بسم الله الرحمن الرحیم

بیانات حضرت آیت الله تقوایی حفظه الله تعالی

چهارشنبه 98/02/25 _ خلاصۀ دهم نهم ماه مبارک رمضان 1440

 

مقام تمکین

منیّت سخت ترین مرحله و سخت ترین حجاب است. ریشه تمام بدبختی ها و مشکلات ما همین منیت است. خدا رحمت کند امام را، می فرماید: اول مقام و شرط سیر و سلوک کشتن منیّت است. آخرین مقام هم کشتن منیت است؛ یعنی همه اش همین است. آدم بدون کشتن منیّت اصلا نمی تواند حرکت کند. ریشه منیت را باید کَند. تا به مقام تمکین رسید و از تلوین نجات پیدا کرد. تلوین یعنی عدم تثبیت، همین مشکلی که ما داریم؛ «گه نزد حلالیم و گهی نزد حرام، … نه کافر مطلق نه مسلمان تمام!» این مشکلاتی که ما داریم به خاطر تلوین است. تلوین مقدمه است برای تمکین. لذا در سجده زیارت عاشورا که بهترین جای آن است، می فرماید: «و ثَبِّتْ لی قَدَمَ صِدْقٍ»، یعنی خدایا به من تثبیت و تمکین عنایت کن و از تلوین نجات بده.

بلا ؛ بهترین وسیله وصل

در روایت مبارکه دارد که وقتی فقر می آمد امام جعفر صادق علیه السلام خوشحال می شد و می فرمود: «مَرحَباً بِشِعارِ الصّالِحِینَ». یا مثلا در آن روایت مبارکه دارد که فرزند امام زین العابدین علیه السلام از بلندی افتاد و فوت کرد، قبل از اینکه فوت کند حضرت ناراحت بود، بالاخره فرزندش بود، مشکل داشت، مریض شده بود، حضرت ناراحت بود، دعا می کرد. ولی بعد از اینکه فوت کرد یک دفعه انگار حضرت راحت شده باشد. پرسیدند آقا شما فرزندت را از دست دادی، چرا ناراحت نیستی؟ حالا اگر ما باشیم چقدر بی تابی می کنیم، افسردگی می گیریم و کل زندگی مان معطل می شود، «وَ إن عَضَّتهُ فاقَةٌ شَغَلَهُ البَلاءُ»، کلا از زندگی می افتیم. برای اینکه مثلا بچه مان فوت کرده، ولی حضرت فرمود: تا زمانی که بود می بایست برایش ناراحت باشم و دعا کنم که خوب شود، ولی وقتی رفت یک نعمتی که خدا داده است ، خدا هم گرفته و در راه خداست. خدا را شکر می کنم. شکر می کنم خدا را برای از دست دادن بچه! وقتی که از وجود مقدس حضرت زینب کبری سلام الله علیها پرسیدند جریان کربلا را چطور دیدی؟ حضرت فرمودند: «مَا رَأیتُ إلّا جَمِیلاً»، من فقط زیبایی دیدم. قلب ما نباید مشغول به بلا شود، مشغول شدن به بلا برای ما خوب نیست. باید از بلا عبور کنیم. الان هم مردم گرفتاری دارند، حالا گرفتاری سیل هم که به آن اضافه شده، گرانی و اینطور مسائل هم هست. ولی بلا می تواند بهترین وسیله برای رسیدن به خدا باشد، به شرط آنکه آدم از آن خوب استفاده کند.

فقط یک نعمت ؛ ولایت

یکی از فرق های شکر و حمد این است که شکر در مقابل نعمت است ولی حمد لازم نیست در مقابل نعمت باشد. می تواند در مقابل عظمت خدا یا در مقابل کرم خدا باشد. ولی اگر ما حمدمان کامل باشد، باید بدانیم هیچ نعمتی جز نعمت ولایت الله در عالم وجود ندارد. نعمت دیگری نیست. ما فکر می کنیم نعمت های دیگر نعمت است. فکر می کنیم مال داشتن نعمت است، دارایی، خانه، زن و بچه و… نه! در روایت مبارکه دارد که فقط یک نعمت داریم و آن هم نعمت ولایت است. ولایت الله و ولایت اهل بیت. بقیه اش فضل است، نعمت نیست. روایت مبارکه می فرماید: خدا بزرگتر از آن است که به خاطر غذا از شما سؤال و جواب کند. شما اگر جایی دعوت شوی غذا و آب و شربت برایت می آورند. بالاخره پذیرایی کامل می کنند، انتظار تشکری هم ندارند. دوست دارند از شما پذیرایی کنند. می فرماید: خدا بزرگتر از آن است که بخواهد به خاطر لباسی که به شما داده و شما شکر نکردی از شما ایراد بگیرد، نه. خدا فقط به خاطر یک چیز شما را بازخواست می کند؛ آن هم نعمت ولایت است.

چقدر حیف

می فرماید: «وَ إن عَضَّتهُ فاقَةٌ شَغَلَهُ البَلاءُ»، اگر یک فقری، مشکلی گرفتارش کند، مشغول بلا می شود. عجب! چقدر ما مشکل داریم، آنقدر رابطه مان با خدا کم و ضعیف است تا کمی مشکل برایمان پیش می آید دیگر خدا و نماز و همه را فراموش می کنیم، سرگرم بلا می شویم. دیگر آن شخصیتی را که داریم از دست می دهیم. چیز عجیبی است. این که می گوید «شَغَلَهُ البَلاءُ»، می دانید یعنی چه؟ یعنی پنجاه، شصت سال است خدا دارد به ما نعمت می دهد، یک بلای کوچک پیدا شده، حالا ما به همان گیر می دهیم. تمام این پنجاه سال را کنار می گذاریم. «شَغَلَهُ البَلاءُ»، یعنی فقط مشغول همان یک مشکل می شود. چقدر حیف، چقدر ما ناسپاس و کفوریم! خدایا خودت ما را ببخش

لِوَجْهِ‏ اللَّهِ

یک کتاب هایی است که وجودتان را اضافه می کند، حتما بخوانید. یک اسراری دارد که در هیچ کتابی پیدا نمی شود. یکی از آن کتاب هایی که بی نظیر است و اسرار عجیبی دارد، همین کتاب اقبال الاعمال سید بن طاووس است. به نظر من حتما آن را بخوانید. ایشان روایتی را نقل می کند که می فرماید: تمام اعمالتان را از واجبات و مستحبات؛ همه را به چهارده معصوم علیهم السلام هدیه کنید. بعضی ها حتی از علما می گویند چطور می شود که من ثواب نماز واجب خودم را بفرستم برای دیگری؟ در فقه بحثی است که آیا می شود بر واجبات مزد گرفت یا خیر؟ یکی از ادله این است که واجب مخصوص خداست. نماز واجبی که مخصوص خداست چطوری می توانی برایش پول بگیری؟ اکل مال به باطل است. پول در مقابل چه چیزی می خواهی بگیری؟ این که مال خداست. «لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِل‏». لذا می گویند مزد گرفتن در مقابل واجبات جایز نیست. همین دلیل را سرایت می دهند در مورد هدیه کردن ثواب در واجبات. می گویند ما نمی توانیم بگوییم چهار رکعت نماز واجب می خوانم قربة الی الله و ثوابش برسد به امام حسین علیه السلام. وظیفه است، باید انجام دهیم، قربة الی الله است، دیگر به امام حسین علیه السلام نمی رسد. ولی جواب دارد. برخی از علما هم فرموده اند. شما مثلا می خواهی خانه ات را بفروشی، یک نیتت این است که سود کنی، یک نیّت این است که با این سود برای مادرت یک ماشین هم بخری. چه اشکالی دارد؟ انگیزه بر انگیزه است. این را می گویند داعی بر داعی، چه اشکالی دارد؟ تمام این چهار رکعت نمازی که بر من واجب است قربة الی الله، تمام ثوابش برسد به ابی عبدالله الحسین علیه السلام. اصلا چه بهتر از این؟ غیر از این نیست. کدام اعمال ما مال وجه الله نیست؟ تمام اعمال ما چه مستحب و چه واجب، همه اش مال وجه الله است، مال خداست. اهل بیت علیهم السلام سه روز که روزه گرفتند، افطاری شان را به فقیر و مسکین و یتیم دادند، آیه قرآن نازل شد: «إِنَّما نُطْعِمُكُمْ‏ لِوَجْهِ‏ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً» ما از شما تشکر نمی خواهیم، از شما پاداش هم نمی خواهیم، ما این افطاری مان را می خواهیم بدهیم در راه وجه الله. همه اعمال ما همین است، این یکی از اسراری است که در آن کتاب اقبال الاعمال سید بن طاووس آمده.

نماز امام

نیت در عبادت خیلی مهم است، اگر نیت انسان درست شود عبادتش می رسد به عرش، اما اگر نیت خراب شود می رسد به ته جهنم، «إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّات»، «النِیّة تَمَامُ العَمَلِ»، نیت تمام عمل است، حقیقت عمل است، ظاهر و باطن عمل است. شما از خیلی ها بپرسید، از اهل ظاهر بپرسید در نماز چکار کنیم؟ می گویند به معانی الفاظی که می گویید توجه داشته باشید. اما امام می فرماید: اولین و پایین ترین مرتبه نیت این است که به معنای الفاظ و اذکار توجه کنیم. اما مرتبه دوم، فناء فی الله است. آدم در اسماء و صفات خدا فانی شود. توجه تام به معبود و غفلت از معانی. اگر آدم امام حسین علیه السلام را ببیند دیگر متوجه لفظ می شود؟ اگر شما خورشید امام حسین علیه السلام را در نمازت ببینی، اصلا نمی توانی به معنا فکر کنی. ذکر ها و الفاظ را می گویی، خیلی زیبا هم می گویی، از همه عالم هم زیباتر می گویی اما یک چیزی مجذوبت کرده؛ فقط حسین علیه السلام را می بینی، فقط امیرالمؤمنین علیه السلام را می بینی، هیچ چیز دیگری نمی بینی. نمی توانی فکرش را بکنی. می دانی چرا؟ چون ظاهر و باطن و نفس و روحت را حقیقت وجه الله پر کرده. دیگر جایی برای غیر نگذاشته. ببینید چقدر بین این دو فرق است. آن می گوید نیت یعنی توجه به معانی، امام می فرماید نه، نیت مرتبه اولش معناست، بعد در اثر توجه به معنا از معنا غافل شوی، به مغز برسی. این را می گویند نیت، این را می گویند شُکر. این مرد بزرگ می گوید در نمازت باید عابد را ببینی، معبود را ببینی، عبادت را ببینی، همه را ببینی. واقعا امام کی بوده؟ خدا را شکر که به ما امام را عنایت کرد، خدا را شکر از این دین، این نظام و ولایت فقیه.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *