بسم الله الرحمن الرحیم

بیانات حضرت آیت الله تقوایی حفظه الله تعالی

جمعه 98/02/20 _ خلاصۀ شب پنجم ماه مبارک رمضان 1440

 

راه اهل بیت چیست؟

بعضی ها می گویند این چیزهای عرفانی به درد نمی خورد!اما اصلاً زندگی ما برای همین است؛ چیز دیگری نیست. اصلاً زندگی و هستی ما همین است؛ مگر ما که هستیم؟ شناسنامۀ ما کیست؟ اگر ما خودمان را نشناسیم به چه دردی می خورد؟ آقا امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند: «رَحِمَ اللّهُ امْرَءً عَلِمَ مِن أینَ وَفی أینَ وَ إلی أینَ[1]». خدا رحمت کند انسانی را که بداند از کجاست؛ منشأ وجودی اش کجاست. ببینید چه قدر زیباست! ؛ «أشهَدُ أنَّ الْحَقَّ مَعَكُمْ وَ فِيكُمْ وَ مِنْكُمْ وَ اِلَيْكُمْ». بداند که در کجاست و به کجا می رود. «انّا لله و إنّا الیه راجعون». شما تلاش زیادی می کنی به یک نفر می گویی نماز بخوان، روزه بگیر؛ بعد می بینی فایده ای هم ندارد. حالا اگر نماز بخواند و روزه هم بگیرد و حرف های شما را گوش کند، آخرش چه؟ خودش هم نمی داند برای چه نمازش را خواند. یا اصلاً نمی آید، یا اگر هم بیاید نمی داند برای چه نماز خواند و برای چه روزه گرفت. اما اگر متوجه شود که در وجودش جانِ جانان است؛ خداست. اگر متوجه شود خدا، هستی بخشش است، اگر متوجه شود نماز یعنی زیارت خدا، مطمئن باشید نماز واجب که هیچ، مستحبش هم ترک نمی شود؛ عاشق می شود. دیگر با جان و دل می آید. اما حالا بعضی مدام می گویند نماز بخوان، روزه بگیر و … خب آخرش که چه؟ بدون معرفت فایده ای ندارد. امام صادق علیه السلام فرمودند: هرکسی راهی دارد، راه ما اهل بیت راه عشق است؛ راه محبت است؛ راه معرفت است.

مرگ یعنی زیارت الله

شهید محسن حججی یک حقیقت است. شهدای مدافع حرم یک حقیقت اند. شهدای گمنام یک حقیقت اند. «عِندَ رَبِّهِم يُرزَقون[2]» اند. اینها مقام عندیّت دارند. یعنی خدا را مکاشفه می کنند؛ هم در حیاتشان و هم در آخرتشان. و الّا چطور می شود از مرگ اصلاً ترسی نداشته باشند؟ چون عاشق مرگ می شوند، می فهمند مرگ یعنی زیارت الله. انسان اگر به جنس و فصل خودش معرفت پیدا کرد، اگر دید که ظهور اسماء و صفات خداست، انسان اگر دید که هر انسانی می تواند به مقام این برسد که بگوید: «أَنَا الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُأَنَا الظَّاهِر وَ الْبَاطِن»، اگر به این برسد، دیگر جانش که هیچ، اگر هزار هزار جان داشته باشد، باز قربانی می کند. و عاشق این است که قربانی شود تا به محبوبش برسد. این معرفت است که راه را به ما نشان می دهد. این راه، راه عشق است. این راه، راه معرفت است. این آدم را درست می کند.

نور اهل بیت؛ اول مخلوق عالَم

خدا رحمتش کند امام خمینی رحمه الله علیه عرفان را زنده کرد. مردم به ایشان ایراد می گرفتند و می گفتند آقا چرا از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف حرف نمی زنی؟ می فرمود: مگر نمی دانید هر چه ما داریم از امام زمان است. این را می گویند ولایت. این ولایت، حل می کند. اگر ما دیدیم جان ما از ولایت است، که «أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ نُورِي» و «شیعَتُنا مِنّا»؛ اولین مخلوق عالَم، نور اهل بیت است و شیعیان هم از آن نورند. این نور ولایت، شیره و حقیقت و هستیِ جانِ جانان ماست. اگر این را بفهمیم عاشق امیرالمؤمنین علیه السلام می شویم. اگر تکه تکه مان هم بکنند از ولایت دست برنمی داریم.

إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكي

ما خدا را خیلی از خودمان دور می کنیم، ولی خدا می خواهد به ما نزدیک شود. در ذکر سجده می گوییم «سُبْحَانَ رَبِّیَ الاَعْلی»؛ «رَبّی». در رکوع می گوییم «سُبْحَانَ رَبِّی الْعَظِیمِ»؛ «رَبّی». خدا که نمی خواهد بین ما فاصله بیندازد، خدا می خواهد نزدیک کند. می گوید نماز بخوان، چطور نماز بخوان؟ «الله اکبر». «إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي... ». ببین چقدر قشنگ می گوید. مستحب است در نماز اینطور بگویی: «إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين». بعد چهار بار می گویی «الله اکبر»، بعد می گویی: «وجّهت ُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْض». خدایا، ماسوی الله را دور انداختم.

قلب سلیم

یکی از تعاریفی که امام جعفر صادق علیه السلام برای قلب سلیم داده اند این است که قلب سلیم یعنی ما سوی الله را بیندازی دور. این قلب را می گویند سلیم. خیلی ها باورشان نمی شود، فکر می کنند اینها را عُرَفا از خودشان در آورده اند! خیر اینطور نیست. اینها خودِ روایت است. در تفسیر قمی، المیزان و در بحار هم ذکر شده که «إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ» یعنی چه؟ امام صادق علیه السلام می فرماید: «الْقَلْبُ السَّلِیمُ الَّذِی یلْقَی رَبَّهُ وَ لَیسَ فِیهِ أَحَدٌ سِوَاهُ[3]»؛ قلب سلیم قلبی است که خدا را ملاقات می کند و هیچ کس دیگری غیر از خدا در این قلب نیست. چه قدر خوب است. این را می گویند قلب سلیم. لذا در آنجا که می فرماید «لا تُدرِکُهُ الأبصار». می فرماید: خدا را با چشم های ظاهر نمی بینیم ولی با چشم های دل مگر می شود ندید؟ امام حسین علیه السلام می فرماید: «عَمِيَتْ عَيْنٌ لا تَراك». کور باد چشمی که تو را نبیند. در روایت مبارکه از امام صادق علیه السلام هست که: شیعه چهار چشم و چهار گوش دارد.

فلسفۀ خلقت چیست؟

عرفان یعنی اهل بیت. عرفان یعنی قرآن. مرحوم امام در «مصباح الهدایة الی الخلافة و الولایة» می گوید: حکومت تمام انبیاء، حکومت امیرالمؤمنین علیه السلام است. بعد می فرماید: به خدا قسم آن تفکری که یک ساعتش بالاتر است از هفتاد سال عبادت، همین مطالب عرفانی است. بعضی ها می گویند امام آخر عمرش توبه کرد از این حرف ها! خیر اصلاً اینگونه نیست. امام آخر عمرش برای گورباچف نامه نوشت و به او گفت: کتاب های محیی الدین عربی و فصوص الحکم را بخوانید. در صورتی که فصوص الحکم را بعضاً عُرفا هم نمی فهمند؛ خیلی سنگین است؛ ولی امام به گورباچف فرمود اگر می خواهی آدم بشوی باید کتاب های عرفانی بخوانی. راه این است. آن وقت می گویند امام آخر عمرش توبه کرد! خب بله عُرفا آخر عمرشان که همه راه ها را رفتند و رسیدند آخرش می گویند: «که علم عشق در دفتر نباشد[4]»؛ «علم رسمی سر به سر قیل است و قال[5]». ولی آن دلیل نمی شود که راه را اشتباه رفته؛ اتفاقاً دلیل این می شود که از آن راه باید رفت تا به اینجا رسید. معرفت اگر نباشد هیچ چیزی درست نمی شود. معرفت است که عشق ما و همه چیز ماست. معرفت که باشد همه چیز درست می شود. امام صادق علیه السلام فرمودند: فلسفۀ خلقت، معرفت است. «ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ[6]»؛ «أَیْ لِیَعْرِفُون». فلسفۀ خلقت عبودیت است. عبودیت از کجاست؟ از معرفت. عبودیت از کجاست؟ از عشق. عشق از کجاست؟ از معرفت. عبودیت از کجاست؟ از نیستی. نوکر، آن کسی است که بداند هیچ چیز ندارد. باید ریشۀ منیّت ها را از بین ببریم.  

پاداش روزه خداوند است

«الصَّوْمُ لِي وَ أَنَا أُجْزَی بِه». روزه برای خداست و پاداش روزه خود خداست. استاد ما آیت الله مهدی کنی رحمه الله علیه می فرمودند که این «أَنَا أجْزِی بِه» یک روایت است و «أَنَااُجْزی بِه» هم یک روایت است. «أَنَا أجْزِی بِه» را علمای اخلاقی می گویند یعنی خدا به او پاداش می دهد. «أَنَا اُجْزی بِه» یعنی پاداش روزه، خودِ خداست. نَفْس و آب و گل اگر بمیرد خدا تجلی می کند. آن علمای اخلاق که می گویند «أَنَا أجْزِی بِه» یعنی منِ خدا به او پاداش می دهم. در واقع این هم نتیجه اش همان است. «أَنَا أجْزِی بِه» یعنی من مستقیماً به روزه گیرنده غذا می دهم. یعنی فاصله برداشته می شود.

 

 

[1]- الوافي؛ ج 1؛ ص 116

[2] – سورۀ آل عمران، بخشی از آیۀ 169

[3] – کافی، جلد 2، ص 16

[4] – حافظ

[5] – شیخ بهایی

[6] – سورۀ ذاریات، آیۀ 56

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *