بسم الله الرحمن الرحیم

سخنرانی آیت الله تقوایی حفظه الله

خلاصه شب اول ماه مبارک رمضان – 1398/02/16

 

تجلی اول؛ حریت وآزادگی

روایت مبارکه می فرماید: مؤمن از شرق تا غرب عالم هر چیزی برایش پیش بیاید خیر است. باید خودمان را از این قیدها آزاد کنیم؛ از قید مال، قید سلامتی. الآن سیل زده ها مشکلات دارند، خانه شان مشکلات دارد؛ ولی کدامشان مثل ابی عبدالله علیه السلام زن و بچه و خانه و همه چیزشان را دادند؟ هیچکدام. چه کسی بدنش مثل بدن ابی عبدالله و حضرت زهرا سلام الله علیهما شد؟ نداریم نمونه اش را. آن هم با اختیار. ببینید چه قدر فرق است بین ما و ایشان. ما چون وجۀ خدایی اشیاء را نمی بینیم معمولاً پا به فرار می گذاریم؛ ولی حضرت زهرا سلام الله علیها چون وجهۀ الهی اش را می بیند، می رود به طرفش. تا آخرین نفس، سخت ترین بلاها سرش می آید و باز نوکری اش را رها نمی کند. می گویند فایدۀ این ظهور خدا را درک کردن چیست؟ فایده اش همین است که دیگر هیچ چیز نمی تواند انسان را از خدا دور کند، نه فقر نه سختی نه غم نه گرفتاری نه مریضی. سختی می آید، می گوید خب مثل سختی حضرت ابی عبدالله علیه السلام بود. فقر می آید مثل فقر ابی عبدالله علیه السلام بود که تمام مال و دارایی اش را داد در راه خدا. مریضی می آید مثل حضرت ابا عبدالله علیه السلام که تمام جان و بدنش را تکه تکه کردند. این نور اطلاقی خداست؛ نور اطلاقی خدا صدمه نمی بیند. بعد وقتی شد نور اطلاقی خدا، دیگر ضربه نمی بیند. دیگر اینها نمی تواند از بین ببردش. اینها نمی تواند ضعیفش کند، بلکه مدام چهره برافروخته تر می شود؛ نورانی تر می شود. لذا هر چه شمشیر به ابی عبدالله علیه السلام می زدند چهره شان نورانی تر می شد. راوی می گوید من در آن گیر و دار جنگ همینطور متحیر مانده بودم که این سر بریده نورش تمام این صحرا را پر کرده بود، نورانیّت سر ابی عبدالله علیه السلام مرا مشغول به خودش کرده بود. همچین صحنه ای ندیده بودم. چرا؟ به خاطر اطلاق ست؛ نور اطلاقی است. پس این ثمره دارد؛ نگوییم اینها ثمره ندارد. اینها شناسنامۀ انسان است. «انّا لله و انّا الیه راجعون». نه شناسنامۀ انسان بلکه شناسنامۀ عالَم است. عالَم شناسنامه اش همین است منتهی ما گرفتاریم. حالا که گرفتاریم چه کار باید بکنیم؟ باید خودمان را در معرض حریّت و آزادگی قرار دهیم؛ با نماز، روزه، عبادت، نوکری، سر کار رفتن، جان کندن، تلاش کردن. مدام از خدا هم نخواهیم که خدایا ما را راحت کن؛ نه. زحمت بکشیم و جان بکنیم. این دعا خیلی دعای خوبی است که امام زین العابدین علیه السلام فرمودند: خدایا مادامی که من دارم نوکری شما را می کنم مرا حفظ کن و عمرم را طولانی کن. «وَ عَمِّرْنِی مَا كَانَ عُمُرِی بِذْلَةً فِی طَاعَتِك». مادامی که در راه تو، عمرم را فدا می کنم، این را زیادش کن. «فَإِذَا كَانَ عُمُرِی مَرْتَعاً لِلشَّیْطَانِ فَاقْبِضْنِی إِلَیْك». اما خدایا تا عمر من مرتع شیطان شد، قیچی اش کن؛ یک لحظه من را زنده نگذار. این یک تجلی خداست.

تجلی دوم و سوم؛ تجلی خدا در مظهر مقید

انسان می رود زیارت کربلا و امام حسین علیه السلام تا نگاه می کند آنجا دیگر جز خدا چیزی را نمی بیند. می رود مشهد جز خدا چیزی را نمی بیند. می رود نجف جز خدا چیزی نمی بیند. اما باید حواسمان را جمع کنیم که ما مقید هستیم. چشممان چیز دیگری را نمی بیند ولی ما محدودیم. این دیدن با دیدن خدا فرق دارد. این هم دیدنِ خداست ولی از یک پنجرۀ مقید. ولی امیرالمؤمنین علیه السلام دیگر قید ندارد. فرق است بین موسی که خدا به او گفت «یا موسی انّی أنا الله» با امیرالمؤمنین علیه السلام که می فرماید: «أَنَا الْأَوَّلُ وَ أَنَا الْآخِرُ وَ أَنَا الظَّاهِر وَ أَنَا الْبَاطِن». این تجلی دوم است که ما حواسمان را جمع کنیم. سؤال: حالا اگر این برای ما تجلی کرد چه فایده ای دارد؟ فایده اش این است که اگر خدا توفیق دهد با همین تجلیات محدود وقتی وجه الله را ببینم، خدا را ببینم، خدا کم کم راه را باز می کند. «آن که دل آرام دید از دلش آرام رفت». عاشق می شود؛ می رود به طرف خدا. ما باید طریقۀ رفتن را پیدا کنیم.

تجلی سوم هم خیلی مهم است که از یک مظهر مقید است ولی باز خدا تجلی می کند. با یک صفت مخصوص، تَعَیُّن مخصوص؛ مثلاً شما می بینی عشق پیدا کردی روزه بگیری، این کیست؟ این مظهر است، این غیب است، در ظاهر خدا نیست ولی در باطن خداست. این همان می شود که عُرَفا می گویند: «إِن مِّن شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِه». همه چیز خدا را تسبیح می کنند. آنچه که خیلی مهم است این است که ما باید همین وجود مقید خودمان را با این دستورالعمل ها پاک و طاهر کنیم.

تجلی چهارم؛ سِیر عالَم به طرف خدا

تجلی چهارم هم در مظاهر است اما جمیع مظاهر را یک جا می بیند. عارف می بیند اگر خدا به او لطف کند می بیند تمام عالَم دارند به طرف خدا می روند؛ اما هر کدام به یک صورتی. مثلاً الآن ترامپ لعنت الله علیه دارد قبر خودش را با دست خودش می کند. الآن وهابی ها دارند قبر خودشان را با دست خودشان می کنند. دارند می روند به طرف خدا منتها از جهنم ان شاءالله. این نگاه می دانید چه فایده ای دارد؟ این نگاه خیلی خوب است. سالک باید این چهار تا نگاه را داشته باشد. سالک باید این چهار تجلی خدا را ببیند. چه طور؟ این نگاه چهارم به چه صورت است؟ یک نمونه اش همین است. الآن شما اگر عالَم را نگاه کنید، همۀ عالم دارد به طرف خدا می رود. کاروان دارد به طرف خدا می رود. الحمدلله تجلی انقلاب اسلامیِ ما، عالم را متحول کرده. عالم دارد به طرف خدا می رود؛ منتها ما باید زیرک و تیزهوش باشیم. باید ببینیم هر کسی چه طور دارد به طرف خدا می رود. هر کسی با چه نقشه ای دارد به طرف خدا می رود. نقشۀ وجودی خودمان را هم باید پیدا کنیم. به جای اینکه من برای خدا تعیین تکلیف کنم که خدایا من را اینطور ببر، ببینم خدا می خواهد من را چه طور ببرد.

طریقۀ سیر و سلوک چیست؟

امام در کتاب مصباح الهدایة الی الخلافة و الولایة می فرماید: قلبتان را در اختیار صاحبش قرار دهید و بگذارید خدا هر طوری که می خواهد بچرخاندش. در روایت مبارکه می فرماید: «قَلْبُ الْمُؤْمِنِ بَیْنَ إصْبَعَیِ الرَّحْمن». قلب مؤمن بین دو انگشت خداست. دو انگشت خدا یعنی چه؟ یعنی جمال و جلال. گاهی اوقات باید زمین بخورد تا به طرف خدا بیاید که حواسش جمع بشود. گاهی اوقات باید سختی ببیند. گاهی اوقات باید فقر ببیند. گاهی اوقات باید ثروت به او برسد. بگذارید خودش هر کاری دلش می خواهد بکند؛ ما البته وظیفه مان را انجام دهیم.  نمی گویم ما سر کار نرویم، دکتر نرویم و … ما اسباب را رعایت می کنیم از باب نوکری، ولی می دانیم که کار دست کس دیگری است. می بینید این چهار نظر چه قدر مهم است. این چهار نظر نحوه و طریقۀ سیر و سلوک انسان ها به سوی خداست.

خطبۀ شعبانیه

چند فقره از فقرات خطبۀ شعبانیه را خدمتتان عرض کنم. می فرماید: «ایها الناس…». ببینید خطاباتی که می آید گاهی اوقات با «یا ایها الذین آمنوا» است و گاهی اوقات با «یا ایها الناس» است. اینجا می فرماید «یا ایها الناس»؛ چرا؟ چون سفرۀ ماه مبارک برای همه است. خدا برای همه تجلی کرده و سفرۀ خصوصی نیست. همه را راه می دهند. بار عام داده. حالا دقت کنید؛ می فرماید: «إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْکُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَکَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ». ما معمولاً فکر می کنیم ماه مبارک رمضان مثلاً زمان است؛ ولی نه حیات دارد. آنجا که می فرماید: «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْر». در قرآن کریم می فرماید: عدۀ ماه ها در نزد خداوند دوازده ماه است. در روایت دارد یعنی دوازده امام علیهم السلام. «قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْکُمْ»؛ شما نیامدید به طرف ماه مبارک، ماه مبارک آمده به طرف شما. ماه مبارک آمده پیشواز شما. ما فکر می کنیم ما به پیشواز رفته ایم؛ نه. همان پیشواز را هم باز خدا شما را سر سفره کشیده. امیرالمؤمنین علیه السلام سر سفره کشیده. حضرت زهرا سلام الله علیها سر سفره کشیده. «قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْکُمْ». ما کِی آمدیم؟ «کِی بوده ای که پیدا کنم تو را». «بِالْبَرَکَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ». برکت یعنی یک آیۀ قرآن می خوانی، یک ختم قرآن برایت می نویسند. نَفَس می کشی، سبحان الله برایت می نویسند. می خوابی، عبادت برایت می نویسند! عجب برکتی دارد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *