سخنرانی آیت الله تقوایی حفظه الله
شب چهاردهم ماه مبارک رمضان 1439

97/03/08 _  مسجد باب الحوائج لویزان

بسم الله الرحمن الرحیم

توسل امشبمان به حضرت فاطمۀ معصومه سلام الله علیها است. ان شاءالله به برکت ایشان دست همۀ ما برسد به حرم ابا عبدالله علیه السلام و زیر قُبّه آقا ابا عبدالله علیه السلام حاجات همه مان را عنایت کنند و دستمان برسد به ضریح مولایمان امیرالمؤمنین علیه السلام. عجب ضریح و قُبه ای، همین که می روی زیر این قبه کار تمام است، «غُفِرَلَه ما تَقَدَّمَ من ذَنبِه و ما تأخَّر»

؛ چه کسی در عالم  یک همچین نعمتی دارد؟ شخصی رفته بود خدمت امام صادق علیه السلام ابراز ناراحتی می کرد و می گفت: زن و بچه دارم و گرفتارم، آقا فرمودند: ثروتی که تو داری هیچکس ندارد، تو ولایت ما را داری. می روی زیر قبۀ نجف غُفِرَلَه ما تَقَدَّمَ من ذَنبِه و ما تأخَّر؛ اصلا هیچ کاری هم لازم نیست انجام بدهی، همین که بروی زیر قبه کار تمام است

نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست / چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم؛ آنها که بیایند کار تمام است، وجه الله آینه تمام نما هستند. این آینۀ تمام نما بیاید ما را هم درست می کنند، بدیها، گناهان، ظلمت ها را همه را آب می کنند. از آن شراب هایی می دهند که «إذا شَرِبوا سَكِروا، وإذا سَكِروا طَرِبوا، وإذا طَرِبوا طابوا، وإذا طابوا ذابوا، وإذا ذابوا خَلَصوا، وإذا خَلَصوا طَلَبوا، وإذا طَلَبوا وَجَدوا، وإذا وَجَدوا وَصَلوا، وإذا وَصَلُوا اتَّصَلوا[1]».

روایات نماز را می خواندیم که واقعا جا دارد، چون نماز مسئله مهمی است. لذا جا دارد بحث کنیم راجع به آن. امام باقر علیه السلام فرمودند: یکی از آن چیزهایی است که مؤمن سعادتمند می شود، دنیا و آخرتش با آن درست می شود؛ پس خیلی باید حواسمان را جمع کنیم. ما یکی از حیرت ها و سرگردانی هایمان برای این است که نمی دانیم چرا کوتاهی می کنیم؛ در روایت دارد که آفت عبادت، کسالت و فشالت و سستی است. لذا این ماه مبارک ان شاءالله بتوانیم به حول قوۀ الهی ریشه این کسالت و فشالت و سستی را را بکَنیم؛ می فرماید من تَهاوَنَ بالصلاة، کسی که در نماز کوتاهی کند، چهار رکعت نماز می خوانَد خسته می شود چرا؟ باید مثل حضرت ابوالفضل علیه السلام انسان صد رکعت نماز بخواند، چرا پس من نمی توانم؟ برای این سستی و کسالت و فشالت است که باید ریشه اش را بکَنیم. حالا چگونه بکَنیم ریشه اش را؟ این مسئله زیادت ها و نقصان ها خیلی مهم است، یادداشت کنیم که چه چیز هایی باعث نقصان من می شود؛ خیلی وقت ها وقتی توفیق کاری را از ما می گیرند برای منیّت است چون اگر کسی بلند شود سی رکعت نماز بخواند، منیّت می گیردش، برای همین توفیق را از او سلب می کنند، خواب را به او غالب می کنند. بعد می گوید خدایا چرا نشد، من که می خواستم، نه! به نفعت است، تو آن منیّت ر ا هنوز نکشته ای. با همسرت و مادرت سرسنگینی، حالا اینکه مادرت پیر است و فکرش برای پنجاه سال پیش است، چرا خودت را گرفته ای، که مثلا جوان امروزی هستی یا مثلا مادرت یک سری احکام شرعی را بلد نیست، شما دو کلاس درس خواندی، چرا خودت را گرفته ای؟ این منیّت ریشه اش نیست دارد در مقابل خداوند است؛ اگر در مقابل خداوند سر سجده به زمین بگذاریم، تکبر نمی کنیم در مقابل مادر و پدر و فرزندمان؛ خدا کمک کند حواسمان را جمع کنیم. لذا این ریشه ها، زیادت ها و نقصان ها را خیلی خوب است بنویسیم؛ ما باید یک شیرین کاری هایی باید برای خدا داشته باشیم، برای خودمان درست کنیم. از همۀ شیرین کاری ها بالاتر به نظر بنده، شیرین کاری های معرفتی است، دل را درست کنیم؛ اگر هزار دفعه هم خوردی زمین باز ذره ای نقص به درونت وارد نکن، امیدت را حفظ کن، امید که هیچ بلکه یقینت را داشته باش بدان که خوب است، این زمین خوردن باید بشود، بدان که آنها  به ما هست، بدان آنها محبتشان را به ما دارند؛ مبادا یک دفعه ناامید شوی، خیلی اوقات خوب است که انسان زمین بخورد، زمین خوردن هم خوب است. بعضی ها در مقابل درد، آه و ناله می کنند، بعضی می گویند چقدر خوب، خدایا شکر بابت این درد. امیرالمؤمنین علیه السلام سرش را می‌گرفت روی آتش و می گفت: ای نفس بِچِش، نفس را مشت و مال می داد. خوب است انسان زیادتها و نقصان ها را بنویسد. کار هایی را که انسان فکر می کند ظرفیتش زیاد می شود، لذا استقامت لازم است. یک کارهایی استقامتی است  مخصوصا یک زمان هایی دَرها را باز می کنند و انسان به زور آن ها را می بندد. خدا کرکره را کشیده بالا، ما می کشیم پایین؛ «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُم[2]». امروز بحثی بود راجع به این که درس ها تا چه زمانی باشد، بحث شد که تا اول ماه رمضان سال آینده درس ها تعطیل شود بنده گفتم: ماه مبارک تازه وقت درس است، چرا تعطیل کنیم؟ انسان ماراتُن درس بگذارد، مثلا دَم غروب که حالش را هم ندارد، آن موقع درس بگذارد، مخصوصا درس های معرفتی. یکی از چیزهایی که باید درست کنیم این معرفت است، برایش جهاد کنیم، تنبلی نکنیم. جهاد های نوبتی خیلی خوب است می‌گفتند چه کسی حال دارد ماه مبارک سر درس برود؟ جالب است این ماه مبارک هرچه عقب تر می آید، تعطیلات حوزه هم اینطرف تر می‌آید، حالا سال های آینده که سمت عید بیاید احتمالا حوزه ها از عید تعطیل بشود مردم می روند سرِ کار خب ما هم برویم سر کار، ترس ندارد که ماه مبارک، دلتان را بزنید به دریا؛ مردم هشت صبح می روند سَرِکار شما از ده شروع کنید. روز قیامت چگونه باید جواب دهیم؟ یکی از دوستان ما همۀ سال روزه است، یک معنویت خاصی هم دارد؛ روزه هایش را به نیابت از شهدا می‌گیرد هفت روز برای این شهید، هفت روز آن شهید، پانزده روز برای امام روزه می گیرد، بعد از ظهر ها قرائت قرآن دارد، بعد همه می روند و او می ماند، به زور بعضی ها را نگه می دارد و می گوید بیا مقداری بخوان و برو؛ یک همچین پیرمردی به این شکل، حالا من که اسمم هم طلبه است، سرباز امام زمان است، دوست دارم فقط بخوابم؛ بیدار کنیم خودمان را، نهیبی بزنیم نفسمان را، بالاخره چاره ای نیست، باید بلایی سر خودمان بیاوریم. یکی از بلاهایی که باید سر خودمان در بیاوریم، بلاهای معرفتی است، جهاد معرفتی است؛ این معرفت را مُدام زنده کنیم در دلمان. این شناخت زیادت هاست، خدا قدرت بدهد بهمان. ما تمام احکام فقهی مان باید با عرفان همراه بشود؛ این را باید مراجع عظام به آن بپردازند، اینکه می گویم احکام شرعی مان باید معرفتی بشود برای این است؛ در ذکر علائم بلوغ دارد که: محتلم بشود، سنش بشود نه سال و … – ولی روایات ما چیز دیگری می گوید؛ چرا فتوا را بر اساس روایت ندهیم؟ می گویند طرف اخباری است، اگر اخباری ای باشد که عقلش رسیده باشد، چه اشکالی دارد؟ اخباری که روایت را نفهمد بد است. در روایت می فرماید: از امام صادق علیه السلام سوال شد: بچه نمازش را چه وقتی می خواند؟ وقتی فهمید، درک کرد نماز چیست، نه وقتی مهتلم شد، نه وقتی نُه یا پانزده سالش شد؛ ریشه، معرفت است؛ خب شما هم در رساله ات این را بنویس، چرا نصف روایت را می نویسیم؟ در ادامه می فرماید: چه زمانی نماز را میفهمد و به او واجب می شود؟ وقتی معرفت پیدا کنیم، وقتی تعقل بتوانیم کنیم احکاممان را. اگر شما معرفت پیدا کردی، روزه به تو واجب می شود، اصلا خودت می گیری. ما را به جبر هم که شده سر به زیر کن / خیری ندیده این از این اختیار ها؛ وقتی انسان عظمت خدا و هیچ بودن خودش را می بیند، خود به خود سرش را می اندازد پایین شروع می کند به نماز خواندن. می فرماید: چه زمانی معرفت پیدا می کند؟ شش سالگی. آن وقت خانمِ خانه بچۀ ده ساله را می گوید امروز امتحان داری روزه نگیر! چرا ضعیف می کنیم بچه را، اینگونه نیست که با منع کردن قوی بشود بچه. لذا در بعضی روایات هست که بچه به شش سالگی که رسید و نماز نخواند بزنیدش، بعضی روایات هفت سال و بعضی نه سال ذکر کرده اند برای پسر بچه؛ چرا؟ چون معرفت پیدا کرده است، می داند، از روی هوای نفس نمی خواند. با این روایت ریشۀ تمام کوتاهی های ما مشخص شد، ریشۀ تمام کوتاهی های ما این است که روحمان ضعیف است، نفسمان شیطان زده است، ما جن زده ایم و خبر نداریم، ما شیطان زده ایم، روح زده نیستیم. باید وجه الله و روح الله بزند به جانمان نه اینکه شیطان زده بشویم، برای همین هم هست که نمازمان را نمی خوانیم و کوتاهی می کنیم؛ امیرالمؤمنین علیه السلام چون جن زده نیست، وجه الله است، هزار رکعت هم بخواند سیر نمی شود. خدایا ما را وجه الله زده کن! وجه الله بزند به جانمان این شیاطین ریشه اش کنده می شود. سوراخ دعا همین است که باید راه های زیادت ها و نقصان ها را پیدا کنیم. «مَن تَهاوَنَ بِالصلاة»؛ کسی که سستی کند به نمازش، چرا سستی می کنیم؟ چون معرفتمان ضعیف است. اول تلاشی که می کنیم در جهاد در معرفت است، باید جهاد کنیم در معرفت؛ جهاد در معرفت یک معنایش یعنی یافتن وجه الله در تمام ذرات عالَم، ضلالت یعنی گم کردن وجه الله در تمام ذرات عالَم؛ یکی از راه هایش این است که آن ماراتُن ها را پیدا کنیم، ما از ماراتُن خسته می شویم ولی حواسمان را جمع کنیم ماراتُن ها را پیدا کنیم؛ الان ماه مبارک خوب می شود پیدایشان کرد. اگر در نماز جماعت امامی طول بدهد فرار می کنیم البته در روایت دارد امام جماعت نمازش را طولانی نکند چون مأمومین لعنتش می کنند! ولی ما بخواهیم که طول بدهد نماز را، رکوعش را طول بدهد که این نفس سرکوب بشود. اعتراض داریم به این که این چه مجلسی است که تا نصف شب طول می دهند، نمی خواهی برو منزل استراحت کن چرا فحش می دهی!؟ چرا گیر دادی به این، خودت را درست کن، می گفت عروس نمی توانست برقصد می گفت زمین کج است! در عالم کسی را پیدا نمی کنید مانند ابی عبدالله علیه السلام ماراتُن بدهد، تمام اموال و هستی اش را داد؛ همه جوره داد، بچه یازده ساله داد، سیزده ساله داد، شش ماهه داد، سی و چهار ساله داد، بعد خواهرش را زدند، 1950 زخم خورده بود. ما خودمان هم بلد نیستیم ماراتن ولی الان مجالس اهل بیت زیاد است در این ماه برویم دنبال این ماراتن ها، یاد بدهیم به خودمان ماندگاری و استقامت در راه خدای متعال را ولو شیطان هم گاهی انسان را می رباید. وقتی می بینید در نماز توجهتان به یک جایی جمع می شود، شیطان می آید اختلاس میکند، شما را می دزدد. گاهی در مجلس هم انسان که می آید چُرتش می گیرد، همان هم باز خوب است؛ در روایت دارد کسی که در سجده خوابش می برد خداوند می گوید ملائکه ببینید او در نماز به خاطر من در سجده خوابش برده، افتخار می کند به بنده اش. مَن تَهاوَنَ بِالصلاة؛ راه های سستی کردن را ببندیم، راه های قوی شدن در راه خدا را باز کنیم. اگر می بینی یک رفیق راهی داری قوی است، رهایش نکن. راه های بیداری را درک کنیم و برویم دنبالش و در مقابل راه های شیطان را ببندیم. مَن تَهاوَنَ بِالصلاة ؛ فرمود به پانزده بلا دچارش می کند؛ چرا پانزده؟ چون پانزده عدد مهمی است، چهارده معصوم+خدا. ثانیا اینکه چون نماز محور و ستون خیمه است، اگر این سستی بشود، تمام بند های دور خیمه می بُرَد و فرو می ریزد خیمه. اولی و دومی را گفتیم، رسیدیم به سومین خصوصیت يَمسِحُ الله سيم الصالحين مِن وجهه؛ که قیافه اش مانند صالحین نخواهد بود. در روایت دارد که پیامبر صلی الله علیه و آله نور وجودی اش همیشه بر روی دیوار نمایان بوده، مثل نورافکن. آقا هستۀ خرما را روی زمین می اندازد، آب دهانش را می اندازد، خرما رشد می کند، باز می کند خرما را … – آن هم چه میوه ای، توحید و رسالت و ولایت و شیعه، یعنی چهار حرف اسم اعظم در آن درست می شود  (35:20)  طرف سنی بود گفت آقا تا به حال مبقوض ترین افراد نزد من شما بودی، الان محبوب ترین افراد در عالم برای من شما هستید؛ ببینید دل را چه کرد، هم خرما را رساند هم روح الله را درست کرد، با یک آب دهان. امام حسن علیه السلام به در خانه که می رسیدند راه بندان می شد – مقام معظم رهبری در سفرشان در زمان ریاست جمهوری به پاکستان رفته بودند همه راه ها بند آمده بود، چرا این ها اینجور می شوند؟ چون نماز دارند. ما چرا اینگونه نمی شویم؟ چون نماز نداریم، نمازمان مشکل دارد، تهاون داریم. ازهمه خطرناک تر این چهارمی است که می فرماید: كُلُّ عَمُل لا يؤجر مِن الله؛ هر کاری که می کند پاداش ندارد، می گوید به فلان جا خیرات دادم، هرچه کار خیر می کند، صدقه می دهد، مسجد درست می کند، فایده ای ندارد چون نماز درست نیست. اگر مسجدی باشد که خدایی ناکرده انسان را جهنمی کند، هیچ فایده ای ندارد کارهایش، روز قیامت می گوید خدایا این کار را کردم آن کار را کردم، می گوید همه اش برای خودت بود، همه اش برای مردم بود، همه اش برای ریا بود؛ نماز ندارد، یعنی ستون ندارد، ستون یعنی ولایت، ستون یعنی نور امیرالمؤمنینعلیه السلام، نماز یعنی وجه الله، وجه الله در وجودمان نیست. در مضمار نفس و شیطان داریم کار می کنیم، خدا به دادمان برسد. الان در جمهوری اسلامی خیلی ها برای خدا دارند کار می کنند، ولی آیا واقعا اینگونه است؟ باید کارهایمان را درست کنیم، الهی کنیم. می گوید محور که نباشد، وجه الله که نباشد، نماز که نباشد، معرفت که نباشد، تمام اعمالش می شود هَباءً مَنثوراً. پنجم اینکه لا يرفع له دعاء إلى السماء؛ دعایش به آسمان نمی رود، چرا؟ چون کسی که نمازش درست نیست، به آسمان وصل نیست که بخواهد بالا برود، وصل به جهنم است. لذا باید حواسمان را جمع کنیم.

باید خدا را شکر کنیم که اهل بیت را به ما داده اند که کارهای خراب ما را درست می کنند.

در ایران امامزاده زیاد است ولی آقا می فرماید امام رضا علیه السلام و حضرت معصومه سلام الله علیها مثل دو بال خراسان را در برگرفته اند، هیچکس نمی تواند به آن آسیب برساند. چه نعمتی داریم ما تهرانی ها؛ من می گویم کربلایی ها بیایید تهران، نجفی ها بیایید تهران، بیایید قم؛ در روایت دارد قم و حوالی ها و نواحی ها. فرمود از هشت در بهشت، سه تای آن نزد حضرت معصومه است؛ بعضی می گویند یکی از آن درها فیضیه است، یکی حضرت معصومه سلام الله علیها، سومی جمکران؛ ولی بنده می گویم همه اش حضرت معصومه سلام الله علیها است. ملاصدرا که نابغه دَهر بوده که امام می گوید و ما ادراک ما ملاصدرا، تمام عرفان را در اسفارش آورده؛ این ملاصدرا هر وقت گیر می کرد می رفت کنار مرقد مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها دو رکعت نماز می خواند گره اش را باز می کردند. حالا ایشان می رفته کنار قبر، من می گویم کنار ضریح و قبر رفتن هم لازم نیست از همین جا دو رکعت نماز بخوان هدیه کن ببین چگونه کارهایت را درست می کند. اَشبه المشاهد المشرفه بمشهدالنجف، همین زیارتگاه خانم فاطمۀ معصومه سلام الله علیها است، درست مثل اینکه نجف رفته ایم.

رفتند محضر امام موسی کاظم علیه السلام سوالاتشان را نوشته بودند، حضرت تشریف نداشتند، حضرت معصومه سلام الله علیها جواب را مرقوم فرمودند، در راه برگشت امام موسی کاظم علیه السلام را دیدند گفتند آقا ما خدمت شما رسیدیم نبودید، جواب سوال ها را خانم دادند، حضرت نامه را بوسید گذاشت روی چشمش، سه مرتبه فرمود: فداها ابوها، فرمود من هم اگر بودم همین را می نوشتم.

حضرت معصومه سلام الله علیها هم در این ماراتن خیلی خوب حرکت کرد؛ از مدینه بلند شد و از میان آن همه دشمن و مخالفین هجرت کرد آمد به طرف امام رضا علیه السلام ، یک بانوی هجده ساله. در روایت دارد بعضی از دختران امام موسی کاظم علیهم السلام چون کُفو نداشتند ازدواج نکردند…

[1] – النوادر، الحديث 1400-  جامع الاسرار کلمه نوزده کلمات مکنونه مرحوم فیض کاشانی

قال امیرالمومنین علیه السلام : ان لله تعالی شرابا لاولیائه اذا شربوا سکروا و اذا سکروا طربوا ، و اذا طربوا طابوا ، و اذا طابوا ذابوا ، و اذا ذابوا خلصوا ، و اذا خلصوا طلبوا ، و اذا طلبوا وجدوا ، و اذا وجدوا وصلوا ، و اذا وصلوا اتصلوا ، و اذا اتصلوا لا فرق بینهم و بین حبیبهم…
خداوند متعال را شرابی است مخصوص اولیائش که هر گاه از آن بنوشند ، مست گردند و وقتی مست گردند ، با نشاط شوند و هرگاه با نشاط شوند ، پاکیزه گردند و هنگام پاکیزگی گداخته شوند و به وقت گداختگی خالص گردند و چون خالص شوند ، طالب محبوب گردند و وقتی جوینده محبوب گردند ، می یابند و چون یافتند ، نائل شوند و پیوند خورند و هرگاه پیوند خورند ، فرقی بین ایشان و محبوبشان نیست.

[2] -محمد، آیه 7 /  ای اهل ایمان، شما اگر خدا را یاری کنید (یعنی دین و پیغمبر خدا را) خدا هم شما را یاری کند و ثابت قدم گرداند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *