خلاصه بیانات حضرت آیت الله تقوایی حفظه الله تعالی

مسجد باب الحوائج علیه السلام | شب هفتم محرّم 98/06/15

  «لا إله …» | ترک | توحید

بالاترین درجۀ احتیاط و تقوا، حذر از عُجب و منیّت است. رفتند نزد عارفی گفتند چه گونه باید به خدا برسیم؟ گفت: باید ریشۀ منیّت  را بکنید. رفتند پیش دیگری، گفت: باید ذکر توحیدی بگویید، دائم متوجه «لا إله إلّا اللّه» و «هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُو» باشید. گفتند آقا بالاخره حرف کدامتان درست است. گفت: هر دوی اینها یکی است. راست هم می گوید، هر دو یکی است. امروز جوانی از من می پرسید اگر بخواهم واقعاً به خدا نزدیک شوم بیشتر کدام یک از دستورات اهل بیت را عمل کنم؟ حقیر عرض کردم ما بیشتر مشکلمان «لا إله» است. درست است که اصل، «إلّا اللّه» و توحید است، درست است که اصل، «هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُو» است، اما چون ما «لا إله» را خوب نگفتیم، «إلّا اللّه» هم درست نمی شود؛ و الّا هردو یکی است. ما «لا إله» را خوب نگفتیم، خوب تعلقات را از وجودمان نکندیم. باید در ترک دقت کنیم؛ ترک گناهانی که مربوط می شود به چشم، ترک نگاه های شبهه ناک، ترک سخنان شبهه ناک، ترک لقمه شبهه ناک و حرام، ترک چیزهایی که از حرام و شبهه ناک گوش می دهیم. هر چه در این ترک قوی تر شویم، در توحید قوی تر می شویم؛ در تجلیات الهیه، در مکاشفات قوی تر می شویم. باید در نفی، در ترک، در تحقق «لا إله» خیلی دقت کنیم.

رفع قلم از شیعه | اما کار حساب دارد

 ما باید تعلقات را از وجودمان بکنیم؛ گناهان را از وجودمان بکنیم. چه بسا یک نفر را به ناحق از خودمان رنجانده ایم، همین حق و ناحقی که کردیم نمی گذارد بالا برویم؛ نمی گذارد به طرف عوالم بالا سِیر کنیم. البته این را خدمتتان عرض کنم که اهل بیت علیهم السلام کار همۀ ما را درست کرده اند، منتها مسئله اینجاست که «أَبَى اَللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الأُمُورَ إِلاَّ بِأَسْبَاب». خداوند امور را با اسبابش فراهم می کند. ما بخشیده شده ایم. یک روایاتی داریم که اصلاً قلمِ گناه را از شیعه برداشته اند؛ قلمِ تکلیف را از شیعه برداشته اند. امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند: من بهشت همۀ شما را ضمانت می کنم. امام صادق علیه السلام قسم یاد کرده که به خدا قسم یک نفر از شما را هم نمی گذارم به جهنم برود. منتها «أَبَى اَللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الأُمُورَ إِلاَّ بِأَسْبَاب». یک دفعه می بینی یک شیعه سیصد هزار سال باید جان بکند تا گناهانش پاک شود. بالاخره باید پاک شویم. کار حساب دارد. بله، اگر خودت را به آنجایی که «يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِب». «بِغَيْرِ حِسَاب» رساندی، اگر چنان وصل شدی که «فَکانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَی»، اگر رساندی به آن مقامی که علی اکبر علیه السلام داشت، «مَمسوسٌ فی ذاتِ الله»؛ امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیهما السلام داشت، «مَمسوسٌ فی ذاتِ الله»، آنجا دیگر «بِغَيْرِ حِسَاب» می برندمان. آنجا دیگر اصلاً حساب و کتاب را از شما برمی دارند. ولی ما معمولاً گرفتاریم و چون گرفتاریم حضرت زهرا سلام الله علیها صد تا موقف می آید ما را کمک می کند و تا بهشت می برد. بعضی ها مثل یک چشم به هم زدن از پل صراط می گذرند، ولی یک عده هم مشکل دارند، چه قدر باید عذاب ببینند تا بگذرند.

 گریه | خون شهید | كَلِمَةُ اللّهِ

خوش به حال آنها که دائم البکاء اند. عجب ذکری است این گریه. اگر به اندازۀ پَر مگس از چشمت اشک آمد، خوشا به حالت. فرمود سه چیز است که در عالم مانند ندارد؛ یکی قطرۀ اشکی که در دل شب از خوف خدا ریخته شود. دوم قطرۀ خون شهید است که با اولین قطره تمام گناهانش بخشیده می شود. سوم کلمۀ مقدس الله تبارک و تعالی است که «كَلِمَةُ اللّهِ هِیَ الْعُلْیَا». هیچ کلمه ای با الله برابری نمی کند. باید با گریه، با ذکر، با دائم الوضو بودن حرکت کنیم. باید بیشتر حواسمان را جمع کنیم. در مقابل پدر و مادرمان تواضع داشته ایم یا نه؟ حق استادمان، حق رفقای دینی را به جا آورده ایم یا نه؟ حق پدر حقیقی مان امیرالمؤمنین علیه السلام، مادر حقیقی مان حضرت زهرا سلام الله علیها را به جا آورده ایم یا نه؟ اینها است که راه را باز می کند.

    برکت خانواده | «یا مُبْتَدِأً بِالنِّعَم»

«عَجَباً لِمَنْ يُؤْمِنُ بِالْقَدَرِ كَيْفَ يَحْزَن». اگر به قَدَر خدا یقین داری، چرا ناراحتی؟ تا حالا چه کسی کارها را درست کرده؟ شما درست کردی؟ طرف ناراحت شده بود رفت محضر وجود مقدس امام صادق علیه السلام، آقا فرمود چرا ناراحتی؟ گفت آقا مشکلات مادی دارم، حضرت فرمود مگر تا حالا تو امور را اداره کردی؟ خدا اداره کرده، خدا لطف کرده. پیغمبر اکرم با آن عظمتش که آنهمه عبادات و شبی هزار رکعت نماز، شبی یک ختم قرآن داشت، باز می گوید اگر رحمت خدا نباشد جای منِ پیغمبر هم ته جهنم است! آن وقت من برای خودم طاقچه بالا می گذارم و می گویم چه کسی به زن و بچه ام روزی می دهد؟ خدای نکرده سرشان منت می گذارم. چرا منت بر گردنشان می گذاریم؟ ما چه کاره ایم؟ به برکت آنها خدا لطف می کند و روزی می دهد. یکی از اسماء و صفات خدا «یا مُبْتَدِأً بِالنِّعَم» است. ما یک نعمت هایی داریم که به اسباب است. مثلاً ده رکعت نماز هدیه می کنی به حضرت معصومه سلام الله علیها، یک حاجتی داری خدا به برکت حضرت معصومه سلام الله علیها حاجتت را برطرف ممی کند. واقعاً هم توسل به حضرت معصومه عجیب است. ملاصدرا هر وقت برایش مشکلی پیش می آمد، می رفت بالای سر حضرت معصومه سلام الله علیها دو رکعت نماز می خواند، گره علمی اش باز می شد. این نعمتها به اسباب است. اما یک بار هم اصلاً حواست نیست، گناه هم کرده ای، اشتباهی کرده ای ولی خدا یکدفعه لطفی به تو می کند؛ این را می گویند «مُبْتَدِأً بِالنِّعَم». اما اگر کمی دقت کنیم همیشه «مُبْتَدِأً بِالنِّعَم» است. امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: «یا مُبْتَدِأً بِالنِّعَمِ قَبْلَ اسْتِحْقاقِه». کدام نعمتی است که ما استحقاقش را داشته باشیم؟

  از خدا طلبکار نباش

میرزا اسماعیل دولابی می گفت: این «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه»، «حَوْل» همین بدن شماست. «قُوَّه» هم آن نَفَس شماست که در آن است. نَفَس که از اوست، بدن هم که برای اوست؛ پس دیگر شما چه داری که طلبکاری؟ رفت محضر امیرالمؤمنین علیه السلام گفت آقا من دیگر می خواهم از این دنیا بروم؛ آرزوی مرگ دارم. حضرت فرمودند: مگر چه کار کرده ای که می خواهی بروی؟ یقه ات را بگیرند چی می گویی؟ چرا اینقدر خودخواهی؟ کمی سختی بر سرت آمده می خواهی بروی؟! خب بِکِش. اهل بیت علیهم السلام چه قدر کتک خوردند؟ حضرت زهرا سلام الله علیها که می گوید «أللّهُمَّ عَجِّل وَفاتی»، حسینش را تکه تکه کردند. حسنش را تکه تکه کردند. محسنش را کشتند. فرق سر همسرش را شکافتند. نُه بار پدرش را زهر دادند. خب باید هم بگوید؛ برای اسلام کار کرده. شما چه کار کردی که می گویی خدایا مرگ من را برسان؟ حالا یک مقدار دنیا به کامت نیست، ناشکری می کنی. باور کن آن را هم خیال می کنی. خدا همه چیز به ما داده. ما چیزی کم نداریم؛ مخصوصاً ما شیعیان. ما امام حسین علیه السلام را که داریم همه چیز داریم. ما امیرالمؤمنین علیه السلام را که داریم همه چیز داریم.

    عُلُو مکانتی | از روح گذر کرد

عرفاء می گویند ما دو نوع عُلُو داریم؛ یک عُلُو مکانی و یک عُلُو مکانتی. عُلُو مکانی از عُلُو ارزشی و مکانتی پایین تر است. برای عُلُو مکانی حضرت ادریس را مثال می زنند که تعلقات نفسانی را کنده بود. حضرت ادریس شانزده سال، نه آب می خورد، نه غذا و نه می خوابید. روح شده بود. ریشۀ تمام علوم را حضرت ادریس در عالَم بروز داد. نوشتن، خطاطی، ستاره شناسی و خیاطی را او به مردم یاد داد. لذا اگر می خواهید به علم دست پیدا کنید باید ریشۀ تعلقات را بکنید. اگر می بینی طلبه ای و حافظه ات یاری نمی کند، فهم و قدرت در دین نداری برای این است که تعلقات دنیایی ات زیاد است؛ زیاد می خوری. زیاد می خوابی؛ شدی گِل! اگر می خواهی علمت بالا برود باید روح بشوی. نمی گویم مثل ادریس شانزده سال نه بخوری و نه بخوابی. ولی می توانی پنج وعده نخوری! سه وعده بخوری. دو وعده بخوری. گاهی روزه بگیری. بالاخره باید یک حالی به نَفْست بدهی و یقه اش را بگیری. اگر علم می خواهید باید از بدن دور شوید و به روح نزدیک شوید. بالاتر از عُلُو مکانی، عُلُو مکانتی و ارزشی است. مثل عُلُو امیرالمؤمنین علیه السلام که در روح نظر کرد، از روح گذر کرد. بالاتر از این عُلُو ارزشی عُلُو ذاتی است. عُلُو ذاتی فقط مخصوص ذات اقدس حق جل و علاست. یعنی امیرالمؤمنینی که به تمام عالَم ارزش داده، یعنی ادریسی که بالاترین عُلُو را دارد، هر چه دارد از خدا است. عرفاء می گویند تمام عالَم در عین اینکه عُلُو مکانی دارند عُلُو ارزشی و مکانتی هم دارند؛ چرا؟ چون همه مخلوق خدا هستند. مثلا یک نفر قتلی مرتکب شده و باید قصاصش کرد، اما می توان به او توهین کرد؟ می توان بیشتر از حکم خدا مجازاتش کرد؟ خیر. چون احترام دارد. چون مخلوق خداست. لذا عرفاء می گویند همه چیز عُلُو مکانتی دارد. لذا از یک حیثیت که نگاه کنی خدا همه چیز را دوست دارد. «هُوَ مَعَکُم». «نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيد». یعنی قاتل هم که باشی من هوایت را دارم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *