بسم الله الرحمن الرحیم

بیانات آیت الله تقوایی حفظه الله

خلاصه جلسه اخلاق چهارشنبه – 98/02/04

 

بالاترین قلب ها رقیقت ترین آنهاست

روایت است، خیلی زیبایی بود که فرمود بالاترین قلب ها آن است که به برادران دینی اش از همه رقیق تر باشد، محبتش زیاد باشد، به پدرش، مادرش، برادران دینی اش، بعضی ها خیلی خوب است در این جهت.. اهل محبت کردن هستند، اهل نوکری کردند هستند، اهل گذشت اند، اهل ایثارند. دیدید همین سیل زده ها… مقام معظم رهبری فرمودند یک معجزه بود، الان هم هست که الحمدلله ادامه دارد، شکر خدا ان شاء الله ما ها هم باید بعد از همین ماه مبارک.. برادران ان شاء الله اعزام شوند به امید خدا، اگر خواستند البته که داوطلب هم حتما می شوند. ولی فرمود یک معجزه بود این ایثار، ایثار یک معجزه است. یعنی تا صفت قلبی درست نشود کار درست نمی شود. یک فقیری آمد مسجد از پیامبر اکرم طلب کمک کرد، حضرت به هر کدام از خانم هایشان گفتند چیزی خانه داریم؟ گفتند نه، فقط آب در خانه داشتند، چه وضعیت های سختی داشتند، ماها چقدر غر می زنیم و نق می زنیم، خدا خودش کمکمان کند. بعد حضرت به امیرالمومنین فرمودند که علی جان شما این فقیر را کمک کن، امیرالمومنین گفتند باشد، بردندش خانه، پرسید زهرا جان در خانه چه داریم، حالا خب بالاخره امام حسن شام نخورده، امام حسین هست، حضرت زینب.. مخصوصا که حضرت زینب هم کودک بود و بالاخره سن اش کم بود و سه چهار ساله بود، خود حضرت زهرا، خود امیرالمومنین.. گفتند چی داریم حضرت زهرا عرضه داشتند به مولا و فرمودند به ما، که آقا فقط به اندازه غذای یک دختربچه ما داریم. حضرت فرمودند اشکالی ندارد، چراغ ها را خاموش کن، بچه ها را بخوابان و این غذا را به این فقیر بدهیم، هم خاموش است بچه ها می خوابند و هم این که این نمی بیند که ماها غذا نداریم، غذا را با خیال راحت می خورد. بعد این آیه شریفه نازل شد…، ببینید چقدر صفت قلبی مهم است ها، این آیه در شأن امیرالمومنین و حضرت زهرا، ” یؤثِرُونَ عَلَی َُنْفُسِهِمْ وَلَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ. “، شأن نزول این آیه اینجاست، ایثار امیرالمومنین و امام حسن و امام حسین و حضرت زینب و حضرت زهرا سلام الله علیهم اجمعین بود. بالاخره به عمل کار برآید…

جایگاه حقیقی انسان

معرفت خیلی مهم است، معرفت داشته باشیم که آقا انسان جایگاهش چیست. یک مبحثی هست، برای اینکه جایگاه انسان را عرض کنم…، خدا تبارک و تعالی چهار نوع تجلی دارد، یکی از بحث های عرفانی است. ذات اقدس حق جل و علا چهار نوع تجلی دارد، کاملترین نوع تجلی اش برای انسان کامل است، مثلا شما نگاه کنید، خدا به درخت هم تجلی کرد، ” يَا مُوسَىٰ إِنِّي أَنَا اللَّهُ “، خدای تبارک و تعالی از زبان درخت فرمود موسی من خدایم، تجلی کردم در این درخت. خدای تبارک و تعالی برای درخت هم تجلی می کند اما تجلی ای که برای درخت دارد محدود است، لذا در روایت دارد که آن نور یکی از شیعیان امیرالمومنین بوده که برای موسی از طریق آن درخت تجلی کرده، نور یکی از شیعیان امیرالمومنین بوده. پس بنابراین تجلی از مظاهر دیگر…، ممکن است، اما جزئی است. تنها تجلی ای که هیچ ذره ای تعین ندارد، محدودیت ندارد، تعلق ندارد، مطلق تجلی خداست تجلی به انسان کامل است. لذا این را می گویند معرفت، این مال شقاف است، این مال فؤاد است، این معرفت مال شهود است، بالاخره این را دارند عرفا. خدا رحمتش کند این مناجات شعبانیه را برای ما زنده کرد.. امام در قنوت هایش، اوایلی که جان داشت و یک مقدار قدرت جوانی بود همه اش این دعا را می خواند، “الهی هَبْ لِی کَمالَ الْانْقِطاعَ الَیْکَ وَ انِرْ ابْصَارَ قُلُوبِنا بِضِیاء نَظَرِها الَیْکَ حَتّی‌ تَخْرِقَ ابْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّور”، این را می خواند. بعدها که آخر عمرش بود معمولا همان “ربنا آتنا” را می خواند، خب دیگر بدنش ضعیف شده بود، که آن هم خیلی مهم است، آن “ربنا آتنا فی الدینا حسنه و فی الاخرة حسنه” همان “الهی هب لی کمال الانقطاع” است. آخر بعضی ها این را اینطور معنا می کنند و می گویند ” رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ حَسَنَةً “، خدایا هم دنیا را به ما بده هم آخرت را. دیده اید بعضی ها می گویند بله هم دنیا را داشته باش هم آخرت را داشته باشد ولی امام جور دیگر بنا می کرد، می فرمود “ربنا آتنا فی الدنیا حسنه” یک حسنه است، یعنی خدا… ، یعنی خدایا در دنیا هم به ما خودت را بده، در آخرت هم خودت را بده. یعنی خدایا من نه دنیا را می خواهم نه آخرت را، لذا یادتان است که گفت “ان القلوب ثلاثه…”، قلب سه نوع است، “قلب مشغول بالدنیا و له الشدة و البلا”، آنهایی که مشغول دنیا هستند شدت و بلا و بدبختی و سختی. “و قلب مشغول بال..”، لذا از این شدت و بلاها نترس، بگذارید این شدت و بلاها در این دنیا بیاد. این شدت و بلاها خوب است در این دنیا بیاید، می دانید چرا خوب است بیاید؟ این شدت و بلاهاست که تعلقات نفس را می کند و نفس را تبدیل می کند به روح. آدم با سختی است که نفسش تبدیل به قلب می شود، قلبش تبدیل به فؤاد می شود، فؤاد تبدیل به شقاف می شود، شقاف تبدیل به سرّ، سر تبدیل به …، مراتب بالاتر. این با سختی درست می شود. کسی که به طرف دنیا می رود “فله شدة و البلا”. “اما و القلب مشغل بالعقبی”، به آخرت..، خب آن هم “فله الجنة الامأوی”، بهشتی می شود. ولی “قلب مشغول بالمولا”، مولا.. فله، هم مولا، هم دنیا، هم عقبی. همه چی به او می دهند، اما دیگر تعقل ندارد، نه تعلق به دنیا دارد، نه تعقل به آخرت دارد… حتی تجلی ذات اقدس حق جل و علا هم ذره ای تعین درش ندارد، این یعنی چی؟ تنها موجودی که…، یعنی خدا یک مظاهری دارد، عرفا می گویند تنها تجلی ای که مظهر با ظاهر یکی است، یعنی خدا ظهور پیدا می کند درش امیرالمومنین است، چهارده معصوم است، انسان کامل است، الان امام زمان است، امام زمان ظهور خداست، اما یک درخت را وقتی خدا درش تجلی می کند مظهر خداست نه ظهور خدا، تنها موجودی که می تواند از مظهریت بالاتر برود، یعنی تعینات را بشکند. ” هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ ۖ “، مثل مولا بگوید “انا الاول و الاخر و الظاهر و الباطن”، تنها موجودی که می تواند به این مرتبه برسد انسان کامل است. این می شود شقاف، این می شود فؤاد، شکستن ماهیت ها…

آفت قلب

“و ان اتسع بالامن اسطلبته الغرة” می گوید اگر امنیت بهش بدهیم…، امنیت یک معنایش همین است که الحمدلله مملکت ما امنیت دارد، خدا را شکر مقام معظم رهبری می داند چکار کند، مسئول سپاه را هم الحمدلله می داند کی بگذارد، شکر خدا حواسش هست، الحمدلله. حالا ما مملکتمان امنیت دارد، مملکت ما امنیت دارد دلیل نمی شود که ما فریب بخوریم، بعد خدای نکرده با اروپا و آمریکا شل بیاییم.. نه، الان یکی از ادله اینکه مقام معظم رهبری این سردار سلامی را گذاشتند به عنوان فرمانده سپاه، یکی از دلایلش قدرتش است. با مستکبر نباید هم شل بیاید، فریب می خورد. چون ما امنیت داریم شل بگیریم؟ خب می خوریم. ما می خوریم…، امروز خوب گفتند، سردار سلامی گفتند که ما باید این نعمت جمهوری اسلامی را ببریم در دنیا، این امنیت را ببریم در دنیا. اصلا فرج امام زمان یعنی همین، فرج به این معنا نیست که بایستیم تا آقا بیاید، آقا کارها را بکند. می دانید که بنی اسرائیل همین کار را کردند، یهودی ها رسیدند به یک شهری، بعد به موسی گفتند موسی خیلی باصفا بود ولی در آن یک سری آدم هایی حکومت می کردند که خیلی قوی بودند. گفتند موسی تو با خدای خودت برو اینجا را تصرف کن         بعد ما می آییم تو! این بنی اسرائیل عجب آدم هایی بودند واقعا..، الان هم همینجور است، همه دنیا را برای خودشان می خواهند، همه نوکر آنها باشند، نوکر اسرائیل، نوکر آمریکا، همه باید نوکر آمریکا باشند…، غلط کرده اید، دیگر گذشت، دیگر تمام شد، دیگر فلسطین هم بهتان تو سری می زند، دیگر حکومتتان تمام شد، این یک معنای امنیت است، امنیت که می آید گول می خورد. یک معنای دیگر امنیت یعنی.. دیده اید مثلا خدا به آدم لطف می کند مثلا می رود اربعین یا عید یا حالا یک وقتی می رود کربلا، یک حال خیلی خوبی به او دست می دهد، یک معنویتی کسب می کند، این یک امنیتی…، چقدر دعایش قشنگ است، ” اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ الْأَمْنَ وَ الْإِیمَانَ بِکَ وَ التَّصْدِیقَ بِنَبِیِّکَ وَ الْعَافِیَةَ مِنْ جَمِیعِ الْبَلَاءِ…” به به، عجب دعایی است. آقا این امنیت را که پیدا می کند شیطان گولش می زند شل می شود، شل که می شود آن وظایفی که باید انجام دهد نمی دهد، زمین می خورد دوباره بدبخت می شود، این را می گوید “اسطلبته الغرة”، اینها آفات قلب است.

تانثیر اعمال ما در روز

… امام صادق یک روایتی دارد واقعا معجزه است، می فرماید خدایا هر وقت من آمدم به طرف تو…، تو ای خدای مهربان با تمام هستی ات تجلی کردی و مرا در آغوش خودت پذیرفتی. واقعا اینطور نیست؟ هر وقت وضو می گیری راه می افتی می آیی به طرف نماز خدا آغوشش را باز می کند، راه را باز می کند. حالا کی خسته می شود؟ ماییم. ما می آییم…، حالا خسته می شویم، یک ساعت نماز مغرب و عشا می خوانیم و یک مقدار هم تعقیبات، خسته می شویم می خواهیم بگذاریم برویم، آن تقصیر ماست. سوال: چرا مثلا امام رضا یا امام موسی کاظم وقتی می آید نماز مغرب و عشایش را می خواند صد هزار رکعت هم نماز می خواند یک ختم قرآن می کند، چقدر فقرا را..، برای صد خانواده روی دوشش نان و خرما و اینها می برد، ما چرا اینطوری هستیم؟ پس چرا دو رکعت نماز هم نمی توانیم بخوانیم؟ می دانید برای چیست؟ صدر را درست نکردیم، هواهای نفسانی مان است، مال اعمال در روزمان است. رفت محضر مقدس امام جعفر صادق علیه السلام، آقاجان، یابن رسول الله چرا من نمی توانم نماز شب بخوانم؟ حضرت فرمود معصیت های روزت است. آخر بعضی ها هم واقعا تعجب است، می گوید آقا من کاری نکردم، مگر چکار کردم! من به اینجور آدم ها می گویم ما چکار نکردیم..؟ چشممان خوب است؟ نه، نگاه هایمان خوب است؟ نه، صحبت هایمان درست و حسابی است؟ نه، فکرمان فکر صحیح است؟ نه. چقدر فکر و خیال راجع به مردم بیچاره می کنیم، هزار جور فکر و خیال… چی مان را می توانیم کنترل کنیم؟ اینی که من می بینم شب می خواهم بخوابم نمی توانم چهار رکعت نماز بخوانم و بخوابم، نمی توانم یک عبادتی کنم دلم را نورانی کنم و بخوابم می دانی مال چیست؟ مال این است که در روز درست کار نکردم.

تاثیر نوکری مردم را کردن

روایت بسیار معجزه آسایی است که . حالا دقیقش یادم نیست، مضمونش را خدمتتان عرض می کنم. فرموده بود می خواهید خودتان را قدرت بدهید با رفتار خوب با مردم…، البته من خودم هم ندارم، نه اینکه بگویم دارم ولی باید تلاشمان را بکنیم. من هم عرض می کنم من که هیچ چیزی ندارم ولی با رفتار…، فرموده بود که با نرم برخورد کردن. این روایت عجیب است، می گوید استغناء می دانید یعنی چه؟ یعنی بی نیازی. می فرماید می دانید استغناء و بی نیازی و ثروت می دانید یعنی چه؟ ما فکر می کنیم ثروت یعنی پول و اینها، نه. می فرماید استغنا یعنی از مردم استفاده کنی برای بی نیازی ات، چطوری؟ یادتان است امام می فرمود مردم ولی نعمت ما هستند؟ خوش به حال آن کسی که بتواند نوکری مردم را بکند، خوش به حال آن کسی که بتواند رفتار خوب با مردم داشته باشد، خوش به حال آن کسی که بتواند با برادرش، خواهرش، پدرش، مادرش، بچه هایش خوش اخلاقی کند، این می شود استغنا. مردم ولی نعمت ما هستند، اگر مردم نباشند ما چطور بخواهیم اخلاقمان را درست کنیم؟ ایثار به کی بکنیم؟ بخشش به کی داشته باشیم؟ استغنا یعنی آدم از مردم استفاده کند برای نوکری. یک روایتی است خیلی معجزه آساست، بگویم حالا خیلی هم اذیتتان نکنم، همین هم خودش خوب بود دیگر بالاخره، یک آفت قلب را با هم بررسی کردیم. پیغمبر دعا می کند می گوید خدایا به دشمنان ما دنیا را بده و ثروت، ببینید.. بعضی ها می گویند آقا چرا هر چی آدم های بد و اینهاست همه اش راحت و فلان و اینها…، اصلا پیغمبر دعا کرده، این نفرین است ها، این دعا نیست، نفرینشان کرده. گفته خدایا دشمنان ما را مشغول دنیایشان کن، مشغول ثروت اندوزی شان کن، مشغول تعلقتشان کن. خب بگو بهشان، آقا نماز می تواند بخواند؟ نه.. مگر اینکه مثل حضرت خدیجه باشند که تعدادشان کم است ولی هست. می گوید خدایا دشمنان مرا ثروتمند کن، بعد می گوید اما “اللهم الرزق محمدا و آل محمد    و محبیهم”، و کسانی که دوستشان دارند، اهل بیت را دوست دارند… “الکفاف و العفاف”، خب… حالا اینجا یک نکته هست، دقت کنید، می گوید به دوستانمان، به دوستان پیغمبر و اهل بیت کفاف و عفاف بده، عفت بده… عفت یعنی بتوانند با آن چیزی که دارند بسازند، دست نیازشان را به طرف دیگران دراز نکنند، به همانی که دارند قناعت کنند، این را می گویند عفت. و کفاف… به اندازه کافی بهشان بده دستشان، نیازشان.. . در روایت دارد کسی که می رود دنبال روزی، برای اینکه دست نیازش به طرف مردم دراز نشود و بتواند به همسایه هایش بخشش کند، روز قیامتش چهره اش مثل ماه شب چهارده می درخشد. در این روایت می فرماید محبین و اهل بیت را بهشان کفاف و عفاف بده. بعد می فرماید که قوی بشوند برای اینکه نوکری خدا و مردم را بکنند، این خیلی جالب است، اگر ما رفتیم دنبال کفاف و عفاف می توانیم نوکری بکنیم، زندگی مان را می توانیم وقف مردم کنیم ولی اگر نرفتیم دنبال کفاف و عفاف و رفتیم دنبال رانت و اختلاس و دنبال ثروت اندوزی دیگر نمی توانیم..، آدم باید خودش را فارغ کند، یک آب باریکه یا حالا بالاخره درآمدی برای خودش درست کند ولی دیگر زندگی اش را برای کمال بگذارد.

قدر روضه را بدانید – رمضان پیش قراول محرم است

قدر حضرت رقیه را باید بدانیم، این انوار مقدسه را باید قدرشان را بدانیم. توسل را باید قدر بدانیم، سینه زنی را باید قدرش را بدانیم، ذکر را باید قدر دانست. حقیر نمی گویم که دائم مشغول مداحی باشید، نه ولی قدر اینها را باید بدانیم. گریه برای اهل بیت…، ماها وقتی می بینیم یک نفر زیاد گریه می کند می گوییم آقا اینها بیکارند، علاف اند صبح و شب می نشینند گریه می کنند! امام زمان هم علاف است…؟ امام زمان هم که می فرماید ” فَلاَندُبَنَّکَ صَباحَاً وَ مَساءً وَ لَاَبکَينَّ عَلَيکَ بَدَلَ الدُمُوعِ دَمَاً …یا جداه یا اباعبدلله صباحا و مسائا”، صبح و شب به جای اشک خون گریه می کنم… یعنی امام زمان بیکار است؟ یا من و شما بیکاریم؟ ما باید قدر بدانیم، ماقدر ندانستیم. اگر زمین خوردیم برای این است که نعمت آن چیزهایی که داریم را قدر ندانستیم. یکی از آن نعمت ها هم حضرت رقیه است که باید قدرش را بدانیم، که آقا این دختر سه ساله… . شما انبیاء را ببینید، می گوییم مقاماتشان چیست؟ توحید. ببینید توحید، فنا، بقا… کسی مثل این دختر سه ساله دارد؟ ماها یک مقدار سختی بهمان برسد به خدا گیر می دهیم، نمی دهیم؟ گیر می دهیم به خدا می گوییم خدایا این چه وضعش است و فلان، ولی این دختر بچه را پدرش را آنطور شهید کردند، برادرش علی اکبر را آنطور تکه تکه کردند، عمویش ابالفضل را.. بعد از همه سخت تر، اتفاقا الان هم در راه کربلایند دیگر، محرم دارد می آید، رمضان پیشقراول محرم است، این یادتان باشد، رمضان المبارک اگر قبولتان کنند عرفه راهتان می دهند، مسلم بن عقیل.. مسلم بن عقیل و عرفه راهتان بدهند، راهتان می دهند به عید قربان و غدیر، اگر به آن ها هم راهتان بدهند راهتان می دهند به کربلا و عاشورا. الان کاروان راه افتاده، ما عقبیم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *