بسم الله الرحمن الرحیم

خلاصه بیانات حضرت آیت الله تقوایی در چهارشنبه 98/01/21

 

قلب عجیب ترین مخلوق عالم

امیرالمومنین فرمود عجیب ترین موجود در وجود ما قلب است. برادران و خواهران به خاطر اینکه انسان بزرگترین موجود و اشرف کائنات است لذا گل سرسبد هستی حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله وسلم انسان است، پس معلوم می شود جنس انسان از تمام مخلوقات بالاتر است، ظاهرش این را نشان می دهد، پس در نتیجه قلب عجیب ترین موجود عالم است. قلب می تواند متمکن شود در اسم اعظم مثل الان که قلب عالم امکان حضرت حجت بن الحسن عج، این قلب الان همسو شده با احدیت مطلقه. اولین نوری که از خدای تبارک و تعالی صادر می شود “قل هو”، “هو”… احدیت مطلقه است، احدیت مطلقه را عرفا حقیقت محمدیه می گویند. بعد هر چیزی یک وجه تمایزی با چیز دیگر دارد، مثلا این منبر با این میکروفون فرق دارد، میکروفون با من فرق دارد، من با آسمان، زمین.. فرق داریم با هم. احدیت مطلقه فرقش با اشیاء دیگر این است که احدیت مطلقه همه چیز است، فرقش این است. الان ببینید، مثلا فرق من و شما… یک چیزهایی من داریم و یک چیزهایی را شما ندارید، یک چیزهایی را شما دارید و من ندارم، تقابل است، بین من و شما مَیزمان را مَیز تقابلی می گویند، عرفا می گویند مَیز تقابلی داریم ما. اما میز امام زمان با عالم و حقایق دیگر عالم میز تقابلی نیست، به آن می گویند میز احاطی و شمولی، تفاوت امام زمان با امور دیگر و عوالم دیگر و مخلوقات دیگر این است که امام زمان عج نور مقدسش به تمام عالم احاطه دارد و پر کرده. ” أَینََما تُوَلُّوْا فَثَمَّ وَجْهُ اللّه “، می بینید.. این می شود میز احاطی و شمولی، چه تفاوت خوبی دارد با ما، چه تفاوت حقیقی… معنایش یعنی حقیقت تمام موجودات عالم امام زمان است، حقیقت هستی تمام موجودات عالم امام زمان است.

احاطه ی شمولی، امام زمان ( عج الله )

امام زمان به تمام عالم امکان احاطه دارد، ببین چه نوری است. یک نظر کرده شما به وجود آمدی، یک نظر کرده من به وجود آمدم، یک نظر کرده این منبر به وجود آمده، می بینید چقدر زیباست، لذا امام زمان گریه که می کند می گوید خدایا مرا ببخش یعنی دارد گریه می کند که خدایا تقوایی را ببخش، آقای زید را ببخش، عمرو را ببخش، بکر را ببخش… برای خودش اصلا گریه ندارد امام زمان، همه گریه هایش برای ماها است، دغدغه خودش را ندارد، دغدغه اش دغدغه ماهاست، عشقش هم عشق ماهاست، غم و غصه اش هم غم و غصه ماهاست. اگر می ترسد از ما می ترسد، می دانید… نمونه اش را برایتان مثال می زنم، مثل پدرها، مادرها هم همینجورند، همه حواسشان به بچه شان است، اصلا حواسشان به خودش نیست، مادر همه اش می گوید حسنم یکدفعه طوری ش نشود، حسینم، فاطمه ام، زینبم.. همه اش دنبال بچه هاست، اصلا به خودش دیگر توجه ندارد، فانی شده، امام زمان تمام توجه اش به مخلوقات عالم است، همه اش دارد فکر می کنم چطور این کاروان را ببرم به طرف خدا. یک جا سیل درست می کند، این سیل خیلی خوب شد، مردم توجه کردند که کی دارد به دادشان می رسد، کی کمکشان می کند، سیل یک بدی هایی داشت ولی یک خوبی هایی هم داشت. اولا یک نکته را خدمتتان عرض کنم، این سیل مال بدی ماست، مال گناهان ماست، بالاخره این گناهانی که ما داریم اثر دارد، مگر می شود اثر نداشته باشد، اثر دارد.. سیلی می خوری این را بدان که مال خود ماست. عقاب را با تیز زدند بعد زمین که افتاد…، چون نیک نظر کرد و پر خویش…، دیده اید این تیرها را، یک پر عقاب می زنند عقبش که خوب حرکت کند، چون نیک نظر کرد و پرخویش در آن دید گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست. من همه اش گیر داده ام به خدا، می گویم خدایا چرا سر کیسه را شل نمی کنی! بالاخره یک مقدار بیشتر در کاسه ما بریز و چرا انقدر بی مهری به ما! نعوذبالله جفا نکن! بعضی شاعرها هم به خدا می گویند این چیزها را. می گوید هر کس به طریقی دل ما می شکند، بیگانه جدا دوست جدا می شکند، بیگانه اگر می شکند حرفی نیست از دوست بپرسید چرا می شکند. این بنده خدا هم شاعر خوبی بوده، فکر می کند خدا دلش را می شکند ولی نمی داند که باباجان خودت یللی تللی می کنی و به جاده خاکی می زنی، خودت خراب می کنی. این باید این را بگوید که اگر با ما نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی. این شکسته، زده سیلی را که حالم سر جایش بیاید.

فلسفه خمس

می دانید که این خمس را می گیرند برای چیست؟ این خمس را می گیرند برای اینکه یادش بیفتد که تو هیچی نداری، همه چیزت مال خداست. بعضی ها می گویند خمس مالم را بدهم که مالم حلال شود، نه باباجان! خمست را می دهی برای اینکه بفهمی “مال من” وجود ندارد، “مال منی” وجود ندارد ، مال من چیست؟! مال من کیست! اصلا من کیست.؟! مورچه چی هست که کله پاچه اش چی باشد! در این عالم وجه الله که همه عظمت مال خدا و اهل بیت است، ” وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ “، آن وقت من بیایم بگویم من، مال من… مال من چیست باباجان من! خمس مال این است که این خمس را می دهی به امام زمان می گویی یا امام زمان… نگویی مال من، می گویی امام زمان این خمس این مال، که حلال باشد، درمال  شما و خدا تصرف کنم، در مال خدا تصرف کنم… مال من نداریم.. اگر مالی مال من شد می گویم آقا عشقم است و دلم می خواهد بسوزانم می سوزانم و اگر دلم نخواهد خرجش می کنم! ولی اگر مالش مال خدا شد حق یک ذره اسراف هم نداری، یک دستمال کاغذی را بی دلیل روی زمین بیندازی باید جواب پس بدهی، یک کلمه حرف زیادی بزنی باید جواب پس بدهی. نمی توانی.. مال خداست، مال خودت نیست، چشم مال خداست، یک نگاه عوضی بکنی باید جواب پس بدهی چون مال خودت نیست، همه اش مال خداست،

مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ رَاضِيَةً بِقَضَائِكَ،  مقام رضا

داشتم عرض می کردم که میز امام زمان میز احاطی و شمولی است، حالا که میز احاطی و شمولی است به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست، عاشقم بر همه عالم که همه عالم است. هر چی پیش می آید بدان که از آن جهت انتصابش به خدا بهترین بهترین بهترین تصمیمی است که می توانسته برای شما بگیرد، بهتر از این نمی شده، چرا دست و پا می زنی، کجا می خواهی بروی… تسلیم شویم، ” مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ رَاضِيَةً بِقَضَائِكَ “، عجب دعای خوبی است، زیارت امین الله عجب زیارت عالی ای است، بی نظیر است، خیلی زیارت عجیبی است، خیلی کم است ولی خیلی ثواب عجیبی دارد، در نزد امام زمان مهر می کنند و نگه می دارند. می گوید آقا راه ها باز است، راه ها بسته نیست، داری بسته می بینی. میز احاطی و شمولی یعنی این، یعنی راه بسته نیست، یعنی نزدیکترین کس با خدا شما و امام زمان است، چرا خودت را دور می بینی؟ خودت داری خودت را دور می بینی، چرا خودت را دور می بینی..، در نتیجه خودت را دور می کنی؟ معرفت که نبود عمل هم خراب می شود، دور می کنیم خودمان را، هی خودزنی می کنیم و خراب می کنیم کار را.

الاحتیاط حسن علی کل حال

” و إن أسعد بالرّضا “… این قلب عجب موجود ناسپاسی می شود در بعضی ها، اگر خدا رضایت به او دهد…، دیده اید گاهی خدا به ما رضایت می دهد. حواسمان را جمع کنیم اگر یک خوبی ای داریم مال خودمان نیست، ” و إن أسعد” خدا نیکبختش کند، رضایت به او بدهد.. دیده اید بعضی ها مدام نق می زنند، همه اش نیمه خالی را می بینند، همه اش را هم منتسب می کنند به خدا. باباجان اولا نیمه خالی را نبین، نیمه پر را ببین، ثانیا منتسب کن به خدا، بدی را بگو برای خودم است. حالا خدا به او رضایت داده، از نق زدن خارجش کرده، دیگر نق نمی زند، خوبی ها را می بیند ولی از آن طرف می افتد… ” نسي التحفّظ “، دیگر حواسش را جمع نمی کند، احتیاط را از دست می دهد. باباجان حالا که دریچه قلبت را باز کرد، حالا که به تو رضا داد، “راضیة بقضائک و قدرک”، حالا که عاشق شدی خب حواست را هم جمع کن که زمین نخوری… تحفظ را از دست نده، “نسی التحفظ”، تحفظ واجب است. تحفظ در مقابل غفلت است، غفلت قلبش را می گیرد، تا یک مقدار شنگول می شود، یک جام می به او می دهند و خلاصه مست می کند تحفظ را یادش می رود، حواسش پرت می شود دوباره به جاده خاکی می زند، بابا حواست را جمع کن. ” الاحتیاط حسن علی کلّ حال “، تحفظ یعنی احتیاط… احتیاط خیلی خوب است. آب را می زند می ریزد می گوید حواسم نبود، حواسم نبود چیست! حواست را جمع نکردی… نگو حواسم نبود، تقصیر داری نه قصور. حواست را جمع نکردی، اینها تقصیر است. ما می گوییم آقا من قاصرم، نخیر! ” لاَ تُخْرِجْ نَفْسَكَ مِنْ حَدِّ اَلتَّقْصِيرِ “، این روایت است و اتفاقا از امام زین العابدین هم هست، می فرماید هیچ موقت نفست را از حد تقصیر خارج نکن. امام می گفت من دو رکعت نماز برای خدا نخواندم، امیرالمومنین که فدایش شوم تمام عالم تربیت شده دست امیرالمومنین است می فرماید ” وَ نَفْسِي بِجِنَايَتِهَا “، جنایت ما را جنایت خودش می داند. ” و إن أسعد بالرّضا نسي التحفّظ “، یادش می رود احتیاط کردن.. حواسش را جمع کردن یادش می رود.

مواقع وصل

ظرفمان را باید کم کم زیاد کنیم، هدف را بگیر قلب عالم امکان امام زمان، هدف را بگیریم قلب عالم امکان امیرالمومنین، هدف را بگیریم قلب عالم امکان حضرت محمد، چرا نشود؟ کم کم درست می شود، خوابمان را با حضور قلب کنیم، با ذکر کنیم، خوراکمان را با حضور قلب و ذکر بکنیم، برای نماز مغربمان آماده شویم، قبل از نماز مغرب دل را آماده کنیم، قبل از نماز عشا دل را آماده کنیم، قبل از نماز ظهر، قبل از نماز صبح دل را آماده کنیم، بالاخره…، چطور ظرفمان را زیاد کنیم؟ ” وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ “، بساط عیش و نوشت را در کل شبانه روز پهن کن، کم کم ظرفمان را زیاد کنیم. چطور ظرفمان را زیاد کنیم؟ آن زمان هایی که تابش نور خدا شدیدتر است را دریابیم، غافل نشویم. شب جمعه و شب پنجشنبه در روایت دارد اصحاب امام صادق از پنجشنبه خودشان را آماده می کردند برای جمعه، از چهارشنبه خودشان را آماده می کردند برای افاضات روز پنجشنبه، حواسمان را جمع کنیم… روز جمعه و شب جمعه که شب وصل است از دست ندهیم، روز پنجشنبه که روز وصل است از دست ندهیم. مواقع وصل را از دست ندهیم… وقتی می توانیم این ظرف را گنجایش دهیم گنجایش دهیم، وقتی می توانیم بزنیم توی سر نفس بزنیم تو سرش، وقتی نمی توانیم در واجبات و در ترک حرام دقت کنیم، یک مقدار فیتیله مستحبات را پایین بکشیم

اهل بیت نعمت هیعتی، این زین العابدین؟

ما یک چشمی داریم اشتباه می بیند، می گویم نعمت غذا… این نعمت غذا نعمت نیست، ولایت این غذا را به تو داده. می گویم نعمت خواب.. نعمت خواب نعمت نیست، امام زین العابدین داده این خواب را به تو، می گویم نعمت لباس، بخدا قسم این نعمت لباس را امام زین العابدین به تو داده، بالاتر… امام صادق فرمود نماز شما از ماست، روزه شما از ماست، ایمان شما از ماست، حج شما از ماست، ماییم… ما اهل بیتیم، جهاد شما ما هستیم، همه اش مال ماست، فدایشان شوم، چطور شکر کنیم؟ میز احاطی و شمولی یعنی این، میز شمولی و احاطی یعنی هر چه داریم و نداریم، دین و دنیایمان مال خدا و اهل بیت است، هیچی نداریم از خودمان. امام زین العابدین ببینید چه می فرماید، خانه آتش گرفته بود، همه اهل خانه می رفتند این طرف، آتش… امام زین العابدین مشغول نماز بود… نماز را رها نکرد، یک توجه نکرد، ببینید تحفظ چطور بوده، یک توجه نکرد که خانه دارد آتش می گیرد، اهل بیتش، خانم ها بالاخره جیغ می زدند و بچه ها جیغ می زدند، آقا یک توجه نکرد…بعد از نماز وقتی که آقا دید که آتش گرفته و خب بالاخره کمک کردند که آتش خاموش شد، پرسیدند آقا چرا نماز را رها نمی کردی؟ حضرت فرمود “شغلتنی نار الآخره من نار الدنیا”، آتش جهنم مشغولم کرده بود… می دانی آتش جهنم مشغولش کرده بود یعنی چی؟ بخدا قسم این راست است، مشغول خاموش کردن آتش جهنم من و شما بوده، او که جهنمی ندارد، وجه الله است… وجه الله که جای ظلمانی ندارد. ببین چه تحفظی دارد… آقا ایستاده بود به نماز، خدایا به ما هم تحفظ امام زین العابدینی بده، ایستاده به نماز ابلیس لعنت الله علیه به صورت یک ماری آمد، اول شست پای آقا را گاز گرفت، به صورت مار بزرگی در آمد و رفت روی دوش آقا، آقا ذره ای توجه نکرد… وقتی ملعون به حالت خودش برگشت ندا آمد “أین زین العابدین” این زین عابدین…، در روایت از وجود مقدس حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم دارد روز قیامت ندا می آید “أین زین العابدین”، همه بهشتی ها نگاه می کنند که کی جلو می آید؟ نور مبارک و مقدس امام زین العابدین جلو می آید، به به، الله اکبر… تمام بهشت را روشن می کند. این نان و خرما و درهم و دینار را روی پولش می گذاشت علاوه بر تازینه هایی که بدنش را زخمی کرده بودند، علاوه بر غل و زنجیر که بدن مبارکش را زخمی کرده بود چقدر پینه بسته بود از این باری که می برد برای فقرا، به خانواده های بی سرپرست، به فقرا… حضرت عادتش این بوده که غذا نمی خوردند مگر اینکه اول به فقرا می دادند، هیچ غذایی نمی خوردند بدون اینکه از آن ببخشند، میل نمی کردند. دو بار تمام اموالشان را نصف کردند و بخشیدند، نصف هر چه داشتند را کلا بخشیدند… چی بودند اینها آقا، الله اکبر. تازه من یک چیزی به شما عرض کنم، اگر امام زین العابدین تمام اموالش را نمی بخشید و نصفش را می بخشید یا مثلا صد خانواده را سرپرستی می کرد به خاطر رعایت ادب پیغمبر است و الّا می توانست تمام تمام عالم را…، اصلا روزی تمام عالم دست اینهاست ولی در ظاهر می توانست هر کاری بکند، رعایت ادب پیغمبر را می کرد، رعایت ادب امیرالمومنین را می کرد، از آنها کمتر عبادت می کرد، اینها نقص درشان راه ندارد که ندارد که ندارد. خدا خواسته، خدا را شکر… خدا خواسته اینها خوب باشند، شکر… الحمدلله، مگر بد است؟ خب به ما هم دارند می دهند، الحمد لله.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *