بسم الله الرحمن الرحیم

سخنرانی آیت الله تقوایی حفظه الله

خلاصه شب هشتم ماه مبارک رمضان – 1399/02/12

قدردانی

اصولاً ما همه چیز داریم ولی قدر آن را نمی‌‌دانیم. وقتی یک پدر فرزندش را به مدرسه می‌فرستد، این را می‌داند که بچه اش کتاب و دفتر و خودکار می‌خواهد و همۀ اینها را برایش تهیه می‌کند. خداوند، عالِم به گذشته و آینده است و همه چیز ما را می‌داند. نه تنها به همۀ وجود ما عالِم است بلکه خِبرِه است. خِبرِه یعنی لطیف‌ترین و ریزترین مسائلِ ما را می‌داند. کوچکترین خطوری در قلب بگذرد، خدا می‌داند. برای همۀ مسائل ما برنامه ریزی کرده است. خداوند همه چیز به ما داده است؛ هر چیزی که در طی کردن راه خدا لازم داریم به ما داده است؛ ولی قدر آن را نمی دانیم؛ باید قدرش را بدانیم. باید نوکری مان را بکنیم؛ باید حرکت کنیم؛ باید شکر کنیم.

حمد در دعای افتتاح

توصیه می کنم دعای افتتاح را حتماً بخوانید. حقایقی را که خداوند به ما عنایت ‌می‌کند یک مسئله اعتباری نیست. دعای افتتاح دعای شروع سیر و سلوک به‌ سوی خدا است. یعنی‌چه؟ یک معنایش این است که وقتی می‌خواهیم به سمت خدا برویم باید آن را بخوانیم و بعد شروع کنیم. ولی یک معنای بالاتر آن این است که وقتی این دعا را بخوانی، خدا برای رفتن آماده ات می‌کند؛ تمام وسائل و امکاناتی که در وجودت برای حرکت لازم است را ایجاد می‌کند. لذا دعای افتتاح را حتماً بخوانید. خصوصیت این دعا چیست؟ بیشتر عبارات این دعا با الحمدلله آغاز می‌شود. حمد هزاران مرتبه دارد. یک مرتبۀ حمد، حمدِ نورِ اطلاقیِ خدا در مقامِ ذات نسبت به خودش است. حمدِ ذاتِ اقدس حق که لایتناهی و بِما لایتناهی است، نسبت به ذاتِ اقدس خودش. یک مرتبه دیگر حمد توجه به ذات اقدس خودش در مقام احدیت مطلقه است. تمام خیرات عالم از توجه خدا به خداست. یعنی وقتی خداوند به کمالات ذاتی و علمِ خودش توجه می‌کند، در واقع به علم خودش توجه می‌کند و علم بروز پیدا می‌کند. وقتی به حیات خودش توجه کند، حیات در عالم بروز پیدا می‌کند. وقتی به نور خودش توجه کند، نورانیت در عالم بروز پیدا می‌کند. این حمد چه قدر چیز خوبی است. لذا در آیات قرآن می‌فرماید: «هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَه[1]». «هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُون[2]». خودِ خدا دارد خودش را حمد می‌کند. تمام عالم به واسطۀ اینکه خدا خودش را حمد می‌کند ایجاد می‌شود. حمد عجب برکاتی دارد. نِق نزنیم و بیشتر شکر و حمد کنیم. پس دعای افتتاح را بخوانید چون حمد خداست؛ یعنی شما را محمود می‌کند؛ یعنی راه را باز می‌کند.

مداومت در خواندن آیات حشر و حدید

یک مرتبۀ دیگر از حمد، توجه به دو مقام اسماء و صفات اجمالی و اسماء و صفات تفصیلی است. حتماً و حتماً و حتماً شش آیۀ اول حدید و چهار آیۀ آخر حشر را بخوانید و مداومت داشته باشید. امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند: تمام کمالاتی که خداوند به من داده از برکت این ده آیه است. وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند تمام کمالاتی که خدا به من داده از این ده آیه است، در واقع تمام کمالاتی که خداوند به تمام عالمیان داده است از این ده آیه است؛ چون حضرت علی علیه السلام منشأ تمام کمالات عالم است. «یا علی گفتیم و عشق آغاز شد». حالا این ده آیه چیست؟ خلاصۀ این ده آیه اسماء و صفات ذاتی، صفاتی و فعلی است. بهرۀ انبیاء و اولیاء از عالَم، تجلیات ذاتی، صفاتی و فعلی است.

شرافت پیغمبر و چهارده معصوم بر انبیاء دیگر

چرا پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  و چهارده معصوم علیهم السلام به جمیع انبیاء، اولیاء و اوصیاء شرافت دارند؟ چرا تمام انبیاء، اولیاء و اوصیاء جیره خوار و ریزه خوار سفرۀ امیرالمؤمنین علیه السلام هستند؟ به خاطر اینکه امیرالمؤمنین علیه السلام برای توحید ذاتی، صفاتی و فعلی مَظهر است، ولی انبیاء دیگر غیر از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  و چهارده معصوم علیهم السلام فقط توحید صفاتی را به صورت مقام داشتند و توحید ذاتی آنها به صورت مقام نبوده است. لذا امیرالمؤمنین علیه السلام در آن کلام معجزه آسا می‌فرمایند: «أنا عینُ الله الباصِرَه[3]»؛ من چشم بینای خدا هستم. «أنا اُذُنُ الله الواعیَه»؛ من گوش شنوای خدا هستم. «أنا جَنبُ الله»؛ من همجوار و همسایۀ خدا هستم. أسماء و صفات خداوند به تمامه در امیرالمؤمنین علیه السلام تجلی کرده است. پس تمام انبیاء، ریزه خوار سفرۀ اهلبیت علیهم السلام هستند؛ چرا؟ چون اهلبیت علیهم السلام دارای تجلیات ذاتی، صفاتی و فعلی هستند. یعنی در تجلیات ذاتی، صفاتی و فعلی بر همۀ انبیاء مقدم هستند.

علماء محمّدی

حضرت اباالفضل علیه السلام و حضرت زینب کبری سلام الله علیها جزء علماء محمّدی هستند. وقتی به بعضی می‌گویی مقام حضرت اباالفضل علیه السلام از یک حیثیت از تمام انبیاء غیر از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، بالاتر است تعجب می‌کنند؛ ولی آیت الله بهجت تعجب نمی‌کنند و می‌فرمایند باید هم اینطور باشد؛ چون قلب حضرت اباالفضل علیه السلام محل تجلی قرآن است، ولی قلب حضرت موسی، حضرت عیسی و حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیهم السلام محل تجلی تورات و انجیل است. قرآن کجا، تورات و انجیل کجا. قلب حضرت اباالفضل علیه السلام محل تجلی مستقیم پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و امیرالمؤمنین علیه السلام است. «يا مُحَمَّدُ يا عَلِى، يا عَلِىُّ يا مُحَمَّد، اِکفِيانى‏ فَاِنَّکما کافِيان، وَانْصُرانى‏ فَاِنَّکما ناصِرانِ، يا مَوْلانا يا صاحِبَ‏ الزَّمان[4]». قلب حضرت اباالفضل علیه السلام و حضرت زینب کبری سلام الله علیها مظهر تجلی اینها است؛ محل تجلی قرآن است؛ محل تجلی فرقان است. برای این است که مقامش از همۀ انبیاء قبل از پیغمبر، بالاتر است. قرآن و فرقان یک حقیقت هستند؛ فرقان مقام جمعی و قرآن مقام تفصیل است؛ فرقان مقام فرق و قرآن مقام جمع است.

توجه خداوند به معلومات

یک مقام دیگر حمد، توجه خداوند به معلوماتی که در علمش موجود هست می‌باشد. یعنی به اعیان ثابته، به حقیقت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم، به حقیقت نوری امیرالمؤمنین علیه السلام، به حقیقت نوری انبیاء، اولیاء، اوصیاء و چهارده معصوم علیهم السلام و آنها را در عالم اعیان ثابته و حقیقت علمیه آنها را در علم خدا ایجاد می‌کند؛ حقایق علمیۀ تمام عالم را، ازلاً و ابداً ایجاد کردند. جمیع حقایق نوری و علمی ما را آنجا خلق کردند. برای همین خواجه عبدالله انصاری می‌گوید: همه از آخر می‌ترسند، من از اوّل. ولی من به خواجه عبدالله می‌گویم نترس؛ چون اوّل خوب است و جز خوبی چیزی ندارد؛ ترس ندارد. بدان که خداوند جز لطف برای هیچکس چیزی نمی‌خواهد. همه محفوف به الطاف بی نهایت خدا هستیم. همه خجالت زدۀ الطاف بی نهایت خدا هستیم. در اعیان ثابته یک نکته ای هست، که خیلی مهم است؛ شخصی از بنده پرسید: خداوند هرچه داشته به اهلبیت علیهم السلام داده است؛ پس چرا به ما هیچ چیز نداده است؟ جوابش این است که خدا را شکر که به آنها داده است؛ و چون به آنها داده است، آنها هم به ما می‌دهند. به پیغمبر و ائمه اطهار علیهم السلام داده، آنها هم به ما می‌دهند. آنها مظهر عطا و مظهر جود بی نهایت خدا هستند؛ مظهر رحمت واسعۀ خدا هستند. این هم یک مقام حمد است.

عالم مثال

حمد هزاران مرتبه دارد. بعضی عُرَفا برای حمد بیست مرتبه شمرده اند که فکر کرده اند شقُّ القمر کرده اند! حمد هزاران، بلکه میلیون ها مرتبه دارد. حمد به عدد تمام اَنفُس خلائق مرتبه دارد. این أعیان ثابته و حقایق علمیۀ ما در علم خدا، از خدا تقاضای بروز کردند و خدا آنها را در عالم خارج به فیض مقدس بروز داد. این هم خودش مقام حمد خداست. ما را در عالم عقول ایجاد کرد. این هم حمد است. بعد ما را از عالم عقول در عالم مثال با نور قُدسیه فیض مقدس ایجاد کرد. که این هم مقام حمد است. همۀ اینها مقام حمد خداست. خودِ عالم مثال چه عوالمی دارد؛ ما نمی‌بینیم، فکر می‌کنیم نیست. حتماً و حتماً و حتماً هست. سفارش من به شما این است که حتماً موقع خواب ذکر داشته باشید؛ تا إن شاءالله بیدار شوید و به عالم مثال بروید. اینها عوالمی هستند که خدا برای ما قرار داده است. بعضی ها فکر می‌کنند حتماً باید بمیریم تا این چیزها را ببینیم؛ نخیر. محی الدین این چیزها را می‌دید. امیرالمؤمنین علیه السلام در زمان حیات و ممات به این چیزها احاطه دارد؛ به ما هم می‌دهند. آنها عاشق ما هستند، منتها ما خودمان به سراغ هواهای نفسانی و شهوات می‌رویم و از این معانی باطنیه غافل می‌شویم. «گر گدا کاهل بُوَد تقصیر صاحب خانه چیست؟». پس تا اینجا این شد که یک حمد و شکر لسانی داریم، که دعای افتتاح یکی از مصادیقش است؛ إن شاءالله حتماً این دعا را بخوانید..

[1]– سورۀ حشر، بخشی از آیۀ 22

[2]– سورۀ حشر، آیۀ 23

[3]– بحارالانوار، ج۳۵، ص 45

جامع الاسرار، ص 382 و 383

[4]– دعای فرج (عظم البلاء)

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *