خلاصه جلسه چهارشنبه اخلاق آیت الله تقوایی

مسجد باب الحوائج 97/12/15

مراتب اشفاق

“الاشفاق دوام الحذر مقرونا بالترحم”، ادم همیشه حذر کند، خیلی نکته مهمی است، ما همیشه حذر نداریم، ما مشکلمان این است که کل وجودمان را تقدیم نکردیم، کل هستی مان را تقدیم نکردیم، نصفه ایم، مومنیم ولی مومن نصفه. چون می فرماید “دوام الحذر”، آدم همیشه و هر لحظه از ما سوی الله حذر کند. “دوام الحذر مقرونا بالترحم و هو علی ثلاث درجات”، سه تا درجه است، درجه اول فرمودند “اشفاق علی النفس ان تجمع الی العناد”، حواسمان به نفسمان باشد… یک سری روایات نفس را به حد وسع خواندیم،  یک نکته هم اینجا دارد، جموه سرکشی اسب را می گوید “تجمع الی العناد”… علما اخلاق، نفس را به اسب تشبیه می کنند، جموه یعنی سرکشی اسب، این جا استعاره به کار برده، جموهی که مال اسب است را برای نفس به کار برده. بعد نفس را علما به اسب تشبیه می کنند، لذا می گویند همانطور که راکب اسب باید اسب را کنترل کند و در اختیار خودش بگیرد، ما هم باید نفس خودمان را کنترل کنیم و در اختیار خودمان بگیریم. اگر نفس خودمان را کنترل نکنیم و در اختیار خودمان قرار ندهیم این سوار ما می شود، به جای این که ما سوار اسب شویم اسب سوارمان می شود. الان نفس سوار ماست، ما سوار اسب نیستیم، ما سوار نفس نیستیم، اسب سوار است. این که گاهی در خواب می بینیم سگ بهمان حمله می کند، گاهی روباه می آید و گاهی خرس می آید و گاهی مار و گاهی موش می آید، این ها برای تمثلات نفس خودمان است، این ها در وجود ما هست. گاهی شیطان می آید، اجنه و شیاطین در وجود ما هستند، در وجود انسان همه چیز هست، شیاطین جن و انس، همه چیز هست ولی این ها را باید کنترل کرد، لذا این استعاره گرفته. پس درجه اول اشفاق بر نفس است که مسائلش عرض شد، مرحله دوم از درجه اول، اشفاق بر عمل است که ضایع نشود. همین اشفاق بر عمل را شاید آدم باید صد سال راجع به آن بحث کند، ما حالا یک ذره راجع به آن بحث کردیم. روایات عمل را مثلا ما اینجا خواندیم، تمام ابواب باید این روایات خوانده شود، یعنی از هر جهتی باید عمل.. یک عمل که ما انجام می دهیم هزار جهت درش هست، باید از آن هزار جهت مورد بررسی قرار بگیرد، فقط یک جهت ندارد لذا علم تمامایی ندارد، علم بی نهایت در بی نهایت در بی نهایت است.

رجب ، ماه خداوند است

ماه رجب هم دارد می آید، هر کسی یک شب قدری دارد، رجب را می گویند رجب الاصب، اولا رجب اسم یک نهر بهشتی شیر است، پیغمبر می فرماید کسی که در این ماه روزه بگیرد خدا از این نهر نصیبش می کند. بعد می فرماید اسمش رجب الاصب است، اصب به این باران هایی می گویند که… مثل باران سیستان و بلوچستان که یک دفعه سیل به راه افتاد و خانه هایشان پر آب شد، آنطور، ماه خداست. این ها هم یک حکمتی دارد، به رجب می گویند ماه خداست، می دانید چرا؟ سوره ماه رجب سوره توحید است و ماهش هم ماه خداست، مظهرش هم امیرالمومنین است لذا هم میلاد امیرالمومنین در این ماه هست هم شب مبعث که می دانید بالاترین شب هاست، “لیلة المحیا”، مستحب است آدم برود نجف، بعد آنجا ابن بطوطه که سنی است می گوید ما شب لیلة المحیا به نجف نرسیدیم ولی همه مریض ها می آیند آنجا تا صبح بیدار می مانند برای اینکه شفا بگیرند، بعد می گوید من یکبار دیر رسیده بودم دیدم سه نفر آنجا مانده اند، گفتم شما چرا اینجا ماندید گفتند چون ما به شب لیلة المحیا دست پیدا نکردیم، ماندیم تا سال آینده شب لیلة المحیا را کنار امیرالمومنین درک کنیم. ماه رجب خیلی ماه بزرگی است، توبه آدم هم در ماه رجب قبول شد، در ایام البیض، سیزده و چهارده و پانزده که سیزدهش با ولادت امیرالمومنین شروع می شود و پانزدهم یعنی روز سومش که توبه پذیرفته می شود با شهادت و رحلت حضرت زینب کبری و روی آدم در این ما سپید شد در این ماه، در ایام البیض. و ایام اعتکاف هم هست و امسال مقارن شده با میلاد حضرت علی و شب عید که شب عید باز شب ولایت امیرالمومنین است، چون در روایت دارد عید غدیر خم نوروز بوده، در واقع به عکس است، در واقع عید نوروز در عید غدیر خم است چون عید غدیر خم عید ولایت امیرالمومنین و تجلی تام نور خداست، طبیعت که نوروز باشد در این روز زنده می شود لذا عید نوروز در عید ولایت غدیر است نه عید غدیر در عید نوروز و لذا این عید نوروز ما عید کفر و کبر نیست، عید اسلام است، عید طبیعت ساریه است، عید ولایت امیرالمونین است، عید ولایت الله است، امسال با ماه رجب هم هماهنگ شده، عید ولایت خدا و ولایت اهل بیت است. ان شاء الله عید مردم ایران هم باشد

ویژگی روزه / روزه ظاهر و باطن را درست کنید

” و اشفاق علی العمل ان یصیر الی الضیاع”، این را داشتم عرض می کردم یک عملی هزاران هزاران هزاران جهت دارد، معرفت خیلی مهم است. خیلی ها می آیند، مشکلاتی دارند، بعد حقیر یک دستورالعمل برایشان می نویسم، مثلا حالا به تبع مشکلی که دارند، برای مریضی شان، برای گرفتاری مالی شان ولی از همه بالاتر، چیزی که مشکلات را حل می کند معرفت است، معرفت است که مشکل را حل می کند، مشکلات را معرفت درست می کند، گره های وجودی ما را معرفت درست می کند، این خیلی مهم است. “و اشفاق علی العمل ان یصیر الی الضیاع”، اگر آدم معرفت داشته باشد عملش را ضایع نمی کند لذا می فرماید “یا کمیل ما من عمل الّا و انت محتاج فیها الی المعرفه حتی معرفة” ، حرکت پلکش هم باید از روی معرفت باشد، معرفت پلک زدنت را درست می کند، یک پلک زدنت ارزش پیدا می کند، یک ضربه شمشیری که حضرت علی روز خندق زد بالاتر است از عبادت جن و انس، چرا؟ چون معرفت امیرالمومنین را دارد. می فرماید مواظب عملمان باشیم که ضایع نشود، اگر می خواهیم مواظب عملمان باشیم که ضایع نشود باید معرفتمان را درست کنیم، باید اعمالمان را از روی معرفت کنیم. ما جسممان و نفمسان و روحمان و سرّمان و قلبمان منطبق بر هم نیست، فرق ما با امیرالمومنین این است، امیرالمومنین وقتی خدا از سر وجودش دستوری می داد این وارد می شد در عالم روحش بعد عالم عقلش، قلبش، نفسش، بدنش، همه تسلیم بود، تمام تسلیم بود. ولی برای ما نشده است ولی روزه مراتب وجودی تان را یکی می کند، روزه رله می کند، بدنتان را… ، می گوید “صوموا تصحوا”، یک طرف روزه سلامتی است، یک طرف دیگرش چیست؟ “الصوم لی و انا اجزی به”، روزه مال من است یعنی مال خداست و خدا پاداشش است. یعنی یک طرف روزه بدنتان است که “صوموا تصحوا” که سلامتی پیدا می کند و خدایی می شود و از ظلمت نجات پیدا می کند، یک طرف روزه هم روح و سرّ و خفی و اخفایتان است که جز خدا در وجودتان باقی نمی ماند، روزه خیلی چیز مهمی است، استغفار خیلی چیز مهمی است. یکی دیگر از اعمال رجب که خیلی به آن تکیه شده توحید، سوره توحید… خیلی به آن تکیه شده. من ندیده بودم، همین چند وقت پیش ها بود که داشتم نگاه می کردم، سوره توحید را کسی بخواند، همین سوره توحیدی که ما خیلی کم می شماریم، سه هزار گناه و سیئه از او پاک می شود،

اشفاق فی العمل

“اشفاق علی العمل”، ما مراتب وجودی مان را رله نکردیم، این بدن ما با اعمال ظاهری پاک می شود، نفسم با مخالفت کردن پاک می شود، عقل ما تهذیبش این است که فلسفه بخواند، قلب ما تهذیبش این است که اخلاق را بخواند و عمل کند. هر کدام یک کاری می خواهد، این ها باید رله شود، باید یک طرفه شود، همه اش باید یک طرفه شود. روح و سرّ ما نیاز به معرفت و علم عرفان دارد، باید آدم علم عرفان داشته باشد، بالاخره این ها حساب و کتابی دارد و بی حساب و کتاب نیست. می فرماید “اشفاق علی العمل ان یصیر الی الضیاع”، بعد مرتبه سوم و درجه سوم اشفاق را… درجه سوم از درجه اول اشفاق را می فرماید “و اشفاق علی الخلیفة لمعرفة معاذیرها”، واقعا آدم باید این ها را بخواند و بعد عمل هم بکند، چقدر این ها زیباست، می بینید چه نکته هایی را در نظر گرفته اند، چه ظرافت هایی را در نظر گرفته اند، می گوید اشفاق ده درجه دارد، درجه اولش سه درجه دارد، ما اصلا نمی دانستیم اشفاق چیست ولی الان ببین چقدر خوب دارد معرفت می دهد، خب این معرفت روح و قلب را عوض می کند. یک نکته را خدمتتان عرض کنم، ما ها مثلا یک جلسه می رویم مجلس اهل بیت بعد انتظار داریم عوض شویم، نه، خب باید آدم برود، زحمت بکشد، هزاران سال ما خودمان را با اعمال خودمان نابود کردیم، باید برویم بالا، کار می خواهد، استقامت می خواهد، زحمت و تلاش می خواهد. می فرماید مرتبه سوم از درجه اول “اشفاق علی الخلیفه لمعرفه معاذیرها”، چقدر معجزه آسا گفته، می گوید حواستان را نسبت به مردم جمع کنید، خیلی حواستان را نسبت به مردم و مخلوقات، نه فقط مردم، مخلوقات… ، دیده اید ما عصایمان را می اندازیم، کفش هایمان را پرت می کنیم، همان مکروه است، شاید آن کفش ها، شاید ندارد… از من که مسلما مقامشان بالاتر است، آن ها گناه نمی کنند، ما هر لحظه و هر آن هزاران بی توجهی به خدا داریم، انداختن این کفش و عصا مکروه است، کوچک شمردن و استخفافش… می گوید تمام خلایق را باید معاذیرش را بشناسی، عذرهایش را باید بشناسی، چرا هر کسی را می بینی می گویی من از این بهترم، مشروب خورده؟ بله باید تازیانه اش را بخورد ولی شاید از شما بهتر باشد، از کجا می دانی؟ آن صحابی امام صادق.. از همسایه اش شکایت کرد که مشروب می خورد ، بعد حضرت فرمود بزرگداشتش کن و اکرامش کن، بعد این بزرگوار رفت خانه اش و همه را دعوت کرد، این بنده خدا هم آمده بود، بالاخره مشروب خور بود و پایین مجلس نشست این را به کنار خودش دعوت کرد و گفت نه تو بیا پهلوی خودم بنشین، بالاتر از همه بنشین، بردش کنار خودش. تعجب کرد… با خود گفت که این که همیشه من را دشنام می داد و می گفت کاش بروی و فلان که از شرت راحت شویم، چه شده … ، بعد از این که همه رفتند گفت آقا چه شده اینطوری…، گفت من رفته بودم محضر امام صادق، گفت سلام من را به او برسان… گفت آقا به من سلام رساند.. تا فهمید مورد عنایت آقا قرار گرفته دیگر کنار گذاشت و همه را شکست، می و ظرف همه را شکست و دور ریخت.

شناختن عذرهای مخلوقات

“اشفاق علی الخلیفة علی معاذیرها”، خب بله هر کسی یک گناهی می کند، جرمش است و باید مجازاتش را بکشد ولی هر کسی بالاخره یک عذری دارد، ما باید عذر مردم را بشناسیم، این خیلی مهم است، اشفاق یعنی این، چون می دانید، ما هر کسی را یک عیبی رویش می گذاریم در نتیجه خودمان را از او بالاتر می بینیم، ما باید به یک جاهایی برسیم که تمام مخلوقات را از خودمان بالاتر ببینیم و خودمان را از تمام مخلوقات پایین تر ببینیم. می دانید مومن چرا اینطور می شود؟ سرّش می دانید چیست؟ سرّش این است که مومن هر چه ایمانش بالاتر می رود مکاشفات و شهودش بیشتر می شود، تمام خوبی ها را می بیند که از خداست ولی ماها نمی بینیم، ما ها چون نمی بینیم فکر می کنیم ماییم که نماز را خوانده ایم ولی مومن می داند که نه بابا، تو نمازی که خدا داده بود را خراب کردی، فکر می کند در ماه رجب یا غیر ماه رجب این منم که روزه گرفته ام، نمی داند که بابا روزه را خدا به تو داد و تو روزه را خراب کردی، فکر می کند که من صدقه دادم، نمی داند که صدقه را خدا در دلت انداخت، تو ندادی… خدا در دلت انداخت که بدهی، تو خرابش کردی و بر سر آن فقیر منت گذاشتی، تو او را کوچکتر از خودت دیدی. اگر ببیند که تمام انوار از طرف خداست، معرفت پیدا کند که خورشید حقیقت است و هر چه هست مال اوست، خورشید ولایت اهل بیت و خداست، “کل شیء هالک الا وجهه”، اگر این را با تمام هستی اش معرفت پیدا کند دیگر برای خودش چیزی نمی ماند، خودش را هیچ می بیند، خودش را از خاک هم پایین تر می بیند، خودش را از همه عالم پایین تر می بیند لذا این نکته خیلی مهم است که ما باید تک تک عذرهای مردم را بشناسیم. در آن روایت مبارکه دارد که چه بسا کسانی که گناه می کنند ولی توبه می کنند، توبه شان بخشوده می شود ولی آن کسی که وقتی گناه آن گناهکار را می بیند و عجب به او دست می دهد و تکبر می کند می گوید بله من از او بهترم او گناهش بخشوده نمی شود. گناه گناهکار بخشیده شد ولی گناه این تعجب کننده بخشیده نشد. نهایتا این را می خواهم عرض کنم، خوب دقت کنید، نکته خیلی مهمی است، ما باید تک تک خلایق را بشناسیم، عذرشان را هم بشناسیم. امیرالمومنین برای تک تک خلایق دعا می کرد، در روایت مبارکه دارد امام رضا هر روز برای تک تک شیعیانش دعا می کرد، یکی یکی… ، چه قدرتی دارند. دعا می کرد و محال است دعای آن ها مستجاب نشود، برای همین ما ان شاء الله آمرزیده شده ایم ولی بالاخره باید سختی اعمالمان را باید بکشیم، باید خودمان را درست کنیم، شوخی و تعارف ندارد، باید کار را درست کنم، کار خیلی سخت است. همین مسئله اشفاق، مرحله سومش که می گوید “اشفاق علی الخیق”، شناختن تک تک موجودات عالم و عذرشان را هم بشناسیم. ببین چه عظمتی دارد، چی می تواند یک همچین کاری بکند و ما خیلی باید زحمت بکشیم تا به یک همچین مقامی برسیم، تک تک مخلوقات را بشناسیم و عذرشان را هم بشناسیم و بگوییم این ها معذورند، تقصیر از من است نه تقصیر از آن ها. آدم به این مقام برسد که خودش را کوچکتر از تمام خلائق ببیند.

خلاصه جلسه اخلاق آیت الله تقوایی حفظه الله 97/12/07

1.

بحثمان در مورد عمل بود، روایات بلا و عمل را ما خواندیم که دومین درجه اشفاق این بود که انسان چطور عملش را از تباهی حفظ کند، اصولا راه به سوی خدا با سختی است. “یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه”، اصلا ما با سختی داریم می رویم، راه خدا با سختی است. الان مثلا شما می خواهید بروید کوه، می شود انتظار داشت کوه سختی نداشته باشد؟ خب رفتن به کوه و کوه سختی دارد، راه خدا هم سختی دارد مخصوصا حالا اگر یک نفر بخواهد واقعا راه خدا را طی کند، یک دفعه می بینی خیلی ها هستند، اکتفا می کنند به این که یک بهشتی برایشان ..، در روایت مبارکه دارد خانم ها اگر می خواهند بهشت نصیبشان شود چهار تا کار کنند، یکی اینکه حجابشان را حفظ کند، دوم نماز، سوم روزه و چهارم هم اینکه در مسائل زناشویی از شوهرشان اطاعت کنند. اگر این چهارتا را رعایت کنند بهشتی می شوند، یک وقت یک نفر می خواهد به همین حداقل اکتفا کند، حالا این می تواند راحت باشد و یک زندگی نسبتا راحتی… ولی اگر کسی بخواهد به آن مراتب بالای ایمانی برسد بهشت… آن روایت مبارکه هست از پیغمبر که نگاه کرد… در مورد بهشت که چقدر زیباست، جبرائیل گفت عجب راه سختی دارد، اگر آدم بخواهد به آن درجات بالا برسد راه راه سختی است. بعضی ها می گویند این هست، ما خودمان هم هر شب می گوییم که آقا یک نظر و معجزه ای بکن، و می کنند هم، هر شب دارند… اصلا هر لحظه دارند معجزه می کنند، ما با این مشکلاتی که داریم باید دچار هلاکت شویم ولی خدای تبارک و تعالی لطف می کند ما را…، معجزه است که ما را نگه می دارد. هر شب می گوییم آقا امشب معجزه کن و معجزه هم می کنند و ما را وصل می کنند. ولی حالا که وصل شدیم باید برویم، کار سخت است، راه سخت است. یک طرف خود سختی راه است، یک طرف هم استقامت کردن بر راه، آن خیلی سخت تر است. خیلی ها می آیند دو سال، سه سال درراه می مانند، بعضی ها چهار سال، بعضی ها پنج سال، با این ها کار درست نمی شود. باید بگویی خدایا اگر تا آخر عمر، اگر یک میلیارد سال، اگر میلیاردها سال من بمانم دوست دارم فدا و تکه تکه شوم در راه تو. باید به این درجه برسیم، نداریم ولی باید برویم به این طرف، خودمان را باید در معرض بلا قرار دهیم. دیدید آن روایت چقدر زیبا بود که می فرمود تب خیلی خوب است، روایات بلا را ان شاء الله خدمتتان عرض می کنم. راه را به ما خوب نشان داده، تمام راه را…  الان در روایتمان به اینجا رسیده بودیم: “قال رسول الله اشدّ الناس بلاء الانبیا ثم الذین یلونهم الامثل فالامثل”، بدترین و سخت ترین مردم از نظر بلا پیغمبرانند. بعد هم هر چه مقامت بالا برود بلایت بیشتر می شود.

2.

“فأذا فرغت فانصب” وقتی فارغ شدی آن موقع مرد معلوم می شود که چند مرده حلاج شدی، آن موقع که خارج شدی شروع کن به عبادت، آن موقع که خسته ای و همه دارند به طرف… آن موقع معلوم می شود آدم چند مرده حلاج است. “اشد الناس بلاء الانبیاء ثم الذین یلونهم “… حالا ببینید دید چقدر مهم است، امام حسن عسکری می فرمایند ” ما من بلیة الا و لله فیها نعمة تحیط بها”، اصلا شما بلایی پیدا نمی کنید مگر اینکه خدا یک نعمتی دارد که احاطه کرده آن بلا را به نعمت خودش، بلایی نیست مگر اینکه خدا تمام اطرافش را با نعمت پر کرده، ما چقدر فراری هستیم از بلا. ما نمی توانیم مثل حضرت زهرا باشیم ولی راه را که به ما یاد داده، یک ذره که می توانیم…، می خواهم عرض کنم ما که نمی توانیم مثل آن ها باشیم ولی می توانیم راه آن ها را یاد بگیریم. مثلا در درس سختی بدهیم به خودمان، ما عادت کرده ایم که درس اگر یک مقدار برایمان سخت شود کنار می گذاریم، نه… راه برو درس بخوان، اگر نشسته نمی توانی راه برو و درس بخوان، تنها نمی توانی با دوستت بخوان، در حجره نمی توانی در کتابخانه بخوان، بالاخره یک سختی ای به خودت بده که بتوانی درست را بخوانی. به یک صورتی می توانی این را درست کنی، به یک صورتی می شود درستش کرد. منظور حقیر این است که ما باید برویم به طرف بلا، خود به خود که آدم به جاهای بالا نمی رسد. مقام معظم رهبری را نگاه کن، آنطور که فکر می کنم شانزده بار زندانی اش کردند اگر اشتباه نکنم، بالاخره کار کرده، زحمت کشیده. بعد به خودش بلا می دهد، خودش را زیر نعمت نبرد. فرزندانش را محافظ کرد نگذاشت بروند کار بگیرند و مسئولیت قبول کنند. فرزندانش همه معلمند، استاد حوزه اند، زحمت می خواهد. ما اینطوری هستیم؟ ما مثلا اگر برویم رئیس جمهور شویم، وزیر و وکیل شویم و کاره ای شویم آیا می توانیم انقدر سختی به خودمان بدهیم که اقواممان….؟ما واقعا این توان را نداریم، چرا؟ چون به طرف بلا رفتن را به خودمان یاد ندادیم، باید الگو بگیریم. اگر آدم معرفت پیدا کند که بلا محفوف به نعمت است.

3.

“قال رسول الله مثل المومن” دقت کنید چقدر زیباست، دیدید بعضی ها همیشه مریضی دارند… این خوب است، می گوید “مثل المومن کمثل الزرع” مثل این گندم و خوشه های گندم را دیده اید؟ “لا تزال الریح تمیله”، باد اینطرف و آنطرفش می کند. می گوید “لا یزال المومن یصیبه البلا” بلا با مومن بازی می کند و اینطرف و آنطرفش می کند. می خواهند پرورشش دهند، می خواهند به او قدرت و عظمت دهند، “ان فی الجنة منزل”، همانا در بهشت منزلت و مرتبه ای هست که “لا یبلغها عبدا الّا بالابتلاء فی جسده”، هر کدام از این بلاها هم یک آثاری دارد، مثلا علم زینت عقل است، عبادت حیات روح است، ورزش حیات بدن است و روح. هر چیزی یک اثری دارد، بلاها هم همینطور است، می فرماید آدم به این منزلت در بهشت با بلای در بدن می رسد به آن. یعنی حتما باید یک بلایی به بدن برسد، باید به یک مریضی برسد. لذا دیده اید اینهایی که می روند کربلا معمولشان مریض می شوند، چون یک مقامی پیدا می کنند می روند کربلا.. البته من نمی گویم، حالا برای میکروب هم هست ولی ریشه اصلی اش… این ها همه معداتند، “و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی” هر جا بروی حکومت خداست، مقام معظم رهبری در گام دوم سفارش کرده اند به مسئولین که به اروپا اعتماد نکنید، این سفارش را ان شاء الله این مجمع تشخیص مصحلت عمل کند. به نظر من خیلی مجمع تشخیص مصحلت دارد شل کار می کند، تا مقام معظم رهبری می گوید به اروپا اعتماد نکنید باید پالرمو و CFT و FATF، همه را باید باطل کنند. باباجان اعتماد ندارد، نترسید از این ها، اینها مثل بادکنکند، هیچی ندارند یک سوزن بزنی می ترکند و هزار تکه می شوند. این ها تو خالی اند، مثل سگ است که اگر فرار کنی و بترسی یک بویی از بدن ساطع می شود، استشمام می کنند و می افتند دنبالت ولی اگر نترسی و جلویش بایستی پا به فرار می گذارد، این ها هم مثل سگند. الان شما ببین، از سوریه پا به فرار گذاشتند شکر خدا.

4.

می فرماید مومن به اندازه دینش مبتلا می شود، تا کجا می خواهی بروی. خیلی اوقات ما یک چیزی از خدا می خواهیم ولی الکی می گوییم، می گویم خدایا من هم می خواهم راه شهدا را بروم، می خواه مثل شهید محسن حججی بشوم ولی واقعا طالبم؟ طالبم آنطور مرگ صبر داشته باشم؟ خدا رحمتش کند شهید محسن حججی مرگ صبر داشت، تکه تکه کردند بدنش را. ما توانایی اش را داریم؟ آن هم با دست خودمان برویم؟ یک روایتی هست که خیلی زیباست، می فرماید “عند تناهی الشدة تکون الفرجه و عند تضایق حلق البلا یکون الرخا” وقتی حلقه های بلا محاصره ات کرده، وقتی می بینی شدت و سختی به نهایت خودش رسیده تازه آسایش به طرفت رو می آورد، حواست را جمع کن. یادش بخیر ما زمان موشک باران… شما خیلی هایتان نبودید، بعضی از برادران که سنشان مثل من بالاتر است یادشان هست، موشک باران که بود مردم می گفتند خدایا ما این نظام جمهوری اسلامی را خیلی دوست داریم، فقط این موشک باران درست شود، دیگر مشکلی ندارد و هر چه باشد تحمل می کنیم، این موشک باران ادامه داشت تا اینکه خیلی شدید شد و به شدت خودش رسید، آن موقع یک نفر به من گفت ان خوب است، بگذارید بکوبند.. این دیگر دارد تمام می شود، وقتی بلا به نهایت خودش برسد ما چقدر…، ما خیلی چیزها را الکی می گوییم، می گوییم می خواهیم شهید شویم ولی به طرف شهادت نمی رویم. حالا از این بالاتر یک نکته زیباتر را خدمتتان عرض کنم، روایت از امام صادق است، “لیس للعبد قبض و لا بسط مما امر الله او نهی عنه الا من الله فیه ابتلاء و قضا” نه تنها بلای ظاهری، قبض و بسط. دیده اید گاهی اوقات آدم حال عبادت ندارد، گاهی آدم حال درس خواندن ندارد، این را می گویند قبض، بدانید این هم از طرف خداست، گاهی اوقات بسط است و حالت بسط داریم، راه عبادتت باز شده، حال روزه گرفتن داری، حال نماز خواندن داری، حال دعا کردن داری، حال قرآن خواندن داری، آن هم آزمایش است، خدا می خواهد ببیند چکار می کنی. مثلا یک مثال برایتان بزنم، وقتی حالت بسط پیدا می شود… بعضی ها حالت بسط که پیدا می کنند حال عبادت پیدا می کند می ایستد به عبادت، عاشق می شود.. فردا درس دارد می گوید نه، دیگر عشق کربلا… آقا من هوس کردم بروم کربلا. خوب است، راه باز شده ولی آزمایش است، حواست را جمع کن، اینجا آزمایش است. می گوید راه باز شده، حتما امام رضا من را طلبیده، درس را رها می کند و امام رضا… باباجان امام رضا همینجا هم ممکن است بطلبدت، همینجا در خانه ات یک زیارتنامه بخوان، اگر دیدی توجهی به تو نکرد، محال است توجه نکند. این ها آزمایش است… ، از آن طرف، راهش باز می شود، انقدر به خودش فشار می آورد که زده می شود، نکن این کار را، اگر می بینی حال و قدرتش را داری بخوان، نماز شب به جای یازده رکعت سی رکعت بخوان، خوش به حالت، اما اگر حالش را نداری و زده می شوی همان یازده رکعت را بخوان.

5.

امام موسی کاظم برای همه دردها خوب است اما یکی از چیزهایی که امام موسی کاظم برایش خوب است و صد در صد و یقینا نتیجه می دهد، دردهای ظاهری و باطنی است، مریضی ها را شفا می دهد، هم مریضی های ظاهری را، هم مریضی های باطنی را. شما دیگر از مرده بدتر سراغ ندارید، آن پیرزن بود که یک گاوی بیشتر نداشت و سرمایه اش همان گاو بود، گاوش مرده بود… حضرت یک پا به این گاو زد، زنده شد درجا. ببین چه قدرتی دارد در مریضی ظاهری، مرده را درجا و در دم زنده می کند. در مریضی باطنی … این ملعون ها دیدند از پس امام موسی کاظم بر نمی آیند، یک فاحشه را فرستادند توی زندان و می خواستند آقا را اذیت کنند، آقا یک نظر کردند، زندانبان دید که آن فاحشه همه اش دارد ذکر می گوید، سجده کرده و دارد گریه می کند، سبوح قدوس ربنا و رب الملائکة … ذکرش این بود، خیلی در شفا دادن مریضی های باطنی قدرت عجیبی دارد حضرت امام موسی کاظم، اسم اعظم است.

خلاصه درس  اخلاق آیت الله تقوایی 97/12/01

 

تکثر فلسفه خلقت عالم / امت واحده

می فرماید مومن و انسان سه تا حالت و امر همیشه برایش پیش می آید، یکی بلا، یکی قضا و یکی هم نعمت است. مومن و بنده در بلا باید صبر کند، آن هم صبر جمیل. بلا آزمایش است، باید آدم صبر جمیل و زیبا داشته باشد. کسی در عالم نیست که آزمایش نشود، همه آزمایش می شوند. و این آزمایش یا آدم را ساقط می کند “اذا وقعت الواقعه لیس لوقعتها کاذبه خافضه رافعه“یعنی یا پایین می آورد و یا بالا می برد و خوش به حال آن هایی که با بلا بالا می روند. در مقابل بلا آدم باید صبر کند، آن هم صبر جمیل. “صبر جمیل” که قرآن کریم می فرماید چیست؟ صبر با رضایت، صبر با خوشی. و این را ما باید تمرین کنیم و به خودمان یاد دهیم.

ویکی از آن حالات قضا است ، بعضی از قضاها است که یقه و گریبان انسان را می گیرد و انسان در مقابل قضا باید تسلیم شود، باید در مقابل بلا صبر کند. زیرا بلا برطرف می شود. و هیچ بلایی نیست که باقی مانده باشد بعنوان نمونه در جمهوری اسلامی چقدر بلاها سر مردم و ملت ما آوردند، ولی هیچکدام آنها باقی نماند بلا باقی نمی ماند لذا انسان اگر صبر کند و راضی باشد خیلی خوب است. در مقابل قضا چیزی است که نمی شود از آن فرار کرد، آدم باید تسلیم باشد، این خیلی خوب است که آدم تسلیم باشد.

بعد می فرماید و یکی دیگر از آن حالات و اوامر همیشگی نعمت است و انسان باید همیشه در مقابل نعمت شاکر باشد. می خواهم خدمتتان عرض کنم که ما باید تسلیم عالم باشیم. در واقع این که خدای تبارک و تعالی به ما یک حقیقت هایی داده این قضا است، قضای الهی است.  و این خوب است، مگر می شود خداوند برای انسان بد بخواهد. همه چیز در عالم خیر است، ما خرابش می کنیم و الّا ما چیز بد در عالم نداریم، خدا بد نمی دهد، خدا نور مطلق و هستی مطلق و رحمت مطلق و علم مطلق و قدرت مطلق است، مگر می شود از هستی مطلق و بی نهایت سرمدی، با این رحمت لا یتناهی بما لا یتناهی بما لایتناهی بدی صادر شود؟ محال است. محال است لذا هر کسی یک چارچوب وجودی دارد و همینطور هر کسی یک قضائی دارد، هر کسی یک استعدادی در عالم عهد الست، به قول عرفا در عالم اعیان ثابته ، در علم ازلی حق جل و علا همه ما یک حقایقی داشته ایم. خدا را باید شکر کنیم. می فرماید “و لو شاء الله لجعلکم امه واحده”، ولی شما را یک امت واحده نخواسته بیافریند. اصلا همه یک حقیقت می شدند و مثلا همه امیرالمومنین می شدند اصلا اگر عالم به وجود نمی آمد، فلسفه خلقت عالم تکثر است و این خوب است. در تکثر آدم زیبایی ها را می بیند. لذا ما باید به آن حقیقت وجودی مان راضی باشیم.

شکر و استغفار

وجود مقدس امام جعفر صادق (ع) می فرماید اگر نعمت های خدا را شکر کنید به تمام کمالات الهی دست پیدا خواهید کرد و بالاترین نعمت هم هستی حقیقی شما است، ارتباط وجودی شما با خدا بالاترین نعمت شما ست. که عرفا و حکما و فلاسفه به آن می گویند ربط بین حادث و قدیم، ربط بین خالق و مخلوق. هر کسی با خدا ارتباط دارد، که باید شکر آن را کرد در حمد همه چیز هست. و بعد هم این که اگر کار اشتباهی کردیم استغفار کنیم. استغفار از افعالمان زیرا آن قسمت افعال ما که به طرف خدا ست و از طرف خدا صادر می شود نور است ولی آن قسمت که مربوط و متصل به من است آن قسمتش ضعف دارد و ناقص است. سیه رویی ز ممکن در دو عالم جدا هرگز نشد والله اعلم لذا ما باید از افعالمان استغفار کنیم، از صفاتمان هم استغفار کنیم. ما معمولا به صفاتمان  عادت کرده ایم ولی باید از صفاتمان استغفار کنیم، آدم می تواند صفاتش را عوض کند. ماه مبارک، ماه رجب، ماه شعبان نزدیک است. خدا روزه را برای این گذاشته است که حتی از ذاتمان هم استغفار کنیم. می فرماید “الصوم لی و انا اجزی به” روزه برای من است و پاداشش خود خداست، روی بنما و خودم از یاد ببر، خرمن سوختگان را همه گو باد ببر. ما که دادیم دل و دیده به طوفان بلا، گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر. “الصوم لی و انا اجزی به” یعنی توحید ذاتی، یعنی جز نور خدا در انسان باقی نماند. با یک روزه خداوند همه چیز به آدم می دهد، هم استغفار از ذات تحقق پیدا می کند، هم استغفار از صفات تحقق پیدا می کند، هم استغفار از فعل تحقق پیدا می کند، همه جیز تحقق پیدا می کند. اگر کسی در عالم بخواهد ناامید شود، ما شیعیان نباید ناامید شویم. در روایت مبارکه دارد بعضی ها هستند ذاتشان خوب است، فعلشان بد است. بعضی ها هستند ذاتشان بد است فعلشان خوب است. در روایت مبارکه دارد در روز قیامت آن کسانی که شیعه نیستند خداوند می فرماید من خدای عادلم و بعد تمام کارهای خوبشان را می گیرد و به شیعیان. می دهد و بعد تمام کارهای بد شیعه را می گیرد و به مخالفین و به منافقین و به کفار. می دهد چون ریشه فساد آن ها هستند.

ولایت فقیه

حقیر نصیحتم به مجمع تشخیص مصلحت نظام  این است که انقدر اشتباه نکند، مقام معظم رهبری برای چندمین بار همین چند روز پیش فرمودند این اروپایی ها دارند خدعه می کنند و حقه بازی می کنند، بهشان اعتماد نکنید، ولی الان مجمع تشخیص مصلحت چندین هفته است که در مورد FATF بحث می کند و ه هفته به هفته بعد موکول می کنند، بابا این هفته و آن هفته کردن ندارد ، مثل رهبر شجاع باشید FATF را پاره پاره کنید. مثل امام شجاع باشید، شما باید از رهبر پشتیبانی کنید. نمی شود که رهبر تنها باشد، یک دست که صدا ندارد. مثل امام باشید، مثل شهید مدرس باشید. مردم ما شهید مدرس می خواهند. مردم ما نماینده ای که رانت بخورد نمی خواهند، مسئولی که رانت بخورد نمی خواهند. البته همه اینگونه نیستند وقتی رهبر می فرماید به اروپا اعتماد نکنید دولت نباید اعتماد کند. وقتی رهبر می فرماید اروپا دارد خدعه و نیرنگ می کند قبول کنید که خدعه و نیرنگ می کند. مصانعه و مدارا و کوتاه آمدن فایده ای ندارد آقا، چه فایده ای دارد؟ شما سپاه قدرتمند ما را ببینید، موشک ها را که به ما عزت داد را ببیند. آمریکا دمش را گذاشت روی کولش و دارد از سوریه فرار می کندو اگر سپاه کوتاه می آمد الان ایران افغانستان دیگر شده بود، ایران عراق دیگرشده بود، تکه تکه شده بود. الان به خاطر قدرت و شجاعت رهبر است که ایران اینطور قوی است، به خاطر قدرت و شجاعت سپاه است که ایران قوی است، به خاطر خون شهدای مدافع حرم و شهید محسن حججی ها و شجاعت آن هاست که ایران ایستاده. راه ما این است چرا ما را می خواهید ضعیف کنید؟ البته مردم ما صبر می کنند، مردم ما واقعا صبورند و در مقابل این گرانی ها صبر می کنند البته مردم خودشان هم مواظب باشند در رای دادن ها که به چه کسی رای می دهند. باید خود مان هم مواظب باشیم. در رای گیری ها، رای دادن ها…  چه سال دیگر که نماینده های مجلس را باید انتخاب کنیم، وچه دو سه سال دیگر که دولت را باید انتخاب کنیم، بالاخره باید مواظف باشیم به چه کسی رای می دهیم. ولایت فقیه چپ و راست ندارد، ما نه اهل چپیم و نه اهل راست، ما چیزی که به ما حیات داد و حیات بخشید، به ما عشق داد، به ما هستی داد، ما را از ذلت در مقابل آمریکا نجات داد، ما را از ذلت در مقابل اروپا نجات داد، آن چیزی که به ما شخصیت داد ولایت فقیه و خون شهدا و راه شهدا بود، راه امام بود. این به ما قدرت داد، این به ما شخصیت داد.

بشارت و انذار

امیرالمومنین علیه السلام فرمود شیعیان من، من بهشت شما را ضمانت می کنم، شما خیالتان از بهشت راحت باشد. وقتی امام صادق (ع) گفتند شیعیان شما کار اشتباه انجام می دهند، دزدی می کنند، دروغ می گویند و فلان… آقا خیلی ناراحت شد، خشمگین شد، سرش را پایین انداخت. گفت نه، شیعیان ما این کارها را نمی کنند. بعد طرف اصرار کرد که آقا من خودم دارم می بینم، آقا فرمود بخدا قسم ده تا از شیعیانم را هم نمی گذارم در جهنم ببرند. بعد دوباره تفکر کردند و گفتند بخدا قسم نه نفر، و همینطورتعداد را کم کرد، تا آخرش گفت بخدا قسم یک نفر از شیعیانم را هم نمی گذارم به جهنم ببرند. این بشارت حقیر به شما ست اما انذارم چیست؟ انذارم از شما از جهنم نیست، شما را جهنم نمی برند، ولی می دانید از چیست؟ روز قیامت وقتی صورتمان در صورت حضرت زهرا بیفتد… یک چیزی برای گفتن باید داشته باشیم. مادرمان را که می بینیم بازویش شکسته واقعا خجالت نمی کشیم؟ انذار من می دانید از چیست؟ انذار من از این است… روایت دارد در صحنه ی قیامت پیامبر(ص) می فرماید زهرا جان برای شفاعت امت من چی داری؟ دو دست بریده حضرت ابالفضل العباس را می آورد. می بینید چه کار کردند برای ما… ما چه کار کردیم برای آن ها؟ من انذارم این است، می گویم تقوایی.. خانم ابالفضلش را داده، حسینش را داده، تو چکار کردی؟ انذار ما شیعیان می دانید چیست؟ ما راهمان راه عشق است، راه عشق یعنی چی؟ یعنی حضرت زهرا را داشتند پشت در می زدند، آتش هم داغ بود و بدن خانم بالاخره می سوخت، می گفت خدایا شیعیانم… ابی عبدالله در گودی قتلگاه افتاده بود، این نانجیب ها هی می رفتند می زدند. راوی می گوید دیدم لب هایش می خورد به هم، خشک هم بود… رفتم جلو ببینم چه می گوید، دیدم آقا دارد می گوید خدایا شیعیانم. خیلی حرف است، امیرالمومنین علیه السلام نصف عباداتش… یک ضربه امیرالمومنین در روز احزاب بالاتر است از تمام عبادات جن و انس. این آقا نصف عباداتش را داده به شیعیان، حضرت زهرا نصف عباداتش را داده به شیعیان، امام حسن و امام حسین و پیغمبر هر کدام نصف عباداتشان را داده اند به شیعیان. ما را بیمه کرده اند. دیده اید… ما برای خودمان هم روزه نمی توانیم بگیریم، ولی امیرالمومنین برای ما روزه می گرفت… حضرت زهرا برای ما روزه می گرفت، امام حسن برای ما کتک می خورد، امام حسین برای ما تکه تکه شد انزار من به شما ها این است.

جلسه اخلاق چهارشنبه شب 97/11/24

بلا نعمت خفیه است

بحثی که داشتیم اشفاق بود که یکی از منازل عرفا و سالکین کوی خداوند جل و علاست، که یکی از شعباتش عمل است و اینکه چکارکنیم که عملمان از نابود نشود. در روایت مبارکه امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ يَبْتَلِي عِبَادَهُ عِنْدَ الْأَعْمَالِ السَّيِّئَةِ» خداوند وقتی بندگانش کار بدی انجام می دهند آنان را دچار بلا می کند. برادران! این نعمت خیلی بزرگی است. اگر درد دندان نباشد دندان خراب می شود و انسان متوجه نمی شود که دندانش خراب شده، درد دندان به ما کمک می کند تا بفهمیم که دندانمان نیاز به ترمیم دارد. بلا سبب می شود بفهمیم که نیاز به دکتر داریم و روح و قلبمان مریض است و عقلمان مشکل دارد. خدای تبارک و تعالی بلا را برای همین قرار داده است. ما فکر می کنیم مثلا وقتی مریض می شویم، خدا ما را مریض می کند؛ یا اگر کسی جهنمی می شود، خدا او را جهنم می اندازد! اینطور نیست. مسئله اینجاست که می فرماید:  «هَذَا مَا كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ» یا «إِنَّما تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» این دستاورد خودمان است. ما عمل خودمان را می بینیم. این دردهایی که می کشیم، بلاها، بیماری ها، فقر و بعد هم آتش جهنم، همه اینها نتیجه عمل خودمان است. با دست خودمان خودمان را در مخمصه می اندازیم. خدای تبارک و تعالی به ما نعمت داده، قدرت داده و به ما لطف کرده ولی ما خرابش می کنیم. ما باید به این یقیین برسیم که خداوند به ما قدرت این را داده است که به درجات عالیه برسیم. أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ ، خداوند اصلا ذره ای ظلم کننده نیست، ذره ای ظلم در خداوند راه ندارد؛ زیرا او نور مطلق است؛ چون هستی مطلق است، چون رحمت مطلق است. مگر می شود رحمت مطلق به ما بدی کند؟ اصلا محال است.

حقیقت انسان

عرفا می گویند تمام حقایق انبیاء در تمام انسان ها وجود دارد. یعنی، شما هم سلیمانی، اما خودت خبر نداری. شما هم می توانی انگشتر سلیمان را داشته باشی، می توانی حضرت ابراهیم باشی منتها باید بت وجودت را بشکنی، باید بت شیطان وجودت را بشکنی، باید ریشه نفس اماره کَنده شود. دلیل این که ما عاشق امام حسین هستیم این است که امام حسین در وجود ما است. اگر در وجود ما نبود که نمی توانستیم عاشقش شویم. یک بحث خوب و معجزه آسایی در فقه هست و آن این است که فقها می گویند: الواجبات الشرعیة الطاف فی الواجبات العقلیة. ببینید چه دین خوبی داریم! تمام احکام شرعیه روی قانون های عقلی نازل شده اند و یک حقیقت نوری عقلی دارند. هیچ حکم شرعی ای نیست که حقیقت نوری عقلی نداشته باشد؛ لذا چهارده معصوم علیهم السلام ولایتشان از طرف خدا بر ما نازل شده است: «وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَةً» یعنی در تمام زمان ها و مکان ها خلیفه در زمین قرار داده ام و الان هم که خلیفه ام حضرت ولی عصر است. این خلفا در دل ما هستند. امام زمان در دل ماست، خداوند امام زمان را برای ما نازل کرده است. مگر می شود حالا که امام زمان در ظاهر وجود دارند و ما به ایشان علاقه داریم، در قلبمان نباشد؟! این در فطرت ماست. اگر امام زمان فقط وجود خارجی داشته باشد و در قلب ما وجود نداشته باشد چطور ما عاشقش می شویم؟! چطور قبولش می کنیم؟! چطور به او اقرار می کنیم؟! حج یک واجب شرعی است. وقتی به حج که می روی و فریاد می زنی: لَبَّیک، اَللّهُمَ لَبَّیک، إِنَّ اَلْحَمْدَ وَ اَلنِّعْمَةَ لَكَ وَ اَلْمُلْكَ … یعنی خدایا تمام این محامد و نعمت ها، تمام این سلطنت ها برای توست.

فطرت الهی

یک بزرگواری بود که حقیر بیست سالی را در خدمتشان بودم. یک روز گفت فلانی چرا من بعد از اینهمه سال تلاش به حقایق نرسیدم؟! گفتم شما یک شب می توانی نماز شبت را ترک کنی؟ کمی فکر کرد و بعد گفت نه، نمی توانم. کسی که عاشق نماز شب است، کسی که نمی تواند نماز شبش را ترک کند، به حقایق دست یافته. نماز شب در وجود ماست، برای همین هم عاشقش هستیم. بالاتر از این خدمتتان عرض کنم: ضجه و ناله و عذاب جهنمی ها برای چیست؟ برای چه عذاب می کشند؟ چون فطرت خدایی شان سوخته، چون از خدا دور شده اند دارند داد می زنند و می سوزند و ناله می کنند. منتها آدم های خوب در این دنیا می سوزند و نفسشان را می سوزانند اما انسان های بد در آخرت می سوزند. آدم های خوب خودشان به طرف خدا می روند ولی آدم های بد را به زور می برند ولی بالاخره همه باید بروند: «إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ» همه باید به طرف خدا بروند و همه عاشق خدا هستند، چه بخواهند و چه نخواهند. خدا امام را رحمت کند؛ یک دفعه مثالی می زدند و می فرمودند: «اگر آمریکا ایران را بگیرد می گوید چین را هم می خواهم، اگر چین را به او بدهی می گوید روسیه را هم باید به من بدهی، اگر کل آسیا را به او بدهی می گوید حالا آفریقا را به من بده! اگر کل کره زمین را به او بدهی می گوید کره ماه را می خواهد. این نشان دهنده این است که دنبال این ها نیست، دنبال قدرت بی نهایت است. قدرت بی نهایت از خداست، این بیچاره بدبخت دنبال خداست و خودش هم خبر ندارد.» ما در ازل که در نزد خدای تبارک و تعالی بودیم همه مان همه چیز داشتیم. خدا، پیغمبر، دین، اهل بیت. همه مان همه چیز داشتیم. خودمان خواستیم و پایین آمدیم. خود کرده را تدبیر نیست. خودم کردم که لعنت بر خودم باد. این ها همه ساخته دست خودمان است، دستپخت خودمان است. «هَذَا مَا كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ» ، همه اش «بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ» است، خودمان با دستان خودمان کسب کردیم.

مراتب عقل

از محضر امام صادق علیه السلام پرسیدند: «آقا چطور است که بعضی ها هوششان خیلی قوی است، مثلا وقتی برایشان یک چیزی را بیان می کنی کل آن مطلب را حفظ می کنند و بعضی ها ضعیف ترند و نصفش را حفظ می کنند ولی بعضی ها نیز اصلا یادشان نمی آید و خیلی سخت یادشان می آید؟» حضرت فرمودند: «آن هایی که همه ی مطالب را یادشان می آید و تمام الفاظش در ذهنشان می ماند برای این است که در زمان انعقاد نطفه خداوند عقلشان را کامل کرده است و آنهایی که بعضی از مطالب را یادشان می آید، در رحم مادر عقلشان کامل شده است اما آن هایی که هیچ چیز یادشان نمی آید باید بعدا تلاش کنند تا بالاخره عقلشان کامل شود و یادشان بیاید.» می خواهم عرض کنم همه ما این را داریم ولی کم و زیاد است، و کسی که تلاش بیشتری کند مقامات بیشتری کسب می کند. مثلا اگر من که هیچ چیزی ندارم مثل امام خمینی بشویم، مقامم از امام خمینی بالاتر می شود؛ چون امام پدرشان مجتهد بود، به شهادت رسید. خود ایشان از همان اول اهل نماز شب بود؛ ولی اگر من با این بدبختی ها و بیچارگی هایم مثل امام خمینی بشوم خیلی مقامم بالاتر است. لذا در روایت دارد: «کسانی که قرآن را راحت حفظ می کنند با آن هایی که قرآن را خیلی سخت حفظ می کنند برابر نیستند و خیلی مقامشان بالاتر است. ما عادت کردیم همه اش دنبال راحتی می گردیم

البلاءللولا

در یک روایتی دارد که بلا خیلی چیز خوبی است و در روایت دارد که نعمت بزرگی است. بعد فرمود تب، بهترین مریضی ها ست، می دانید چرا؟ چون تمام وجود را می سوزاند. مثلا دل درد که بگیری دلت درد می گیرد، خدای نکرده سر درد که بگیری سرت درد می کند ولی تب تمام بدن انسان آتش می گیرد. آقا می فرماید این درد خوبی است، چون سهم بلای تمام اجزای وجودی آدم را به او می دهد؛ ولی ما از آن گریزانیم. معمولا ما این طور هستیم که از بلا گریزانیم. در روایت مبارکه می فرماید: خداوند بنده هایی را که دوست دارد، رهایشان نمی کند و چهل روز یک بار دچار بلای سختی می شوند. این بلاها خوب است؛ البلاء للولاء ، یک روایت دیگری هم هست که خیلی چیز عجیب و عالی ای است، می فرماید: خدا وقتی بنده ای را دوست داشته باشد به او بلا می دهد. بعد وقتی بیشتر از آن دوستش داشته باشد و به او علاقه داشته باشد دچار فتنه اش می کند، بعد پرسیدند بلا معلوم است، اما اینکه دچار فتنه اش می کند یعنی چه؟ حضرت فرمود تمام اموال و زن و بچه اش را از او می گیرد. چون دوستش دارد، گوشمالی اش می دهد. دیدید انسان بچه هایی را که دوست دارد اذیتشان می کند و صدای گریه ی آنها را در می آورد؟ خدا هم دوست دارد صدای بندگانش را در بیاورد، صدای گریه شان را در بیاورد. می دانید چرا؟ آن عشقی که در بلا قوی بشود خیلی با ارزش است. شما ببینید؛ امام حسین چرا در تمام انبیاء و حتی در ائمه هم نظیر ندارد. رفتند محضر امام صادق، عرضه داشتند: «آقا ما شما را خیلی دوست داریم ولی امام حسین را یک جور دیگر دوست داریم.» حضرت گریه کردند و فرموند: «آری ما خودمان هم امام حسین را یک جور دیگر دوست داریم.» واقعا تک است. چرا؟ این همه مصیبت را تحمل کردند. واقعا امام حسین مرد است.

خلاصه درس اخلاق چهارشنبه 97/11/10

 

استغفار / استغفار هفتاد توبه

شخصی محضر مقدس حضرت امیرالمومنین علیه السلام رفتند و به عرضه داشتند آقا من حالم حال خوبی نیست و مشکلات خیلی اذیتم میکند و بخصوص مسائل مالی اذیتم میکند امیرالمومنین علیه السلام فرمودند استغفار کن. آن شخص گفت اتفاقا آقا من استغفار زیاد می کنم ولی باز فایده ای ندارد. حضرت فرمودند نه خیر تو استغفار نمی کنی. خیلی از اعمالت را نمی دانی که بد است تا در مورد آنها استغفار کنی و فکر می کنی اعمالت خوب است، مشکل تو این است. بعد حضرت یک استغفاری را یادش داد که معروف به استغفار هفتاد توبه است. و فرمودند برو این را بخوان ان شاالله درست می شود یکسال این کار انجام داد بعد یکسال  آمد پیش حضرت امیر علیه السلام حضرت احوال پرسی کردند گفتند حالت چطور است و آن شخص گفت آقا اعمالم به لطف خدا و ذکر که شما فرمودید مورد قبول واقع شده است و آنقدر خداوند به من مال داده است که دیگر جا برای ا نگهداری آنها ندارم و  فقط غصه ام این است که جا ندارم تا اموالم نگه دارم. این استغفار خیلی مهم است یادتان باشد اگر خدا توفیق داد حداقل یک نگاهی بکنید اش. استغفار عجیبی است معجزه است. این دستور العملی که حضرت به این فرد اعرابی داد فرمودند قبل از خواب این استغفار را بخوان ولی خود امیرالمومنین بعد از نماز صبح و بعد از نماز عصر به این استغفار مداومت داشتند.

محبوب خدا / امیرالمومنین وجه الله

هیچ کس نمیتواند اسماء و صفات خداوند را احصاء کند و توصیف کند مگر مخلصین، کسانی که مخلص باشند، یعنی در وجودشان چیزی از منیت نمانده باشد، محبوب خداوند تبارک وتعالی باشند برگزیده خداوند تبارک وتعالی باشند. اینها می توانند خدا را توصیف کنند چون اسماء و صفات خداوند در وجودشان تجلی کرده است. حقیقت اسماء و صفات خدا در وجودشان تجلی کرده است. لذا چون امیرالمومنین علیه السلام وجه الله است و تمام اسماء و صفات خداوند در او تجلی کرده است مثل خداوند تبارک وتعالی است « وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلَى » مَثَلِ اعلای خداست، پیغمبر و امیرالمومنین مَثَلِ اعلا خداوند هستند، یعنی محل تجلی تمام اسماء و صفات خداوند هستند یعنی شما تا هر جا که خدا هست امیرالمومنین هم هست، یعنی امیرالمومنین مرگ ندارد فلذا وقتی نفخ صور می شود حتی فرشته مرگ یعنی حضرت عزرائیل هم جانش می گیرند و تمام فرشته ها می میرند ولی امیرالمومنین دیگر مرگ ندارد. چون مقامش فوق فرشته هاست، فوق مرگ است، فرشته ها و ملائک مقربین خادم او هستند چون وجه الله در او تجلی کرده است و دیگر حدی ندارد، بی نهایت است و مرزی ندارد در عالم اسماء و صفات امیرالمومنین هست در عالم عقول امیرالمومنین هست عالم مثال هم حضرت وجود دارند و در عالم ملک هم هست. لذا وجود مقدس حضرت محمد ص وقتی به معراج رفتند خداوند تبارک وتعالی با لسان امیرالمومنین با او تکلم می کرد منظور حقیر این است که این محبوب خدا شدن مقام بلندی است.

معیت خاصه

خداوند آیت الله شهید دستغیب رحمت کند کتابهای ایشان بی نظیر است همه کتابهایش را بخوانید معجزه است، در یکی از کتابهای ایشان که حقیر اسمآن کتاب را یادم نیست چون اولیل طلبگی و اوایل انقلاب خواندم ولی در آن کتاب می فرمود مثل کالمیت بین یدی الغسّال یعنی مثل میت در دست غسال باشید، از خودمان هیچ اراده ای نداشته باشیم یعنی خداوند ما را ببرد، خداوند مارا بیاورد، و در کل او بر ما تسلط داشته باشد. اراده تکوینی خداوند به ما نَفَس بدهد البته او می دهد ولی اینکه ما این را ببینیم مهم است .ما دو نوع معیت داریم اول معیت خاصه و دوم معیت عامه، معیت عامه را همه داریم « وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ » هر مقامی داشته باشیم خدای تبارک وتعالی با ماست اما اگر معیت خاصه پیدا کنیم و ببینیم که همه چیز از اوست و ببینیم که هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ و این را  ببینیم که همه چیز ظهور اوست البته که همه می دایند که هیچ چیزی خدا نیست زیرا چیزی نمیتواند خدا باشد بلکه اینها همه ظهورند، اینها همه آیه هستند این که خدای تبارک وتعالی میفرماید هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ خدا ظاهر و باطن و اول وآخر است یعنی همه اینها تمام عالم را روی همبگذارید تازه می شود یکی از شئون خداوند  می شود و یکی از آیات او می شود و در مقابل خداوند هیچ چیزی ندارد. ولی بعضی نمی فهمند و فکر می کنند نعوذ بالله این آسمان خداست و این زمین خداست نه خیر اینها تجلی خداست اینها ظهور خداست اینها در مقابل خدا هیچی ندارند اینها که سهل است پیغمبر اکرم ص با اینکه اشرف کائنات است در مقابل خدا میگوید «اَنَا الْمَيِّتُ» من میت هستم «أَنَا الْجَاهِلُ أنا العاجز» من جاهل هستم من عاجز هستم هر قدرتی است از اوست پیغمبر اکرم میگوید « الفقر فخری » فقر افتخار من است

عنایت خاصه / لطف حق حضرت زهرا / محبت/ ریسمان محبت

. این روایت چقدر زیباست که می فرماید« جذبه من جذبات الرحمن توازی عباده الثقلین» اگر اشتباه نکنم این روایت است که یکی از جذبات خدا بالاتر از عبادت جن وانس است به قول میرزا اسماعیل دولابی رحمت الله که می گفت خواب دیدم در چاه افتاده بودم البته ایشان مکاشفه بود و عین کشف بوده است.  میرزا اسماعیل راحت شده بود و از تعلقات راحتش کرده بودند ولی ما مثل ایشان راحت نیستیم. نهایتا می گفت دیدم در چاه هستم یک طناب در دستم بود میخواستم بیرون بیام که خیلیاذیت می شدم به زور یک متر می توانستم بالا بیام ولی بعد یک نفر ده متر من بالا می کشید بعد دوباره رهایم که می کرد هرچه خودم تلاش می کردم نمیتوانستم یک متر دوباره بالا می آمدم وقتی یک نفر من را کشید بالا رسیدم به دنبال ریسمان رفتم دیدم رسیدم به یک جای سرسبز دیدم که این ریسمان دست حضرت زهرا س است و آن هم که حضرات بعضی مواقع رها می کند برای این است که خودمان پشت می کنیم. خودمان پشت می کنیم خودمان پشت می کنیم. آنها همیشه با ما هستند همیشه لطف می کند، ما می گوییم خدایا بده،  خدایا بده، این غلط است خدا همیشه در حال عنایت است خدا همیشه در حال عطا است خدا همیشه در حال رحمت است با تمام هستیش دارد به ما لطف میکند « القهرِ بلطفِکَ » حتی اگر قهر هم میکند از روی لطف قهر میکند، اگر یک سیلی هم میزند از روی لطف سیلی می زند اگر گاهی جلوی پایت یک سنگی میزاره که بخوری زمین از روی لطف است. برای اینکه سرحال بیای برای اینکه بیدار بشی، یادش بیفتی در روایت مبارکه دارد که وقتی  بسم الله الرحمن الرحیم که بگویی هر کاری که داشه باشی تا انتها می برندت ولی اگر نگویی بخاطر اینکه یادت بیفتد یک مولایی داری یک ربی داری و از شیطان نجاتت بدهد زمین میزنت. فقط او میتواند ما را از تعلق نجات بدهد و گرنه  ما اهلش نیستیم.

عشق به عبادت

نگویید آدم عبد معمولی باشد ولی از خدا راضی باشد بهتر است تا اینکه خدای نکرده نماز بخواند، روزه بگیرد ولی ناراضی باشد « مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ رَاضِيَةً بِقَضَائِكَ » لذا به هیچ وجه سمت عبادتی که کراهت دارید وارد نشوید. عبادت را با عشق انجام دهید، یکی از شرایط عبادت عشق است یکی از شرایط عبادت روحانیت است عطر بزنید لباس خوب بپوشید، وضو بگیرید حتی اگر لازم است وضو دوباره بگیرید اگر قدرت دارید غسل بکنید. «أي وضوء أنقى من الغسل» کدام وضو که از غسل پاکیزه کننده تر باشد؟ وضو بالاتر از غسل نداریم حتی غسل هم که می کنید مستحب است دوباره وضو بگیرید. خلاصه میخواهم بگویم با عشق به سراغ عبادت بروید.

تفویض

تفویض از توکل بالاتر است، تفویض یعنی خدایا فعل من دست تو ،موفقیت من دست توست شکست من دست توست، هرچه که خودت دوست داری « به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست  عاشقم برهمه عالم که همه عالم از اوست» صفاتم مال خودت ذاتم مال خودت است او که بهتر می داند چه کار کند. برای اینکه خورشید در اینجا تجلی کند باید پنجره ها را باز کنیم نه اینکه ببندیم برای اینکه این مسجد را خورشید روشن کند باید پنجره ها را باز کنیم یعنی اگر دیوار بود باید کنار برود دیوار همان حجاب هاست که  بایدکنار برود.

نوکری

«وَ اِزْهَدْ مَا فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ»در آنچه که در دست مردم است زهد بورز مردم به تو علاقه پیدا می کنند به کسی وابسطه نباش. از کسی انتظار نداشته باش. ما توقعی هستیم. ما باید نوکری کنیم و از مردم توقعی نداشته باشیم. آن شخص مادرش یهودی بود ببین حالا اگر میگفت مادرمن یهودی است مادر می انداختش بیرون از خانه ولی امام رضا فرمود تو کاری نداشته باش فقط به او محبت کن. رفت و به مادر یهودیه اش محبت کرد نوکری اش کرد مادر دید پسرش از وقتی مسلمان شده و از وقتی پیش امام رضا می رود طوری دیگر شده . پسرش گفت من از وقتی رفتم خدمت امام رضا علیه السلام به من سفارش کرده ؛ مادرت اگر یهودی هم باشه وظیفه تواین است که به او محبت کنی مادر تا این را شنید گفت «اشهد ان لااله الله» این دین عالی است، این دین دوست داشتنی است. ببینید دنبال وصل برویم، دنبال نوکری  برویم، خودشان کارها را درست میکنند. ما وظیفه مان نوکری خدا است  و او وظیفه اش را بهتر از ما می داند.

خلاصه درس اخلاق چهارشنبه 97/11/03

 

اهمیت نیت /  محبت به خدا

سهل بن سعد ساعدی از اصحاب پیغمبراین روایت را نقل کرده اند که؛ «أنَّ رجلًا أتَى النَّبيَّ صلَّى اللهُ عليه وسلَّم فقال : يا رسولَ اللهِ ! دُلَّني على عملٍ إذا عمِلتًه أحبَّني اللهُ وأحبَّني النَّاسُ» مرا به یک عملی هدایت کن که در صورت عمل به آن خدا مرا دوست داشته باشد و مردم هم من را دوست داشته باشند، این نکته خیلی مهم است که هدف ما از زندگی چه باشد و دنبال چی باشیم، این که این شخص دنبال محبت خدا و دنبال حق جل و علا بوده خیلی عالی است و ظاهرش این است که دیگر بالاتر از حب به حضرت حق جل و علا خواسته ای نداریم لذا امیرالمومنین در آن دعای محبتشان در قنوتهایشان ترک نمی شد میفرمودند« اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي حُبَّك وَ حُبَّ ما تُحِبُّه وَ حُبَّ مَن یُحِبُّکَ وَ العَمَلَ َ الَّذِي ْ يُبَلِّغُنِي اِلی حُبِّکَ وَ اجْعَل حُبَّك اَحَبَّ الاَشیاءِ اِلیَّ » معلوم می شود محبت از همه چیز بالاتر است. خدا همت های عالی را دوست دارد، مقصدمان محبت به خدا باشد، پس این یک نکته خیلی مهم که ما مقصدمان را درست کنیم نیتمان را درست کنیم. همه مشکلات ما مال نیتهایمان است اگر نیت درست بشود همه چیز درست می شود اگر نیت باطل باشد همه چیز خراب می شود.

تعریف انسان / حقیقت انسان / انسان در عرفان

*هر کسی برای انسان یک تعریفی ارائه می دهد؛ مثلا در فلسفه می گویند: تعریف انسان حیوان ناطق است. حیوانی که تفکر می کند، درحیوانیت ما شکی نیست، چون احساس داریم تحرک داریم، مثل حیوانات اراده داریم، یکی از اقسام حیوانات انسان است، اما فرقمان با حیوانات دیگر چیست؟ انسان تفکر دارد ولی حیوانات دیگر تفکر ندارند، یعنی مدرک کلیات نیستند اگر هم تفکری دارند تفکرشان جزیی است، وهم و خیال است، عاقل نیستند متفکر نیستند ناطق نیستند، اما در عرفان تعریفی که ار انسان ارائه می دهند، امیرالمومنین علیه السلام تعریفی که از خودش ارائه می دهد این است که می فرماید: من نور مطلق خدا هستم، می فرماید همان نوری هستم که خدا به وسیله ی آن تمام آسمان ها و زمین ها را روشن کرده است. دوباره در جایی دیگر میفرماید:«أَنَا الْأَوَّلُ وَ أَنَا الْآخِرُ وَ أَنَا الْبَاطِنُ وَ أَنَا الظَّاهِرُ» انا الحمید انا المجید، از انسان این تفسیر را ارائه می دهد: آینه ی تمام نمای اسما و صفات خدا است.

قوص صعود نزول / بالاترین عشق / کیمیای محبت

* ما عشقی بالاتر از محبت خدا به انسان کامل نداریم که نداریم که نداریم، محبتی بالاتر از محبت خدای تبارک و تعالی به امیرالمومنین نداریم که نداریم که نداریم، محبتی بالاتر از محبت خدا به چهارده معصوم نداریم که نداریم که نداریم، ما هم باید به همین طرف برویم ، و حقیر فکر می کنم برای رسیدن به آن باید از مهندسی معکوس استفاده کنیم. یعنی ما در محضر خدا در محضر خدابودیم و در علم خدا تبارک و تعالی بودیم “انا لله” و بعد تنزل پیدا کردیم در آمدیم و عالم عقول و بعد تنزل پیدا کردیم امدیم در عالم مثال و بعد هم تنزل پیدا کردیم و آمدیم در عالم ملک، به عالم ملک تعلق پیدا کردیم به گل و آب و خاک و خورد و خوراک و خواب تعلق پیدا کردیم این قوص نزول است، مهندسی معکوس یعنی این که باید سراغ قوص صعود برویم برای این که قوس صعود را طی کنیم اولین کاری که باید بکنیم این است آقا فرمود « ازْهَدْ في الدُّنيا يُحِبَّكَ »

شهدا / شهید همت / تعلقات

* این خیلی مهم است که تعلق بریده شود وابستگی بریده شود. انسان پابرهنه باشد. این کسانی که می رفتند جبهه مثل شهید همت که در خاطراتش هست وقتی که به جبهه می رفت شش ماه می ماند بعد به زور می فرستادندش مرخصی،. امثال من اصلا جبهه نمی رفتیم اگر هم می رفتیم ده روز پانزده روز می ماندیم و سریع بر می گشتیم سمت خانه، ولی می گویند شهید همت هر چی بهش می گفتند برو خانه، بچه هایت گناه دارند، می گفت بچه های من همین هایی هستنند که در جبهه اند، البته من نمی گویم به زن و بچه رسیدگی نکند، شهید همت هم حتما رسیدگی می کرده ولی می خواهم عرض کنم ببین چقدر فرق است بین شهید همت و… برای همین است که او شهید همت می شود چون تعلق ندارد، می گویند خوابش خواب کیلومتری بوده، یعنی نمی خوابیده، باید تخت خواب گرم ونرم داشته باشیم می گویند خوابش در ماشین بوده است، چه قدرتی داشته، خوب این تعلق نداشته هر وقت هم می خواسته بلند می شده.

ولایت فقیه / عدم پذیرش دنیا / آزمون ولایت پذیری

* ما عقیده داریم اول اشرف کائنات حضرت محمد بن عبدالله صل الله علیه و آله و سلم بعد مقام امیرالمومنین علیه السلام و بعد حضرت صدیقه طاهره و بعد امام حسن مجتبی و بعد امام حسین و بعد امام زمان، بعد امام زین العابدین تا امام حسن عسگری، این تفاوت به دلیل نقص امام حسن عسگری نیست. اولا عرض کنم که همان امام حسن عسگری مقامش از تمام انبیا بالاتر است، بالاترین پیغمبرها حضرت عیسی است  ولی مقام امام حسن عسگری به جز پیغمبر خودمان از تمام پیغمبران دیگر بالاتر است، این اولا، ثانیا این که می بینید نسبت به چهارده معصوم مقامش پایین تر است برای خودش نیست، بخاطر این است که زمانه تحمل نور و تجلی امام حسن عسگری را نداشت، مشکل ماست و مشکل آن حضرت نیست، یک مثال خوب این است که مثلا، مقام معظم رهبری دوست ندارد این طور گرانی بشود ولی این نقص ماست که اینطور گرانی می شود، به حرف هایش گوش نمی دهند ؛ اگر به حرف های آقا گوش بدهند اینطور گرانی نمی شود پس متاسفانه ما تحمل آقا را نداریم اگر نقصی هست در ممکلت برای ماست نه برای مقام معظم رهبری، همین که در برجام آمریکا دولت را بیرون انداخت برای این است که حرف های آقا را گوش ندادند، یادتان هست در برجام فرمود شما ( دولت ) به حرف های من گوش ندادید. حضرت آقا خودشان گفتتند من خطوط قرمز را برای شما تعیین کردم ولی گوش ندادید، همین سید را ما تحملش را نداریم چه برسد به امام حسن عسگری چه برسد به امام زمانعج الله تعالی فرج الشریف.

چله محمدیه / صوم الدهر

* می فرماید « الصَّوْمُ لِي وَ أَنَا أَجْزِي عَلَيْهِ » می فرماید روزه برای خداست و پاداش روزه گیر خود خداست، روزه امساک از نه چیز است، یعنی نه چیز را خودداری کردن، یعنی تعلقت را به نه تا چیز قیچی کنی، البته نمی گویم آنقدر نخوری که دیگر نه نماز بتوانی بخوانی نه سرکار بروی نه این درست نیست، یک گرسنگی ای که بتوانی کارت را بکنی، درست را بخوانی ولی گرسنگی داشته باشی، روزه داشته باشی، یک نفر می بینی سالی یک ماه روزه مستحبی می گیرد، ویا یک چله بگیرید بالاخره یک راهی باز می کنند به قول استاد عزیز ما حضرت آیت الله حق شناس. سی روز ماه مبارک را که روزه می گیرید ده روز هم به آن اضافه کنید زیرا ده روز را که اضافه کنید، اولا چله گرفتی و چله ات از چله موسویه بالاتر است یعنی چله محمدیه است چله ی موسویه مال ماه ذی القعده و ده روز ذی الحجه، که خیلی هم خوب است خیلی هم ثواب دارد ولی چله محمدیه خیلی بالاتر است، خدا به تو توفیق می دهد چله ی احمدیه بگیری، ثانیا در آن روایت مبارکه دارد و  شهیدین هم در شرح المعه فرمودند که اگر کسی بعد ماه مبارک شش روز روزه بگیرد مثل این است که کل سال را روزه است و صوم الدهر می زیرا در این آیه مبارکه میفرماید: «وَجَزَاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا »در نتیجه وقتی شما شش روز گرفتید سی روز هم که ماه مبارک می شود سیصد شصت، کل سال را روزه ای وصوم الدهر می شود.

پرخوری / مضرات پرخوری /

* برادرها خدمتتان عرض کنم که در روایت دارد کسی که پرخوری کند می شود احمق می شود، تعلق به دنیا ثمره دارد اثر دارد، قرآن و نماز خواندن اثر دارد، خوردن هم اثر دارد، خدا خودش به دادمان برسد،از محضرتا معذرت میخواهم یک روایتی هست از امیرالمومنین که میفرماید: کسی که سه وعده می خورد ببندیدش پیش چهارپاها، معذرت می خواهم از محضرتان شماها را نمی گویم چون شما شیعه اید محب هستید ولی تعارف که نداریم، راه این است یواش یواش باید درست کرد ، راه این است، می گوید سه وعده که بخوری کار مشکل می شود .

دعای معراج

* بعد برادرها یک چیزهایی هست که کلید است مثلا یکی از آن کلیدها را خدمتتان عرض کنم، همین دعای معراج است، به نظر من دعای معراج را داشته باشید، یک معجزه است، واقعا یک معجزه است می فرماید یک مرتبه بخواند و با خودش داشته باشد، حالا آقا می فرماید یک مرتبه ولی توانستید هر روز، بالاخره هر چقدر که می توانید،حتی سالی یک بار؛ می فرماید تمام حاجاتش را خدا برآورده می کند، می گوید کسی که بسته شده است دعای معراج را روی موم بنویسد و به پشتش ببند آزاد می شود، راحت می شود یک دفعه می بیند از زندان آزاد شد. عجب کلیدیست این دعای معراج، بالاتر از چهل هزار ختم قران بالاتر از چهل هزار جهاد، من که به این ها، اعتقاد دارم بالاخره این ها یک اسراری دارد که اهل بیت فهمیدند، « اسرار ازل را نه تو دانی و نه من / این حل معما نه تو خوانی و نه من » آن ها می دانند چه می گویند، ماباید نوکر باشیم، تابع باشیم،

خلاصه بیانات حضرت آیت الله تقوایی حفظه الله تعالی  شب اول فاطمیه چهارشنبه 26/10/97

مراتب انسان

قال امیرالمؤمنین «الایمان و العمل اخوان توامان و رفیقان لا یفترقان» ایمان و عمل دو برادرند همراه هم هستند وهیچ موقع ازهم جدا نمی شوند خدای متعال هیچکدام را بدون دیگری قبول نمی کند، در فلسفه می گویند حقیقت اشیا بسیط است ما به صورت مجزا می بینیم مثلا انسان یک حقیت نوری دارد که بسیط است؛ از عالم بالا تا عالم پایین کشیده شده ما به صورت مجزا می بینیم می گوییم روح انسان، قلب انسان، عقل انسان، نفس انسان، هرکدام از اینها باز شئونی دارد مثلا خود نفس شئونی دارد؛ نفس اماره، نفس لوامه نفس مطمئنه، نفس مفکره، نفس عاقله، نفس راضیه، نفس مرضیه؛ همه اینها باز مراتب دارد. «النفس فی وحدته کل القوی» نفس در عین اینکه یک حقیقت است همه چیز است.

«له المثل الاعلی» انسان مثل اعلای خداست همانطور که خدای تبارک و تعالی «هو الاول و الاخر و الظاهر والباطن» همه چیز ظهور اوست، همه چیز مجالی او است، انسان هم همینطور است، همه چیز ظهور او و مجالی او هستند، انسان یک حقیقت است بروزهای مختلف دارد ما هستیم که مجزا می کنیم؛ فقیه می گوید فقط باید بروی سراغ فقه اصغر، نمازت را خوب بخوانی، روزه را بگیری، درست را بخوانی همین؛ انجام واجبات، ترک محرمات؛ فقط ظواهر.

امر به معروف در مستحبات

بعضیها در همین واجبات ظاهری هم تبعیض می گذارند تقسیم می کنند، می گویند واجب بله، حرام بله، ولی مستحبات را ول کن؛ در حالی که دستور داریم اصل حفظ مستحبات واجب است اصل حفظ مباحات و مواضع رخصت واجب است. اگر ما فقط ظاهرمان را هم نگاه کنیم، باز واجبات کفایت نمی کند باید مستحبات را هم داشته باشیم یک بحثی در امر به معروف داریم این که آیه می فرماید: «وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ‏ إِلَى‏ الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَر»  این «ولتکن» یعنی واجب است امر به معروف و نهی از منکر؛ امر است دلالت بر وجوب دارد، اینجا می گویند ظهور فعل بر ظهور متعلق متقدم است؛ متعلق (معروف) شامل مستحبات هم می شود؛ چطور ممکن است امر به مستحب واجب باشد؛ لذا می گویند این «ولتکن» متعلق خودش را مقید می کند. متعلق عام است ولی فعل خاص است، ظهور فعل جلوی ظهور عمومی متعلق را می گیرد معلوم می شود امر به معروف فقط در واجبات واجب است، در مستحبات واجب نیست. بعضی ها هم می گویند این که گفته واجب است به اعتبار کل گفته؛ مجاز است؛ و الا همه اش واجب نیست؛ در مورد مباحات که امر به معروف نداریم.

عرض ما این است که، اتفاقا اینجا «ولتکن» یعنی در مستحبات هم امر به معروف واجب است، حتی در مباحات و مواضع رخصت هم امر به معروف واجب است. یک سری از خشک مقدسها سختگیری می کنند، دایره مستحبات را وسیع می کنند؛ بعضی ها در مباحات به مردم اجازه نمی دهند، می خواهم این را عرض کنم که حفظ مستحبات حیطه مستحبات واجب است و لو خود مستحب مستحب استغ ما نیاییم تند روی کنیم مستحب را واجب کنیم، کم هم نکنیم؛ کاری را اگر کوچک بگیریم، جامعه از بین می رود، اگر یک جای سد آب را شکاف بگیرد، اگر این شکاف را پر نکنی کل سد خراب می شود؛ دین را اگر آزاد بگذاری بگویی مستحب است ولش این گفتن ولش حرام است چیزی را دست کم نگیریم بگویم در مسجد صحبت کردن اشکال ندارد، مردم هم اذیت بشوند، ولش کن؛ مثلا خوردن تخم مرغ بدون نمک مکروه است، بگویم ولش کن؛ این ولش کن حرام است؛ بی مبالاتی به مستحب حرام است، در رساله ها می گوید ترک نماز جماعت از روی بی مبالاتی جایز نیست.

امر به معروف

انشا الله خدا به ما شجاعت دهد با دل راحت بتوانیم امر به معروف کنیم؛ ما معمولا در دینمان شل هستیم «وَ مِنْ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ‏ عَلَى‏ حَرْف‏

» بعضیها خدا را از روی حرف عبادت می کنند ، روایت دارد آن کسانی که امر به معروف نمی کنند مگر این که ایمن باشند برایشان عذابی دردناک است؛ یک جاهایی باید قید مقام را زد؛ واقعا بعضیها یک قدرتی وهیبتی دارند؛ ماها خیلی شلی هستیم، امام قید همه چیز را زد، در قم مرجع بود، ممکن بود شهیدش کنند، وقتی از قم او را آرودند به تهران  برای رد گم کردن از جادهای انحرافی رفتند، هر کسی باشد می ترسد می گوید می خواهند من را سر به نیست کنند؛ می ترسد امام قسم می خورد به خدا قسم ذره ای در من تغییر ایجاد نشد نه خوشحال شدم از این که برگشتیم به جاده اصلی و نه ناراحت شدم از اینکه رفتنیم در جاده انحرافی خدا.

اسلام رحمانی

بعضی می گویند دین اسلام سهله سمحه است، می گویند اسلام رحمانی؛ مواضع رخصت را وسیع می کنند، یعنی هر کسی هر کاری خواست بکند، هر کسی خواست رانت بخورد. کی گفته اسلام رحمانی اینطور است؟ کی گفته دین سهله و سمحه به این معناست؟ بعضیها هم از آن طرف می افتند، دین را تنگ می کنند؛ اجازه نمی دهند؛ به بچه چنان سخت می گیرد که چه از دین زده می شود؛ بایستی جایگاه هر چیزی را شناخت.

بعضیها فقط  به ظاهر اهمیت می دهند در ظاهر هم  آن را نصفه می کنند حفظ ظاهر خوب است، رعایت کردن یک حکم شرعی بالاتر است از آنچه که آفتاب بر آن بتابد، بله این را قبول دارم؛ اما دین که فقط این نیست، این پایین ترین مرتبه دین ماست که خیلی هم اهمیت دارد چون پایه است پی ساختمان اگر خراب شد کل ساختمان خراب می شود.

انجام واجبات، انجام مستحبات، ترک محرمات، ترک مکروهات، پایه است؛ خشت اول تا نهد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج

بله نماز شب باید خواند این درست است یک چیزهایی به مومن به ما هو مومن واجب است نماز شب واجب است؛ واجب اخلاقی است ما یک واجبات فقهی داریم یک واجبات اخلاقی امام صادق قسم یاد کرد  به خدا قسم طی راه خدا بدون نماز شب امکان ندارد حالا خودت را بکش بله نماز شب بخوان اما نه اینکه شب تا صبح بیدار بمانی تو روز وظایفت ترک بشود درست نیست بالاخره هر کاری یک جایی دارد بعضی ها فقط ظاهر را می بینند. بعضیها فقط این ظاهر را می بینند دیگر نمی بینند که انسان مراتب وجودی دیگر هم دارد دو بعضی ها فقط اخلاق را می بینند قلب انسان  اخلاقیات اصولش 4 تا صفت است بعضی می گویند ایتن مال یونانی هاست نه این روایت دارد حقیر روایتش را دیده ام یکی عفت عفت یک اصل است

عفت یک اصل است عفت یعنی افسار نفس در دست من باشد بتوانم خودم را کنترل کنم کی بخورم کی نخورم چی بخورم چی نخورم ما معمولا مشکل داریم یک طرف می شود شره یک طرف می شود  شره می شو دافراط که همهاش انسان بخورد و بخوابد خمود یعنی خوردن را بگذارد کنار مثل مرتاضها بعد می رود روی درخت زل می زند به خورشید

می رود روی درخت زل می زند به خورشید حالا فرض کن غیب هم گفتی امما بهتر است که آمد امام تمام دنیا را عوض کرد اما تو هیچی ملت هم هیچی کاری نکردی بله حالا با یک دست  قطار را نگه داشتی به چه دردی می خورد یک سری از این طرف خمود یک سری هم از آن طرف پرخوری می کنند پر خوری می کنند مثل ورزشکاران آمریکایی که مقام اول را در دنیا می آورند

در جنایت هم مقام اول را داشته باشی به درد می خورد؟ کواندوها یت خیلی قوی بشوند مغزشان هم مثل ۀن حیوان معروف هر چه هم قوی باشند چه فایده دارد وقتی مغز خر که خورده باشند تازه از آن هم بدترند گاوان و خران بار بردار به زادمیان مردم آزار دارند نسل کشی می کنند افراط و تفریط می گوید در روایت امیرالمومنین هر دو در آتش هستند کلاهما فی النار

چقدر خوب است این راه اعتدال

یک صفت دیگر شجاعت است امام قسم می خورد والله قسم خمینی یک لحظه نترسید. از آن طرف تهور و بی باکی برود بندبازی کند  یک طناب بین دو تا کوه وصل می کند روی این طناب برود که چی ؟ از آن طرف تفریط و ترس و جبن است که خدا به حق امام زمان ریشه اش را بکند از وجود ما امیر المومنین می فرماید ترس شرک است

خدا به حق حضرت زهرا که شجاعترین انسان عالم است ریشه ترس را از ما بکند

این ها صفات قلبی است یکی هم حکمت است حکمت افراط و تفریطش چیست؟ افراطش وسواس است  وسواس زیادی مداقه کردن در علوم بعضیها وسواس به خرج می دهد

ملاصدرا که در علم بی نظیر استیکی از نابغه های زمان است که امام خمینی می فرماید ملا صدرا و ما ادریک ملاصدرا ملاصدرا رد کتاب کسر الاصنام الجاهلیه می نویسد  من از خیلی از تدقیقهای علمی که کردم  استغفار می کنم زیادی نرو تو علم برو تو یک علمی که به نفعت باشد علم ینتفع به الناس مردم از آن سود ببرند و الا زیاده روی های علمی و تدقیقهایی که اصلا به در دنمی خورد و اثر ندارد این روش تحقیق یک علم بسیار عالی است  یکی از شعبه هایش این است که تشخیص بدهی هرعلمی را چقدر کار کنی

طرف افراطش وسواس است طرف تفریط آن هم جهالت و بدبختی است بعضیها جهالت را چیزی نمی دانند در روایت دارد

ریشه تمام شرور جهل است  ما باید خودمان را نجات بدهیم از جهالت. وسواس در علم خوب نیست اما فیلسوف شدن عالی است عالسش عارف شدن در عرفان نظری و عملی بی نظیر است  ولی فقیه شدن در فقه عالی است عالم شدن در علم اخلاق عملی و نظری حرف ندارد اصلا واجب است  امام می فرماید معرفت اوجب واجبات است از همه واجبات بالاتر است

الحمدلله بچه های مسجد ما پیرمرد و جوان دارند می آیند درس می گیرندحوزه ما طلاب آزادمان خوب قوی شده  همه بیایند به طرف علم  اصلا نگویید 50 سالم است خداست که طول عمر را می دهد ممکن است یک آدم 60 ساله هزار سال عمر کرد یک آدم بیست ساله افتاد مرد عمر دست خداست

پیرمرده آمد پیش پیامبر گفنت من سه چهار روز از عمرم نمانده حضرت فرمود این سه چهار روز را برو دنبال علم بعد هم کی گفته سه چهر روز یک دعایی است در مفایح برای طول عمر معجزه است

رفت محضر حضرت حضرت این دعا را یاد داد دعای عجیبی است پیرمرده آنقدر عمر کرد که  می گفت خدایا جان مرا بگیر نمی گرفت خودش خسته شده بود یک دعای معجزه آسایی است

امام زین العابدین می فرماید عمرنی مادام فی طاعتک مادام  که عمر من در راه طاعت توست طول عمر بده چی بهار از ان طول عمر ی که دررا ه خدا باشد هزار سال باشد صد هزار سال باشد

از آن طرف اذا کان مرتع الشیطان وقتی مرتع شیطان شد عمر من را بگیر

بعد هم عدالت که یک طرف افراط  می شود ظلم و یک طرف هم انظلام بعضیها پخمه هستند منظلم هستند مزدم ایران جلوی طاغوت ایستادند طاغوت را از ایران سوریه عراق بیرون کردند از یمن دارند بیرون می کنند مردم ایران پوزه آمریکار را صد در صد به خاک خواهند مالید مردم ایران اصحاب مخصوص امام زمان هستند پیغمبر اکرم ملت ایران را ستایش کرده می فرماید قومسلمان فارسی دنیا را می گیرند اگر علم در ثریا باشد یه آن دست پیدا می کنند و این خواهد شد  بعضیها منظلمند بعضیها  ظالمند مثل آمریکا و وهابی ها بعضی ها عادلند «غایه العدل ان یعدل المرء نفسه» اگر توانستید در نفستان عدالت را ایجاد کنید یعنی قلب محل تخلق به اخلاق الهی است متخلق شوید به اخلاق الهی بشوید این می شود عدالت. این بی عدالتی است که فقط فقه، فقط احکام ظاهری  فقط اخلاق بی عدالتی است فقط عرفان برویم بشویم صوفی فرق صوفی با عارف این است صوفی فقط می شود اهب باطن باطنش را هم از دست می دهد عارف هم ظاهرش را درست می کندهم فقه اصغر شمجتهد می شو دهماخلاق هم فلسفه  هم عرفان مجتهد می شود مثل امام رد همه اعلم می شود  راه این است ما باید این طرف برویم این روایت دقیقا همین را می گوید الایمان و العمل توامان انسان یک حقیقت بسیط است یک مظهرش می شود فلسفه یعنی حقایق عقلی یعنی آیات و روایات عقلی هرچه فلسفه است در آیات و روایات عقلی آمده عرفان هر چه رعفان است در آیات و روایات عرفانی آمده هر چی اخلاق است در آیات  وروایات اخلاقی آمده ما چیزی خارج از آیات و روایات نداریم  علما ارزششان به همبن است که آمده اند قرآن را فهمیده اند  قرآن صاعد و نازل ما بین الدفتین قرآن نازل آن قرآن صاعذد هم روایات  آقا راه طولانی است باشد خدا ما را می برد ما کاروانسالارمان امیرالمومنین است معلم تمام 124 هزرا تا پیامبر است هرچی به حضرت خضر دادند از دست مقدس  امیرالمومنین دادند هر چی به حضرت نوح ابراهیم موسی عیسی و  پیامبر دادند از دست امیرالمومنی پیامبر رفت به معراج  خدا با زبان علی باهاش صحبت کرد من نمی گویم بالاتر از پیامبر است  اشرف از کائنات است پیامبر فرمود انا علی وعلی انا من علی هستم و علی من است کاروانسالار ما نفس پیامبر است

قل نتعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم امیرالمومنین است کاروانسالار ما ضمانت داده شیعیان من من بهشتتان را ضمانت می کند فقط تلاش کنید

ان العمل و الایمان توامان  اگر فقه اصغر نباشد فقه اکبر که مقام معظم رخهبری می فرماید فلسفه فقه اوسط که علما می فرمایند اخلاق است فقه  اعظم که علما می فرمایند عرفان است اگر فقه اصغر نباشد محل

محلی برای بروز و  ظهور فقه اکبر و اعظم و اوسط نخواهد بود اینها همه به هم وابسته اند این  روایت می فرماید الایمان والعمل توامان اینها یک حقیقتند یک خورشید است مثل این است که خورشید از این پنجره رنگی عبور کردهبعضی سفید است سفید نشان می دهد بعضی ابی  یک نور است دین یک حقیقت است یک تجلی آن می شود عرفان یک تجلی می شود عفلسف اخلاق  فقه یک تجلی آن می شو د عالم قلب یک تجلی و بروز ش می شود عالم روح و سر یک تجلی آن می شود عالم نفس یک تجلی می شود عالم سر یک حقیقت است نمی شود اینها را زا هم جدا کرد بسیط است حضرت آیت الله لنکرانی می فرماید اطلاعیه داده بود ما دینمان را ازهم جدا نمی کینم نمی شود عرفان را از فلسفه جدا کرد ان الایمان و العمل توامان رفیقان یک حقیقتند لذا می فرماید هیچکدام بدو دیگری قبول نمی شود مثلا ممکن است

بگوییم اگر نماز ظهر را بخوانی عصر را نخوانی من فقط بروم فلسفه مثل اینکه یک نفر تمام بدنش جذام گرفته فقط دستش سالمن است لا یفتز=رقان از هم جدا نمی شوند

شب اول مجلس ما ست اگر هر شب برای حضرت زهرا عزداری کنیم باز کم است وسع ما کم است دقت بفرمایید می فرماید انا انزلناه فی لیله القد راگر زهرا نبود قرآن نبود یا رسول الله اگر اگر زهرا نبود شما را خلق نمی کرد اگر زهرا هیچ پیمبری نبود اگر نبود فاطمه فاطمه طزهرا طبیعت ساریه است یا فاطر و بحق فاطمه این طینت ما از حضرت زهرا است آن زمانی که داشتند لگد میزدند به حضرت زهرا به ما هم می زدند اینها چه لقمه حرامهایی بودند ما یکی از ذاراری

اینها جمع شده بودن هیزم جمع می کردند

خلاصه بیانات حضرت آیت الله تقوایی حفظه الله تعالی چهارشنبه19/10/97

مسجد باب الحوائج علیه السلام

 


عملِ نافع

مولا امیرالمومنین علیه السلام می‌فرماید: « اِعْمَلُوا وَ اَلْعَمَلُ يَنْفَعُ » تا جایی که می‌بینید عمل نفع دارد،.عمل کنید. حضرت می‌خواهد بفرماید که فرصت نیست، عمر مثل برق می‌گذرد. انسان باید با تمام وجود به طرف هدفش حرکت کند کوتاهی نکند، نقصان ها را برطرف کند ، ما هر چند وقت یک‌بار باید اعمال و راه خود را بازبینی کنیم، حواسمان به زیادت‌ها و نقصان‌ها باشد، زیادت‌ها و نقصان‌ها یعنی اینکه آدم ببیند راهش چگونه بوده است، در این به بعد چطوری خواهد بود. آن روایت می‌فرماید: « «رَحِمَ اللّهُ اِمْرَاً عَلِمَ مِن أینَ وَ فی أینَ وَ إلی أینَ» » خدا رحمت کند مردی را که بداند از کجاست به کجا می‌رود و در کجا قرار دارد.« بَلِ الْإِنْسانُ عَلي نَفْسِهِ بَصيرَةٌ».

لطافت روح

چطور روح خود را لطیف کنیم؟ یک راه آن ذکر است. همین امشب شب توسل به امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف است. این کار را اگر توانستید انجام دهید. نماز و دعای استغاثه به امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف روی پشت بام معجزه است، به شرطی که پشت بام مشرف نباشد؛ در حیاط یا در هر فضای باز معجزه می کند ارتباط با امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف در لطافت روح خیلی اثر دارد. امام زنده است، دل را لطیف می‌کند. برای همین امام (ره)می‌فرماید: با یکی از این سه معصوم به خدا تقرب بجویید، یا وجود نازنین رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یا امیرالمومنین علیه السلام یا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف. با یکی از اینها دلتان را متوجه خدا کنید، «اَللَّهُمَّ اِنّی اَتَوَجَّهُ اِلَیکَ بِنَبیِّکَ نَبیِّ الرَّحمَةِ وَ اَهلِ بَیتِهِ صلی الله علیه و آله». توسل دل را لطیف می‌کند. گریه برای اهل بیت و خدا دل را لطیف می‌کند. سخن گفتن با ملائکه دل را لطیف می‌کند. اگر در خانه عود بسوزانید، اجنه و شیاطین و ارواح خبیثه بیرون می‌روند، ملائکه جمع می‌شوند. اگر در خانه قرآن بخوانید، ملائکه نازل می‌شوند. زیارت عاشورا بخوانید، جامعه بخوانید، زیارت اهل بیت بخوانید ملائکه می‌آیند.

سنگینی ظاهر

چگونه اعمالمان را الهی کنیم؟ ما نمی‌توانیم که دائم در حال نماز باشیم، خواب داریم، خوراک داریم، … ولی می‌توانیم خواب‌مان را خدایی کنیم، می‌توانیم خوردن مان را الهی کنیم، می‌توانیم نماز مان را الهی کنیم. یک نماز جماعت مغرب و عشأ آن شب را برایت شب قدر می‌کند. اگر غسل هم کردی، شب قدر تو کامل می‌شود. یک غسل بکن برو به طرف عبادت. می‌خواهی بخوابی یک راهی به طرف خدا باز کن، ذکر، زیارت یا قرآن بالاخره یک جور خودت را وصل کن. دلیل اینکه ما ناتوان و ضعیفم، این است که توجه مان به ظاهر وجودمان زیاد است. ظاهر وجود ما سنگین است، ثقالت دارد. چون ثقالت دارد زندانی است و هیچ کاری نمی‌تواند بکند. در همه چیز ضعیف است؛ در ورزش ضعیف است، در درس خواندن ضعیف است. اما اگر با باطن وجودمان ارتباط برقرار کنیم، هم ورزش‌مان فرق می‌کند و هم سلامتی‌مان فرق می‌کند هم درسمان.

حلقه وصل

یکی از بهترین مواضعی که می شود با باطن‌مان ارتباط برقرار کنیم موقع خوابیدن و بیدار شدن است. چون خواب در واقع مردن است، خواب یعنی به طرف عالم باطن رفتن، خواب یعنی به طرف عالم آخرت رفتن. در نتیجه موقع خواب بهترین موقع است برای اینکه چشم بصیرت تو باز بشود. حلقه وصل این عالم به عالم آخرت موقع خواب است، ما متاسفانه آن را خراب می‌کنیم. فرمود: 1. وضو بگیرید، 2. مسواک بزنید، 3. رو به قبله بخوابید، 4. روی دست راست بخوانید، 5. تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها بخوانید، 6. آیت‌الکرسی بخوانید، 7. حمد بخوانید، 8. آیه شهد الله بخوانید، 9. توحید و 10. صلوات. فرمود ما اهل بیت این ده تا کار را موقع خواب ترک نمی‌کنیم و اگر ترک کردیم از اهل بیت نیستیم. بالاخره از اهل بیت شدن خیلی دردسر دارد؛ « سَلْمانُ مِنّا أَهْلَ الْبَيْتِ» «لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُصَلِّ صَلَاةَ اللَّيْلِ»؛ کسی که نماز شب نخواند از ما نیست. لذا موقع خوابمان را دریابیم این آیه کشف « اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنوا يُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النّورِ » را بخوانید.

مراقب باشیم دیر نشود

آقا می‌فرماید تا زمان دارید، فرصت را از دست ندهید. خوب دقت کنیم به این روایت، می‌فرماید: اگر کاری را دیر شروع کردی دیگر به موقع نمی‌رسی. می‌دانید یعنی چه؟ مثلا اگر وارد عرفان شدی ولی به موقع نرفتی و شصت سالگی و هفتاد سالگی رفتی؛ ‌گفتی حالا زود است، زود است، این دیگر فایده ندارد. بعد انسان هر چه می‌خواهد عمل انجام بدهد، دیگر پیر شده و رو به افول است اعضا و جوارحش یاری نمی‌کند. دانشمندان می‌گویند تا سن بیست و پنج سالگی بدن رشد می‌کند ولی بعد از بیست و پنج سالگی بدن رو به افول می‌رود. خوش به حال شما که سن‌تان پایین است، ما گذراندیم و خراب کردیم، فردا دیگر نمی‌توانیم عمل کنیم. هرکاری می‌کنیم باید اینجا انجام بدهیم. شروع ‌کنید به اینکه جزء اصحاب آقا باشید. مقام معظم رهبری فرمودند: به زودی در تل‌آویو نماز می‌خوانیم، ولی یک‌دفعه می‌بینیم آقا آمد ولی ما در خانه خواب هستیم. واویلا! آقا آمد و با اصحابش به طرف عربستان برای فتح سرزمین اسلامی رفتند. ولی ما در خانه افتادیم، آن موقع دیگر فایده‌ای ندارد. خیلی روایت عجیبی است که می گوید اگر یک وقت شروع نکنی دیر می شود، دیگر نتیجه‌ای که می‌خواهی نمی گیری.

زبان سرخ

ما یک نکته را همیشه غافلیم فکر می‌کنیم، زبان عمل نیست آنقدر عادت کردیم در صورتی که در روایت مبارکه می‌فرماید: بیشترین عضوی که در قیامت مردم از دستش می‌نالند، همین زبان است. زبان سرخ سر سبز می‌دهد بر باد. با این زبانت چه کار می‌کنی؟بدترین اعمال مال این زبان است و بالاترین عمل‌ها هم به همین زبان تعلق پیدا می‌کند. « أَفْضَلَ اَلْجِهَادِ كَلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ إِمَامٍ جَائِرٍ ». بالاترین اعمال یک کلمه عدالت پیش امام ظالم است. ببینید زبان چه کار می‌کند. لذا می‌فرماید « اِعْمَلُوا وَ اَلْعَمَلُ يَنْفَعُ وَ اَلدُّعَاءُ يُسْمَعُ ». آیا ما خود را مناجات‌خوان بار آورده‌ایم.

منزل اول توبه

عرفا سه منزل اصلی گفته اند. یک توبه که برای مبتدی‌هاست. دوم متوسط‌ ها هستندکه راهشان جهاد و ذکرشان هم ذکر یونسیه است. سوم منتهین هستند، اینها راهشان اخلاص و توحید است؛ ذکرشان هم «لا اله الا الله» و «هو الله الذی لا اله الا الله»… و ذکرهای توحیدی است. ذکر و فکرت بشود اسماء و صفات خدا، ذکرت بشود امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف وردت بشود امیرالمومنین علیه السلام. اینها اسماء الحسنی است.

«و التوبه ترفع» توبه منزل اول است. ما در همین منزل ضعیف هستیم. امام زین‌العابدین علیه السلام روزی پنج هزار بار استغفار می‌کرد. من نمی‌گویم خودم میتوانم، شما هم لازم نیست. بالاخره زندگی داریم نمی توانیم پنج هزار بار استغفار کنیم، ولی می‌توانیم استغفار بکنیم. بعد از نماز عصر استغفار بکنیم، خدا سحرها توفیق بدهد اهل استغفار و اهل توبه باشیم. خودمان را اهل توبه کنیم. روایت مبارک از امیرالمومنین علیه السلام است، یک فردی کار اشتباهی کرد، بعد گفت استغفرالله، حضرت گفت مادرت به عزایت بنشیند، فکر کردی گناه کردی و گفتی استغفرالله کافی است؛ این اصلا ریا است و این بدتر است. گناه کردی اول باید حقوقی که از بین بردی را به جا بیاوری مثلا اگر نماز و روزه واجب دارید. قضا کنید حتی در روایت مبارکه دارد که خدا از ما انتظار دارد، نمازهای مستحبی که نخوانده ایم را اگر تعدادش را هم نمی‌دانیم انقدر قضا کنیم تا یقین کنیم که چیزی به گردن ما نیست. ببینید خدا چقدر عاشق ماست

غذای روح

امیرالمومنین علیه السلام می‌فرماید: که من تعجب می‌کنم از شما به غذای ظاهریتان اهمیت می‌دهید ولی به غذای روحتان، به غذای جان و هستی خود اهمیت نمی‌دهید. ما ظاهر مان هم از روح سیراب می‌شود، آن وقت حواسمان به غذای روح مان نیست. «واسع فی فکاکها» برای آزاد کردن نفست تلاش کن. «کما تسعى فی طلب معیشتک فانّ نفسک رهینة بعملک» چطور برای زندگی مادیت تلاش می‌کنی، همانطور برای باطنت تلاش کن. می‌فرماید تو رهین عملت هستی. مراقب عملت باش گاهی اوقات می‌شود انسان یک کار کوچک که فکر می‌کند هیچی نیست، انجام می‌دهد و یک قطعه سیاه در قلب او ایجاد می‌شود و این نقطه سیاه در دلش بزرگ می‌شود، بزرگ و بزرگ می‌شود تا تمام قلبش را سیاهی می‌گیرد. عاقبت به شر می‌شود. حواسمان را جمع کنیم، نگوییم این چیزی نیست. از آن طرف گاهی اوقات می‌شود یک کار کوچک خوبی انجام می‌دهی و یک نقطه سفیدی در قلبت ایجاد می‌شود و تمام قلب و وجودت را پر می‌کند.

خلاصه بیانات حضرت آیت الله تقوایی حفظه الله تعالی چهارشنبه 5\10\97

ارتزاق دیگران

امام صادقعلیه السلام می فرماید:»بَاشِرْ كِبَارَ أُمُورِكَ بِنَفْسِكَ وَ كِلْ مَا صَغُرَ مِنْهَا إِلَى غَيْرِكَ« کارهای مهمت را خودت بر عهده بگیر و کارهای کوچکت را به دیگران بسپار. همت بلند خیلی مهم است. انسان زورش می آید به آرایشگر پول بدهد، زورش می آید به کفّاش پول بدهد، سختش است یک نفر بیاید کارهای خانه اش را انجام بدهد؛ اینها اشتباه است. ما وضعیت مالی و بی نیازی خودمان را با پول جمع کردن و تکیه به دنیا درست نکنیم، دنیا مگر چه چیزی دارد که مثلا حساب بانکی من پشتوانه من شود؟ ما باید گنجشک روزی باشیم؛ روزانه خدا برایمان برساند؛ این سبب می شود انسان به خدا یقین پیدا کند؛به خدا تکیه کند؛ ما باید تکیه کردن به خدا را یاد بگیریم؛ خودمان را بی نیاز از خدا نبینیم »إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى« انسان تا می بیند بی نیاز است طغیان می کند؛ اما وقتی هر ماه تنش بلرزد که آیا تا آخر ماه پول من می رسد یا نمی رسد مجبور می شود به خدا توکل کند؛انسان باید به خودش تکیه کردن و توکل کردن به خدا را یاد بدهد ؛ کسی که به خدا توکل کند قوی ترین انسان عالم خواهد بود. ما یک مقدار به خدا تکیه کنیم و اسباب ظاهری را کنار بگذاریم ، در زندگیمان نترسیم از این که مثلا پول کرایه ماشین بدهیم یا فردی بیاید کارهای خانه ما را انجام بدهد.  ما برای همسرانمان چکار کرده ایم؟ ما به آنها بدهی داریم؛ مستحب است برای آنها خانه ی بزرگ بگیریم، مستحب است برای آنها ماشین بگیریم؛ اگر می توانی خدمتکار بیاوری ماهی یکبار خانه را تمیز کند بیاور. اصلا خودت نوکری آنها را کن. خانمهای ما مظهر جمال خدا هستند؛ مردان ما هم همینطور؛ ما امت شیعه هستیم؛ مردان ما مظهر جلال خدا هستند. ملت شیعه در قله آسمان هستی قرار دارد چه مردهای آن چه زنهای آن. کارهای کوچک را خودت نکن آقا می فرماید، برو دنبال کارهای بزرگ، اگر می توانید آژانس بگیرید یا سوار اتوبوس شوید. مشکل ما مشکل تمدن است یعنی تحرک نداریم، یک نفر می گفت چکار کنم ،خونم یک مقدار کثیف شده و فشارم رفته بالا و … گفتم ماشین نبر، پیاده برو سر کار؛ همه اش می خورد و می خوابد ،کارش هم که ساکن است ؛ ورزش هم نمی کند معلوم است مریض می شود. مثلا معامله خانه رو خودت انجام بده و واگذار نکن ، خودت وارد شو و البته سعی کن با آدمها ی متخصص با آدمهای صاحب تجربه مشورت کنی اما کارهای کوچک را به دیگران بسپار ، ببین امام چطوری فکر می کند؟ من می گویم اگر پولم را بدهم آرایشگاه از دستم رفته؛نه، این را بدهیم آنها هم زندگیشان بچرخد، زندگی دیگران را بچرخان. خدا توفیق بدهد بتوانیم محل ارتزاق دیگران بشویم.

اسباب باطنی روزی

ثانیا ما باید برویم به طرف این که اسباب باطنی را ببینیم؛ ما همه اش اسباب ظاهری را می بینیم؛ می فرماید کسی که ناخن هایش را صبح جمعه بگیرد روزی از آسمان برایش می ریزد؛ از سوره واقعه خواندن بیشتر روزی اش را جلب می کند؛ این یک سبب باطنی است. یا هر شب سوره واقعه را بخواند، سوره یاسین، سوره ذاریات؛ این سه تا سوره، سوره روزی است، مخصوصا یاسین. ملائکه سوره یاسین و حمد تمام ملائکه عالم را پوشش می دهند؛ آدم با سوره یاسین و حمد می تواند دنیا را زیر و رو کند. سوره یاسین چند تا ختم دارد که واقعا معجزه است. البته نه برای چیزهای دنیایی؛ چیز های دنیایی را هم خواستید بخواهید؛ ولی ختم بگیرید برای وصل به خدا؛ ختم بگیرید برای اینکه شما را بیدار کنند؛ ختم بگیرید برای شهادت حقیقی ظاهری و باطنی؛ ختم بگیرید برای اینکه چشمتان خدابین شود؛ زبانتان حق گو شود.

ملازمت

ما معمولا اراده حرکت نداریم؛  ضعیفیم، می خواهیم روزه بگیریم، نماز بخوانیم سختمان است ، نافله بخوانیم سختمان است، می خواهیم ورزش کنیم سختمان است. این را باید با جماعت درستش کنیم؛ خودمان را در مسابقه بیندازیم ، اگر دائما با کسانی باشیم که علمشان زیاد است، اهل درس خواندن هستند، درسمان قوی می شود. بعضیها خوب درس میخوانند؛ خوب ذکر می گویند؛ خوب نماز می خوانند؛ خوب وصل می شوند؛ با آنها ملازم شویم تا نفّس آنها به ما اصابت کند؛ مثل ظروف مرتبطه است؛ چیزی که در وجود آنهاست به وجود شما هم می آید، بالاخره روح اثر می کند. اگر بروید زیارت به خصوص پیاده این روح  امامزاده عبدالعظیم حسنی یا روح امام زاده داوود یا روح حضرت معصومه یا از همه بالاتر امام حسین علیه السلام تمام وجودتان را پر می کند. عرفا می گویند: اگر شما سه ساعت تجلی داشته باشی دیوانه می شوی، نمی شود؛ اما اگر زیارت بروی ده ساعت هم بروی خدا کمکت می کند زیارت چیز عجیبی است.

شهود

در فلسفه می گویند، علمی که قابل نقل و انتقال است فلسفه است، اگر بخواهی استدلال کنی به وجود خدا باید از راه برهان امکان و وجوب بروی تا قابل نقل و انتقال باشد و الا عرفان یک تجربه است؛ دیگر قابل انتقال نیست؛ شهود شخصی است. این حرف اشتباه است؛ خدا می گوید میخواهید من را اثبات کنید؛ این راهش است»أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ« آیا این کافی نیست که خدای تو بر همه چیز شاهد است؟ چه کسی گفته شهود قابل نقل و انتقال نیست؟ مگر پیغمبر چطور ما را بیدار کرد الان پیغمبر کجاست؟ پیغمبر است که با حقیقت وجودی خودش همه عالم را می برد، الآن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با چه چیزی دارد ما را می برد؟ با حرف؟ با ما حرف نمی زند؛ امام زمان از باطن وجودِ ما دارد هستی ما را عوض می کند. ما اگر هزار سال دیگر هم زنده باشیم باز در مقابل هزاران هزار سال نوری که باید برویم صفر است. همه این راهها شهود است؛ همه اش روحانی است؛راه جسمی نیست؛ جسمی هم اگر باشد با این نشئه فرق دارد «وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولَى» پس چرا متذکر نشدید؟

نهایت کار مؤمن

دنیا جای عبور است، جای ماندن نیست؛ عالم آخرت بی نهایت در بی نهایت در بی نهایت است، از آن غافل نباشیم؛ خودمان را زنده کنیم؛ چگونه خودمان را زنده کنیم؟ یکی از راه های آن  این است که روز ، آدم حواسش باشد ترک گناه، ترک مکروه کند؛ شب هم میخواهد بخوابد مسواک بزند، رو به قبله بخوابد، دست راست را زیر سرش بگذارد و صد بار سوره توحید بخواند؛ صد تا صلوات بفرستد؛ آیه آخر آیة الکرسی را بخواند، دیگر نیاز نیست بقیه آن اذکار را بخواند، همین آیه را صد بار بخواند کافی است. روحمان را زنده کنیم، ما الان مثل یک نقطه ایم در صورتی که وجود ما بالاتر از تمام آسمان ها و زمین است؛ ما از وجود خودمان غافلیم؛ تمام عالم در وجود ما نهفته است؛ امیرالمؤمنین علیه السلام  با آن عظمتش در وجود ما نهفته است »قلب المومن حرم الله و لا تسکن فی حرم الله غیر الله« غیر از خدا را در دلت ساکن نکن »الْمُدَاوَمَةَ الْمُدَاوَمَةَ فَإِنَّ اللَّهَ لَمْ يَجْعَلْ لِعَمَلِ الْمُؤْمِنِينَ غَايَةً إِلَّا الْمَوْتَ‌«تا می توانید بروید! نهایت ندارد؛ نهایت کار مومن چیست؟ مرگ؛ مرگ دیدار خداست.  تو اینجا را درست کن آنجا را خدا درست می کند »الْيَوْمَ عَمَلٌ وَ لَا حِسَابَ، وَ غَداً حِسَابٌ وَ لَا عَمَلَ« فردا از شما عمل نمی خواهند، وقتی آدم بمیرد عمل نمی خواهند؛ ولی اینجا از ما عمل می خواهند؛ این جا جای حساب کشیدن نیست. اولا هیچ موقع فکر نکن از خدا طلب داری؛ فکر نکن خدا و اهل بیت به تو بدهکارند؛ ما بدهی داریم؛ ما عین سیاهی و گناهیم»لا تُخرِجَن نَفسَكَ عَن حَدِّ التَّقصي« هیچ موقع خودمان را از حد تقصیر خارج نکنیم. هر وقت می خواهی توبه کنی سرت را بر سجده بگذار خدا زود جواب می دهد؛ بگو به حق سر بریده امام حسین علیه السلام  من را ببخش ؛ به حق دستان بریده اباالفضل علیه السلام   کمکم کن؛ اسم اعظم خدا سر بریده امام حسین علیه السلام  است؛ دستان بریده اباالفضل علیه السلام   اسم اعظم است.

طلاب آزاد

الان در این حوزه خیلی ها سر کار می روند؛ می آیند درس هم می خوانند؛ بازنشسته هستند طلاب آزادند، خیلی از طلاب آزاد از طلاب رسمی می زنند جلو اینها یک خوبی هایی دارند که طلبه های عادی ندارند؛ یکی از خوبیهای آنها این است که کار می کنند؛ از کدّ یمین خودشان استفاده می کنند؛ از بازوی خودشان می خورند؛ ما معرفتمان را درست کنیم، اگر می رویم دنبال علم  همتمان بلند باشد همت بلند دار که مردان روزگار از همت بلند به جایی رسیده اند؛ همت ات را ببر روی چیزی که خدا به تو داده؛ بگو خدایا علمم را مثل سلمان کن؛ قدرتم را مثل امیرالمومنین علیه السلام کن؛ این را از ما خواسته اند» اللّهُم اجعَل مَحیانا مَحیا مُحَمّدٍ و آلِ مُحَمَّد وَ مَماتَنا مَماتَ مُحَمّدٍ و آلِ مُحَمّد«

خلاصه بیانات حضرت آیت الله تقوایی حفظه الله تعالی چهارشنبه 1397/09/28

 

برداشت غلط

«رُفِعَ القَلَمُ عَن الشیعَه» ما قلم مواخذه را از شیعه برداشتیم؛ بعضیها از این روایت برداشت بد می کنند؛ می گویند حالا که اینطور است هر چی می خواهی گناه کن؛ مجلس شادی گناه می گیرند. این برداشت بسیار اشتباه است؛ آیا ما قلم مؤاخذه را برداشتیم یعنی گناه کن؟ کجا این را می گوید؟ نه دلالت مطابقی بر آن دارد، نه دلالت التزامی، نه دلالت تضمنی. بعضیها متاسفانه از دین اشتباه، برداشت می کنند؛ چون سواد ندارد. رفع القلم یعنی تخفیف. شما به بچه ات می گویی امروز روز عید است؛ اگر کار اشتباهی کردی کاریت ندارم، نه اینکه گناه کن؛ یک چیز عقلی است؛ معنای آن واضح است؛ «رُفِعَ القَلَمُ عَن الشیعَه» به معنای این است که ملت ایران که ملت شیعه و محب امیرالمؤمنینعلیه السلام است، پاک است، طاهر است، شهید است «مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِیداً» این یعنی رفع القلم؛ کسی که به محبت اهل بیت بمیرد شهید مرده است؛ کسی که به محبت اهل بیت بمیرد تائب مرده است؛ کسی که به محبت اهل بیت بمیرد تمام گناهانش آمرزیده است؛ در روایت مبارکه دارد کسی که شهید می شود تمام کمالاتی را که باید طی می کرد، می برندش؛ این شهید راه ظاهر است، سید مهدی بحرالعلوم می فرماید: مقام شهید راه باطن از شهید راه ظاهر بالاتر است؛ خداست دوست دارد ببخشد؛ نه به این معنا که هر کاری بکن؛ نه، اتفاقا آن کسی که خدا بیشتر به او محبت کرده، شایسته است که بیشتر نوکری کند؛ بیشتر عبد باشد. امام کاظم علیه السلام می فرماید به شیعیان ما فاسق و فاجر نگویید؛ ولایت ما اهل بیت، پاکشان می کند؛ بگو کار فسق انجام داد؛کار فجور انجام داد. ما شیعیانمان را اگر کار بدی کنند، یا مریضی می دهیم یا سختی یا فقر؛ پاکشان می کنیم نه اینکه گناه کن. جهنم نمی روی ولی چوب که دارد، سکرات مرگ که دارد، برزخ که دارد. یک دفعه می بینی یک نفر 300 هزار سال در هنگام دست و پا زدن برای جان کندن، در عذاب است؛کی گفته حق داری گناه کنی؛ فرمود شما در برزخ عذاب می بینید، مواظب خودتان باشید، حواستان را جمع کنید.

صراط محبت

ما یک سبیل داریم یک صراط؛ سبیل به راههای فرعی می گویند؛ صراط به آزادراه؛ وقتی رسیدی به آزاد راه، راحت می روی. خیلیها در سبیل گیر می کنند، می رود مداح میشود در مداحی گیر می کند؛ می رود اهل علم می شود در علم گیر می کند؛ وقتی در علم گیر کرد؛ دنبال تهذیب نفس نمی رود؛ دنبال روضه و گریه برای اهل بیت نمی رود؛ اگر نفس کشی نکرد تا رانت دادند می خورد؛ می شود مثل بعضی ها که اختلاس می کنند؛ این علم فایده ندارد؛ خودمان را بیندازیم در آزاد راه و صراط «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيم‏» صراطِ امیرالمؤمنین علیه السلام ؛یعنی پشت سر امیرالمؤمنین علیه السلام حرکت کن، ببین چکار می کرد همان کار را بکن؛ سلمان پا می گذاشت جا پای امیرالمؤمنین علیه السلام ؛ آزاد راه اهل بیت، آزادراه محبت است؛ فرمود راه ما، راه محبت است نه راه علم، نه راه تقوی، نه راه خشوع، نه راه عبادت؛ کسی که عاشق شد از همه بهتر ورزش می کند؛ از همه بهتر دنبال علم می رود؛ چون عاشق است می گوید من باید از همه بهتر عبادت کنم، نه اینکه عبادت نکند بله عشق است ابالفضل علیه السلام اما نه اینکه دیگر نه نمازی، نه نافله ای؛ درست است عشق است ابالفضل علیه السلام ولی همان حضرت ابالفضل علیه السلام صد رکعت نماز می خواند.

پشتوانه

«ذُنُوبُ الْمُؤْمِنِ إِذَا تَابَ مِنْهَا مَغْفُورَةٌ لَهُ» هر کاری یک حسابی دارد؛ اگر توبه کنی می بخشند؛ یعنی پشتوانه داری؛ خدا به تو بُن داده؛ بن محبت امیرالمؤمنین علیه السلام داده؛ پارتی برایت گذاشته؛ پارتیت کیه؟ امیرالمؤمنین علیه السلام. عشق به امیرالمؤمنین علیه السلام طاهرت کرده؛ نه اینکه برو جنایت کن؛  اصلا جرأت جنایت پیدا نمی کنی؛ چون عاشقی، چون محبی. حالا که «إِذَا تَابَ مِنْهَا مَغْفُورَةٌ لَهُ» و «رُفِع القَلَم» یعنی هوایت را دارند «فَلْيَعْمَلِ الْمُؤْمِنُ لِمَا يَسْتَأْنِفُ بَعْدَ التَّوْبَةِ و المَغفِرَه» پاشو راه برو، نگذار شیطان مأیوست کند؛ راهت را عوض کن؛ بعضیها گناه می زندشان زمین، نمی توانند بلند شوند؛ افسردگی می گیرند؛ دو سال می آید طلبگی؛ نمره هایش کم می شود، بعد رها می کند. مأیوس نشو؛ بیست سال هم شد بایست؛ نترس بالاخره موفق می شوی؛ گیرم موفق نشوی، همین که در آزاد راهی موفقی؛ همین که در کوچه پس کوچه ها گیر نکردی موفقی. نترس تو بیا خودت را در صراط قرار بده، مطمئن باش در موقع مرگ، دستت را می گیرند؛ روایت دارد ما شیعیانمان را موقع مرگ رها نمی کنیم؛ ما قرآن را در قبر به آنها یاد می دهیم. حضرت صدیقهسلام الله علیها که مجلس ما امشب به نام ایشان است 99 موقف دست ما را می گیرد؛ می دانید چرا می گوید 99 موقف؟ اسم اعظم خدا به یک تقسیم 99 تاست؛ ابن فهد حلی 99 اسم خدا را در عدة الداعی گفته؛ کسی که هر روز اینها را بگوید می رسد به اسم اعظم خدا. حضرت زهراسلام الله علیها هم ما را می برد تا برساند به اسم اعظم؛ برساند به بهشت. صدمی آن بهشت است. بهشت واقعی اسم اعظم است؛ بهشت واقعی یعنی حضرت امیرالمؤمنینعلیه السلام؛ بهشت واقعی یعنی ابی عبد اللهعلیه السلام یعنی حضرت ابالفضل علیه السلام یعنی حضرت فاطمه معصومهسلام الله علیها .

شکر

عالم، عالمِ مراتب و کثرات است؛ نمی شود اختلاف نداشته باشند؛ می گوید چرا خدا امیرالمؤمنینعلیه السلام را امیرالمؤمنینعلیه السلام آفریده؟ چرا ندارد؛ اگر امیرالمؤمنینعلیه السلام می شدی؛ امیرالمؤمنینعلیه السلام می شد تو، دوباره سوال بود خدا دوست داشته؛ دارندگی و برازندگی؛ هر کسی به اندازه ای که گرفته باید شکر کند، دیگر سؤال ندارد؛ در عطا شکر است نه نق زدن؛ آقا به امیرالمؤمنینعلیه السلام آنقدر دادند، به امام آنقدر دادند، به آقای حسن زاده آنقدر دادند؛ نوش جانشان؛ تا کور شود هر آنکه نتواند دید. اگر همه می خواست امیرالمؤمنینعلیه السلام باشند که عالم ایجاد نمی شد، لذا خدا عالم را دارِ تکثر آفریده «وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا» ما شما را شعبه شعبه، قبیله قبیله، با خصوصیات مختلف آفریدیم برای این که معرفت پیدا کنید. به آن بالایی خدا داده، به این پایینی هم خدا داده «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُم‏» کریم ترین شما، پاکترین شما، کسی است که تقوا داشته باشد؛ کسی است که خوب نوکری کند؛ مهم این است که راه باز است و جاده دراز؛ می خواهی بشوی امام، کاری ندارد پاشو درس بخوان، خدا که قدرت داده، چشم داده، زبان داده؛ گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست؟ اگر آدم اراده کند به همه چیز دست پیدا می کند؛ اگرکسی یقین داشته باشد خدا می دهد، خدا عطا می کند. «أنا عِندَ ظَنِّ‏ عَبدِي المُؤمِن».‏ بشر نهایت ندارد؛ این شبهای به این بلندی پاشو یک عبادتی بکن. این همه نعمت داده؛ پدر داده، مادر داده، خواهر و برادر داده، دوست داده؛ اگر هزار تا دوست داشته باشی باز کم است؛ همه چیز به ما داده اند؛ این کثرت که خوب است؛ دندان اسب پیش کشی را که نمی شمارند؛ طرف رفت محضر مقدس پیامبر اکرمصلّی الله علیه وآله گفت یا رسول الله من وضع مالیم خوب نیست؛ مسجدیِ ناب بود، همیشه صف اول بود؛ حضرت فرمود این برایت بهتر است؛ اصرار کرد پیامبر یک درهم یا دو درهم به او داد؛ این پول برکت کرد؛ گله و گوسفند و زن و بچه و … ؛ دیگر نماز جماعت پیدایش نشد؛ «اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ» خدا می داند رسالتش را کجا بگذارد؛ همین که داده شکر کنیم؛ اول شرط استجابت دعا شکر گذار بودن است؛ راضی بودن به این است که خدا بدهد یا ندهد؛ ما کار خودمان را درست کنیم؛ حتی در معنویت هم تا عشق داری عبادت کن،گیر نده؛ نگو من باید حتما از فلانی جلو بزنم، خودت را برزخ نکن؛ نماز جعفر طیار می خواند، از خدا طلبکار می شود؛ همان بهتر نخوانی؛ نمی خواهد نماز جعفر بخوانی؛ شاکر باش«و قَلباً شاکِراً» فعلا این را قانع باش؛ اعمالت را درست کن؛ واجباتت را درست کن؛ درسهایت را درست کن؛ علمت را درست کن؛ عبودیّتت را درست کن. ما نباید در مقابل خدا بی ادب باشیم؛ این که پیغمبر رسید به رسالت، اول عبد شد «أشهَدَ أنّ محمّداً عَبدُهُ وَ رَسولُه» عبد شدن زحمت دارد.

حوزه انقلابی

ما الآن یک هیئتهایی داریم ده هزار نفر جمعیت می رود؛ خوب است ولی اگر من باشم هیئت نمی زنم؛ دارالقرآن نمی زنم؛ حوزه می زنم؛ حوزه باید زد. چرا؟ چون هم علم است؛ هم فقه؛ هم فلسفه؛ هم عرفان، هم عزاداری، هم ذکر، هم گریه، هم خودسازی، هم عبادت، هم ورزش و هم انقلابی است؛ بعضی حوزه ها موقع انتخابات تعطیل است؛ نه، حوزه باید موقع انتخابات زنده باشد؛ باید توی مردم باشد؛ حوزه باید حیات داشته باشد؛ حوزه باید انقلابی باشد؛ حوزه باید جامع باشد. بله اگر دار القرآن بزنی در عرض دو سال می شوی استاد قرآن؛ باشگاه بزنی می شوی استاد تکواندو؛ مربی گری ات را هم می گیری؛ هیئت بزنی در عرض سه سال می شوی یک مداح خوب؛ اما اگر بخواهی آدم بشوی؛ اگر بخواهی امام خمینی بشوی دردسر دارد، بیست سال، سی سال طول می کشد؛ طرف می گوید من دوساله می رسانمت؛ دو ساله کجا می رسانی؟ زحمت دارد؛ باید کار کنی؛ آیه الله العظمی لنکرانی می فرمود فقط برای اجتهاد در فقه، اگر هوش خوبی داشته باشی باید 25 سال جان بکنی حالا در فلسفه باید اجتهاد  بگیری؛ در عرفان باید اجتهاد بگیری؛ در اصول باید اجتهاد بگیری؛ در عرفان عملی باید کار کنی؛ در سیاست باید کار کنی، در سیاست جهانی باید کار کنی؛ بالاخره اینها جان کندن می خواهد. پیغمبر اکرمصلّی الله علیه وآله که اشرف کائنات است 40 سالگی مبعوث شد؛ کجا می خواهی برسی؟ بهتر نیست ما کامل شویم؛ بله هیئت زدن خوب است تا می توانید هیئت بزنید؛ تا می توانید دارالقرآن بزنید؛ دارالقرآن زدن خوب است، ولی بالاتر از همه حوزه است؛ حوزه هم دارالقرآن دارد، هم هیئت دارد، هم معرفت دارد، هم معنویت دارد، هم ورزش دارد. چون که صد آید نود هم پیش ماست.

رمز موفقیت

فرق نمی کند طلبه پایه اولی؛ پایه دومی، پایه سومی، طلبه خوب باش، نه اینکه دائما قصدت این باشد که کفایه را تمام کنم؛ خارج را تمام کنم؛ کجا می خواهی بروی؟ درست را خوب بخوان؛ ببین از بالا چه می آید؛ نبین نفست چی می گوید. پیغمبر اکرمصلّی الله علیه وآله به خودش نگاه نمی کرد؛ به خواست خدا نگاه می کرد؛ نمازش را به تفصیل می خواند؛ تفصیل یعنی فصل فصل؛ اولا زود می خوابید (سعی کنید زود بخوابید، خواب اول شب قدرت می دهد) بدون وضو نمی خوابید، بلند که می شد وضو می گرفت، دو رکعت نماز می خواند، بعد می خوابید، دوباره بلند می شد وضو می گرفت، دوباره دو رکعت نماز می خواند، همینطور تا صبح؛ ببینید نفس را چطور می کشت، نگاه می کرد خدا چی می خواهد؛ نگاه نمی کرد نفسش چی می خواهد؛ نفس را تا می توانید با آن مخالفت کنید؛ مخالفت با نفس رمز موفقیت و رسیدن به تمام مدارج عالی است.