بسم الله الرحمن الرحیم

بیانات حضرت آیت الله تقوایی حفظه الله تعالی

سه شنبه 98/02/24 _ خلاصۀ شب نهم ماه مبارک رمضان 1440

عدالت در قوس صعود و قوس نزولپ

می فرماید: «الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى». آن عرشی که رحمان بر آن استیلا پیدا می کند، قلب است. بعد می فرماید: این قلب باید مظهر عدالت خدا باشد. مظهر عدالت خدا بودن از این پایین شروع می شود. ما دو قوس داریم؛ یک قوس صعود و یک قوس نزول. قوس نزولمان«إنّا لله» است. از خدا بوده ایم و آمده ایم اینجا. در قوس نزول عدالت از عالَم بالا شروع می شود؛ اما در قوس صعود عدالت از عالَم مُلک شروع می شود. حالا وظیفۀ ما چیست؟ این است که عدالت را از بالا درست کنیم؛ از آن حقیقت وجودمان که «لله» است؛ از آن حقیقت وجودمان که مقام عندیّت دارد. مقام عندیّت یعنی متصل به ذات؛ «مَمسوسٌ فی ذاتِ الله». امام خمینی و آیت الله شاه آبادی (رحمه الله علیهما) آن تفسیری که از اسماء مستأثره می کنند همین را می فرماید؛ می فرماید: این «مَمسوسُ فی ذاتِ الله»، آن اسماء مستأثره، آن اسمائی که رنگی ندارد جز «هو»، «هُوَ اللهُ أحَد»، آن برای همه هست. چشممان را باید باز کنیم. معیّت عامّه، «هُوَ مَعَکُم أینَ ما کُنتُم»، همه با همه هست. چشممان را باید باز کنیم. این دستورالعمل ها را گذاشته اند برای اینکه چشممان باز شود که این معیّت عامّه را ببینیم تا تبدیل بشود به معیّت خاصّه. این را برای همین گذاشته اند. غفلت باید از قلبمان برداشته شود. قوس نزول از کجا شروع شده؟ از ذات اقدس حق جل و علا؛ احدیّت مطلقه. «کُنْتُ کَنزاً مَخفّیا فَاَحبَبْتُ اَن اُعْرَفَ فَخَلَقْتُ الخلَقَ لِکَی اُعرَف». اول نظر ذات به ذات بوده، بعد اسماء و صفات، بعد عالم اَرواح، بعد عالم عقول، بعد رسیده به مثال و بعد رسیده به عالم مُلک. به قول مرحوم امام که می فرماید: «جَهنام طبیعت». رسیدیم به جهنم طبیعت. طبیعت، خودش جهنم است.

اعتدال در ایمان اکبر

در ایمان اکبر باید عدالت داشته باشیم. عدالت در ایمان اکبر یعنی چه؟ یعنی طرف بلند می شود شب شروع می کند به ذکر و معنویت، بعد می رود در حال ذکر، می رود در حال جبروت و هپروت! دیگر درس و بحث و همه چیز را تعطیل می کنند. دچار معنویت بیش از حد می شود. ایمان، رسیدن به بواطن و حقایق امور است. بعضی ها وقتی به عوالم معنویتِ اسلام اکبر که همان ایمان است و حقایق معنوی اشیاء را می بینند، آن وقت از ظاهر می مانند؛ این بی عدالتی است. از ظاهر می ماند. می رود در باطن، ولی از ظاهر می ماند. در خودِ بواطن انسان باید اعتدال داشته باشد؛ یعنی هم در خوابش معنویت داشته باشد و به بواطن امور دست یابد- ایمان یعنی رسیدن به بواطن و حقایق امور. یکی از معانی ایمان یعنی همین؛ که انسان باطن نماز و روزه را ببیند. باطن علم را ببیند. همانی که فرمود: وقتی که طرف را در قبر می گذارند پنج تا نور پیش او می آیند؛ آن پنج نور، باطن اعمالش است. البته اگر داشته باشد و مثل من وضعش خراب نباشد. در این باید اعتدال داشته باشد. محی الدین در مکاشفه نظیر ندارد. عوالمی که او طی کرده هیچ کس طی نکرده؛ تمام علماء این را می گویند. اما همین محی الدین می گوید خدا زندگی دنیا را برای مکاشفه نگذاشته. بعضی ها مدام دنبال مکاشفه اند. محی الدین می گوید: خدا زندگی دنیا را گذاشته برای زحمت کشیدن، برای تلاش کردن، برای کار کردن. وقتتان را تلف نکنید، آن دنیا برای مکاشفه است. البته نمی گویم آدم هیچ نداشته باشد، نه؛ خب بالاخره انسان باید ببیند بواطن امور را. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام حقایق امور را می دیدند و توصیه می کردند که شما هم باید به آن برسید. اما مسئله اینجاست که در هر کاری اعتدال لازم است. در ایمان اکبر هم ما باید اعتدال داشته باشیم.

اعتدال در هجرت کبری                

هجرت کبری یعنی از آداب و رسوم جاهلیّت دست کشیدن و پیوستن به آداب و رسوم الهی. در همین هجرت کبری هم باید اعتدال داشته باشیم. یعنی اینکه خیلی از آداب و رسوم، جاهلی است و درست است که انسان باید کنار بگذارد، ولی افراط است اگر کلاً و به یکباره کنار بگذارد؛ نمی شود. برای اینکه با اقوامت همراهی کنی، برو داخلشان. طلبه اصلاً سراغ اقوامش نمی رود! می گوید اینها بی ایمانند! منزوی کرده خودش را. این خوب نیست. اقوامتان اگر مشکل دارند و مجالسشان مشکل دارد، بروید داخلشانلَا یَنْبَغِی لِلْمُؤْمِنِ أَنْ یَجْلِسَ مَجْلِساً یُعْصَی اللَّهُ فِیهِ». مؤمن در مجلسی که معصیت خدا باشد نمی رود؛ اما کدام مجلسی که معصیت خدا شود؟ آن مجلسی که «وَ لا یَقْدِرُ عَلی تَغییرِه». آن مجلسی که قدرت بر عوض کردنش را ندارد؛ آن را نمی رود. ولی اگر قدرت بر عوض کردنش را داشته باشی باید بروی. و ما معمولاً داریم. خدا به ما قدرت داده اما حالش را نداریم؛ تنبلی می کنیم. برویم و با آنها خوش برخورد باشیم، به آنها ابراز علاقه کنیم، نوکری شان را بکنیم، محبّت کنیم.

اعتدال در جهاد اکبر

جهاد اکبر هم اعتدال می خواهد. جهاد اکبر اعتدالش به چیست؟ جهاد اکبر یعنی انسان متحلّی شود به صفات فضیلت، و صفات رذیلت را ترک کند. این اعتدال می خواهد. مثلاً شجاعت وسط است، تهور و بی باکی آن طرف است؛ این طرف ترس است. ترس را باید کنار گذاشت. این ترس یک رذیله بسیار بد است. متاسفانه این دولت محترم در این رذیله خیلی بد گیر افتاده. اروپا هر کاری دلش بخواهد می کند بعد هم می آید می گوید ما به برجام پایبندیم! آخر کجا پایبندی؟! آن وقت دولت هم مدام می گوید چشم! بزنید توی دهان اروپا. مثل آقا باشید. مثل امام باشید. این رذیله است. این تفریط است؛ یعنی ترس. طرف افراطش هم تَهَوُّر است. تَهَوُّر یعنی شجاعت الکی. بلند می شود می رود بند بازی؛ اگر بیفتد استخوان هایش خرد می شود، حالا که چه؟! اقلاً می روی مدافع حرم می شوی و شهید می شوی؛ مثل محسن حججی؛ یک مقامی است. ولی حالا در بندبازی افتادی، به درک واصل می شوی دیگر! چه فایده ای دارد؟ تَهَوُّر خوب نیست. البته شجاعت خوب است. شجاعت یعنی شجاعتِ اثر دار. یک دفعه شما بندبازی می کنی به خاطر اینکه دیگران ببینند و خودت را نشان دهی، این به درد نمی خورد. در روایت دارد قلب سلیم یعنی عملتان با سُمعه و ریا نباشد. اما در شجاعت به مردم کاری نداری، می روی در دل صخره ها برای اینکه قوی شوی، بند بازی می کنی برای اینکه قوی شوی، بزنی توی سر اسرائیل. این خیلی خوب است و مؤمن باید اینطور باشد. همین مسابقه ای که در تلویزیون برای رزمنده ها می گذارند، برنامه فرمانده، این خیلی خوب است که اینها شجاعت دارند و تاکتیک ها و تکنیک های رزمی را کار می کنند. حالا ممکن است خطر هم داشته باشد؛ ولی این شجاعت اثر دارد. یک مسلمان، یک مؤمن دویست تا از اینها را باید بزند درجا نابودکن. اصلاً یک مؤمن مثل حضرت اباالفضل علیه السلام ریشۀ همه شان را می کند؛ باید اینطور باشد. پس در اخلاق، عدالت لازم است. عدالت یعنی انسان طرف افراط و تفریط را کنار بگذارد و به طرف اعتدال برود؛ شجاعت داشته باشد.

شجاعت سپاهی ها                

چه قدر این سپاهی های ما شجاع اند. خدایا به حق امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف حفظشان کن. خدایا شکرت که به ما سپاه را دادی. شکرت که به ما ولایت فقیه را دادی. گفته بودند که آقا ناو آمریکا آمده خلیج فارس، گفته بوده حالا سیبل خوبی پیدا کردیم! این را می گویند شجاعت. راست می گوید؛ ناو هرچه بزرگتر باشد راحت تر می توان زد. این را می گویند شجاعت. این خوب است. اعتدال یعنی این. چقدر احمق اند. کسانی که فکر می کنند اینها تندروی است؛ اینها تندروی نیست؛ این اعتدال است. ترسو بودن تفریط است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *