بسم الله الرحمن الرحیم

خلاصه بیانات آیت الله تقوایی حفظه الله
درس اخلاق چهارشنبه – 98/01/28

اقسام قلب

قلب اقسام مختلفی دارد چون در قرآن کریم از قلب گاهی صدر…، ” أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ “، گاهی به نام قلب می فرماید. ” إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ “، گاهی به لفظ فؤاد تعبیر می آورد و گاهی هم مقام خیلی بالاتری… “قد شقفها”..، عرفا می گویند شقاف، “شقفها حبا”. عرفا برای قلب چهار مرتبه قائلند. این قلب.. بعضی از نقل ها دارد که “عرش الرحمن”، “الرحمن علی العرش استوی” آن قلب انسان کامل است، لذا خیلی مهم است. پیامبر اکرم خیلی می ترسیدند و خائف بودند، بعد اصحاب پرسیدند یا رسول الله چرا انقدر می ترسید؟ حضرت این جمله را فرمودند : “القلب بین اصبعین من اصابع الرحمان”، قلب من بین دو دست جمال و جلال خداست، هر کاری بخواهد با من می کند. دیده اید وقتی یأس آدم را می گیرد دیگر هیچ کاری نمی تواند بکند، وقتی رجا می آید از طرف خدا لطف می شود، همه اش دست خداست، اگر بخواهد جهنمی کند آدم با یک چرخش نابود می شود، یک چرخش قلب… تمام هست و نیست آدم را از بین می برد، ما با چشم خودمان دیدیم علمایی که در زمان شاه زجر کشیده بودند، شکنجه شده بودند، جهاد کرده بودند.. امام فرمود حاصل عمر من است ولی بعد مشکل پیش آمد برایش، می بینید… آن هم در زمان پیری، راه خیلی سخت است، لذا این قلب خیلی چیز مهمی است. اولا این نکته مهم است، قلب دو مقام دارد، یکی مقام صفوت و یکی مقام قسوت. مقام صفوت یعنی پاکیزگی و صفا، مقام قسوت یعنی خدای نکرده مقام خشونت و سختی. بعضی ها قلبشان سخت است. ” كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً  ” می فرماید بعضی ها قلبشان از سنگ بدتر و سخت تر است، الان اینهایی که جنایت می کنند در یمن، در بلاد اسلامی، در عراق، قلب اینها از سنگ بدتر است.

اولین پرده قلب ،صدر

اولین پرده قلب را آقایان می گویند صدر است، ” أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ “، اگر خدای تبارک و تعالی نظر خیر بکند در این پرده صدر، اسلام درش مقام پیدا می کند، تثبیت می شود، تسلیم می شود در مقابل خدا تبارک و تعالی، چطور می شود که تسلیم می شود؟ خدا اگر نظر کند به قلبی، هواهای نفسانی را کنار می گذارد، بالاخره تا نباشد از جانب معشوق کششی، کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد. ما باید نوکری مان را بکنیم، ما باید اعمالمان را انجام دهیم، ما باید خودمان را در معرض نفحات الهیه قرار دهیم ولی کار دست خداست. خدا رحمتش کند، میرزا اسماعیل می فرمود نصفش دست خداست، نصفش هم دست ما نیست، کار دست خودش است. ما باید برویم ولی باید بدانیم که دست اوست. ” الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ وَ لاَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ غَيْرُهُ “، خدایی را شکر که آن چیزی را که خودش می خواهد می کند، آنچه دیگران می خواهد نمی کند، اگر آن چیزی که ما می خواهیم بکنیم نابود می شویم، اگر آن چیزی که ما می خواهیم بکنیم خدا انجام بدهد نابود می شویم لذا خدا را شکر باید بکنیم که حاجاتمان را نمی دهد، باید خدا را شکر کنیم که خدا همه تقاضاهایمان را مستجاب نمی کند. انقدر طرف شیفته این است و حرص دارد که مریضی اش خوب شود در صورتی که نمی داند این مریضی اگر خوب شود راه جهنم برایش باز می شود، این مریضی الان راه جهنم را برایش بسته. البته من نمی گویم دعا نکنید، ولی با رضایت… ، اول شرط استجابت دعا رضایت است، راضی باشیم، بشود یا نشود. اگر راضی نباشیم معلوم می شود آن دعا برای ما بت شده، خب وقتی آن دعا برای ما بت شده، حالا بالاتر از آن دعا منیت است، چرا آن دعا برای ما بت شده؟ منیت ماست.. می خواهیم آن چیزی که خودمان می خواهیم بشود، در مقابل خدا.. این منیت ماست.

دومین پرده قلب؛ قلب

پرده دوم قلب عرفا اسمش را اصطلاحا می گویند قلب، ” إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ “، قلب سلیم اینجا باید چکار کنیم؟ این را باید از اخلاق رذیل پاکش کنیم. اخلاق رذیله ماها را هلاک کرده. رذایل اخلاقی…، ریا.. ما ریا در کارمان هست. آقا امام کاظم فرمودند یکی از راه هایی که ریا از وجودتان و قلبتان پاک شود این است که به همان اندازه ای که در ظاهر عبادت می کنی باید در باطن عبادت داشته باشی. این نظر دوم لازم است، برای اینکه عجب و خودبینی کلا ما را از راه خدا عقب می اندازد، تکبر انسان را نابود می کند، اخلاق رذیله نابود می کند.. حالا برو تا آخر، دروغ، ترس که ترس شرک است، چقدر ما رذایل داریم، اینها کار می خواهد. یکی از خصوصیات صوفیه.. البته بعضی هایشان، نمی گویم همه شان، ولی راه ما راه تصوف نیست، راه ما راه امام است، می خواهید نسخه بدل اهل بیت را ببینید نگاه کنید به روح الله الموسوی الخمینی. مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم فرمودند ما هر چه داریم از این عارف وارسته داریم، گام دوم را بخوانید… انقلاب ما به نام امام در تمام جهان شناخته شده. خصوصیت امام چه بود؟ امام خصوصیتش این بود که ظاهر را با باطن جمع کرده بود. تعبد به بهترین وجه و به کوچک ترین احکام شرعی داشت به صورتی که وقتی می خواهند برای دستشویی بروند از ایشان نقل می کنند کلاهشان طبقه بالا، طبقه دوم بوده، رفته اند طبقه بالا کلاهش را سرش گذاشته برای اینکه بدون کلاه دستشویی نرود، ببین چطور.. .یک مکروه کوچک هم انجام نمی دهد، از آن طرف هم اهل عرفان، اهل فنا، اهل بقا، اهل توحید، کتاب هایشان را بخوانید… جامع ظاهر و باطن، ما نداشتیم…، بعد از چهارده معصوم و اهل بیت یک همچین عالمی ما نداشتیم.

سومین پرده قلب؛ فواد

مرتبه سوم و پرده سوم قلب فواد است، اگر کسی از این مرحله گذشت، اخلاقش را درست کرد تازه صلاحیت پیدا می کند برای شهود خدا، شهود نور خدا، راهش می دهند در عالم باطن. ” إِلَهِی هَبْ لِی کَمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَیْکَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَاءِ نَظَرِهَا إِلَیْکَ، حَتَّى تَخِرَقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ “این را می گویند فواد، فواد یعنی آن حقیقتی که می تواند نور خدا را مشاهده کند. الحمدلله من یک چیزی خدمتتان عرض کنم، الان دیگر نمی شود کسی بگوید ما این حرف ها را نمی فهمیم، می دانید چرا؟ چون امام حسین راه را باز کرده، ما شاء الله الان امام حسین دستگاهی دارد که هر که می رود کربلا.. خدا را می بیند، امام حسین راه را باز کرده. فقط می فرماید کسی غبار غم… نه اینکه گریه اش بگیرد، نه، غبار غم ابی عبدالله چهره اش را بگیرد، بعضی ها شکایت می کنند می گویند آقا ما نمی دانیم چرا گریه مان نمی گیرد. اولا حق دارند، خب واقعا گریه نگیرد یعنی آدم قسوت قلب دارد ولی شما قدر همان غمی که پیدا می کنی را بدان، همان تمام گناهان را پاک می کند. غبار غم ابی عبدالله روی دل انسان بنشیند آدم راحت می شود، تمام گناهانش را پاک می کند، به اندازه یک پر مگس اگر گریه و اشک در چشم جمع شود تمام گناهان آدم بخشیده می شود لذا الان راه را باز کردند. پرده سوم پرده فواد است.. پرده فواد مال کجاست؟ مال مشاهده انوار ملکوتی است.

چهارمین پرده قلب ؛ شقاف

اما مرتبه چهارم را می گویند مرتبه شقاف، به این قلبی که به مرتبه چهارم دست پیدا کرده باشد می شود مرحله شقاف. این مال اهل بیت است، ما هم باید سعیمان را بکنیم، امثال حقیر هم که اول کاریم و باید بدویم، ولی باید برویم.. باید این راه را برویم. این مرتبه چهارم همانی است که فرمود “انا عین الله الباصره”، امیرالمومنین فرمود من چشم بینای خدا هستم، ” أنا الأذن الواعية “، گوش شنوای خدا امیرالمومنین است، یعنی در وجود امیرالمومنین فقط خدا باقی می ماند، هیچ چیز دیگری باقی نمی ماند. این چهار تا مرتبه می شود چهارتا مرتبه قلب، ما الان آن آفات قلب را داریم می خوانیم. این روایاتی که داریم می خوانیم مال مرتبه اول است، یعنی مال مرتبه صدر است،

خوف

 “انا له الخوف شغله الحزن”، یکی از بهترین صفات انسان خوف است، در روایت دارد خوف ریشه تمام خیرات است. ما معمولا از خدا خوف نداریم، اگر خوف درست شود … خوف مال مرتبه اول است، صدر است. مرتبه اول صدر یکی اش خوف است، ما اگر اینها را درست کنیم کم کم قدم های بعدی هم درست می شود، خوف نداریم از خدا… نمی ترسیم، بیخیالیم. آقا فرمود چطور این خوف را درست کنیم؟ اولا ریشه اش همانی است که عرض شد، ترک حرام… ترک حرام فقط مربوط به شکم نیست، چشممان، زبانمان، گوشمان، تمام اعضا و جوارحمان باید حرام را ترک کند. دو: این آیات قرآن را ما با آنها انس نداریم، باید با آیات قرآن انس بگیریم. سه: فرمود همینطوری آیات قرآن را نخوانید، وقتی می رسید به آیات عذاب خودتان را بترسانید، پناه ببرید به رحمت خدا. حتی در روایت مبارکه دارد سعی کنید خودتان را به گریه بیندازید. پس اولا ما باید خوف را در وجودمان زنده کنیم. دوم: حالا این خوف اگر زنده شد خیلی از ماها دچار این مشکل می شویم… آقا می فرماید خیلی ها اصلا خوف ندارند، بعد از اینی که خوف پیدا کرد غمی در دلش پیدا می شود که زمینش می زند، یأس می گیردش، از رحمت خدا مأیوس می شود، خوف و رجا باید مساویِ مساوی باشد، خوف نباید جلوی رجا را بگیرد، تا دیدید خوف دارد زیاد از حد می شود و ناامید می شوی و نمی توانی حرکت کنی آنجا دیگر شعله اش را پایین بیاور، آنجا امیدت را زنده کن، به شیطان بگو ملعون مگر نمی بینی خدا چقدر به من نعمت داده، درست است که من گنه کارم ولی خدا وسیله به من داده، خدا به من امام رضا را داده، خدا به من ابی عبدالله را داده، شروع کن به امید دادن، نگذار خوف چپت کند.

تکبر آفت مسئولیت

“و ان اتسع بالامر استطلبته الغرة”، غره یعنی فریب می خورد، خودش را کسی می بیند، دیگر شاه را هم، یا بگو خدا را هم بنده نیست. اگر نعمتی به او برسد باز همینطور است و باز تکبر می گیردش. “و ان جددت له نعمت”، خدا یک نعمت اضافی ای به او بدهد باز تکبر می گیردش.. خدا به دادمان برسد از تکبر. من نمی دانم این میز چطوری است، حقیر فکر می کنم ماها خیلی از سنت هایمان را باید کلا عوض کنیم، در دادگاه من نمی دانم چطوری است، این قاضی ها چنان می روند…، اول یک کرسی است، بعد تریبون است، بعد می نشیند آن بالا اصلا آدم می ترسد با او حرف بزند! یک نعمتی که به آدم می دهند ببین چطور تکبر خرابش می کند، حواسمان را جمع کنیم، ما اگر خدای نکرده به جایی رسیدیم! اینطوری نشویم. اتفاقا یک روایتی را بهتان بگویم معجزه است، یک روایت دارد که وقتی بهتان یک نعمتی می دهند، یک مسئولیتی می دهند، یک لطفی می کنند، این زکاتش نوکری مردم است، زکاتش این است که دستگیری کنید از دیگران، یادش بخیر واقع بعضی از مسئولین ما چقدر زیبا نوکری می کردند چقدر زیبا تواضع داشتند، متاسفانه الان من فکر می کنم خیلی کم شده. مقام معظم رهبری یک نکته ای را می فرمایند که یک زمانی مسئولین مسابقه داشتند بر سر ساده زیستی، الان بر سر چه مسابقه دارند؟ البته بعضی هایشان ها، ان شاء الله که بعضی هایشان خوب اند ولی بعضی هایشان دنبال چی هستند؟ مسابقه ی…، خدا به دادمان برسد.

اما امشب توسلمان به وجود مقدس امام رضاست علیه السلام، الحمدلله. خدا را شکر می کنیم که ما را نوکر اما رضا قرار دادند، به به. آقا یکی از اصحابشان بیرون شهر در یکی از روستاهای اطراف طوس فوت کرده بود، یکی از اصحاب آقا می گوید من دیدیم که یک دفعه امام رضا آمد جلو، داشتند تشییع می کردند این فردی را که فوت کرده بود، دوستان و اقوامش داشتند تشییعش می کردند، دیدم امام رضا آمد در تشییع جنازه شرکت کرد، بعد وقتی گذاشتندش کنار قبر آقا آمد دستش را گذاشت روی سینه کسی که فوت کرده بود، حضرت فرمود آرام باش دیگر. آخر فرمود سه جا می آیم دیدنتان…، حالا تازه مادرش در روایت دارد در صد موقف قیامت نود و نه تایش می آید کنار ما، ببین خدا چه نعمتی به ما داده، اما قدر این نعمت را باید بدانیم. قدر این نعمت این است که نوکری کنیم ان شاء الله، حواسمان پرت نشود، مثل اینهایی که الان عرض کردم ان شاء الله ما نشویم. این لباس نوکری همیشه…، پیغمبر به هر جا رسید از عبد بودن و نوکری رسید، از عبودیت رسید. خدا به حق امام زمان به همه ما لباس نوکری دهد. “اشهد ان محمدا عبده..”.

بعد از اینکه حضرت کمک کردند و آن طرف را دفن کردند و همه متفرق شدند عرضه داشتم آقاجان شما کجا اینجا کجا، حضرت فرمود این از موالی ما بود ما آمدیم برای اینکه کمکش کنیم و اینها، بعد فرمود ما هر کدام از موالی مان مشکلی برایشان پیش بیاید حواسمان هست. بعد حضرت فرمود هر روز ما حواسمان به تک تک شما هست، بعد حضرت فرمود هر شب برای گناهان تک تک شما ما پیش خدا واسطه می شویم. اگر گناهی کرده باشید گریه می کنیم و از خدا طلب بخشش می کنیم، اگر کار خوبی انجام داده باشید شکر می کنیم می گوییم خدایا کارهای خوب شیعه ما را بیشتر کن. ببین چه زیباست… .

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *