بسم الله الرحمن الرحیم

بیانات حضرت آیت الله تقوایی حفظه الله تعالی

یکشنبه 98.02.29 – خلاصه شب چهاردهم ماه مبارک رمضان1440

 

اشفاق در وقت / دائم الوضو

گفتیم درجۀ دومِ اشفاق سه مرتبه دارد؛ مرتبۀ اول: اشفاق از تفرقه در وقت بود. اشفاق در وقت، یعنی هر کسی هر مقام و رتبه ای دارد، نگذارد او را از آن رتبه پایین بکشند. اجازه ندهد آن حقیقتی که خداوند به او داده، با توجه به کثرات از بین برود. مراقب باشد سقوط نکند. مرتبه دوم: «وَ عَلَی القَلب أن یُزاحِمَهُ عارضٌ». اشفاق از اینکه عارضی بخواهد بر قلب مزاحمت کند. از این هم باید بترسیم. نباید بگذاریم بر قلبمان عارضی معارضه کند. مرتبه سوم: «وَ عَلَی الیَقینِ أن یُداخِلَهُ سَبَبٌ»؛ سالک باید مواظب یقینش باشد. ابالسۀ وهم و خیال ما را از یقین خارج می کنند؛ از تکیۀ به خدا، از توکل به خدا، از تفویض امر به خدا خارج می کنند. همۀ مشکلات ما برای همین است که نمی توانیم یقینمان را حفظ کنیم. چرا به ما می گویند دائم الوضو باشید، دائم الذکر باشید؟ برای اینکه بتوانیم یقین مان را حفظ کنیم؛ بتوانیم جلوی وهم و خیال مان را بگیریم. یقین مراتبی دارد؛ حق الیقین، عین الیقین، علم الیقین، حقیقة حق الیقین. مرتبۀ والای یقین یعنی تجلی ذات اقدس حق جل و علا. یعنی اسم اعظم خدا. یعنی نور خدا.

 

معلّقات عرش / یقین کامل

«سالها دل طلب جام جم از ما می کرد / آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد». اسم اعظم با ما است، از آن غافلیم. یکی از خصوصیات معلّقات عرش این است که اگر کسی آن را بخواند، یقینش کامل می شود. یقین که کامل شد دیگر خوفی در قلبش باقی نمی ماند. «أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُون[1]». دیگر خوف و ترس وارد آن نمی شود. مگر می شود جایی که خدا تجلی کند خوف و ترس وارد شود؟ محال است. ما می گذاریم در قلبمان شیطان تجلی کند، شیطان را راه می دهیم، در قلب ما نفوذ می کند و گرفتارمان می کند. نباید بگذاریم بر این یقین سببی عارض بشود.

 

فراموشی حقیقت / أحکم الحاکمین

ما تمام عالم را ذوالاثر می دانیم، غیر از خدا. استاد امام فرموده بودند: من نمی گویم موحد شوید، بیایید مشرک شوید! اقلاّ  در گوشۀ قلبتان یک جایی هم برای خدا بگذارید.ما دیگر برای خدا جایی نگذاشته ایم. می گویم: نکند رئیسم دعوایم کند؛ نکند دوستم ناراحت شود،… همه را می بینیم جز خدا. در صورتی که می فرماید: «أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمین[2]». خدا أحکَمُ الحاکِمین است، یعنی وقتی خدا حکم کرد، دیگر حاکمی باقی نمی ماند. «قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُون[3]» بگو خدا، دیگر بگذار هر کاری دلشان می خواهد بکنند. «وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ». مانند کسی نباشید که خدا را فراموش کرده. چه کسی را فراموش کرده؟ خودش را؛ حقیقت وجودی خودش را فراموش کرده. حقیقت وجودی ما خداست؛ این را فراموش نکنیم.

 

مار سبز / زهدِ خبیث

«صُومُوا تَصِحُّوا»؛ روزه بگیرید، خدا به شما بدن سالم می دهد. وقتی امام حسن و امام حسین علیهما السلام مریض می شدند، امیرالمومنین و حضرت زهرا علیهما السلام برایشان روزه نذر می کردند. آن وقت این نَفْسِ مارموز سعی بر منحرف کردن ما دارد. روزه را سبب مریضی می داند. نَفْس مار است. اگر در خواب مار دیدید، این علامت نَفْس است. رنگ های مختلفی هم دارد؛ مثلاً اگر مار سبز دیدید یعنی نَفْستان خودش را به زهد و تقوا می زند. نَفْس ملعون از راه دین وارد می شود. هر کدام از مارها خودشان یک بساطی برای خودشان دارند؛ خدا به دادمان برسد. « نَفْس اژدرهاست او کی مرده است / از غم و بی آلتی افسرده است». ما نفس را دست کم می گیریم. شیطان را دست کم می گیریم. امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: اگر می دانستید شیطان چقدر دور قلبتان می چرخد، حواستان را جمع می کردید. ما فکر می کنیم قلب ما مَطاف ملائکة الله است نه، اینطور نیست. این فکر و خیالاتی که سراغ ما می آید، به خاطر همین شیاطین و اجنّه و ارواح خبیثه است.

 

باطن عالم / ابداع

فرق ابداع و خلق این است که ابداع یعنی ایجاد بدون زمان و مکان. «إنّما أمرُه إِذَا أَرَادَ شَيئًا أَنْ يقُولَ لَهُ كُنْ فَيكُون[4]». باطن عالَم در دست خداست؛ دست وجه الله است. مثل ما نیست که اسیر دنیا باشد. هر چه را بگوید بشو می شود. چون باطن را می بیند. چون آن نور را می بیند. چون روح الله در دستش است. روح من و شما در دستش است. یونس بن ظبیان می‌گوید: با عده‌ای از اصحاب در محضر امام صادق علیه السلام بودیم. به امام گفتم: خداوند در قرآن به حضرت ابراهیم می‌فرماید: «خُذ أربَعةً مِن الطَّیر فصُرهُنّ …[5]». چهار پرنده بگیر و آنها را در هم بیامیز… امام بلافاصله فرمود:آیا دوست دارید همانند کاری که ابراهیم کرد به شما نشان بدهم. ما گفتیم: بله. امام چهار پرنده (طاووس، کلاغ، باز و کبوتر) را صدا زد. آن چهار پرنده در جلوی امام حاضر شدند. سپس دستور فرمود همه را ذبح کردند، پر و بالشان را کندند و آنها را قطعه قطعه کردند و همه را با هم درآمیختند. سپس امام پرنده ها را صدا زد، هر کدام را که صدا می زد بلند می شد! همه پرندگان در حضور امام زنده شدند. چرا؟ چون باطن عالم در دستشان است.

 

توجه به دنیا / اسارت

امروز روایات یقظه را نگاه می کردم؛ حضرت می فرماید: چرا ما از غفلت بیدار نمی شویم؟ خوابیم. یقظه اولین قدم است. یقظه یعنی بیداری. بیدار بشویم که باباجان مسئله چیز دیگری است. ما چون توجهمان به ظاهر است، چون تعلقات به دنیا را قیچی نکرده ایم، اسیریم. اگر انسان همین ها را قیچی کند؛ خودش را به عالم امر بسپارد، کارش دست خدا می افتد. می فرماید: پنج چیز است که «یُفطِرنَ الصّائِم». روزه دار، دیگر روزه نیست. دروغ؛ دیگر روزه ات از بین می رود. سخن چینی؛ روزه را نابود می کند. غیبت. اینها گناهانی هستند که اعمال انسان را حبط می کنند. غیبت چیز بدی است؛ تمام اعمال خوب ما را، حالا عملی هم نداریم، ولی حالا اگر داشته باشیم و نماز و روزه ای خدا لطف کرده باشد همه را می برند برای مغتاب؛ تمام بدی هایش را می آورند برای غیبت کننده. ببینید چه گناه سختی است؛ هیچ چیز برای انسان نمی گذارد.

 

مرکب شب / راه خدا

«إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا[6]». در ایام زندگیتان، زمان هایی را برای نسیم های الهی گذاشته اند؛ خودت را در معرض آنها بینداز. اگر می توانی شبت را زنده کن. امام صادق علیه السلام می فرماید: طی راه خدا بدون مرکب شب محال است. خدایا شبِ ما را زنده کن. ما گرفتاریم؛ خوابیم. باید شبمان را زنده کنیم؛ باید نماز شبمان را درست کنیم. حالا شب نتوانستی، صبح خودت را به مسجد برسان؛ نگذار از دستت برود. اگر نماز صبح را به جماعت بخوانی ثواب این را دارد که تا صبح عبادت کرده باشی. اگر نیایی قلبت می میرد؛ روحت می میرد. باید از نفحات ربّانی حقّ جلّ و علا استفاده کنیم. همۀ عالَم دارند می روند، ما عقب نمانیم. تدبیر عالَم امر دست خداست؛ «یُدَبِّرُ الأمر»؛ خودت را الهی کن. «مَن کانَ لله کانَ الله لَه». کسی که الهی شد، خدا برای او می شود؛ اسم اعظم را به او می دهند؛ هر کاری که بخواهد بشود می شود. «بسم الله» عبد، کلمۀ «کُن» از خداست. عبد وقتی می گوید «بسم الله الرّحمن الرّحیم» هر کاری که بگوید بشو، می شود. به یک شرط؛ «لا تُسکِن فی قَلبِکَ غَیرَ الله». در قلبت غیر خدا را ساکن مکن.

[1] – سورۀ یونس، آیۀ 62

[2] – سورۀ تین، آیۀ 8

[3] – سورۀ انعام، بخشی از آیۀ 91

[4] – سورۀ یاسین، بخشی از آیۀ 82

[5] –  سورۀ بقره، بخشی از آیۀ 260

[6] – بحارالانوار، ج7، ص221

همانا در طول عمر شما، نسیم های الهی وزیدن می گیرد، پس بیدار باشید و خود را در معرض این نسیم ها قرار دهید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *