بسم الله الرحمن الرحیم

بیانات حضرت آیت الله تقوایی حفظه الله تعالی

یکشنبه 98/02/22 _ خلاصۀ شب هفتم ماه مبارک رمضان 1440

قلب سلیم از لسان معصومین

روایاتی که در مورد قلب سلیم است خدمتتان عرض می شد؛ می فرماید: “القلب السلیم الذی یلقی الله و لیس فیه احد سواه”، در توضیحش در مجمع البیان یک روایت از امام صادق7 نقل می کند که پرسیدند قلب سلیم چیست؟ امام7 فرمودند، “هو القلب الذی سلم من حب الدنیا”، حب دنیا درش نباشد. یک روایتی بود که “ان القلوب ثلاثة قلب مشغول بالدنیا قلب مشغول بالدنیا فله الشدة و البلاء …” قلوب سه قسم اند، یک قسم قلب مشغول به دنیاست. دنیا آدم را بدبخت می کند. سختی می آورد، دنیا دار سختی است، دار تکاسف است، الان ببینید در ماه مبارک رمضان راحتیم، راحت نیستیم؟ الحمدلله آدم در ماه مبارک خیلی راحت است، چون توجه به دنیا کم است. حقیقت روزه یعنی امساک. راه خدا با ترک شروع می شود، ترک نه چیز. حج که آدم می رود و لباس احرام می پوشد باید چکار کند؟ بیست و چهار چیز برایش حرام می شود. احرام یعنی حرام شدن، ما سوی الله برایش حرام می شود، نگاه کردن در آینه؛ دنیاست، تعلق است. شما حج که می روی حق نداری در آینه نگاه کنی. در خود روزه، خوردن و خوابیدن حرام می شود بر انسان. می فرماید مستحب است شب تا صبح عبادت کنی. در روایت مبارکه دارد شب قدر اصلا شما هیچ کاری نکنی و فقط تا سحر بیدار بمانی خدا تمام گناهانت را می بخشد. یعنی فقط نخوابی همین. چقدر خوب است ترک دنیا! می گوید قلب سلیم، قلبی است که “سلم من حب الدنیا”، این را می گویند قلب سلیم.

ریاضت شرعی باب وصل به خدا

ما باید در ماه مبارک رمضان یک ریاضت هایی داشته باشیم. بعضی ها فکر می کنند حالا ریاضت یعنی چه، این راه عرفا که ریاضت می کشند درست نیست. پس بخور و بخواب و هر کاری دلت می خواهد بکنی درست است؟! این اشتباه است. ریاضت یعنی ورزش، چیز بدی نیس. بعد هم عرفا که می گویند ریاضت یعنی همین دستورات شرع، همین دستورهای خدا. آقا مستحب است کل سال را آدم روزه باشد، حالا مردش هستی خب بگیر، مردش نیستی چرا دین را کنار می گذاری. بگو من نمی توانم. خودت نمی توانی چرا می گویی دیگران نگیرند؟ من خودم نمی توانم می گویم ماهی سه روز بگیریم مثلا، آن را هم نتوانستی حالا جایش صدقه بده. حالا ما اهلش نیستیم اینطور می گوییم ولی چرا دیگران را منع می کنیم؟ بابا اگر شما می توانی خوشا به حالت. باب وصل خدا بدون روزه و بدون گرسنگی نمی شود که نمی شود. با شکم پر مگر می شود وصل شد؟ ریاضت لازم است، ریاضت های شرعی لازم است، نه اینکه لازم است، واجب است. خدا رحمتش کند؛ امام; می فرماید: اخلاق و عرفان نه اینکه واجب است، اوجب واجبات است. بالاخره این عمرمان دارد می رود پس اقلاً بگردیم دنبال صاحب حقیقی مان. دنیا که بالاخره یک لقمه نان و پنیر است و حالا یک جوری می رسد. برای هر کسی هم خدا یک تقدیری مشخص کرده. نهایتا اینکه ریاضت بالاخره دستور خداست. آقا مستحب است انسان ناهار نخورد، در رساله بخوانید. خب این ریاضت است دیگر، می خواهی وصل شوی باید ناهار نخوری. امیرالمومنین می فرماید: اگر کسی سه وعده بخورد “فربتوه مع الدواب”، با چهارپایان ببندیدش. سه وعده را هم کم بخورید اشکالی ندارد، شکم پر نشود. البته سراغ چهار وعده و پنج وعده هم نروید بهتر است! بالاخره عرفا اینها را خودشان نساخته اند، اینها دستورات خداست. دائم الوضو بودن، دائم الذکر بودن، اینها همه دستور خدای تبارک و تعالی است. “الصوم باب العبادة”، باب عبادت روزه است. حالا نمی توانی هر روز بگیری؟ ماهی سه روز بگیر، هفته ای یک روز بگیر. آن را هم نمی توانی، آدم می تواند بگیرد ولی آن را هم نمی توانی بگیری به جایش صدقه بده، ذکرش را بگو “سبحان الاله الجلیل …”، آن که دیگر کاری ندارد، دو مثقال زبان را هم نمی توانی بچرخانی؟! همینطور که راه می روی ذکر بگو. امیرالمومنین7 می فرماید عاجزترین آدم ها آن است که ذکر هم نتواند بگوید.

اولین مرتبه یقین علم است

قلب سلیم یعنی قلبی که در او شک نباشد. برای اینکه شک را از بین ببریم باید مراتب یقین را کامل کنیم. اولین مرتبه یقین علم است. صوفیه فکر می کنند همه اش باید بگویند یا هو یا من لا…، خب بابا یا هو و اینها هم درست! ولی بالاخره علم هم می خواهد، باید تعلیم و تعلم بروی، وجود در تعلیم و تعلم باید ذلیل شود، آدم باید درس بخواند، زحمت بکشد، باید امام شوید، آدم باید حضرت آقا شود، آقای حسن زاده شود، آدم باید اینها بشود. همه اش هو که نشد کار و زندگی. بعضی از این بچه هیئتی ها همه اش از این طرف به آن طرف سینه می زنند و گریه می کنند، خوب است ولی باباجان زن و بچه هم داری، حواست به زن و بچه ات هم باشد. گر حفظ مراتب نکنی زندیقی.

برهان اثبات خدا

حاج ملا هادی سبزواری می گوید حقیقت هستی هیچ قیدی ندارد. هستی قید ندارد. حالا شما هر چیز دیگری را هم که بیاوری باز به هستی برمی گردد، می گویی آسمان؛ “هستی” هست یا نیست؟ اگر بگویی نیست خُب عدم که هیچ چیز نیست، اگر بگوید هست باز “هستی” است. از هستی نمی توان خارج شد. ببینید چه استدلالی است. پس عدم در مطلق هستی، حقیقت هستی، حقیقت مطلقه هستی، حقیقت مرسله هستی راه ندارد. اجتماع نقیضین است. وقتی چنین باشد پس اصل هستی واجب الوجود است. آقا پس ما چی هستیم؟ ما فرعیم، نمودیم، آیه ایم، اسم ایم، علامت ایم. “سنریهم آیتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین انه الحق”، اینها آیه اند، همه به هستی برمی گردند.. “انا لله و انا الیه راجعون”، “هو الله الذی لا اله الا هو”، ببین چه استدلال خوبی درست کرده این حاج ملا هادی سبزواری؟! یک عمر زحمت کشیده. ببین چقدر زیباست! آیا این شک و ریب را برطرف نمی کند؟ آیا این قلب سلیم درست نمی کند؟ بخدا درست می کند، این قلب را از شک سلیم می کند.

زگهواره تا گور دانش بجوی

وجود مقدس پیغمبر فرمودند دین خالی از شک، زحمت می خواهد، تلاش می خواهد. باید ز گهواره تا گور دانش بجویی! برویم دنبال علم، تعارف که نداریم، تلاش می خواهد. اگر توانستیم باید تمام قله های علم را فتح کنیم که نمی توانیم، همه عمرمان را هم بگذاریم یک ذره ای اش را… حضرت خضر به شاگردش موسی گفت اگر تمام عمرت را بگذاری علم یک ذره ای از خودش را در اختیارت قرار می دهد، باید تلاش کنیم. همان ذره هم خوب است، همان یک ذره می شود امام خمینی؛ که دنیا را تکان می دهد. همان یک ذره خیلی خوب است؛ اما کدام یک ذره؟ نه منی که چهار کلاس خواندم و بگویم خب دیگر حالا بس است، من دیگر استاد شدم و بروم سراغ کارم. نه باباجان! آدم باید تلاش کند. ما مثل این عرفان های نوظهور قبول نداریم که می گویند من سه ساله می رسانمت. کجا می رسانی؟! به عالَم هپروت؟! به عالَم بدبختی؟! به عالَم گرفتاری؟! دین کار دارد، “دینِ بلا شک” زحمت دارد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *