بسم الله الرحمن الرحیم

بیانات آیت الله تقوایی حفظه الله

خلاصه جلسه اخلاق چهارشنبه – 1398/09/13

دار تدریج / طفره محال است

اگر ما مطالب علما را می خوانیم، به این خاطر است که علما هم از اهل بیت گرفته اند؛ «شَرِّقا و غَرِّبا لَن تَجِدا عِلماً صَحیحاً إلاّ شَیئاً یَخرُجُ مِن عِندِنا أهلَ البَیت»[1]. اگر به شرق و غرب عالم بروید علم صحیحی نمی یابید مگر از نزد ما اهل بیت. اهل بیت تفصیل قرآن هستند؛ قرآن هم اجمال آنها. «الر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِير»[2]. خداوند اعمالش را به دو صورت انجام می دهد؛ اجمالی و تفصیلی. ما قدرت نداریم، یک دفعه، به صورت تفصیلی تمام حقایق در وجود ما بروز پیدا کند؛ لذا دنیا دارِ تدریج است. این اجمال دفعتاً در وجود ما نمایان نمی شود؛ طفره محال است. طفره یعنی ده تا پله را یکی کنیم. مثلاً ما طلبه ها دوست داریم یک دفعه برویم درس خارج؛ این خوب نیست. درست است که اجمال آن در وجودت آمده، ولی چیزی فهمیدی؟ درس باید به خُردِ وجودت برود. بحث های علمی، بحث های عرفانی، بحث های فقهی باید در وجودت تجلی تام پیدا کند. نباید مثل آبی باشد که روی سنگ می ریزندغ چیزی نمی ماند.

مَحوُ المَوهوم / سَهوُ المَعلُوم

کمیل رفت محضر امیرالمؤمنینعلیه السلام  عرضه داشت آقا جان «مَا الحَقیقَة»؛ حقیقت چیست؟ حضرت فرمودند: تو را چه به حقیقت؟! دوباره اصرار کرد – خوب است اصرار کرد؛  بعضی ها تا نمی رسند، می گذارند می روند؛ همان بهتر که بروند، معلوم است اهلش نیستند؛ صلاحیت ندارند، ولی کمیل ماند- حضرت فرمودند: «مَحوُالمَوهوم مَعَ صَحو المَعلوم»[3]. دنیا بما هی دنیا، توهّم است. باید «مَحوُ الموهوم» بشود؛ باید توهّمات کنار برود تا «سَهوُ المعلوم» شود؛ «سَهوُ المعلوم» یعنی انزال دفعی؛ انزال حقیقت اجمالی. تا نَفْست را آماده نکنی، روحت صلاحیت انزال دفعی را پیدا نمی کند. تا آن حقیقت دفعی نیاید، نَفْس صلاحیت بروز پیدا نمی کند. یعنی شما باید دو قوس را طی کنی؛ اول باید نَفْس و بدن را پاک کنی؛ موهومات را کنار بزنی؛ موهومات که کنار رفت، پرده ها کنار رفت، خدا نمایان می شود؛ اهل بیت نمایان می شوند. آنجا حقیقت وجودی ات را به تو می دهند؛ به صورت دفعی. بعد به تدریج در طول زمان آن حقیقت اجمالی را بروز می دهی.

بیراهه / علّت غیبت

می گوید چرا رهبری اقدام نمی کند؟! خب شما خودتان رأی دادید. رهبر چه اقدامی کند؟ یعنی بر علیه مردم اقدام کند؟!این فکر بیراهه است. ما باید بینش مان را بالا ببریم. ما باید خودمان را درست کنیم. چرا ائمه از نظر غایب شدند؟ برای اینکه ما مشکل داشتیم؛ ائمه که مشکل نداشتند؛ همه چیز را می دانستند. الان مقام معظم رهبری چه قدر تاکید می کند که مذاکره با آمریکا فایده ندارد؛ با اروپا هم فایده ندارد؛ تحریم هم نمی تواند کاری کند؛ باید به خودمان تکیه کنیم، ولی باز بعضی ها می روند دنبال مذاکره. این راه غلط است، بیراهه است. نسبت به ما هم همینطور است؛ ما هم باید مواظب باشیم بیراهه نرویم. حقیر خیلی ها را می شناختم که در بعضی از راه های باطنی قدرتهایی پیدا کرده بودند، ولی اسیر و گرفتار شدند؛ چون راهشان درست نبود؛ هنوز محو الموهوم نکرده بودند.

دیر رسیدن /  استحکام

بعضی ها یک چیزی را خیلی راحت پیدا می کنند، ولی زود هم از دستش می دهند. ولی بعضی ها سخت به دست می آورند؛ کم کم به دست می آورند، اولاً خیلی قوی می شوند؛ به تمام زوایا احاطه پیدا می کنند، ثانیاً خیلی برایشان ارزش دارد؛ به راحتی آن را از دست نمی دهند. در روایت دارد اگر حفظ کردن قرآن برایت سخت است خیلی ثوابت بالاتر از کسانی است که راحت حفظ می کنند. ما خیلی اوقات دیدمان اشتباه است؛ فکر می کنیم حتما باید زود برسیم. در حالیکه آنهایی که زود می رسند، معمولا مستحکم نمی شوند. لذا اصلاً از طول کشیدن راه نترسید.

شیعیان / سِلم 

حذر سه مرحله دارد؛ اولین مرتبه از مرحلۀ سوم: «إشفاقٌ یَصونُ سَعیُهُ مِنَ العُجب»؛ سعی اش را از عُجب حفظ کند. دوم: «وَ یَکُّفَ صاحِبَهُ عَن مُخاصَمَة الخَلق»؛ صاحبش را از مخاصمه با خلق حفظ کند. ما معمولاً با خیلی ها عناد داریم. تا یک نفر ما را اذیت می کند، پا روی دم ما می گذارد، کینه پیدا می کنیم. کسی که در راه خدا می رود نباید کینه داشته باشد؛ حتی به دشمنانش؛ حتی به دشمنان دین. غضب خدا هم از روی رحمت است. «یَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَه»[4]. یک نفر داشت شامی ها را نفرین می کرد، امام علیه السلام فرمود چرا نفرین می کنی؟ گفت همین ها بودند که ابی عبدالله علیه السلام را شهید کردند. حضرت فرمود اول بگو: خدایا اگر قابل هدایت هستند هدایتشان کن، اگر نیستند نابودشان کن. ما هم می گوییم خدایا اینهایی که دارند به مردم خیانت می کنند اگر قابل هدایت اند اول هدایتشان کن، اگر نیستند با صورت بیندازشان به جهنم. در روایت دارد «شیعتُنا سِلم». شیعیان ما سِلم اند؛ اول از در دوستی وارد می شوند.

مذاکره / انظلام

می دانید چرا کسی که به طرف خدا می رود با خلق مخاصمه ندارد؟ به خاطر اینکه همه را معذور می بیند. فقط خودش را ناحق می بیند؛ می گوید خدایا من عذری ندارم، من وجودم تقصیر است؛ اما نسبت به دیگران عذر می تراشد. ولی این نافی این نیست که با هر کسی آنطور معامله کند که شرع گفته؛ حکم شرعی را در مورد او پیاده کند. شیعه سلم است، مخاصمه ندارد، ولی نه اینکه دشمن بیاید در یمن و عراق آدم کشی کند؛ جنایت کند، باز هم بگوییم مذاکره! این  دیگر سلم نیست؛ ذلّت است؛ این نابود کردن دین است. «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ».[5]  نباید در مقابل دشمنان دین کوتاه آمد. هر صفتی یک افراط دارد، یک تفریط. مخاصمه هم یک طرف افراط دارد؛ طرف افراطش این است که زیاده روی کند، خشونت طلبی کند. در روایت دارد حتی اگر یک سگ به تو حمله کرد، اگر می توانی با یک چوب دفعش کنی جایز نیست او را بکشی. مخاصمه هم یک حدی دارد؛ افراطش دارد که انسان زیاده روی کند مثل همین وهابی های ملعون، مثل داعش. یک طرف تفریط؛ که انسان به ذلت بیفتد؛ در مقابل دشمنان کارش به انظلام بکشد. انظلام خیلی چیز بدی است؛ انظلام یعنی ظلم پذیری. تمام این بلاهایی که در عراق و سوریه، در کشورهای اسلامی بر سرمان می آید به خاطر این انظلام است.

کیفیت عمل / نافله

درجه سوم: «وَ یَحمِلُ المُریدَ عَلی حِفظِ الحَد»؛ مرید را وادار کند به حفظ حدود. می گوید چرا قدرتش را ندارم نماز بخوانم؟ چون بی مبالاتی  می کنی؛ چون به حدود خدا اهمیت نمی دهی؛ به نافله اهمیت نمی دهی. اگر به نافله ات اهمیت بدهی، نماز واجبت را هم سر وقت می خوانی. در روایت دارد کسی که نماز شب نمی خواند اصلا از ما اهل بیت نیست. بعضی ها می گویند، فقط وظائف؛ این درست نیست. یک بحثی است در فقه؛ دو جزء قرآن بدون وضو بخوانید، بهتر است، یا یک جزء با وضو؛ کدام مقدّم است؟  بعضی از علما می گویند دو جزء قرآن بدون وضو بهتر است؛ چون بیشتر خوانده ای. اما بعضی از علما می گویند نه، وضویت را بگیر، همان یک جزء را بخوان. به نظر ما هم همین درست است. روایت صریحه داریم «كُونُوا عَلي قَبُول الْعَمَلِ اَشَدَّ عِنايةً مِنكُم عَلَي الْعَمَل»[6]. به زیادت خیلی کاری نداشته باشید. زیادت خوب است ولی کیفیت مهمتر. در روایت مبارکه می فرماید، تعقیبات و نافله نماز برای جبران کردن نقص نمازهای واجب است. وقتی نماز نافله نداشته باشی نماز واجبت هم قبول نمی شود؛ چون ناقص است. می گوید چه کار کنم؟ می گوید فقط نماز واجب. خُب این بنده خدا مانده چطور نماز واجبش را بخواند. راهش همین است؛ بگو نافله؛ ده دقیقه قبل از اذان وضو بگیر، عطر بزن، با لباس تمیز بنشین سر سجاده. نمازهای نافله ای را که نخواندی، بخوان. تازه نماز واجبت درست شود.

کنترل / افسار نفس

سعی کنید افسار نَفْسِتان را در دست بگیرید. ما نَفْسمان را رها می کنیم. می خواهیم غذا بخوریم، رهایش می کنیم، هر کاری دلش خواست بکند. می خواهیم نگاه کنیم رهایش می کنیم، چشم هر کاری خواست بکند. می خواهیم صحبت کنیم رهایش می کنیم، زبان هر چه می خواهد بگوید. کنترل نداریم. ولی اگر توانستی سعی کن روی تک تک اعضا و جوارحت کنترل داشته باشی؛ بر تک تک قوای طبیعی کنترل داشته باشی؛ قوه باصره، سامعه، ذائقه، لامسه، حتی شامّه؛ حتی به شامه ات هم دقت کن. نسبت به همه باید مراقبه داشته باشیم.

ترس از نگاه / تقویّت اراده

ما ترس از نگاه هایمان نداریم؛ برای همین حفظ حدود نمی کنیم. در نگاه و سخنان مان ترس نداریم؛ بی خیالیم. از چیزهایی که می شنویم ترس نداریم. باید اشفاق داشته باشی تا وادارت کند به حفظ حدود؛ وادارت کند به احتیاط. احتیاط به تو قدرت می دهد؛ اراده ات را قوی می کند. هر چه روی اراده ات کار کنی، قوی تر می شود. باید تمرین کرد؛ روی چشمت باید کار کنی، روی زبانت باید کار کنی، نباید یله و رها باشد. باید از اعمالمان یک ترسی داشته باشیم؛ از نگاهمان بترسیم، از صحبت مان بترسیم، از خوردن مان بترسیم؛ چی داریم می خوریم، اگر اینطور شد، «وَ یَحمِلُ المُریدَ عَلی حِفظِ الحَد»؛ شما را وادار می کند که حدود را اجرا کنید.

زیر چتر ولایت

بعضی از صوفی ها خودشان را زنجیر می کردند، با زنجیر چهارصد رکعت نماز می خواندند؛ ولی این به چه درد می خورد؟ انسان چهارصد رکعت نماز در اسرائیل بخواند، به چه دردی می خورد؟ بیشتر به جهنم می رود. بله هزار رکعت نماز امیرالمؤمنین علیه السلام بخواند، خیلی خوب است؛ چرا؟ چون زیر چتر ولایت است. ولایت خیلی مهم است. خطوط قرمز هر کدام یک قدرتی دارد، ولی خط قرمز ولایت از همه شدیدتر و مهمتر است. اگر شما واجبات حتی نمازت را که ستون دین است نداشته باشی، ولی ولایت را داشته باشی، نمازت هم درست می شود. ممکن است من دنبال ذکر بروم ولی نه برای ولایت؛ برای خودم، برای منیّت. لذا جایش که می رسد مخالفت می کنم. لذا از همه مهمتر ولایت است.

[1] –  كافى، ج 1، ص 399

امام باقر علیه السّلام فرمودند: اگر به شرق یا غرب عالم بروید، دانش صحیحی نمی‌یابید مگر آنچه از نزد ما اهل‌بیت بیرون می‌آید.

[2] –  سورۀ هود، آیۀ 1

[3] –  ابن منظور، ج 7، ماده صحو

[4] –  جوشن کبیر

[5] –  سورۀ فتح، بخشی از آیۀ 29

[6] –  بحارالانوار، ج 71، ص 173

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *