بسم الله الرحمن الرحیم

خلاصۀ شب 9  محرم الحرام 1441

سخنرانی آیت الله تقوایی – یکشنبه  98/06/17

 

از رحمت خدا نا امید نشویم

امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند: در نفس هر کسی شیطان هست. منتها پیغمبر اکرم فرمودند: «اِنَّ شَیطانی اَسلَمَ بِیَدی». من شیطانم را با دو دست جمال و جلال تسلیم کردم، لذا انسان نباید نا امید باشد. «عَجِبْتُ لِمَنْ يَقْنَط وَ مَعَهُ الِاسْتِغْفَار[1]». من تعجب می کنم از کسی که مأیوس می شود، در حالي كه همراهش استغفار و طلب آمرزش هست. مأیوس شدن از الطاف خدا، مأیوس شدن از رحمت رحمانیه و رحیمیۀ خدا جزء گناهان کبیره است. در روایتی در مورد قاتلین ابی عبدالله می فرماید ناامیدی آنها از جنایتشان بالاتر است! دستور صریح قرآن کریم است: «لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّه[2]». از رحمت خدا ناامید نشوید. چرا؟ چون درِ تمام گناهانِ دیگر با این گناه باز می شود، درِ تمام الطاف خدا با این گناه بسته می شود. ناامیدی ریشۀ تمام گناهان و بدبختی های انسان است. حواسمان را جمع کنیم که خدای نکرده دچار نا امیدی نشویم.

مخلصین | خطر عظیم

چه چیزی ما را از نا امیدی نجات می دهد؟ «الِاسْتِغْفَار[3]». استغفار یک کلید است. سالکین راه خدا سه دسته هستند؛ دستۀ اول مبتدی ها هستند که کارشان استغفار است. انسان اول که می خواهد راه خدا را شروع کند باید استغفار کند. البته استغفار مراتبی دارد. انبیاء هم استغفار دارند. اولیاء هم استغفار دارند. استغفار اولیاء از منیّت است؛ از عُجب است؛ از تکبّر است. اولیاء خدا گناهشان گناه امثال من نیست. گناهشان گناه عادی نیست. اولیاء خدا که دروغ و ظلم و این چیزها را ندارند، ولی همان منیّتی که دارند و عُجبی که ممکن است به آنها دست بدهد، از همان استغفار می کنند. اهل بیت هم استغفار دارند. اهل بیت که دیگر منیتی ندارند، ولی باز استغفار دارند. پیامبر اکرم می فرماید: «إنَّهُ لَیَغانُ عَلی قَلبِی وَ إِنّی أستَغفِرُ اللهَ سَبعینَ مَرَّه[4]». همانا كه قلبم را غبارى مى‏پوشاند، روزى هفتاد مرتبه از درگاه خدا آمرزش مى‏طلبم. لذا پیغمبر هم به استغفار نیاز دارد. ابتدای راه خدا با استغفار است، انتهایش هم با استغفار است. در عرفان سه نوع فتح داریم؛ فتح قریب، فتح مبین و فتح مطلق. فتح مطلق همان توحید ذاتی است که بالاترین درجۀ فتوحات عرفا و قرة العین عرفاست. در سورۀ نصر می خوانیم: «إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ، وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا، فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا[5]». بعد از اینکه شما به فتح مطلق و توحید ذاتی دست پیدا کردی، نباید عُجب بگیردت؛ باید چند کار انجام بدهی؛ اول تبسیح؛ «فَسَبِّح»؛ دوم تحمید؛ «بِحَمْدِ رَبِّك». سوم «وَاسْتَغْفِرْهُ»؛ استغفار. استغفار انسان را به قلۀ توحید می رساند. دلیل اینکه سلاطین و حکّام جُور این همه به مردم ظلم می کنند همه به خاطر عُجب و خودبینی است. برای این است که استغفار ندارند، خودشان را بالا می بینند. این گناهی است که همه را تهدید می کند. در روایت هست که: «النّاس کُلُّهُم هَالِکوُن إِلَّا العَالِموُن، و العَالِموُن کُلّهُم هالکون إلّا العَامِلُون، وَ العَامِلُون کُلُّهُم هَالِکوُن إِلّا المُخلَصون، وَ المُخلَصون في خَطَرٍ عَظيم». همۀ مردم هلاک می شوند مگر آنهایی که علم داشته باشند. همۀ علما هلاک می شوند مگر آنهایی که عمل کنند. همه آنهایی که عمل می کنند هلاک می شوند مگر آنهایی که مخلص باشند. مخلصین هم باز «في خَطَرٍ عَظيم» هستند. راه خیلی دشوار است. تازه خطری که مخلصین و واصلین درگاه خدای تبارک و تعالی در معرض آن هستند خیلی بالاتر از آدم های معمولی است. لذا مولوی می فرماید: «لاجرم آن کس که بالاتر نشست / استخوانش سخت تر خواهد شکست».

شاه کلید | ریشه گناه | عصمت

استغفار مقام بسیار بزرگی است. هم کلید است، هم شاه کلید. تمام گناهان با استغفار حل می شود. تمام مشکلات با استغفار حل می شود. یکی از اساتید می فرمود هر مشکلی که داشتید، شب موقع خواب با صدای بلند در خانه اذان بگویید، هفت بار سورۀ «إنّا أنزَلنا» را با صدای جهر بخوانید، بعد هفتاد بار بگویید «أستغفر الله ربّی و أتوب إلیه». تا چهل شب. اگر مشکلتان حل نشد یقه من را بگیرید. رفت محضر پیامبر اکرم عرضه داشت: آقا خانه ندارم؛ حضرت فرمود: استغفار کن. گفت: آقا شغل ندارم؛ حضرت فرمود: استغفار کن. گفت: ازدواج نکرده ام؛ حضرت فرمود: استغفار کن. هر چی گفت حضرت فرمود استغفار کن. استغفار با توبه فرق دارد. استغفار از توبه عمیق تر است. توبه سبب می شود که آن گناه توسط خدا پاک شود. اما استغفار سبب می شود آن ظلمتی که باعث گناه می شود از بین برود. استغفار درجۀ بالاتری از توبه دارد. شاه کلید است. نه تنها گناه را پاک می کند، بلکه ریشه هایی که سبب گناه می شود را هم پاک می کند. یک اعمالی هست که به انسان عصمت می دهد. در روایت مبارکه دارد، کسی که بعد از نماز عصر روز جمعه صد بار بگوید: «أستغفر الله ربّی و أتوب إلیه»، تا غروب از گناه مصون می ماند. نه تنها گناه انسان پاک می شود، بلکه سبب می شود که اصلاً گناه نکند. ما قدر استغفار را نمی دانیم. هر چیزی با استغفار حل می شود؛ ما درست استغفار نمی کنیم، استغفار را با کیفیت به جا نمی آوریم.

استغفارِ خالی | نفاق

شخصی گناهی مرتکب شد و گفت «أستغفر الله ربّی و أتوب إلیه». امیرالمؤمنین علیه السلام آنجا تشریف داشتند فرمودند: «ثَکِلَتْکَ أمُّک». مادرت به عزایت بنشیند. گناه کرده ای، هتک ستر خدا را کرده ای، پرده عصمت را از بین برده ای و آن وقت فقط می گویی «أستغفر الله ربّی و أتوب إلیه»؟! شاید دلیل اینکه حضرت می گوید «ثَکِلَتْکَ أمُّک» این باشد که این استغفارِ خالی، نه تنها کار را درست نمی کند بلکه انسان را در معرض نفاق و ریاء قرار می دهد. کسی که گناه می کند و بعد استغفار می کند مثل کسی است که نعوذبالله خدا را به استهزاء گرفته؛ دین خدا را به استهزاء گرفته. یک چنین کسی اصلاً توبه اش قبول نمی شود؛ بلکه خود آن استغفار را برایش گناه می نویسند.

مقدمات| تعقیبات | نماز کامل

 ما یکی از اشتباهات ما این است که غروب آفتاب که می شود یک دفعه بلند می شویم، شروع می کنیم به خواندن نماز مغرب و عشاء. خب معلوم است این نماز، نماز نمی شود. هر چیزی یک مقدمات و شرایطی دارد. یک معداتی[6] دارد؛ رفعِ موانعی دارد که باید آنها را درست کرد. لذا لازم است نیم ساعت، یک ساعت قبل از نماز انسان مهیّای آن شود. خداوند متعال می فرماید: «وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا[7]». یعنی قبل از نماز باید مشغول عبادت باشی تا نمازت نماز شود. عرفاء می گویند بالاترین نمازها نماز ظهر است. در روایت مبارکه دارد که اگر کسی یک ساعت صبح و یک ساعت ظهر عبادت کند، خداوند تمام حاجاتش را می دهد. در روایتی می فرماید: اگر نمازی تعقیبات نداشته باشد بالا نمی رود. حتی در روایت هست که: بعضی از افراد هستند نماز می خوانند ولی برای تعقیبات بلند می شوند می روند؛ اینها منافق اند. بالاخره نماز یک مقارنات و مقدمات و مؤخرات و شرایطی دارد. این نافله ها که خواندنش مستحب است برای این است که نماز ما را کامل کند. بله اگر کسی یک سجدۀ درست انجام بدهد، تمام کمالات را طی می کند. اگر کسی دو رکعت نماز برای خدا بخواند، تمام گناهان گذشته و آینده اش بخشیده می شود. ولی مسئله اینجاست که چگونه آن دو رکعت نماز را بخوانیم؟

دولت محترم | حقوق های نجومی را رسیدگی کنید

امام مبدأ ظهور امام زمان شد و زمینه سقوط استکبار را فراهم کرد. آمریکا در سوریه سقوط کرد، در عراق سقوط کرد، در لبنان سقوط کرد، ان شاء الله به زودی در یمن هم ریشه کن می شود. اینها به این خاطر است که ما ولایت فقیه داریم، مملکت اسلامی داریم، اما قدرش را نمی دانیم. مشکل ما این نیست که نظام نداریم، مشکل ما این نیست که رهبر نداریم؛ خدا همه چیز به ما داده. ولی ما قدرش را نمی دانیم. الان غالباً به حرف های رهبر گوش نمی دهند. مقام معظم رهبری فرمودند اقتصاد مقاومتی، اما عمل نکردند. فرمودند برجام به درد ما نمی خورد؛ گوش نکردند. هنوز هم که هنوز است دنبال برجام اند. در مورد حقوق های نجومی چقدر صحبت کردند. الان اصلا خبر نداریم اینها چه قدر حقوق می گیرند! کدام حرف رهبر را گوش دادند؟ می بینید، ما رهبر داریم، قدرش را نمی دانیم. دولت ما محترم است، ما نمی خواهیم آنها را تضعیف کنیم ولی اشتباهاتشان که دیگر مثل روز مشخص است. وقتی مقام معظم رهبری می آیند می فرمایند حقوق های نجومی را درست کنید چرا رسیدگی نمی کنید؟ چرا شفاف سازی نمی کنید. بیایید بگویید هر مسئولی چقدر می گیرد؟ خدا امام را رحمت کند، تمام دارایی اش را رسیدگی کردند، یک قِران اضافه نشده بود، کم هم شده بود! آیا مسئولین ما اینطوری هستند؟ ما قدر این نظام را نمی دانیم. تمام کارهای ما ناقص است. استغفارمان هم ناقص است. استغفار باید کامل باشد. مشکل ما این نیست که صد رکعت نماز مستحبی نمی خوانیم، مشکل ما این است که دروغ در زندگی ما راه پیدا کرده. گناه چشم جلوی نمازمان را گرفته. گناه زبان جلوی نمازمان را گرفته. گناه شکم جلوی نمازمان را گرفته. «لا إله» درست نشده تا «إلا الله» بیاید. این را باید درست کنیم. این را که درست کنیم صد رکعت هم می خوانیم..

اولین مرتبه استغفار | پشیمانی | غضّ بصر

فرمود اولین مرتبه استغفار ندم و پشیمانی است. ما معمولا فکر می کنیم پشیمانی داریم، ولی کو؟! همین مرحله اول استغفار را هم نداریم. ما گناهانمان را خوب می بینیم، چطور پشیمان شویم؟! در روایت مبارکه می فرماید: در آخرالزمان مردم امر به معروف که نمی کنند هیچ، نهی از منکر که نمی کنند هیچ. امر به منکر و نهی از معروف می کنند. معروف را منکر می بینند و منکر را معروف می بینند، مشکل اینجاست. ما در همین اولین مرتبه گیر کرده ایم. در همین مرحله ندم و پشیمانی مانده ایم. ما اول باید گناهانمان را بشناسیم که از آن پشیمان شویم، اول باید گناهمان را گناه بدانیم که از آنها استغفار کنیم، ما گناهانمان را گناه نمی دانیم. وقتی انسان به گناهش توجه نمی کند، استغفار نمی کند، به دینش عمل نمی کند، معرفتش از بین می رود، حجاب های ظلمانی روی قلبش را می گیرد، کور و کر و گنگ می شود. دیگر چطور گناهانش را ببیند؟ کسی که کور است چطور می تواند تشخیص دهد؟ نمی تواند گناه را از غیر گناه تشخیص دهد. آیا نگاه های ما همه پاک است؟ ما شهوت نگاه نداریم؟ اهل بیت معمولا سرشان پایین بود، خیلی کم به امور نظر می کردند. معمولا غضّ بصر داشتند، ما غض بصر داریم؟ ما کجا غض بصر داریم؟! آیا صحبت هایی که می کنیم همه الهی است؟! اگر نگویم همه اش غیر الهی است، همه اش الهی نیست. امام در پیری فرمود من دو رکعت نماز برای خدا نخواندم. آیا ما می دانیم که هنوز دو رکعت نماز برای خدا نخوانده ایم؟ واقعا نماز ما نماز است؟ خدا را شکر باز فرموده اند بنا را بگذارید بر اینکه درست است وگرنه همه نمازهای ما روی هوا است. چرا می گوید: «وَیلٌ لِلمُصَلّین»، چاه جهنم برای نماز گزاران. «الّذینَ هُم عَن صَلاتِهم سَاهُون»، کسانی که حواسشان به نماز نیست، نه اینکه نماز نمی خوانند.، نماز می خوانند اما حواسشان پرت است. البته یک معنای «ساهُون» یعنی آن کسانی که نماز می خوانند اما ولایت ندارند. در روایتی می فرماید: اگر کسی سه هزار سال کنار کعبه نماز بخواند بعد شهید شود ولی ولایت امیرالمومنین را نداشته باشد با صورت به آتش می افتد.

[1] –  نهج البلاغه، حکمت 84

[2] –  سورۀ زمر، بخشی از آیۀ 53

[3] –  نهج البلاغه، حکمت 84

[4] –  سفینه البحار، ج 2 ، ص 322

[5] –  سورۀ نصر، آیات 1 تا 3

[6] – چیزی است که شی ء برآن متوقف است اما در وجود با آن مشترک نیست.

[7] – سورۀ طه، بخشی از آیۀ 130

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *