بسم لله الرحمن الرحیم

بیانات آیت الله تقوایی حفظه الله

خلاصه جلسه اخلاق چهارشنبه – 1398/10/04

انتقال / نور اسفهبدیه

یکی از درجات اشفاق این بود که سبب شود انسان مخاصمه با مردم را ترک کند. در روایتی آمده: کسی که مخاصمه را پیشه خود کند، دینش را از دست می دهد؛ آنقدر جلو میرود، تا خدا دینش را از او می گیرد. از آن طرف کسی که یک کار خوبی انجام دهد، نقطه سفیدی در قلبش ایجاد می شود و خدا مدام آن را زیاد می کند، تا تمام وجودش را پر می کند. نوری است به نام «نور اسفهبدیه» بعضی از عرفا می فرمایند: نور اسفهبدیه همان وجه الله است که کل عالم را پر کرده؛ «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحَاهَا»؛ اگر انسان یک عمل خوب انجام دهد و آن را دنبال کند، به آن نور می رسد. ما به جای اینکه ببینیم خدا به ما چه چیزی داده، آن را بگیریم و جلو برویم، برعکس عمل می کنیم؛ دنبال خصومت می رویم. می گوییم خدایا چرا زمین خوردم، چرا دعایم را مستجاب نکردی. نگاه نمی کنم چرا مستجاب نشد؟ چه دعایی بود؟ اصلاً شرایطش را داشتم؟ یکی از شرایط دعا مال حلال است. یکی از شرایط دعا، اصرار بر دعاست. دعا خیلی شرایط دارد.اینها را نمی بینیم به جنگ خدا می رویم، آرام آرام دین مان را از دست می دهیم؛ می رسیم به انتقال؛ انتقال یعنی برگشت از دین. خیلی بد است که انسان نقطه های ظلمانی وجود خودش را به خدا نسبت دهد. از آن طرف مگر می شود خدا ندهد؛ «الدُّعاءُ استجابة»؛ خود دعا استجابت است. در روایت دارد خدا حیا می کند دستی را که برای دعا بالا رفته رد کند.

گوش الهی / بصیرت

خیلی اوقات ما خصومت می کنیم، اما حواسمان نیست. راه را گم کردیم. بصیرت نداریم. می خواهید بصیرت پیدا کنید باید گوشتان را درست کنید. امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: «فَإِنَّمَا الْبَصِيرُ مَنْ سَمِعَ وَ تَفَكَّرَ وَ نَظَرَ وَ أَبْصَرَ وَ انْتَفَعَ بِالْعِبَرِ»؛ مومن چهار تا گوش دارد؛ دو تا گوش ظاهری، دو تا گوش باطنی. البته یک گوشی هم هست که شیطانی است؛ «إِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ»؛ شیاطین هم الهام می کنند. گوش بعضیها شیطانی است. به خطورات شیطانی سریع جواب میدهند. این گوش را باید بست، باید از بین برد. اما یک گوشی هم هست که الهی است؛ خطورات الهی را می فهمد؛ «شِیعتُنا مُفهَّمُون مُحدَّثُون»؛ شیعیان ما از عالم بالا مطالب برایشان الهام می شود، می فهمند. «إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ»؛ آنهایی که  می شنوند، جواب خدا را می دهند و می توانند راه خدا را طی کنند. باید گوشَت را بازکنی و الّا خصومت کلّ دینَت را از بین می برد. نتیجه خصومت می شود انتقال.

علامه دهر / عجله

ما فکر می کنیم علامه دهریم؛ نه بابا جون حتی اگر استاد الاساتید هم هستی، شیخ الفقها والمجتهدین هم هستی، باز ببین شاگردت چه می گوید؛ شاید او درست می گوید. اگر گوشمان را باز نکنیم، راه خصومت باز می شود. یکی از دلایل اینکه ما با هم خصومت داریم این است که اول همدیگر را درک نمی کنیم؛ گوش نمی دهیم تا بخواهیم درک کنیم. هنوز صحبتهای طرف تمام نشده می پریم تو حرفش. آدم باید ببیند طرف چه می گوید؛ کامل حرفش را متوجه شود، همین نصف کار را حل میکند. پس راه بصیرت این است؛ اول گوش؛ «مَنْ سَمِعَ». دوم: «وَ تَفَكَّرَ»؛ وقتی شنید تفکر کند. یکی از خصوصیات نفس عجله است. عجله کار شیطان است. از امیرالمومنین علیه السلام روایت است: که نفس همان شیطان است و کار نفس هم عجله است. ما باید در آن چیزهایی که می شنویم، در آن چیزهایی که می خوانیم تفکر کنیم.

تعلیم و تعلّم / فکر

 تفکر یعنی تمام اموری را که با آن مواجه می شویم، با قوانین کلیه الهیه و عقلیه تطبیق دهیم.حاج ملا هادی سبزواری می فرماید: «الفکر حرکة إلی المبادی و من المبادی الی المراد»؛ چطور از مبادی به مراد برسیم؟ برای رسیدن به مراد باید تمام قوانین را حاضر کنید. اگر حفظ هم نیستید، با مراجعه به کتب، با مراجعه به علما، آن را حاضر کنید. ماهیت تفکر، گشتن و جستجو در قوانین و قواعد کلیه است، تا بتوان مجهولات را در بین معلومات پیدا کرد. «إِنَّ اَلتَّفَكُّرَ يَدْعُو إِلَى اَلْبِرِّ وَ اَلْعَمَلِ بِه»؛ تفکر ما را به خیر می رساند. خیر هم یکی از اسماء خداست. یعنی تفکر ما را به خدا می رساند. چرا تفکر ما را به خدا می رساند؟ چون اولین تجلی خدا در بین مخلوقات عالم عقل است؛ «اول ما خلق الله العقل ثم قال له اقبل فاقبل ثم قال له ادبر فادبر». هر وقت دیدید یک مسئله ای با قوانین عقلی منطبق شد بدانید به خدا رسیدید، بدانید به خدا وصل شدید. حالا چطور دنبال تفکر برویم؟ چطور قدرت بر تفکر پیدا کنیم؟ با تعلیم و تعلم؛ تعلیم و تعلّم را برای همین گذاشته اند و الا انسان خودش چیزی ندارد. وقتی انسان به خدا برسد، خودش را در مقابل خدا قرار دهد، چیزی ندارد. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هم می فرماید: خدایا من در مقابل شما چیزی نمی دانم. امیرالمومنین علیه السلام هم همین را می فرماید. هیچ کس در مقابل خدا چیزی ندارد.

نماینده مجلس / اهل نظر و تطبیق

 سوم: «وَ نَظرَ»؛ نظر کند. «نظر» با تفکر فرق دارد؛ «نظر» یعنی در جزئیات مسائل دقت کند. الآن می خواهید در انتخابات شرکت کنید، باید به کسی رأی بدهید که اهل تفکر باشد، نه اهل جهالت، نه اهل حماقت. اهل علم باشد. از همه مهمتر اهل نظر باشد؛ خیلی ها عالم هستند، ولی در تجربه و نظر ضعیف اند. اهل تطبیق نیستند، خبره نیستند. خدا هم علیم است، هم خبیر؛کوچکترین جزئیات را می داند. تمام مصادیق قوانین کلیه در نزدش حاضر است. «وَمَا یَعْزُبُ عَن رَّبِّکَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّةٍ فِی الأَرْضِ وَلاَ فِی السَّمَاء»[1] یک مثقال ذره، از علم خدا وند متعال خالی نیست ، پلک به هم بزنی می بیند. خیلی ازکسانی که اهل علم و اهل تفکر هستند، حقایق کلیه را می دانند ولی در جزئیات مشکل دارند.

رهبری / اعلم / خبره

ما باید قوۀ تشخیص داشته باشیم، مصادیق را بشناسیم، رصد کنیم. ذره بین باشیم، مسائل را ریز و دقیق ببینیم، تأمل کنیم. بنویسیم؛ نوشتن خیلی مهم است. زیادت ها و نقصانها را بنویس. هر روز بررسی کن، ببین چه چیز تو را به خدا نزدیک می کند، درستش کن. چه چیز شما را از خدا دور می کند، درستش کن. اگر می خواهید بصیرت داشته باشید باید قدرت تطبیق داشته باشید. صِرف شناخت قوانین کلیه به درد نمی خورد، یکی از دلایل اعلمیّت مقام معظم رهبری همین است؛ ایشان در مسائل ریز و دقیق جامعه کار کرده، زحمت کشیده. خیلی از فقها فقط در قوانین کلیه کار می کنند، این کافی نیست.

بلاء / الطاف خفیه

 بصیرت چه ربطی به خصومت دارد؟ اگر ما بصیرت نداشته باشیم، نمی توانیم خصومت را شناسایی کنیم،  فکر می کنیم در مقابل خدا حق می گوییم؛ می گوییم چرا حاجت من را ندادی. چرا من را در بلا انداختی. حقیقت بلا را نمی بینیم. بلا دو تا خوبی دارد، اول: به یادتان می اندازد چه گناهی را مرتکب شدید. می فهمید چرا زمین خوردید. اشتباهتان را پیدا  می کنید، بصیرت پیدا می کنید. دوم: بلا گناهانتان را پاک می کند، بلا نعمت خفیه خدا است، چقدر گناهان با این بلا پاک میشود. چه مقاماتی پیدا می کنید؛ «أَلْبَلآءُ لِلْوِلاءِ»؛ هر که در این بزم مقرب تر است / جام بلا بیشترش می دهند؛ به شرط اینکه راضی باشید، صبور باشید، شکر کنید.

برجام / درس عبرت

 چهارم: «فَاَبصَرَ فَاَعتَبَرَ»؛ بصیرت پیدا کنید و عبرت بگیرید، از اول تشکیل جمهوری اسلامی چقدر فتنه بوده، چرا دوباره زمین خوردیم، چرا عبرت نگرفتیم؟ چرا نمی فهمیم اروپا و آمریکا برای ما کاری نمی کنند. اینها یک مشت جنایت کار هستند، این چیز واضحی است، تجربه هم نشان داده. شما برجام را نگاه کنید، پارلمو، اف ای تی اف ، سی اف تی را نگاه کنید، کدام یک از اینها کار را درست کرده. یکی را نشان بدهید به درد مردم خورده باشد. ما نباید به اینها تکیه کنیم. باید به مردم خودمان تکیه کنیم. به متخصصین حزب اللّهی خودمان تکیه کنیم. به واسطه تکیه به داخل است که توانستیم پهباد آمریکا را بزنیم. الآن پیشرفته ترین تکنوژی های عالم دست آمریکا و چند کشور اروپایی است، ولی اینها از بچه های حزب اللّهی ما شکست خوردند..

-[1] (سوره یوسف آیه 61)

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *