آیت الله تقوایی حفظه الله
شب نوزدهم ماه مبارک رمضان 1439

97/03/13 _  مسجد باب الحوائج لویزان

بسم الله الرحمن الرحیم

روایات نماز را عرض می کردیم. در پی روایتی از امام باقر علیه السلام؛ آخرین روایتی که دیشب عرض شد که فرمود مؤمن اگر عملش را حَسَن کند و خدا مقام احسان به او بدهد، خداوند هفتصد برابر می کند اعمالش را. تازه این یک مرتبه است، بعضی از مؤمنین هستند که بی حساب پاداش می گیرند. این خیلی مهم است که ما در فکر این باشیم که اعمالمان به چه صورت باشد که بی حساب بهمان اجر بدهند. خیلی ها هستند با سختی، مَواقف قیامت را طی می کنند، البته مُحبّ شیعه ان شاءالله رستگار است ولی سختی های قیامت را که کسی نمی تواند منکر شود، سختی های برزخ و صراط و مواقف دیگر که نود و نه تا صد موقف هست تا بهشت. باید دنبال این باشیم که اعمالمان اعمال خوب و اثر بخشی باشد. گاهی اوقات یک عمل تمام هستی و تمام خیرات را به قلب ما نازل می کند؛ در روایت هست که از امیرالمؤمنین علیه السلام پرسیدند فاصله ما تا خدا چقدر است؟ حضرت فرمود: یک لا اله الا الله مخلصا؛ یعنی یک لا اله الا الله خالص باشد تمام عرش و کرسی و اسماء و صفات و تمام عوالم ملک و ملکوت را طی می کنید. پس عمل اگر درست باشد چقدر اثر دارد. لذا این خیلی مهم است که ببینیم اعمالمان چگونه باشد. در ادامۀ روایت پرسیدند اینکه باید هفتصد برابر بشود این را چگونه به دست بیاوریم؟ احسان چیست؟ آقا فرمود: وقتی نماز می خوانی رکوع و سجودت را خوب بجا بیاور، که دیشب عرض شد. کارهایمان را درست و کامل انجام دهیم؛ بر عکسِ فکر اکثر ما که فکر می کنیم یک چیزی کم داریم، ما چیزی کم نداریم؛ مگر می شود ما که مهمان خدا هستیم خدا به ما چیزی نداده باشد، محال است، همه چیز هست آن هم به نحو احسن؛ منتهی باید قدرش را بدانیم، شکر کنیم، باید به آن معرفت پیدا کنیم. می فرماید نماز می خوانی، رکوع و سجودش را خوب بجا بیاور. یک نماز هست که فَردی که می خواند می گوید خدا ضایعت کند که من را ضایع کردی؛ یک وجود ظلمانی می شود که هم ملائکه را اذیت می کند و هم اهل بیت را هم ارواح طیبه را و هم خودش را. حال اگر همان نماز قَدرش را بداند به کجا می رسد؟ به جایی که می شود مقام فَنای در نور حق جلَّ و اعلی، در اسماء و صفات خدا. یک نماز، نه بلکه یک ضربۀ امیرالمؤمنین علیه السلام لَضَربَةُ عَليٍّ يومَ الخَندَقِ اَفضلُ مِن عِبادَةِ الثَّقَلينِ[1]؛ از امام صادق علیه السلام پرسیدند که آیا عمل شما هم جزو ثقلین هست؟ امام فرمودند: عمل من هم جزو همان است. لذا خدا همه چیز به ما داده باید قدرش را بدانیم. می فرماید نماز که می خوانی فَأَحْسِنْ رُكُوعَك وَ سُجُودَكَ؛ این رکوع و سجود یعنی- بعضی از علماء بحثی دارند در درس خارج با عنوان تعریف نماز که می گویند صلاه هیئت خضوعیه است؛ می گوید از تمام نماز رکوع و سجده را خوب بجا بیاور. آیت الله مجتهدی رحمه الله علیه می فرمود طلبه ای که اول می آید حوزه ادعای خدایی می کند بعد یک مقداری که درس می خواند در حد پیغمبر می بیند خودش را بعد مقداری پایین تر بعد جلوتر که می رود می بیند نه، چیزی نمی فهمد بعد مثل ابو علی سینا که می شود آخر کار می گوید تمام علم من به آنجا رسید که بدانم که چیزی نمی دانم[2]؛ تواضع خیلی مهم است لذا در نماز می فرماید رکوع و سجده اش را خوب بجا بیاور؛ دلیلش این است که تا تواضع نیاید رحمت خدا نازل نمی شود. الان ببینید رزمنده های اسلام چگونه پیروز می شوند در مقابل آمریکا، چون پابرهنه اند؛ نه مقامی، نه مالی، نه دنیایی، همه را رها کرده اند، آخرتشان را هم رها کرده اند و می گویند آخرت ما خدا، حسین، همۀ هستی ما فدای ولایت فقیه. این ها به جایی می رسند که تو دهن آمریکا می زنند، اگر اسرائیل موشک بزند، ایران هم جوابشان را می دهد و توی دهنشان می زند، این برای تواضع است، برای جاه طلبی نیست، برای تصاحب عناوین نیست، برای تواضع در برابر خداست. می گوید نماز یعنی رکوع و سجده ات را خوب بجا بیاور. روایتی از امام صادق علیه السلام هست در کتاب مصباح الشریعه که می فرماید: اگر مؤمن یک سجدۀ درست انجام دهد، دنیا و آخرتش درست می شود؛ چون سجده مقام فَنای در نور خداست؛ اگر نور خدا در عبد تجلّی کرد همۀ کارهایش درست می شود. نمازمان را درست کنیم، خیلی اهمیت دارد. می فرماید احسان، که آن مقامی که عملت هفتصد برابر می شود یعنی رکوع و سجدۀ نمازت را خوب بجا بیاور. وَ إِذَا صُمْتَ فَتَوَقَّ كُلَّ مَا فِيهِ فَسَادُ صَوْمِكَ[3]؛ روزه که می گیری، هرچیزی که باعث فساد صومت می شود بریز دور. فرمود فکر کردید گرسنگی و تشنگی شما به درد من می خورد؟ روزۀ شما یعنی ترک غیبت، ترک تهمت، ترک دروغ، ترک افتراء، حفظ زبان، حفظ قلب از خطورات شیطانی؛ بعد فرمود ما سوی الله را از قلبت بیرون کنی بعد فرمود روزه یعنی ترک جَمیع ما کَرِهَ اللّه؛ این روزه می شود الصَّوْمُ‏ لِي‏ وَ أَنَا اُجْزَي بِه [4]؛ این روزه می شود مقام احسان، این روزه پاداشش می شود خدا. بنده نمی گویم اهل فَنا و بَقاء باشیم البته باید برویم به سمتش و خواستند از ما در جامعۀ کبیره می فرماید: وَ شُهَدَاءُ دَارِ الْفَنَاءِ وَ شُفَعَاءُ دَارِ الْبَقَاء؛ همین که می گویند بخوانید یعنی شما هم به آن می رسید؛ همین که  می گویند بگویید اَللَّهُمَّ أَحْيِنِي عَلَى مَا أَحْيَيْتَ عَلَيْهِ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِب[5] یعنی آن منشأ و نور اطلاقی که علی را علی کرد به من هم بده؛ ده مرتبه بعد از نماز صبح مستحب است بگویی، وَ أَمِتْنِي عَلَى مَا مَاتَ عَلَيْهِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ یعنی هرچه که ما سوی الله است و علی از او دوری کرده، کاری کن که من هم دوری کنم، این راه ما باید باشد اما می خواهم بگویم حالا نمی گویم که پرواز کنیم تا آسمان های بالا ولی تا جایی که می توانیم روزه و نمازمان درست حسابی باشد. می پرسد ورزش می کنی؟ می گوید بله، صبح ها یک مقداری می دَوَم، این که ورزش نشد، باید بروی باشگاه، یَدُالله مَعَ جَماعَه؛ رهبر انقلاب ما می گویند سه چیز را به شما سفارش می کنم؛ اول تعلیم و تعلّم، باید برویم دنبالش؛ می گوید یک چیز هایی گوش می دهم، نه، باید بروی دنبالش. تعلیم و تعلّم تنهایی و اینکه یک چیزهایی مطالعه می کنم درست نمی شود کار؛ زگهواره تا گور دانش بجوی؛ بعضی می گویند این روایت ضعیف است، مهم نیست چون هزاران جور این روایت نقل شده و به صورت های مختلف هم در قرآن و هم در روایت آمده. طلب علم اطلاق دارد طَلَبُ العِلمِ فَريضَةٌ عَلى كُلِّ مُسلِمٍ و مُسلِمَةٍ[6]؛ طلب علم فریضه است، مطلق است. امام جواد علیه السلام دو سالشان بود کنار خانۀ خدا به علماء شهر فرمود من تمام گذشته و آیندۀ تمام مردم را می دانم؛ علم اطلاق دارد، باید برویم دنبالش؛ نگو من تا ساعت چهار می روم سرِ کار، بعد آن ساعت برو یک حوزۀ آزاد و آنجا درس بگیر. خداوند آیت الله مجتهدی را رحمت کند، یادم هست ایشان کاری که می کرد این بود که سه دسته می آمدند حوزه شان، صبح ها طلبه های رسمی، بعد از ظهر ها طلبه های آزاد، بعد از نماز مغرب و عشاء هم یک سری دیگر می آمدند؛ حوزۀ ایشان واقعا حوزه ای زنده، شاداب و سر حال بود و تا زمانی که ایشان آنجا بودند حوزه شان حوزۀ صادرات اُستاد بود و علتش هم همین بود که طلبه هایش را تشویق می کرد. بعضی حوزه هایی که ما می رفتیم جلوی بچه هایی را که می خواستند درس بدهند می گرفتند ولی آیت الله مجتهدی تشویق می کرد طلب ها را و می گفت طلبۀ خوب آن است که صبح درس بگیرد، عصر درس بدهد. راه را نبندیم به خودمان. شب قدر یعنی شب زنده شدن، یعنی شب علم. فرمود وَمَا أَدْرَاكَ؛ ما در روایات و آیات یک درک داریم و یک علم؛ درک از علم بالاتر است. شب قدر یعنی شب درک و درک یعنی رسیدن به حقایق علمی؛ رسیدن به حقایق علمی یعنی نگوییم فقط فقه بخوانیم نه، بلکه فقه بخوان، فلسفه بخوان، اصول بخوان، عرفان بخوان، عرفان نظری بخوان و بعد عرفان عملی و اخلاق عملی و نظری کار کن. این می شود درک؛ درک یعنی رسیدن و این از علم خیلی بالاتر است. اگر بخواهید، بنده بشارت می دهم به شما که می رسانندتان و هر روزنه ای باز شد بروید دنبالش، باز تر می شود منتهی نوکریتان برای خدا باشد، خالصا لوجه الله باشد، مادیات را بگذارید کنار، خدا خودش می رساند. بله مؤمن یکی از صفاتش این است که تقدیر معیشت داشته باشد که این تقدیر معیشت یعنی چه، خودش خیلی معنا دارد؛ تقدیر معیشت یعنی خدا تقدیر کند معیشت مرا لذا دربارۀ طالب علم می گوید فقط دعا کافیست، طلب لازم نیست، بگذار به عهدۀ خدا؛ خودت که می روی می خوری زمین، می گویی بروم لباس بپوشم که پول دربیاورم، می خوری زمین، اصلا همان موقع که گفتی لباس بپوشم که پول در بیاورم خوردی زمین، تمام شد؛ ولی اینگونه بگو که آیا وقت لباس پوشیدن برای من شده؟ من لیاقت ندارم، اول بگذار بگویند به من، هم در عالَم معنا و هم در عالَم ظاهر، اساتید، مسئولین و وقتی فشار آوردنت مثل مقام معظم رهبری که رهبری را پذیرفت، همه آمدند دنبالش تا پذیرفت، اینگونه باید باشد. پس ما برویم، و به هراندازه ای که می توانیم، خدا راه را باز می کند؛ وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ[7]؛ از آنجایی که انسان فکرش را نمی کند روزی می دهد. ما محدودیم ولی خداوند متعال نا محدود است، نامحدود و نور اطلاقی خدا از آنجایی که فکرش را هم نمی کنیم به ما خواهد داد فقط ما باید اخلاص داشته باشیم و نوکریمان را خالصانه کنیم. بعد دوم فرمودند تهذیب نفس؛ علم باید با تهذیب نفس همراه باشد تا به درک برسد، تا تبدیل بشود به معرفت، تبدیل بشود به یافتن، تبدیل بشود به شهود. در وراء هر علمی حقّی هست، حقیقتی هست؛ یعنی هر علمی اگر شما را به خدا و حقیقت و به حق نرساند علم نیست. این را باید پیدایش کنیم و برویم دنبالش؛ فرمود فَريضَةٌ عَلى كُلِّ مُسلِمٍ و مُسلِمَة؛ امام فرمود اوجب واجبات است معرفت، طلب علم فریضه است ولی معرفت که همراه با درک و شهود و همراه به رسیدن حق الیقین و همراه به رسیدن حقیقت حق الیقین است، اوجب واجبات است، او زندگی ماست، هستی ماست، انالله و انّا الیه راجعون. حروف اسم اعظم که چهار تا است تا آمدن آقا، همه اش را خدا به ما داده است، نکند کوتاهی کنیم. شب قدر یعنی همین، شب قدر به این معنا نیست که بگوییم خدایا ما یک اشتباهاتی کردیم ما را ببخش، این یک ذره ای از آن است. سه شب قدر داریم؛ تقدیر و قضا و اِبرام؛ تقدیر را فلاسفه و حکما می گویند برای عالم مثال و عالم ملکوت و نفوس است. قضا برای عالم نقول است که حقایق آنجا قضا و مستحکم می شود. اِبرام برای عالم اَسماء و صفات است. حال شب قدر که یعنی شب ارزش ها، دقیقا یعنی همین؛ خدایا شب قدر ما را همین امشب قرار بده، خدایا به باطن امام زمان عج الله ما را امشب به شب قدرمان برسان؛ شب قدر زمان نیست، مکان نیست، شب قدر فوق زمان و مکان است. إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ یعنی نور علی بن ابیطالب علیه السلام؛ فِي لَيْلَةِ الْقَدْر یعنی بُنیۀ وجودی حضرت صدیقۀ طاهره سلام الله علیها؛ وَمَا أَدْرَاكَ یعنی درک، معرفت؛ تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ؛ قدر را نازل می کنند. پس ما باید در شب قدر برسیم به آن حقیقت، برسیم به امیرالمؤمنین علیه السلام، برسیم به حقیقت وجودیمان، برسیم به حقیقت علمی مان در نزد خدا، برسیم به گذشته و آینده مان در نزد خدا. شب قدر در واقع رسیدن به اِبرام و قضا و تقدیر کل عمر است ما مقیدش می کنیم به آن سال، آن برای من است ولی برای اهلش این بالاتر باید باشد. ان شاءالله گذشته و آینده مان را باید درست کنند. عرفا می گویند هر کسی یک عین ثابتی دارد و عین ثابتش را هم نمی شود عوض کرد ولی به نظر بنده هیچ ترس نداشته باشید اگر خدایی نکرده شقی القلب هم هستی بدان نقطه ای در عالَم هست به نام وجه الله، به نام امیرالمؤمنین، به نام حضرت صدیقۀ طاهره، به نام امام زمان که وقتی برسی به آنجا گذشته و آینده ات را عوض می کنند و هرچه بخواهی همان را به تو می دهند، به شرط اینکه خدا را بخواهی. لذا در روایت فرمود: شما مثلا کنکور داری، بعد کنکور را دادی و درس هم نخواندی و خراب کردی، بعدِ اینکه آزمون را دادی حضرت فرمود دعا کنید، همان هم اثر دارد، دعا اثر دارد؛ شمر لعنت الله علیه چقدر جنایت کرد، ولی همان لحظه ای که آقا دارد شهید می شود می فرماید برو یک مقدار آب برای من بیاور، من بهشتت را ضمانت می کنم، یعنی یک دست می کشم گذشته و آینده ات درست می شود. بعضی ها ممکن است این حرف را رَد کنند چرا؟ مگر حُر که عثمانی مذهب بود رفت در خیمه اش یک دست کشید، تمام شد گذشته و آیندش. الان هر کسی به حُربن یزید ریاحی که أَنْتَ الحُرُّ کَما سَمَّتْکَ أُمُّکَ[8]، هر کس به حُر توسل کند حاجت می دهد؛ یک عُمر، عثمانی بود، یک عمر، در سپاه کفر بود، یک عمر، در سپاه نفاق بود، یک دست کشید تمام شد کار. شب قدر یعنی می توانی برسی به نقطۀ اطلاقی عالَم که اگر به آنجا رسیدی می توانی گذشته و آینده ات را عوض کنی البته اگر برسی باید بعدش سختی بکشی، اگر امشب بخواهی مستت می کنند ولی فردا صبح آن بَدی ها دوباره رو می شود و باید تلاش کنی، زحمت بکشی، در جماعت ها بیایی در جماعت علمی، جماعت تقوا، جماعت ورزشی، همه اش را بیایی کم کم درست بشود. اگر امشب دادند دیگر رَد خور ندارد. می گوید من نمی دانم می توانم برسم یا نه؟ این را بدان شما نمی توانی برسی، بنده ضمانت می دهم که نمی توانی برسی، اما اگر بدانی که خدا کاروان سالارت است، امیرالمؤمنین علیه السلام استادت است، معلمت خدا و امام زمان عج الله اند، اگر این را بدانی آن ها می توانند، اگر بدانی که آنها دارند می برند که منیت نگیردت، این را بدانی می بردنت و خواهند برد. خدا را شکر که کار ما را داده اند دست خدا و اهل بیت اگر دست خودمان بود معلوم بود اوضاع چگونه می شد. پس اول تعلیم و تعلم، دوم تهذیب و سوم ورزش؛ ورزش را الان رهبری هفته ای دو سه بار کوه می روند؛ ما وقتی همچین رهبری داریم باید ما هم همین کار را بکنیم، حالا هرکس هرجور که می تواند ولی می خواهم عرض کنم که به عمل کار برآید. این ما به این بدنمان مسلط نشویم چگونه به روحمان مسلط بشویم؟ اگر بدن مریض باشد چگونه روح سالم باشد؟ این ها یک حقیقت یک پارچه اند. أفضَلُ الأعمالِ إيمانٌ لا شَكَّ فيهِ[9]؛ یعنی حق الیقین، یعنی حقیقت حق الیقین، یعنی ایمانی که ذره ای شک در آن نباشد. این معرفت و ایمان چگونه بدست می آید؟ این دست ما هست یا نه؟ بله ریشۀ خلقت عالم محبت به خداست ولی بدست آوردنش آیا دست ما هست یا نه؟ یا از افعال توحیدیه است؟ ما باید ترک حرام کنیم، ترک مکروه کنیم، باید دنبال معرفت برویم، آنگاه می ریزند خودشان. الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ[10]؛ چه قابلیت چه فاعلیت، هر دو برای خداست. هم باید فاعلیت ها را درست کنیم هم قابلیت ها را؛ آن چیزی که مقدم است درست کردن فاعلیت ها نیست یعنی اهمیت اصلی برای درست کردن قابلیت هاست. یکدفعه می خواهد بشود رهبر، رئیس جمهور، وکیل مجلس، مرجع تقلید نه دنبال این نروم، هر وقت خدا ببیند صلاحیت دارد طرف به او می دهد. ما باید برویم پی قابلیت هایمان، خودمان را درست کنیم؛ اِشکال ما این است از همان اول طلبه پایۀ سوم می آید می گوید من می خواهم بروم کار فرهنگی کنم! یک بزرگواری پایۀ پنج یا چهار آمده بود و می گفت می خواهم بروم در یک روستایی و یک روستای نمونۀ الهی درست کنم در عالَم! البته این شجاعت می خواهد ولی وقتی تو پایۀ چهار و پنج هستی و باید اول خودت را درست کنی و خودت را بسازی چگونه می خواهی بروی آنجا؛ اول قابلیت هایمان را درست کنیم. اهمیت ذاتی برای فاعلیت هاست؛ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِى لَيْلَةِ الْقَدْرِ‌ است؛ هُ یعنی امیرالمؤمنین ولی اهمیت مقدِّمی برای قابلیت هاست. وَ إِذَا صُمْتَ فَتَوَقَّ كُلَّ مَا فِيهِ فَسَادُ صَوْمِكَ[11]؛ می فرماید روزه که می گیری هرچیزی که فساد درست می کند بگذار کنار، می شود مقام احسان. آیت الله حسن زادۀ آملی می گویند این شکمبۀ گوسفند را چه قدر پُر می کنی؟! می فرماید اگر تمام انبیاء و اولیاء جمع بشوند و کسی که می خورد و پر خوری می کند را بخواهند درستش کنند نمی توانند. لذا زمینه و قابلیت ها را باید درست کنیم؛ لِکُلِّ شَی ءٍ بابٌ و بابُ العبادةِ الصَّوْمُ؛ برای هر چیزی، دری است و درِ عبادت ها، روزه است. پس باید روزه مان را درست کنیم. الصَّوْمُ‏ لِي‏ وَ أَنَا اُجْزَي بِه[12]؛ بله خداوند پاداش روزه است. درعبادات روزه از همۀ عبادات شیرین تر است ولی روزه ای که روزه باشد وَ أَنَا اُجْزَي بِه باشد. وَ إِذَا حَجَجْتَ فَتَوَقَّ مَا يَحْرُمُ عَلَيْكَ فِي حَجِّكَ وَ عُمْرَتِكَ[13]؛ وقتی که حج می روی، دوری کن از هر چیزی که حرام کردند؛ مقام احسان چیست؟ مقام احسانی که می فرماید إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِين[14]؛ این مقام احسانی که امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید که معنایش یعنی این که اُعْبُدِاللّهَ كَاَنَّكَ تَراهُ، فَاِنْ كُنْتَ لاتَراهُ فَاِنَّهُ يَراكَ؛[15] فرمودند احسان یعنی عبادت کنی خدا را مثل اینکه داری می بینی او را و اگر او را نمی بینی او که تو را می بیند. احسانی که در واقع دارد شهود و معرفت را می گوید. می فرماید وَ كُلُّ عَمَلٍ تَعْمَلُهُ[16]؛ هر عملی که می خواهی برای خدا انجام بدهی فَلْيَكُنْ نَقِيّاً مِنَ اَلدَّنَسِ[17]؛ اعمالت باید از رجس و پلیدی پاک بشود. مرحوم امام می فرمود: خوب است انسان گاهی برگردد نگاه کند و اعمالش را بررسی کند و ببیند چگونه بوده اعمالش، مسیرش درست بوده یا نه، اگر چهل سال دیگر این مسیر را ادامه بدهد می رسد به هدف یا نه؟

امشب شب شهادت مولایمان امیرالمؤمنین علی علیه السلام است. حضرت مقامی که دارد خیلی مهم است؛ شخصی پرسید محرم بالاتر است یا ماه مبارک؟ بنده عرض کردم إنَّ السَفینَةَ الحُسَین أوسَع و أسرَع[18]؛ کشتی حسین خیلی وسیع تر و شلوغ تر است، حتی از ماه مبارک؛ ماه محرم همه را می آورد در راه، حسین همۀ دل ها را درست می کند اما امیرالمؤمنین و ماه مبارک بالاتر است، ماه خواص است، روضۀ حضرت زهرا بالاتر است، برای خواص است، کشتی امام حسین شلوغ تر است ولی ماه امیرالمؤمنین، شب امیرالمؤمنین- امشب شب علی و زهراست. إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ؛ ما فرستادیم نور امیرالمؤمنین را شب قدر. امشب شب مولا و حضرت زهراست و بخاطر این، عظمت امشب از تمام ایام دیگر بالاتر است؛ گرچه بدون حسین نمی شود وارد این شب شد، بدون اباعبدالله نمی شود به دامان حضرت زهرا و امیرالمؤمنین رسید. در عظمت مولا همین بس که وقتی پیغمبر در جنگ اُحُد هیچکس نمانده بود و همه فرار کرده بوند حضرت رسول الله چشم هایشان پر از خون شد و فرمود علی جان چه می بینی؟ عرضه داشت دارم می بینم سپاهی از جلو دارد حمله می کند، گفت علی جان برو دفعشان کن، حضرت رفت دورشان کرد بعد از سمت راست بعد از سمت چپ بعد اینجا رسول الله این ندا را داد ناد علیا مظهر العجائب، تجده عونا لک فی النّوائب، کلّ هَمٍّ و غمٍّ سَینجَلی، بِوَلایَتِکَ یا علیّ یا علیّ یا علیّ بعد جبرائیل وسط آسمان و زمین ذکر جبرائیلیه را گفت که لا فَتی الّا عَلی لا سَیف اِلّا ذوالفَقار؛ بنده سفارشم این است که ذکر مولا را همیشه در سِیرتان به سوی خدا داشته باشید؛ 110 بار یا علی و ذکر جبرائیلیه هم 7 بار. ذکر امیرالمؤمنین برای صوفیه نیست برای شیعه است، برای عرفاست. سه هزار سال عبادت بکند کنار رکن و مقام کعبه و در راه خدا شهید بشود ولی ولایت امیرالمؤمنین را نداشته باشد با صورت می اندازنش در جهنم.

[1] – اقبال الأعمال، صفحه 467

پيامبر اکرم (ص) : ضربت علي (ع) در روز خندق(جنگ احزاب) بالاتر از عبادت جنّ و انس است

[2]تا بدانجا رسید دانش من، که بدانم همی که نادانم

[3] –  بحارالانوار/ ج 68/ ص247

[4] – من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۷۵

5 – تعقیب نماز صبح

 اَللَّهُمَّ أَحْيِنِي عَلَى مَا أَحْيَيْتَ عَلَيْهِ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِب‏

خدايا مرا زنده بدار بر آنچه على بن ابى طالب (ع) را زنده داشتى

وَ أَمِتْنِي عَلَى مَا مَاتَ عَلَيْهِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عليه السلام‏

و بميران بر آنچه كه على بن ابى طالب بر آن مرد كه بر او درود باد

6- رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : طَلَبُ العِلمِ فَريضَةٌ عَلى كُلِّ مُسلِمٍ و مُسلِمَةٍ

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : تحصيلِ دانش بر هر مرد و زن مسلمانى واجب است.

بحارالأنوار، ج1 ، ص177

[7] –  طلاق، 2 و 3

[8] – حسین بن علی علیه السلام به هنگام شهادت حر بر بالین او حضور یافت و خطاب به آن شهید، فرمود: تو همان گونه که مادرت نامت را حُر گذاشته است، حر و آزاده‌ای، آزاد در دنیا و سعادتمند در آخرت! اَنْتَ الحُر کما سَمتْک اُمک، وَ اَنْتَ الحُر فِی الدنیا وَ اَنْتَ الحُر فِی الاخِرَةِ و دست بر چهره‌اش کشید. امام  حسین علیه السلام با دستمالی سرِ حُر را بست.

بحارالانوار، ج45، ص14

9- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : برترين اعمال عبارتند از : ايمانى كه در آن شك نباشد و جهادى كه در غنايم آن خيانت صورت نگيرد، و حجّى كه پذيرفته شود. /  میزان الحکمه، ج 8

[10] – آل عمران، بخشی از آیه 154

11-  بحارالانوار/ ج 68/ ص247

12- من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۷۵

13-  بحارالانوار/ ج 68/ ص247

14- بقره، بخشی از آیه 195

15 – مواعظ پیامبر به ابوذر

[16] – بحارالانوار/ ج 68/ ص247

[17] – همان

[18] – الخصائص الحسينية، ص 14

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *