بسم الله الرحمن الرحیم

خلاصۀ شب 3 محرم الحرام 1441 – دوشنبه 98/06/11    

 

مرگ سفید | روزه

بعضی ها ماهی سه روز، روزه می گیرند که خیلی عالی است. بعضی ها ماهی سه روز را هم نمی توانند بگیرند؛ اشکالی ندارد. آیت الله حق شناس می گفت: اگر ده روز به ماه مبارک اضافه کنید می شود چهل روز؛ یک چله کامل می شود و کل سال را برایتان روزه می نویسند؛ می شوید صائم الدهر. همۀ روزگار را برایتان روزه می نویسند. حالا اگر افرادی که اصلاً اینها را هم نمی توانند، نماز صد قل هو الله را بخوانند یا صدقه بدهحند که ثوابش از روزه بالاتر است. وقتی شما روزه ای و یک نفر پیش شما غذا می خورد، به تعداد تمام موهای بدنتان برایتان ثواب می نویسند. یعنی این روزه تمام وجودتان را پاک می کند. چون انسان وقتی روزه است، دائم در حال فشار آوردن به نَفْس است، یقۀ نَفْس را در دستش گرفته. خِرخِرۀ شیطان را در دستش گرفته، شیطان دیگر نمی تواند کاری کند. اینکه خداوند می فرماید: «الصَّوْمُ لِي وَ أَنَا أجْزَی بِه »؛ پاداش روزه من (خدا) هستم، به خاطر این است که روزه دار با تمام هستی اش، با تمام سلول های وجودش دارد از ما سوی الله اِمساک می کند. ما سوی الله را عملاً کنار گذاشته. برای همین هم به روزه مرگ ابیض می گویند. چون بالاترین نوری که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در معراج به آن دست پیدا کرد نور سفید بود. این مرگ سفید است. تمام ظلمت ها را کنار می زند.

زینت عقل | زینت روح

اشفاق یعنی حذر کردن و احتیاط کردن؛ حواس را جمع کردن. احتیاط و حذر یعنی تحفّظ. یک معنای تحفّظ یعنی طلبِ حفظ کردن. مراقبه خیلی مهم است. وقتی که علامۀ طباطبایی داشتند رحلت می کردند از ایشان وصیت می خواستند سه مرتبه فرمود مراقبه، مراقبه، مراقبه. لذا مراقبه خیلی چیز مهمی است. ملامحسن فیض کاشانی در کتاب محجة البیضاء که بسیار کتاب بی نظیری است می گوید می دانید چطور مراقبه کنید؟ مثل ببر  یا پلنگ که وقتی می خواهد شکار برود دیده اید چطور آرام آرام ولی با تمام وجودش روی شکار تمرکز می کند، چطور با قدرت تمام و با تمام هستی اش شکار را هدف می گیرد، اصلاً به جز آن آهوی بیچاره هیچ چیز دیگری در قلبش جا ندارد. برای همین هم شکارش می کند. این را می گویند تحفّظ. علماء اخلاق می گویند اینطوری مراقبه کنید. ولی ما که نماز می خوانیم هزار چیز به فکرمان می آید. باید حواسمان به این نَفْس باشد. ما نَفْسمان رهاست. مراقبه یعنی صبح تا شب و شب تا صبح حواست به نَفْست باشد. تحفّظ و حذر یعنی حواسمان به نَفْسمان باشد. تحفّظ یعنی با تمام وجود از قلبمان محافظت کنیم. به قول عرفاء سَر راه قلب بنشینیم و نگذاریم ما سوی الله داخل خانۀ قلب شود. امام صادق علیه السلام می فرمایند: «القَلبُ حَرَمُ الله فَلا تُسکِن حَرَمَ الله غیرَ الله ». قلب حرم خداست. ما فکر می کنیم برای حرم خدا باید برویم کعبه؛ نه؛ کعبۀ حقیقی همین قلب مؤمن است؛ قلب امیرالمؤمنین علیه السلام است. لذا می فرماید: «ألمؤمنُ کَالکَعبه یُزار و لا یَزور». مؤمن مثل کعبه است. او نباید به زیارت ما بیاید، ما باید به زیارت او برویم. لذا نگاه کردن به دَرِ خانۀ عالِم ثواب نگاه کردن به دَرِ خانۀ خدا را دارد. انسان باید با تمام هستی تحفّظ داشته باشد. هر قسمتی از وجود ما یک خوراکی می خواهد. ما خوارک قسمت های مختلف وجودمان را نمی دهیم، بعد حالمان بد می شود، داد و بیدادش را به خدا می کنیم. باباجانِ من! مراقبه داشته باش. حواست را جمع کن؛ غذای روحت را هم بده. غذای عقلت را هم بده. صوفیه سراغ معنویت می روند ولی سراغ علم نمی روند در نتیجه نصفه اند. انسانِ نصفه به چه دردی می خورد؟ بعضی ها سراغ غذای روح می روند، هیئت می روند، ولی درسشان را رها می کنند. خودت را نصفه نکن. خدا به تو عقل داده؛ علم، زینت عقل است. روح هم داده؛ عبادت، زینت روح است. هر کدام غذا می خواهند. امیرالمؤمنین حعلیه السلام می فرماید: من تعجب می کنم بعضی ها حواسشان به غذای بدنشان هست، ولی حواسشان به غذای روحشان نیست. تحفظ یعنی مواظب باشیم تمام قسمت های وجودی مان، تمام هستی مان محض خدا شود.

هیئت | بصیرت | شهدا

ما فقط عادت داریم می گوییم چرا نمی دهی؟ چرا کم است؟ خب یک مقدار هم به خودمان نگاه کنیم که چرا من کم می گذارم؟ چرا من قابلیّتم را درست نکردم؟ خدایا چرا می آیم هیئت ظرفم را پر نمی کنی؟ خب چرا در روز حواست را جمع نکردی که شب در هیئت کامل به تو عنایت کنند؟ آخر باید بشود، تا ظرفت را پر کنند. وقتی ظرف من یک کاسه است، خدا چه طور دریای امام حسین علیه السلام را در یک کاسه بریزد؟ چرا ظرف من یک کاسه است؟ چون صبح که از خواب بلند شدم حواسم را جمع نکردم. سحر ملائکه بیدارم کردند، من خوابیدم. صبح ملائکه گفتند بیا مسجد، گفتم خسته ام، ضعف دارم، دیشب کم خوابیده ام. چون  مراقبه نکردم و کاسۀ ام کوچک شد. چرا الکی داد و بیداد می کنی؟ کارت را درست کن. مثلاً من می خواهم این دیوار را خراب کنم، دستم را بگذارم و گریه کنم تا خراب شود و داد بزنم که ای خدا کمکم کن! که دیوار خراب نمی شود! خب برو ورزش کن. ورزش های رزمی کار کن بعد یک مشت بزنی دیوار می ریزد. یا از آن راحت تر  یک کلنگ بیاور و با کلنگ و بیل خرابش کن. با گریه که کار درست نمی شود. البته گریه خوب است ولی هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد. بعضی ها فقط هیئتی اند و فقط گریه ای هستند. فقط با گریۀ تنها که نمی شود؟ هیئت باید بصیرت به انسان بدهد. هیئت باید راه را به انسان نشان دهد. هیئت باید هیئت امام زمان باشد. هیئت باید هیئت ولایت فقیه باشد. هیئت باید هیئت شهدا باشد. هیئت باید راه شهدا را زنده کند.

قلّه تقوا | ولایت

تقوا هم یعنی تحفّظ. چه طور تقوا تحفّظ می شود؟ یک معنای تقوا سپر است. تقوا یعنی انجام واجبات، ترک محرمات، ترک مکروهات، انجام مستحبات. خب وقتی شما تمام زندگی ات مستحب و  واجب شد، مسلّم است که دیگر مکروه و حرام از بین می رود. این می شود تحفّظ. این می شود احتیاط. این می شود حذر. بالاترین نقطۀ تقوا، ولایت است. همانطوری که بالاترین نقطۀ تقوا نداشتن، احتیاط نکردن، حذر نکردن، منیّت و عُجب است. راهِ اینکه این منیّت و عُجب کنار برود این است که سپر ما خدا بشود. سپر ما وجه الله بشود. سپر ما امام زمان بشود. چگونه؟ بگویم خدایا نَفَس های من برای شماست. اگر نماز به من می دهی برای شما و امام زمان است. اگر روزه به من می دهی برای شما و امام زمان است. اگر درس به من می دهی برای شما و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. منیّتم را کنار بگذارم. با چه؟ با قلۀ انسانیت، قلۀ تقوا، قلۀ احتیاط. قلۀ بدبختی و شیطنت را بیرون بیندازم.

تجلّی محرم | ترک ما سوی الله

ماه محرم هر روزش مظهر تجلی «هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُو » است. هر روزش مظهر تجلی «كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَه » است. چرا؟ چون روز اولش روز مسلم بن عقیل است؛ مسلم بن عقیل را چه کار کردند؟ خودش را به چه وضعی شهید کردند؟ فرزندانش در عاشورا زیر سُم اسب ها به شهادت رسیدند. توسل به چنین مردی با انسان چه کار می کند؟ به خدا قسم ریشۀ نَفْس را می کَنَد. اگر انسان عاشقانه به یک چنین مردی توسل کند، ریشۀ ما سوی الله را می کَنَد. شب دومش شب زینب کبری و شب ورود زینب کبری سلام الله علیها به کربلا است. زینب کبری کار را تمام کرده. همۀ عزیزانش را تکه تکه کردند، بعد فرمود: «ما رأیتُ الّا جَمیلا». خب این نَفْس را نابود نمی کند؟

سلطان عشق | رقیه سلام الله علیها

تمام اسماء و صفات خدا از امیرالمؤمنین علیه السلام تجلی کرده. تمام اسماء و صفات خدا از پیغمبر تجلی کرده. «جنت الاسماء» زیر پای حضرت زهرا سلام الله علیها است. «جنت الاسماء» را چه کسی باید بدهد؟ حضرت علی علیه السلام که سهل است، بروید از حضرت معصومه سلام الله علیها بگیرید. ایشان یک عنایت کند، تمام پرده ها کنار می رود. تمام اسماء و صفات در مشت حضرت معصومه سلام الله علیها است. برایشان مثل آب خوردن است. منتها دل من مشکل دارد که نمی توانم ببینم. اگر نمی توانم از او بگیرم دل من مشکل دارد. چرا دل من مشکل دارد؟ چون عاشق خود امام کاظم علیه السلام نشدم. چون عاشق خود امام حسین علیه السلام نشدم. چه قدر اهل بیت مظلوم بودند. امام حسین علیه السلام فرمودند: مردم، ما را به خاطر دنیایشان دوست دارند. من می خواهم بگویم آقا من از خودم استغفار می کنم. از طلب ها و دعاها و نمازهایی که خواندم استغفار می کنم. چرا حضرت رقیه سلام الله علیها،  امام حسین علیه السلام را می خواست؟ چون ثابت کرد. چون از دوری آقا دِق کرد. ما از دوری آقا دِق می کنیم؟  ما کَکِمان هم نمی گَزَد. ولی حضرت رقیه را می زدند نمی گفت خدایا دارند من را می زنند نجاتم بده، می گفت من بابایم را می خواهم. این عقیده من است و هر کسی هر چیزی می خواهد بگوید، من معتقدم حضرت موسی باید بیاید از حضرت رقیه یاد بگیرید. انبیاء باید بیایند از حضرت رقیه یاد بگیرند. چه چیزی را یاد بگیرند؟ فناء و بقاء و توحید را. عشق را. سلطان عشق حضرت رقیه است. سلطان عظمت حضرت رقیه سلام الله علیها است. چرا؟ چون غیر از قامت یار در قلبش نبود. فقط حسین علیه السلام را می خواست.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *