بسم الله الرحمن الرحیم

خلاصۀ شب 6  محرم الحرام 1441

سخنرانی آیت الله تقوایی – پنجشنبه  98/06/14

خدا | استاد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

جلسۀ قبل عرض شد که پیامبر اکرم و چهارده معصوم علیهما السلام هم استاد داشتند. بزرگواری سؤال کردند پیغمبر که عقل کلی عالَم است چه طور ممکن است از کسی چیزی یاد گرفته باشد؟ پیغمبر اُمّی و بی سواد بوده، همه چیز را مستقیم از خدا گرفته. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «أدَّبَنی رَبّی وَ أدَّبَ عَلیً أنُا وَ رَبّی». استادِ علی علیه السلام من و خدا هستیم و استادِ من مستقیماً خداست. در جواب باید گفت اولا ما روایات زیادی داریم که نشان می دهد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم خیلی چیزها را از جبرائیل آموختند. در روایات معراجیه داریم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم سؤالات زیادی از حضرت جبرائیل می پرسند. مثلاً در آسمان چهارم یک نفر را می بیند از جبرائیل می پرسد این کیست؟ جبرائیل  می گوید این فلان پیغمبر است و این کار را می کرده. چه طور ممکن است جبرائیل به پیغمبری که اشرف کائنات است چیزی یاد بدهد؟ غیر از خدا کسی استاد پیامبر نبوده. سؤال این است که پس جبرائیل چه کاره بوده؟ جبرائیل نازل می شده و برای پیغمبر وحی می آورده. یعنی قبل از اینکه پیغمبر، قرآن را یاد بگیرد، جبرائیل یاد گرفته بوده. چه طور ممکن است؟ یا در مورد امیرالمؤمنین علیه السلام دارد که ایشان شبی در رؤیا حضرت خضر را دیدند؛ حضرت خضر به امیرالمؤمنین علیه السلام گفتند: علی جان بگو «يَا هُو يَا مَنْ لَا هُوَ إلَّا هُو». امیرالمؤمنین علیه السلام صبح رفتند محضر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: این واقعه برای من اتفاق افتاده. پیغمبر فرمودند: «يَا عَلِيُّ عُلِّمْتَ اَلاِسْمَ اَلْأَعْظَم»؛ علی جان تو به واسطۀ حضرت خضر اسم اعظم را یاد گرفتی.

جبرئیل | خادم اهل بیت

بعضی ها فکر می کنند عقل کلی عالَم پیغمبر است؛ «أوَّلُ ما خَلَقَ الله ألعَقل، أوَّلُ ما خَلَقَ الله أنا». در حالیکه مظهر عقل کلی عالَم جبرائیل است. بله پیغمبر هم هست ولی این یک شأن ایشان است. جبرائیل، اسرافیل، عزرائیل و بقیۀ انبیاء یکی از شئون پیغمبر هستند. پیغمبر خیلی بالاتر از آنها است. اینها شئون پیغمبر و اهل بیت اند. ولی باز اینها منافاتی ندارد که بگوییم پیغمبر استاد داشته. اینطور نبوده که پیغمبر اکرم استاد و معلم نداشته باشد. بله اُمّی بوده؛ اُمّی یعنی ساده. یعنی قرآن کریم را از کسی نیاموخته. یعنی مستقیماً خدا به وسیله جبرائیل به پیغمبر  وحی می کرده، بله این بوده. ولی آیا حقایق وجودیه پیغمبر از جبرائیل و میکائیل و اسرافیل کمک نمی گرفته؟ مگر می شود؟ اصلاً ملائکه اولاً و بالذات نوکر پیغمبرند. استاد در واقع به نوعی نوکر ماست. کار را برای ما راحت می کند. جبرائیل وقتی برای پیغمبر اکرم خبر می آورد در واقع خادمی پیغمبر را می کرده؛ ملائکه جزء قوای وجودی وجه الله هستند. «إنَّ جَبرائیل لَخُدّامُنا وَ خُدّام مُحِبّینا فی حَدائِقِنَا الباکورَه». عجب روایتی است، می فرماید ملائکه نه تنها خدمتگزار اهل بیت، بلکه خدمتگزار محبّین ما هم هستند. آن هم در کجا؟ «فی حَدائِقِنَا الباکورَه». در باغ های بِکر و دست نخوردۀ ما اهل بیت. می خواهد بگوید همه چیز برای ماست. جبرائیل هم که وحی می آورد، خدمتگزار ما و یکی از شئون وجودی ماست و به دستور ما کار می کند.

مراوده | علم اهل بیت

در روایت مبارکه می فرماید ما اهل بیت پنج طریقۀ علم داریم. یکی از طرق، ملائکه است. البته این را دقت داشته باشید که بعد از پیغمبر دیگر جبرائیل به عنوان وحی خبر نمی آورد. جبرائیل با حضرت زهرا سلام الله علیها مراوده داشت و برای ایشان خبرها را می آورد. مراوده یعنی چه؟ مراوده یعنی رفت و آمد بسیار زیاد. بعد در طی آن مراوده صُحُف فاطمیه را به حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود که حضرت هم به حضرت علی علیه السلام املاء می کرد و ایشان می نوشت. حالا آیا این جبرائیلی که نازل می شد و خبرها را برای حضرت زهرا سلام الله علیها می آورد، یعنی حضرت زهرا سلام الله علیها مقامش از حضرت جبرائیل پایین تر است؟ یعنی جبرائیل به حضرت زهرا سلام الله علیها یاد می دهد؟ یعنی ملائکه مقامشان بالاتر است؟ خیر. امام خمینی رحمه الله علیه می گوید جبرائیل به دستور انسان کامل نازل می شد. دلیل این حرف امام چیست؟ در روایت مبارکه دارد که یک جاهایی هست که قرآن کریم می فرماید: «مُوسَى إِنِّي أَنَا اللَّه». اینجا یعنی خودِ خدا. یعنی خدا می فرماید من و اهل بیت. ولی یک جاهایی هست که خدا می فرماید: «إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْر». ما بودیم که قرآن کریم را در شب قدر فرستادیم. یعنی به وسیلۀ اهل بیت. تمام عالَم کارهایشان را به إذن اهل بیت انجام می دهند. این خواست خداست. طرق تعلیم و تعلّم در بین اهل بیت پنج طریقه است؛ هم از امام قبلی بوده، هم از جبرائیل و ملائکة الله بوده، هم از ذات اقدس اله بوده، هم از طریقۀ الهام بوده.

ایمان به حساب | حس ششم

«عَجَباً لِمَنْ يُؤْمِنُ بِالْحِسَابِ كَيْفَ يَغْفُل». می فرماید من تعجب می کنم از کسی که به حساب و کتاب ایمان دارد، اما توجه نمی کند و خودش را به غفلت می زند. ما خودمان را به غفلت زده ایم و الّا آن حس ششم ما می داند که این نگاه کردن من الان نگاه کردن الهی هست یا نه. می داند که این کلام من کلام الهی هست یا نه. می داند که این خوردن من خوردن الهی هست یا نه. لذا می فرماید: «رُفِعَ عَنْ أُمَّتِي تِسْعَه». نُه چیز است که ما از اُمّت مرحومه برداشتیم. یعنی امت های پیشین مؤاخذه می شدند و می بایست جواب پس می دادند. یکی اش «مَا لاَ يَعْلَمُون» است. تا از ما می پرسند چرا اینکار را کردی. مثل آب خوردن می گوییم نمی دانستم! در روایت دارد بعضی ها را به طرف جهنم می برند، بعد ملائکه می گویند چرا این کار را کردی، می گوید نمی دانستم. بعد ملائکه می گویند چرا نرفتی یاد بگیری؟ ما همینطوری می گوییم نمی دانم. اولاً دو نوع جهل داریم: جهل قصوری و جهل تقصیری. جهل قصوری را می گویند عذر و معذّریت دارد، جهل تقصیری را معمولِ علما می گویند معذّریت ندارد. یعنی چه نمی دانم! آن زمانی که بین دو نماز مسئله شرعی می گفتند چرا فرار می کردی؟ خب بنشین گوش کن یاد بگیری. نماز جماعت مستحب است ولی یاد گرفتن مسئلۀ علمی واجب است. مسئلۀ یازدهم توضیح المسائل این است که واجب است انسان مسائلی را که غالباً به آنها نیاز دارد، یاد بگیرد. تازه آن جهل قصوری هم مجازات دارد ولی خدا لطف کرده و برداشته. سَهو هم همینطور است. «ما لاَ يُطِيقُونَ» هم همینطور است. می گوید من قدرت نداشتم روزه بگیرم. چرا قدرتش را نداشتی؟ خودت سبب شدی که قدرت نداشته باشی. تازه شما دو تا جرم مرتکب شدی. یکی اینکه آن چیزهایی که خدا به تو امانت داده بود را از بین بردی، یعنی خودت را مریض کردی و یکی هم اینکه روزه ات را نگرفتی. جرمت چند برابر است. فکر می کند عذر است می گوید قدرتش را نداشتم. مگر پیغمبر با ما فرق داشت که همیشه روزه می گرفت؟ «لاَ تُخْرِجْ نَفْسَكَ مِنْ حَدِّ اَلتَّقْصِير»؛ نَفْسَت را از حَدّ تفسیر خارج نکن. ما می گوییم تقصیری ندارم؛ چه کسی گفته تقصیر نداری؟

خدمت | غیرت | حجاب

بعضی ها جان کندنشان 500 هزار سال طول می کشد، بعضی ها 300 هزار سال. که  هر روز آن 50 هزار سال است. «فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَه». در روایت مبارکه می فرماید، یک قطره آتش جهنم کافی است برای اینکه تمام دنیا و ما فیها را بسوزاند. آن وقت چه گونه انسان غافل می شود؟ واقعاً اگر آن خانمی که حجابش را رعایت نمی کند، ببیند که طبق روایت مبارکه، او را با مو به درخت می بندند و سُرب گداخته روی سرش می ریزند که تمام وجودش را می سوزاند، چه طور بی حجابی می کند. خدا از خانم ها چهار چیز بیشتر نمی خواهد؛ نماز واجب، روزۀ واجب، تمکین در مقابل شوهر؛ آن هم در مسائل زناشویی، نَه در همۀ دستورها. بعضی از مردها فکر می کنند خانم ها کُلفَتشان هستند! نه باباجان؛ ما باید نوکری خانم ها را بکنیم. مستحب است برایشان خانه بگیریم؛ ماشین بگیریم؛ خادم بگیریم. حالا خدا پدر و مادرشان را بیامرزد، با همه چیز ما می سازند؛ با این وضعیت اقتصادی می سازند و واقعا نجیب هستند. خانم ها شما باید مثل حضرت زهرا سلام الله علیها باشید. خدا چهار چیز از شما می خواهد؛ یکی نماز، یکی روزه، یکی تمکین در مسائل زناشویی، چهارمی هم حجاب است. خب اینکه دیگر کاری ندارد؛ یک روسری روی سرتان بیندازید. هم عاقبت خودتان را نسوزانید، هم عاقبت جوان ها را و هم خدای نکرده ملت را مستوجب عِقاب نکنید. مرد ها هم بالاخره باید غیرت داشته باشند و به خانمشان تذکر بدهند. مردم ایران الحمدلله همه غیورند. «إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى غَيُورٌ يُحِبُّ كُلَّ غَيُور». خداوند غیور است و غیرت را دوست دارد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *