بسم الله الرحمن الرحیم
بیانات حضرت استاد آیت الله تقوایی
پنج شنبه 98/02/19 _ خلاصۀ شب چهارم ماه مبارک رمضان 1440

نقشه الهی

در عرفان عرفا با تقوا و معنویت و با سیر و سلوک یک کاری می کنند که حقیقت وجودی خودشان را می بینند، همینی که امیرالمومنین می فرماید “قد عرف منارة”. محل نورش را شناخته و چون محل نورش را شناخته همیشه جلو است، می داند چکار باید بکند ولی ما نمی دانیم، همینطور زمین می خوریم و  بلند می شویم، دوباره زمین می خوریم و بلند می شویم … خیلی حیف است. شب قدر، تمام قرآن به پیغمبر نازل شد، تمام حقیقت قرآن، بعد کم کم در عرض 23 سال، راه را به پیغمبر داده بودند، نقشه راه را برایش کشیده بودند، رفت… حرکت کرد، یعنی نقشه ای که خدا برایش کشیده بود را انجام داد، رفتن دیگر راحت می شود، رفتن خیلی راحت می شود. مثلا به شهید محسن حججی نقشه را داده اند، ماها نقشه می کشیم، می شود عقل ناقص خودمان، بعد تازه نقشه خدا را هم از بین می بریم. هوای نفس و تبعیت از هوای نفس چیز بدی است، ما قلبمان را باید در اختیار خدا بگذاریم بعد ببینیم چه نقشه ای برایمان می کشد، تازه نظر حقیر را بخواهید من می گویم باید بگذاریم ببینیم چه نقشه ای می کشد بعد هی خودمان را بالاتر ببریم تا یک نقشه بهتری بهمان بدهد، با اعمالمان. اعمالمان را درست کنیم. می خواهم عرض کنم خیلی خوب است که آدم یک مقدارِ خوبی تلاش کند و تقوا به خرج بدهد تا نقشه وجودی اش را برایش نشان دهند. بعد از روی آن حرکت کند، از آن به بعد آدم خیلی راحت می شود. حالا یکی از راه هایش این است که حضرت فرمود؛ هر کدام از شما یک مقداری از عبادت را می خواهید که در روز بتوانید حرکت کنید، آن مقدار عبادت را کوتاهی نکنید، یعنی مثلا سحر و ما بین الطلوعین یک عبادتی داشته باشیم که روزمان را بهمان نشان دهند، راهمان را باز کنند، البته اگر قوی باشد راه سالت را نشان می دهند، اگر قوی تر باشد راه عمرت را بِهِت نشان می دهند. ما چپ و راست می زنیم، آخرش هم بالاخره برمی گردیم در آن راهی که خدای تبارک و تعالی بوده، حالا چپ و راست زدن ما گاهی اوقات هست که در راه خوب است، مثلا می روم کربلا و می روم مشهد برای اینکه راهم را باز کنم، بابا.. یک مقدار چشمانت را باز کن شاید راهت را نشانت داده باشند، هر شب هیئت می رود و صبح درس هایش می ماند، خب خدا پدر و مادرت را بیامرزد! راهت را بهت نشان داده اند، درس هایت را می گذاری بماند. شب اگر دیدی می توانی برو، نتوانستی دو رکعت نماز…

دین نصر و فتح و ظفر است

این خیلی نکته مهمی است که ما نقشه های خدا را بهم نزنیم. عجب عرفا انسان های بزرگی اند و عجب مکتبی است این مکتب عرفان. خدا یک نقشه های عمومی برای همه عالم دارد، قرب فرائض… تا واجب هست مستحب را رها کن، جای مستحب نیست. ولی تنبلی هم نباید بکنیم، آقا خدا قرب فرائض را گذاشته، بعضی ها فقط می گویند واجبات، نه باباجان خب مستحبات را هم خدا گذاشته. نافله ای، هیئتی، نماز جمعه ای، ناخن هایت را بگیری، نظافتی کنی، ذکری داشته باشی، فکری داشته باشی، قرآنی بخوانی. به خانواده ات برسی، با خانواده ات خوش اخلاق باشی، بالاخره راه است اینها. واجباتت را هم داشته باشی. این یک نقشه است که عمومی است، اما هر کسی یک نقشه مخصوص به خودش را هم دارد. خدا برای هر کسی یک دوست خصوصی است، یک استاد خصوصی است، یک پدر خصوصی است، یک مادر خصوصی است. نگویید کفر می گوید، در روایت مبارکه دارد مومن پدرش نور خداست و مادرش رحمت خداست، این راه خصوصی را هم پیدا کنیم. اگر این راه خصوصی را هم پیدا کنیم بقیه راهمان را دیگر چپ و راست نمی زنیم.

راه وصل

یادتان باشد یکی از راه های وصل این است که هر وعده عبادتی که شروع می کنید ناد علی را بگویید، صد و ده بار آن شعر ناد علی را بخوانید، صد و ده بار می گویید یا علی. بعد هم هفت بار ذکر جبرائیلیه را بگویید، “لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار”، بعدش هم عباداتت را انجام بده، بالاخره نمازی، قرآنی، عاشورایی… حالا هر چیزی که می توانید، هر کسی به اندازه توانش، به زودی زود خود امیرالمومنین7 استاد خصوصی ات می شود. مهربانند… اصلا نگاه نمی کند که من چه کسی هستم، می آید… مستقیم می آید کمکت می کند. می دانید که امیرالمومنین مستقیما همه پیغمبرها را کمک کرده. پیغمبر خودمان که اصلا آشکارا کمک کرده. تمام پیغمبران به نفس امیرالمومنین7 معجزه می کردند. این طبق روایت صریح است.

در نقشه راه الهی حرکت کنیم

یکی از راه های دیگری که نقشه زندگی تان را یادتان دهند نماز امیرالمومنین7 است که نماز خیلی عجیبی است. فرمود کسی که نماز امیرالمومنین7 را بخواند “غفر له ما تقدم من ذنبه و ما تاخر”، گناهان گذشته و آینده اش پاک می شود. وقتی گناهان گذشته و آینده پاک شد می بینی دلت آینه می شود. بعدش هم آن ذکر را دارد “اللهم صل علی النبی و آله…”، که اگر کسی آن را بعد از نماز امیرالمومنین بخواند، در مفاتیح دارد که ثواب دوازده هزار ختم قرآن دارد. این هم یکی از راه هایی است که سرنوشتتان را بهتان نشان دهند. خیلی خوب است، آدم اگر در نقشه خصوصی اش حرکت کند راحت می شود، دیگر چپ و راست نمی نزند، حالا چپ و راست چه در معنویت و چه در گناهان فرقی نمی کند؛ هیچکدام خوب نیست. فکر می کنم امام صادق7 است که می فرماید: اگر نبود که مردم نگاه می کنند، من هر روز به زیارت می رفتم. خب ببینید امام صادق7 هم چون می بیند که ممکن است اتفاقی بافتد هر روز زیارت نمی رود؛ به خاطر حرف مردم. می خواهم عرض کنم مسئله فقط مستحبات نیست، ما باید نقشه راهی که خدای تبارک و تعالی برایمان کشیده  را بشناسیم و بر اساس آن حرکت کنیم. گاهی اوقات نباید سراغ معنویت برویم، معنویت ظاهری! گاهی اوقات معنویت در این است که مثلا هر شب می روی مسجد و نماز جماعت می خوانی و خوش به حالتان واقعا، ولی حالا فردا مثلا مهمان داری و خانمت می گوید حالا امشب را خانه بمان، یک دفعه هم به دل او… شاید آنجا وظیفه ات این است که خانه بمانی، این نماز جماعت برایت بت نشود. لذا در روایت از امام جعفر صادق7 پرسیدند آقا جان ما با اهل و عیالمان هم نماز جماعت بخوانیم؟ حضرت فرمود خیلی خوب است بخوانید. حالا یک بار مسجد نمی آیی، آنجا همه را جمع و جور کن بگو بلند شوید نماز جماعتی بخوانیم، یک طلبه ای هم پیدا کن و عبا را روی دوشش بینداز و نماز جماعت بخوانید، این هم خودش خوب است. می خواهم عرض کنم ما باید نقشه راه را برویم، “فاسألو الله ربکم”، الان ببینید؛ شما اگر فرزندی داشته باشید برای زندگی اش نقشه می کشید، مثلا می گویید دوازده سالش که شد اینطور کنم، هجده سالش که شد اینطور کنم، بیست سالش شد اینطور کنم، برای خانه اش اینطور پس انداز کنم، برای ازدواجش آنطور پس انداز کنم. بالاخره برای بچه ات نقشه می کشی؛ خدا برای ما نقشه نکشیده؟ محال است. شما برای بچه ات نقشه می کشی اما خدا برای ما نقشه نکشیده؟ خدا برای ما نقشه کشیده، نقشه خوب هم کشیده، خیلی زیبا نقشه کشیده، تسلیمش شویم. به او توکل کنیم، به او اعتماد داشته باشیم. پنج چیز است که عرفا می گویند باید در سیر و سلوک داشته باشی، یکی “الثقة بالله”، اعتماد به خدا. به خدا اعتماد داشته باشیم، یقین داشته باشیم به خدا، خدایی که تا اینجا ما را آورده. ما خودمان آمدیم؟ ما که همه اش خراب کردیم. خدایا ما را ببخش. “فاسئلو الله ربکم”، به خدا اعتماد داشته باشیم. یک اسم اعظم خدا انتظار فرج است. می گوید فلان مشکل برایم پیش آمده، راهت را درست کن. در نقشه خدا حرکت کن.

کنار گذاشتن تعلقات

شخصی رفت محضر وجود مقدس پیغمبر اکرم گفت آقاجان من پول ندارم، حضرت فرمود: استغفار کن. گفت خانه ندارم، فرمودند: استغفار کن، گفت ازدواج نکرده ام، حضرت همان پاسخ را داد: استغفار کن، استغفار..، می بینید، راهمان را باید درست کنیم، وجود باید شیشه شود. “الله نور السماوات و الارض”، این یعنی خدا در تمام عالم تجلی کرده، این فرش، این عرش، این آسمان، این زمین، این کرسی. خود شما ها، خدا همه جا هست، “هو معکم أین ما کنتم “الله نور السماوات و الارض”، هر چیزی یک نقشه الهی دارد، “مثل نوره کمشکوة” مشکات بدن پیغمبر است، “فیها مصباح”، چراغ.. “والشمس و ضحاحا”، تجلی نور اقدس خدا تبارک و تعالی، “المصباح فی زجاجه… ، آن چراغ در شیشه است، روح… زجاجه را می فرماید روح، شیشه روح. شیشه روح یعنی تعلقات را کنار بیندازی، الهی باشی، خدایی باشی. یعنی تعلقات مادی حاجب بین شما و خدا نشود، یعنی آدم انقدری شکمش پر نشود که نتواند نماز شب بخواند، یعنی انقدر پرخوری نکند که نتواند به خدا راه پیدا کند، یک مقدار بخور بعد برو سراغ عبادتت، برو سراغ کارت، برو سراغ رابطه ات با اهل بیت، رابطه ات با مردم، رابطه ات با اساتید، رابطه ات با حوزه، رابطه ات با محل کارت، برو سراغ وظایفت. این ثقه به خدا، اعتماد به خدا، توکل به خدا یعنی همین. یعنی شناختن نقشه هایی که خدا برای من کشیده، این می شود توکل به خدا، اعتماد به خدا یعنی شناختن مسیر حرکتی که خدا برای من تعیین کرده. لذا می گوید “فاسئلو الله ربکم بنیات صادقة و قلوب طاهرة” یعنی شما باید یک کاری بکنید. باید انسان شوی، باید مرد شوی.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *