خلاصۀ شب 2 محرم الحرام 1441

سخنرانی آیت الله تقوایی – یکشنبه 98/06/10    

 

راه نجات چیست؟

«ألإحتياطُ‍‌ سَبيلُ النَّجاة». راه نجات احتیاط است. احتیاط و حذر مراتب مختلفی دارد که عرفاء آن را یک به یک مطرح کرده اند. به عرفاء تهمت می زنند که  اینها خارج از دین هستند و از خودشان چیزهایی در آورده اند، اینطور نیست؛ تک تک سخنان عرفاء از آیات و روایات است. حذر کردن، انسان را از سقوط حفظ می کند. اینهایی که نابود می شوند به خاطر این است که احتیاط نمی کنند. کسی که می رود در دل آمریکا، می رود پشت سر اسرائیل، می رود پشت سر وهابی ها، معلوم است نابود می شود. طرف می گوید ما می رویم کشورهای خارجی، آنجا هم انسان های مؤمن هستند! بله انسان های مؤمن هستند ولی آیا ما می توانیم خودمان را حفظ کنیم؟ در همین ایران هم نمی توانیم ایمانمان را حفظ کنیم حالا آنجا که جای خود دارد. بله در صورتی که ضرورت باشد برای کسب علم و … ممکن است لازم شود، آن حرف دیگری است. ما حتی در وسط مسجد، خدای نکرده فکرهای بد به ذهنمان می آید و کار اشتباه انجام می دهیم. آن وقت در خارج با این همه کفر و استکبار چه طور می خواهیم خودمان را حفظ کنیم؟

 

نادانی و فراموشی

بیشتر مشکلات ما از این است که حواسمان را جمع نمی کنیم و احتیاط و تحفّظ نداریم. بعضی از ما فراموش کردن را یک عذرِ مقبول می دانیم؛ درحالی که فراموش کردن از روی این است که احتیاط نکردیم؛ تحفظ نکردیم؛ مواظبت نکردیم. لذا فراموش کردن هم گناه است. آیۀ شریفه می فرماید: «رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا». چرا پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می گوید ما را مؤاخذه نکن؟ معلوم می شود گناه است که می گوید مؤاخذه نکن. مؤاخذه دارد، ولی خدا لطف کرده بخشیده. اینکه بخشیده دلیل نمی شود که گناهی ندارد. مثلاً می گوید آقا نمی دانستم؛ چرا نمی دانستی؟ در روایت دارد شخص را می برند به طرف جهنم می گوید خدایا من نمی دانستم. ملائکه توبیخش می کنند می گویند چرا نمی دانستی؟ باید می رفتی یاد می گرفتی. منتها خدا از روی لطف بخشیده. آن هم نه هر جهلی را، جهلی که از قصور باشد نه از تقصیر. اگر از تقصیر باشد معمولِ علما می گویند مشکل دارد.

 

اجماع صحیح

عقل صحیح، عقلی است که متصل به عقل معصوم باشد. اجماع صحیح هم آن اجماعی است که کاشف از قول معصوم باشد و الّا اجماع به تنهایی  در نزد شیعه حجیّت ندارد. مرحوم شیخ اعظم با آن عظمتش می فرماید: اجماع، اصلِ برادران سنی است و برادران سنی هم اصلِ اجماع اند. البته اجماعی هم نبود و ادعایشان این است که اجماع کردند. اولاً اجماعی در کار نبود. خیلی ها مخالف بودند. اصلاً خیلی ها در سقیفه بنی ساعده نبودند. اصل دین اسلام، اصل مسلمین، اصل مؤمنین، مثل امیرالمؤمنین علیه السلام مثل حضرت زهرا سلام الله علیها، مثل مقداد و سلمان و ابوذر که اصحاب اصلی پیغمبر بودند، نبودند. ثانیاً حالا یک تعدادی هم که بودند مخالف بودند. حالا فرض را هم این بگیریم که اجماع بوده، چه کسی گفته اجماع درست است؟ چه کسی گفته امت خطا نمی کنند؟ در رأی گیری ریاست جمهوری آن موقع مگر به بنی صدر رأی ندادند؟ بنی صدر خیانت کرد، بعد هم لباس زنانه پوشید و فرار کرد. اینطور نیست که همیشه جماعتی که اکثریت است از خطا معصوم باشند. لذا آنها را اجماع درست کرد و حجیت اجماع را هم آنها دادند. اجماع برای دین ما نیست. شیخ اعظم می فرماید این روایت «لاَ تَجْتَمِعُ اُمَّتِي عَلَى خَطَإٍ» جعلی است.

 

حذر کردن از عُجب و خودبینی

تمام ادلۀ ما بر می گردد به قرآن کریم و روایات. ما باید ببینیم آیات و روایات چه فرموده اند؟ روایات ما اینکه انسان نفسش را مورد حمله قرار دهد، تأیید می کند آیۀ قرآن می فرماید: «أَوَلَمْ يَرَ الْإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُبِین». چرا نگاه نمی کنید که ما شما را از یک نطفۀ متعفن خلق کردیم؟ در سورۀ قیامت هم می فرماید: «نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ يُمْنَى». یعنی می گوید حواست را جمع کن؛ به خودت نَبال. قرآن کریم دارد به ما یاد می دهد که با نفست چه طور معامله کنی و چه طور خودت را ببینی. در کلام امیرالمؤمنین علیه السلام هم هست که می فرمایند: کسی که اولش نطفه و آخرش مردار و وسط شکمش نجاست است، چطور فخر می کند؟! این ها به خاطر عُجب است. یکی از مهمترین مراتب حذر کردن، حذر کردن از عُجب و خودبینی است. می توانیم بگوییم ریشۀ تمام مشکلات عُجب و خودبینی و تکبر است.

مدعی کاذب

در روایت دارد: «اَلْعَجَبُ كُلُّ اَلْعَجَب». بالاترین تعجب ها، یعنی دیگر بالاتر از این تعجب نیست «مِمَّنْ يُعْجَبُ بِعَمَلِه». بسیار عجب از کسی که از عمل خود عُجب کند و به بسیاری عمل خود بنازد. بگوید: به به چه نمازی خواندم! عجب صدقه ای دادم. این عمل را چه کسی انجام داد؟ تو انجام دادی؟ این پول توست؟! «وَ هُوَ لاَ يَدْرِي بِمَ يُخْتَم». نمی داند عاقبتش چه می شود. نماز خواندی حالا عاقبتت چه می شود؟ حتما خوب می شود؟ ریشۀ عُجب را از خودتان بکنید و اصلاً نگویید که من فلان کار را کردم، من نماز خواندم؛ نه، خدا نماز را داد. من خرابش کردم؛ خدا جهاد را داد،  من خرابش کردم. خدا روزه را داد، من خرابش کردم. خوبی ها  از خدا و اهل بیت است. «فَمَنْ أُعْجِبَ بِنَفْسِهِ وَ فِعْلِهِ فَقَدْ ضَلَّ عَنْ مَنْهَجِ اَلرَّشَاد». کسی که به فعل و نَفْس خود عجب کند، بگوید ذات من خوب است، فعل من خوب است دیگر به زنش محل نمی گذارد، به شوهرش محل نمی گذارد، به پدر و مادرش محل نمی گذارد. آقا می فرماید کسی که این کار را بکند «فَقَدْ ضَلَّ عَنْ مَنْهَجِ اَلرَّشَاد». یقیناً منحرف است. «وَ اِدَّعَى مَا لَيْسَ لَهُ». این ادعا کرده است چیزی را که برای او نیست. خانه از من است؟ ماشین از من است؟ چشم، زبان، گوش، نعمت ها، همسر، چی از ماست؟ ما که به قول امیرالمؤمنین علیه السلام وقتی به دنیا آمدیم یک تکه گوشت سرخ بودیم و چیزی نداشتیم. «وَ اَلْمُدَّعِي مِنْ غَيْرِ حَقٍّ كَاذِبٌ». این دروغگوست. «وَ إِنْ خَفِيَ دَعْوَاهُ». ولو این ادعا را مخفی کند. خیلی اوقات ما صریحاً ادعا نمی کنیم که خوبیم با طعنه می گوییم. مثلاً می گوید: فلانی را دیدی با پدر و مادرش چه کار کرد؟! منظورش این است که من با پدر و مادرم این کار را نمی کنم. حتی اگر با طعنه و کنایه هم ادعا کنی کارت خوب است، باز دروغگویی. «وَ طَالَ دَهْرُه». ولو تمام عمر هم بگذرد، از آن دروغگویی نجات پیدا نکرده ای.

 

گوشمالی نَفْس

 امام صادق علیه السلام به یكی از یارانشان فرمودند: این دعا را زیاد بخوان: «اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْنِی مِنَ الْمُعَارِینَ وَ لَا تُخْرِجْنِی مِنَ التَّقْصِیر». خدایا من را از آن هایی كه ایمانشان موقت است قرار نده، و مرا از حد تقصیر خارج نکن. در روایت دیگری دارد که روز قیامت خدا می گوید طلبکاران من کجا هستند؟ بلند شوند. می گویند: خدایا مگر شما طلبکار هم داری؟ می گوید: بله؛ آنهایی که در دنیا ظلمی به آنها شده، و مظلوم بوده اند ولی بگویند من ظالم بودم، تقصیر من است؛ خانم به شوهرش یا شوهر به خانمش ظلم کرده و یک کار اشتباهی کرده، بدون حق، عصبانی شده؛ شوهر بگوید بله تقصیر من بود، من فدای شما و نوکر شما هستم؛ چشم، از این به بعد درستش می کنم. قرآن می فرماید: بهترین انسان ها آن کسانی هستند که در عین اینکه کارهای خوب می کنند ولی خودشان را گنه کار می دانند. امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند: «إلهی عَبدُكَ العاصی أَتاكا». عبد عصیان کار تو به تو روی آورده. امیرالمؤمنین علیه السلام کجا گناه داشت؟ عصمت محض بود. حتی ترک اولی هم نداشت. این اعتقاد قلبی من است که چهارده معصوم ترک اولی هم نداشتند. پیغمبران قبل از چهارده معصوم ترک اولی داشتند. قرآن می فرماید: «وَعَصَى آدَمُ رَبَّه». حضرت آدم ترک اولی کرد؛ از پروردگارش عصیان کرد. ولی چهارده معصوم علیهم السلام ترک اولی هم نداشتند. ولی می فرماید: «إلهی عَبدُكَ العاصی». خدایا بندۀ عصیان کار تو، بندۀ عاصی و گنه کار تو، به شما روی آورده. خواجه نصیرالدین طوسی که در بین علمای ما نظیر نداشته، گفته روی قبرش این آیه را بنویسند: «وَكَلْبُهُمْ بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيد». بالاخره این نَفْس را باید به یک شکلی گوشمالی داد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *