نوشته‌ها

بسم الله الرحمن الرحیم

سخنرانی آیت الله تقوایی حفظه الله

خلاصه شب نهم ماه مبارک رمضان – 1399/02/13

ترک ماسوی الله

بحثی که داشتیم راجع به دعای اوّل روز اوّل ماه مبارک بود؛ «اللَّهُمَّ اجْعَلْ صِیَامِی فِیهِ صِیَامَ الصَّائِمِینَ وَ قِیَامِی فِیهِ قِیَامَ الْقَائِمِین».
اصولاً حرکت ما به سوی خدا، یا به واسطۀ ترک اموری است که با راه خدا منافات دارد، یا به واسطۀ انجام اموری است که ما را به خدا می رساند. این دو، مثل دو بال هستند که اگر هر کدام نباشند حرکت ما ناقص می شود. کمال حرکت ما به این است که هم «لا إله» درست شود، هم «إلا‌ الله». «لا إله» به معنای ترک ما سوی الله است. ترک ما سوی الله یعنی، ترک مکروهات، محرمات، مشتبهات و هر چیزی که رنگ غیر الهی داشته باشد. لذا در روایت مبارکه می فرماید: روزه فقط ترک حرام نیست، بلکه ترک هر چیزی است که مکروه باشد. خدای متعال خواسته هرچه که مکروه است در روزه ترک شود؛ «ترکُ کلِّ ما کَرِهَ اللّه».

استعانت از نماز و روزه

آیۀ مبارکه می فرماید: «اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاة[1]»؛ یعنی در راه خدا از دو چیز کمک بگیرید؛ یکی از صبر، که روایات می فرماید روزه است و یکی هم از نماز. البته تفسیرهای دیگری هم شده است؛ مثلاً اینکه از وجود مقدس امیرالمؤمنین علیه السلام کمک بگیرید؛  صبر و صلاة را به وجود مقدس امیرالمؤمنین علیه السلام و حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم معنی کرده است. توسل به امیرالمؤمنین علیه السلام را همیشه داشته باشید؛ «يامُحَمَّدُ ياعَلِيُّ، ياعَلِيُّ يامُحَمَّدُ، إِكْفِيانِي فَإِنَّكُما كافِيان، وَانْصُرانِي فَإِنَّكُما ناصِران، یا مَولانا یا صاحِبَ الزَّمان[2]». توسل به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و امیرالمؤمنین علیه السلام برای اینکه ما را به تمام کمالات برساند کافی است. همه چیز در ولایت و رسالت هست.

ثقلین

راه خدا در دنیا فقط راه پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و امیرالمؤمنین علیه السلام است. الآن چه کسی از مستضعفین عالَم پشتیبانی می کند؟ شیعه، ولایت فقیه، شهدا، خون شهدا، ملت شیعه، ملت ایران. الآن این مسئله ثابت شده که مشکلات دنیا دارد به وسیلۀ شیعه حل می شود؛ گره های عالَم دارد به وسیلۀ شیعه حَل می شود. و این إن شاءالله تا ظهور منجی بشریت حضرت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ادامه پیدا خواهد کرد؛ چون راه دیگری نیست. تنها و بهترین راه همین است. این یک معنا است و ما باید از این معنا استفاده کنیم. یعنی از رسالت و ولایت کمال استفاده را ببریم و بلکه تمام وجودمان رسالت و ولایت بشود؛ قرآن و عترت بشود. «إِنِّی تَارِكٌ فِیكُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتابَ اللهِ وَ عِتْرَتی، مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أبدا[3]». یعنی اگر کتاب خداوند که همان رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و عترت ایشان یعنی اهلبیت علیهم السلام است را داشته باشیم، محال است گمراه بشویم.

قیام به عبادات

اما از آن طرف یکی از مهمترین ظهورات عترت، قرآن، رسالت و ولایت همین نماز و روزه است. هر وقت به مشکلی برخوردید این دو می توانند کمکتان کنند. هر وقت مشکلی برای ما پیش آمد برای این است که در ترک حرام، مکروهات و مشتبهات مشکل داریم. مثلاً اگر سرِ کار یک مشکلی برایتان پیش آمد، یقین بدانید در ترک حرام، در ترک مکروهات و در ترک مشتبهات دچار مشکل شدید و باید آن را درست کنید. این مسئله هرچه کامل تر بشود، نماز ما هم کامل تر می شود؛ لذا اینکه می فرماید: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ صِیَامِی فِیهِ صِیَامَ الصَّائِمِینَ وَ قِیَامِی فِیهِ قِیَامَ الْقَائِمِین»، یعنی ظاهراً قیام مترتب بر روزه می شود؛ و هرچه روزه کامل تر بشود قیام هم کامل تر می شود. قیام به عبادات، قیام به انجام وظایفی که داریم، ترک محرمات و انجام واجبات، ترک مکروهات و انجام مستحبات و هرچه که در راه خدای تبارک و تعالی هست و در رأس همۀ قیام ها، قیام به نماز می باشد. «اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاة»؛ هر وقت می بینیم مشکلی هست، باید بدانیم در نمازمان مشکلی هست؛ در ترک حرام، ترک مشتبهات، ترک مکروهات، در روزه، در عبادات، در خمس و زکاتمان مشکل هست. یکی از مهمترین بارزه های ترک حرام پرداختن وجوهات شرعیه است؛ خدا إن شاءالله توفیق بدهد بتوانیم وجوهات شرعیۀ را بپردازیم. تا وجوهات شرعیه مالمان را نپردازیم نمی توانیم حرکت کنیم. با مال حرام محال است که بتوانیم حرکت کنیم. خداوند در مقابل هر حسنه، دَه حسنه پاداش می دهد؛ اما کدام حسنه؟ حسنه ای که بر حلال استوار باشد.

 

خواب غفلت / استقامت

در ادامۀ دعای روز اوّل می فرماید: «وَ نَبِّهْنِی فِیهِ عَنْ نَوْمَةِ الْغَافِلِین»؛ خدایا مرا از خواب غافلان بیدار کن. یک مرتبۀ بالای بیداری از خواب غفلت این است که چشم ما را به جمال امام زمانمان عجل الله تعالی فرجه الشریف روشن کن. دریکی از دعاهای ماه مبارک هست که: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِي مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلا»؛ خدایا بین من و پیغمبرت صلی الله علیه وآله وسلم ، بین من و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، بین من و اهلبیت علیهم السلام یک راهی باز کن. خواب غفلت یعنی ندیدن راه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ یعنی خدایا کمک کن راه امام زمانم را بشناسم و تقویت کنم؛ راه خدا را بشناسم و تقویت کنم؛ مرا بیدار کن. بیدار شدن زحمت می خواهد. زیرا یک مرتبۀ اسلام اصغر داریم، یک مرتبۀ اسلام اکبر؛ یک مرتبۀ ایمان اصغر داریم و یک مرتبۀ ایمان اکبر. در مرتبۀ اسلام اکبر ما باید تمام دستورات شرع را انجام دهیم و بعد استقامت کنیم. اگر سالیان سال بر دستورات شرع استقامت کنیم، به ایمان نائل می شویم. وقتی به ایمان نائل شدیم، به حقیقت اعمال دست پیدا می کنیم. ایمان یعنی دیدن حقیقت نماز، دیدن حقیقت روزه، دیدین حقیقت رکوع و سجده، دیدن حقیقت زکات، خمس و امور دیگر. اگر توفیق پیدا کنیم این حقایق را ببینیم، نه تنها آنها را ترک نمی کنیم بلکه با عشق انجام می‌دهیم.

حقیقت اشیاء

حالا سؤال این است که ما چگونه به این حقایق دست پیدا کنیم؟ اولاً دعا کردن خیلی مهم است؛ «اَلَلَّهُمَّ اَرِنِی الْاَشْیَاءَ کَمَا هِی[4]»؛ خدایا حقیقت اشیاء را به من نشان بده؛ تا نمازم، فقط لَقلَقۀ زبان نباشد؛ روزه ام فقط تشنگی و گرسنگی نباشد؛ جهادم فقط رنج و مشقت نباشد؛ بلکه همۀ اینها در راه خدا و با اخلاص و با بهترین کیفیت باشد. لذا در روایت مبارکه دارد که وقتی مؤمن را در قبر می گذارند پنج نور به دیدن او می آیند؛ آن نورها، نور نماز، نور روزه، نور حج، نور خمس و زکات و از همه نورانی تر، نور ولایت است. پس «نَبِّهْنِی فِیهِ عَنْ نَوْمَةِ الْغَافِلِین» یعنی مرا از خواب غفلت زدگان بیدار کن؛ چشم مرا به حقایق عالم باز کن. اگر حقایق عالم را دیدیم دیگر کوتاهی و تنبلی نمی‌کنیم؛ دیگر کسالت و فشالت نخواهیم داشت و حرکت می کنیم. در روایت مبارکه دارد که مؤمن در پنج نور حرکت می‌کند؛ مبداء حرکتش نور است؛ منتهای حرکتش نور است؛ مسیر حرکتش نور است؛ کلامش نور است؛ علمش هم نور است. این حرکت همان حرکت با معرفت و با بصیرت است. حرکت در روشنایی است، نه حرکت در ظلمت؛ حرکت با بیداری است نه حرکت در خواب.

[1]– سورۀ توبه، بخشی از آیۀ 153

[2]– عای فرج (عظم البلاء)

[3]– حدیث ثقلین

[4]– بحارالانوار، ج 14، ص 10

بسم الله الرحمن الرحیم

سخنرانی آیت الله تقوایی حفظه الله

خلاصه شب هفتم ماه مبارک رمضان – 1399/02/11

شرح دعای روز اول ماه مبارک

در دعای روز اوّل ماه مبارک رمضان هست که: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ صِیامِی فِیهِ صِیامَ الصَّائِمِین[1]». دلیل اینکه دعای روز اوّل را با ذکر روزه شروع می کنند این است که روزه، اوّل و آخر و وسط است. روزه به انسان همه چیز می دهد. رمضان به معنای سوزاننده است؛ گناهان را می سوزاند. یعنی اولین مرتبۀ سیر به سوی خداوند که توبۀ از گناهان است، با روزه و با ماه مبارک رمضان میسّر می شود. روزه ریشۀ گناهان را می کَند؛ هم توبه است و هم مغفرت است. روزه نه تنها ریشۀ گناهان را می کَند، بلکه همۀ ظلمت هایی که در وجود انسان هست را برطرف می کند. امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند: مؤمن خالص نمی شود مگر به مرگ های چهار گانه. یکی از مرگ های چهارگانه، مرگ سفید است. مرگ سفید یعنی همان روزه. دلیل اینکه اسم آن را مرگ سفید گذاشته اند شاید از این جهت باشد که با اعمال خوب، یک نقطۀ سفید در قلب انسان ایجاد می شود و بعد آنقدر زیاد می شود تا تمام قلب را سفید می کند و بعد ظلمت برطرف می شود. روزه همین کار را می کند. چون وقتی می فرماید: «الصَّوْمُ لِي وَ أَنَا أجْزَی بِه[2]»، یعنی پایان روزه، تجلی تام خدا است. وقتی تجلی تام خدا شد، معلوم می شود که همه چیز به انسان می دهند. با روزه به انسان همه چیز می دهند.

کسب آداب

کاری از دست ما بر نمی آید؛ خدا به ما قدرت می دهد که آداب را انجام دهیم. وظیفۀ ما رعایت آداب است. اما خداست که امور و معرفت را عنایت می کند و از عالم بالا انوار الهی را بر قلب ما افاضه می کند. اینها در دست خداست و در دست ما نیست؛ ما قدرتش را نداریم؛ «اَلْعُقُولُ مَوَاهِبُ، اَلْآدَابُ مَكَاسِب[3]». آنچه ما باید به اِذن الله کسب کنیم، آداب است؛ یعنی روزه بگیریم، نماز واجب و نماز مستحبی بخوانیم، قرآن بخوانیم، دعا بخوانیم، روضه گوش بدهیم. هیچ موقع نگویید اینها چیزی نیست؛ چون خیلی مهم هستند. ما باید وظیفه خود را انجام بدهیم؛ اما آن کسی که به اینها حقیقت می دهد خدا است. لذا می فرماید: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ صِیامِی فِیهِ صِیامَ الصَّائِمِین»؛ خدایا فقط تو می توانی روزۀ من را روزه کنی؛ من اگر هر روز هم بخواهم روزه بگیرم، فقط گرسنگی و تشنگیِ الکی می شود. حتی ممکن است نعوذ بالله مثل خوارج هم بشوم؛ روزه بگیرم، حتی گریه هم بکنم، ولی مثل خوارج بشوم. فقط خداست که به آن حقیقت می دهد. خداست که به آن ولایت می دهد. خداست که به ما تواضع می دهد که بتوانیم در محضر ولایت زانو بزنیم و تواضع کنیم.

تجلی اسم اعظم

قُرة العینِ انبیا، اولیا و اوصیا، تجلیات اسمائیه و صفاتیه است. یعنی فتح قریب، فتح مبین و فتح مطلق. لذا در دعای مبارکه هست که: «رَبِّ أَدْخِلْنِى فِى لُجَّةِ بَحْرِ أَحَدِيَّتِكَ، وَطَمْطَامِ يَمِّ وَحْدانِيَّتِكَ، وَقَوِّنِى بِقُوَّةِ سَطْوَةِ سُلْطانِ فَرْدانِيَّتِك[4]». این دعای سیفی صغیر است که به آن قاموسُ القُدره هم می گویند. علتش اینست که وقتی احدیت مطلقه بیاید، ریشۀ تمام دشمنان خدا کَنده می شود. با سلطنتِ نور خدا، همه چیز درست می شود؛ «وَقَوِّنِى بِقُوَّةِ سَطْوَةِ سُلْطانِ فَرْدانِيَّتِك». حالا روزه همین کار را می کند؛ اسم اعظم را در انسان تجلی می دهد.

انواع روزه

روزۀ خواصّ، روزۀ اعضاء و جوارح از ما سوی الله است؛ یعنی چشم و گوش، محرّمات، مکروهات و مشتبهات را ترک کند؛ زبان، غیبت نکند، تهمت نزند، حرف لغو و بیهوده نگوید. خلاصه اینکه همۀ اعضاء و جوارح الهی شوند؛ این روزۀ خواص است. اما قِسم دیگر روزه، روزۀ خاصّ الخاصّه است؛ یعنی در قلب انسان به جز خدا باقی نماند و ریشۀ شیاطینِ وَهم و خیال را با روزه و شمشیرِ ذکر، بکند. بهترین ذکرها برای دفع خیال و وَهم، «لا إله إلا الله» و «لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظیم» است. ولی بهتر از همۀ اینها شش آیۀ اوّل سورۀ حدید و چهار آیۀ آخر سورۀ حشر است. البتّه بنده فکر می کنم باز بالاتر از همۀ اینها، گریه برای خداوند تبارک تعالی و اهل بیت علیهم السلام است.

 

صائمین / قُرَّةُ العین تمام روزه داران

اینکه می فرماید: «صِیامِی فِیهِ صِیامَ الصَّائِمِین»، مؤمنین که دارند روزه می گیرند، پس صائمین چه کسانی هستند؟ آن صائمی که صائمِ مطلق است امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. صائم حقیقی پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است. صائم حقیقی چهارده معصوم علیهم السلام هستند. همه چیز ما باید اهل بیتی شود. «اَللَّهُمَّ أَحْيِنِي عَلَى مَا أَحْيَيْتَ عَلَيْهِ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِب، وَ أَمِتْنِي عَلَى مَا مَاتَ عَلَيْهِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِب[5]». خدایا به من حیات و ممات علوی بده. «اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد[6]»؛ یعنی چه؟ یعنی خدایا به من روزۀ محمّدی بده؛ روزۀ علوی بده؛ روزۀ حسینی بده. به من نفس کشیدنِ حسینی بده؛ نفس کشیدن حسنی بده. مگر نفس کشیدن امام حسین علیه السلام چه بود؟ نفس کشیدن ایشان «الله» بود؛ هر نفسشان «الله» بود. هر نفس امام حسین علیه السلام همین الآن دارد دنیا را زنده می کند. تمام إفاضاتی که بر عالم می شود به اذن الله با نفس امام حسین علیه السلام است. الآن اربعین، همۀ عالم را زنده می کند. قُرَّةُ العینِ تمام روزه داران، روضۀ امام حسین علیه السلام است. چیزی که روزۀ ما را روزه می کند روضۀ امام حسین علیه السلام است.

روضۀ اهل بیت علیهم السلام

 ما روضه خوان امام حسین علیه السلام هستیم. عرفانِ ما روضۀ امام حسین علیه السلام است. اخلاق ما روضۀ امام حسین علیه السلام است. تعبُّد و تشرُّع ما روضۀ امام حسین علیه السلام است. نه اینکه بگوییم روضه می خوانیم و تعبُّد نداریم، نه، بلکه این روضه است که به ما تعبُّد می دهد؛ روضه است که به ما تشرُّع و تدیُّن می دهد. روضه اخلاقِ ما را اخلاق می کند. روضه عرفانِ ما را عرفان می کند. ما باید اهل بیتی بشویم؛ باید علوی بشویم؛ باید حسنی و حسینی بشویم. باید تمام ظاهر، باطن، سِرّ، علن، خفی، أخفاء، روح، قلب، عقل، علم، حکمت و شجاعتمان علوی بشود. ما از خودمان چیزی نداریم. پرده ها باید کنار برود و به حقیقت برسد. اصلاً در عالم چیزی جز این نیست. اگر شجاعتی در عالم هست برای امیرالمؤمنین علیه السلام است. اگر علم و حیاتی هست برای امیرالمومنین علیه السلام است. خداوند بوسیلۀ نور امیرالمؤمنین علیه السلام این ها را داده است. ما هم باید همان رنگی که خدا دوست دارد بشویم.

  ولایت

در روایت دارد که: «بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَايَةِ وَ لَمْ يُنَادَ بِشَيْ‌ءٍ كَمَا نُودِيَ بِالْوَلَايَة[7]»؛ اسلام بر پنج پایه استوار شده است. بر حجّ استوار شده است؛ بله حجّ یک پایه اسلام است. بر زکات و خمس استوار شده است؛ بله زکات و خمس پایۀ اسلام است. بر نماز استوار شده است؛ بله نماز یکی از پایه های مهم اسلام است. برجهاد استوار شده است؛ بله جهاد یکی از پایه های مهم است. روزه یکی از پایه های مهم است. اما پایۀ اساسی و اصلی، ولایت است. ولایت اهل بیت علیهم السلام است که همه چیز را درست می کند. «وَ لَمْ يُنَادَ بِشَيْ‌ءٍ كَمَا نُودِيَ بِالْوَلَايَه». ولایت کلید است. شما با چه گریه می کنید؟ با ولایت. با چه چیز بسوی نماز می روید؟ با ولایت. بدون ولایت یک قدم نمی توانید بردارید. بدون ولایت نمی توانید نفس بکشید.

قائمین / صوم الدهر

در ادامۀ دعای روز اوّل ماه مبارک هست که: «قِیَامِی فِیهِ قِیَامَ الْقَائِمِین». قائمین چه کسانی هستند؟ ائمۀ اطهار علیهم السلام. باید به این نکته توجه داشت که صوم و قیام مکمّل هم هستند. باید حواسمان را به این مطلب جمع کنیم. بعضی ها که روزه می گیرند، زیادی به خودشان گرسنگی می دهند و دیگر قدرت بر قیام ندارند، قدرت بر عبادات ندارند، قدرت بر درس خواندن ندارند، قدرت بر کار ندارند. این چه روزه ای است؟! فایده ندارد. بله روزه خیلی خوب است اما به شرطی که قدرت داشته باشی نمازت را بخوانی، عبادتت را انجام بدهی، دَرسَت را بخوانی، مریض نشوی. دین ما دینِ کاملی است. در روایت مبارکه فرمود: اگر می خواهید قدرت پیدا کنید و برای اینکه تمام عمرتان را روزه بگیرید، سحری بخورید؛ افطار و سحری بخورید تا قدرت پیدا کنید تمام عمرتان روزه بگیرید. إن شاءالله خداوند به برکت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف توفیق دهد که همیشه روزه دار باشیم. صوم الدّهر خیلی چیز خوبی است و راه های مختلفی دارد؛ بعد از ماه مبارک و در هر ماه اگر سه روز روزه گرفته شود، صوم الدّهر است. اگر انسان توانست بیشتر هم بگیرد خوشا به حالش؛ ماه های رجب و شعبان را هم اگر توانست بگیرد خوشا به حالش. پس صیام و قیام با هم ارتباط دارند. آن صیامی صیام است که قدرت قیام به ما بدهد. قیام به چه؟ قیام به وظایفمان. بعضی ها بیکار هستند؛ عبادت می کند ولی کار ندارد. بعضی می گویند ما کار پیدا نمی کنیم. مگر می شود کار پیدا نکنی؟! بالاخره یک جایی برو. به یک مغازه دار بگو می خواهم شاگردت باشم. مگر می شود کار نباشد؟! برو درس بخوان؛ که بهترین کار است. برو در حوزه هایی که طلاب آزاد می پذیرند درس بخوان. «إیَّاکَ وَ الْکَسَلَ وَ الضَّجَرَ فَإِنَّهُمَا مِفْتَاحُ کُلِّ شَرّ[8]»؛ کلید تمام بدبختی ها سستی، کسالت و فشالت است.

[1]– خدایا روزۀ مرا در این روز مانند روزۀ روزه داران حقیقی قرار بده.

[2]– كافي، ج4، ص63‌

[3]– غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 62

[4]– دعای صیفی صغیر

[5]– تعقیبات نماز صبح

[6]– فرازی از زیارت عاشورا

[7]– کافی، ج 2، ص 18

[8]– تحف العقول، ص 295

بسم الله الرحمن الرحیم

سخنرانی آیت الله تقوایی حفظه الله

خلاصه شب ششم ماه مبارک رمضان – 1399/02/10

همه از اوست

بحث ما امشب درباره دعای روز اول ماه مبارک رمضان است. می‌‌فرماید: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ صِیامِی فِیهِ صِیامَ الصَّائِمِین[1]». اولاً دعا با «الله» شروع می‌شود. «هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِن[2]». خدا که آمد همه‌چیز درست می‌شود. خلقت آسمان، زمین، ملائکه و همگی از آن اوست. امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: اگر می‌توانید کاری کنید در فکرتان جز «الله» نباشد، در قلبتان جز «الله» نباشد. نَفَستان فقط «الله» باشد؛ یعنی تمام مراتب وجودی ما، خدای تبارک‌و‌تعالی باشد. این راهی است که اهل‌بیت علیهم‌السلام به ما نشان داده‌اند. در آیۀ شریفه می‌‌فرماید: «قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُون[3]». «اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِه[4]». «فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُم[5]». إن‌شاءالله خداوند این قدرت را به ما بدهد بتوانیم با تمام هستی‌مان به‌طرف او برویم؛ این فقط از طرف خدا میسور است و ما هم باید حرکت کنیم. البته فاعلیت خداوند در طول فاعلیت ماست و منافاتی با اراده، اختیار و فاعلیت ما ندارد.از اوست

آینۀ کامل

ما مراتب وجودیِ مختلفی داریم و باید تمام مراتب وجودی‌مان را بسازیم. سِرِّ ما، آن مرتبۀ از وجود است که باخدا مرتبط است و ارتباط مستقیم با اسماء و صفات خدا دارد. لذا این دستورالعمل امیرالمؤمنین علیه‌السلام است که می‌فرمایند: خداوند هرچه به من داده از شش آیۀ اول حدید و چهار آیۀ آخر حشر است. پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله و سلم می فرمایند: شش آیۀ اول سوره حدید را یک مرتبه با بسم الله الرحمن الرحیم و چهار آیۀ آخر سورۀ حشر را سه مرتبه با أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بعد از نماز صبح و عشاء بخوانید و بعد هم دائم‌الوضو و دائم‌الذکر به این ذکر مبارک باشید؛ این اسم اعظم خداست. مهم‌ترین قسمتِ وجودی ما که باید ساخته و زنده شود و حیات پیدا کند، سِرّ و خفی و أخفای ماست که باید اسماء و صفات خدا در آن تجلی پیدا کند. «رِسد آدمی به‎جایی که به‌جز خدا نبیند / بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت[6]». لذا امیرالمؤمنین علیهالسلام به‌جایی می‌رسند که می‌‌فرمایند: «أَنَا الْأَوَّلُ وَ أَنَا الْآخِرُ وَ أَنَا الْبَاطِنُ وَ أَنَا الظَّاهِر[7]»؛ یعنی مظهر تام و تمام و آینۀ کامل و کمال اسماء و صفات خدا و تجلی آن در وجود مقدس امیرالمؤمنین علیه‌السلام هست. اینها اسم هستند و در مقابل خداوند چیزی ندارند، ولی خودشان نسبت به عالَم همه‌چیز هستند. همۀ عالَم از این ذوات مقدسه نشأت گرفته و خداوند به‌واسطۀ نور آنها، آسمان‌ها و زمین را خلق کرده است؛ انبیاء، اولیاء و اوصیاء هم طبق روایات قطعیه و آیات قرآن از نور اهل‌بیت و چهارده معصوم علیهم‌السلام خلق شده‌اند؛ اینها را حتی از آیات قرآن هم می‌شود بیرون کشید و بسیار روشن و واضح است.

حیات علوی

پس این «اللَّهُمَّ» دارد به ما یاد می‌دهد که باید اسماء و صفات خدا را در وجودمان زنده کنیم. یک دفعه شما می‌گویید «رَبِّ قَوِّ عَلَى خِدْمَتِكَ جَوَارِحِی وَ اشْدُدْ عَلَى الْعَزِيمَةِ جَوَانِحِی[8]»؛ اینجا از خدا می‌خواهید که نَفْسِتان را پرورش بدهد که نَفْس شما قدرت پیدا کند؛ ولی وقتی‌که اسماء و صفات خدا را می‌گویید یعنی به این نیت می‌گویید که روح شما مظهر آن اسماء و صفات بشود، روح شما تعالی پیدا کند، روح شما إن شاءالله به معراج برود و سِعۀ وجودی پیدا کند، عِلمتان، علم الهی بشود، قدرتتان، قدرت الهی بشود، حیاتتان بشود حیات الهی؛ «اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیانا مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتنا مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد[9]». «اَللَّهُمَّ أَحْيِنِي عَلَى مَا أَحْيَيْتَ عَلَيْهِ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ‏ وَ أَمِتْنِي عَلَى مَا مَاتَ عَلَيْهِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِب[10]»؛ خدایا آن حیات علوی امیرالمؤمنین علیه‌السلام را به من هم بده. و او هم می دهد، منتها ما باید به آن سمت برویم. اصل‌و‌فرعِ زندگی، ظاهر و باطنِ زندگی، اول و آخر و وسط زندگی‌مان را باید برای خدا بگذاریم. این راهی است که چه بخواهیم و چه نخواهیم همه ما را می‌بَرند. «إنّا لِلّه وَ إنّا إلیهِ راجِعون[11]». چاره‌ای نیست و همه ما داریم به‌طرف خدا می‌رویم. «وَ کُلُّهُمْ آتيهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَرْداً[12]». همۀ ما مُشَرَّف می‌شویم محضر خدا، آن‌هم تنهایی. حالا که بالاخره باید برویم، خُب در همین دنیا باخدا رابطه داشته باشیم؛ همین دنیا با اسماء و صفات خدا رابطه داشته باشیم؛ و بهترین ماه هم، ماه مبارک رمضان است. ماه شهادت امیرالمؤمنین علیه‌السلام، ماه ولادت امام حسن علیه‌السلام، ماه نازل شدن قرآن کریم بر قلب مقدس پیامبرصلیالله علیه وآله وسلم، ماه شب قدر.

ارتباط با خدا

در دعای روز اول ماه مبارک، کلمۀ «اللَّهُمَّ» را برای این آورده تا به ما ارتباط باخدا را یاد بدهد. حقیقی‌ترین، کامل‌ترین و بلکه تنها علت و علةالعله در عالَم، خدای تبارک‌وتعالی است. عجیب است که ما به اسباب دیگر تمسُّک می‌جوییم. ما باید به اسباب دیگر از باب تبعیت و انجام دستور خدا نظر داشته باشیم و باید بدانیم که «لا إلهَ إلّا الله»، «لا حَولَ وَ لا قُوةَ إلّا بِالله العَلیِّ العَظیم» و «إهدِنَا الصِّراطَ المُستَقِیم‌». علت تامه هستند. مرحوم علامه در نهایه و بدایه و مرحوم ملاصدرا در اسفارشان ثابت کرده‌اند که علت تامه فقط یکی است؛ علت، فقط خدای تبارک‌وتعالی است. ما باید این فرهنگ را یاد بگیریم. این فرهنگ و بینش باید درست شود. فرهنگ و بینش ما اشتباه است. فرهنگ و بینش من این است که فلانی کاره‌ای است؛ بله «مَن لَم يَشكُرِ المَخلوق لَم يَشكُرِ الخالِق[13]»، اما از باب دستورِ او. همه‌کاره، خدای تبارک‌وتعالی است و بعد از خدا هم اهل‌بیت علیهم‌السلام.

روزۀ حقیقی

«اللَّهُمَّ اجْعَلْ صِیامِی فِیهِ صِیامَ الصَّائِمِین». چه ‌کسی می‌تواند روزۀ مرا روزۀ حقیقی کند؟ خدا. اگر خدا به من لطف کند می‌توانم به وسیلۀ او و به فضل و رحمتش یک روزه‌ای بگیرم. روزه باب‌الله است. خوش به حال کسانی که روزه‌دار هستند. خوش به حال کسانی که رجب و شعبان روزه می‌گیرند. خوش به حال کسانی که ماهی سه روز، روزه می‌گیرند. خوش به حال کسانی که صیام‌الدهر دارند. صوم‌الدهر یعنی انسان همیشه باید روزه باشد؛ یکی از معانی آن یعنی اینکه در ماه، سه روز، روزه‌بگیریم. حالا یا پنجشنبۀ اول و آخر و چهارشنبه وسط ماه یا أیام‌البیض هرماه؛ یعنی سیزده و چهارده و پانزده ماه قمری؛ یا اول و وسط و آخر ماه. روایات مختلفی در این زمینه‌ داریم و فرقی نمی‌کند. پس هر کس سه‌روز در ماه روزه‌ بگیرد می‌شود صوم‌الدهر. در روایت دارد بعد از ماه مبارک رمضان اگر کسی شش روز، روزه بگیرد، می‌‌شود 36 روز، بعد می‌شود 360 روز؛ چون خدا ثواب هر یک حسنه را ده برابر می‌کند، مثل این است که کل سال روزه است. «الصَّوْمُ لِي وَ أَنَا أجْزَی بِه[14]». وقتی خداوند می‌فرماید روزه برای من است و خودِ من پاداش روزه هستم، چرا کوتاهی کنیم؟ روزه، باب عبادات است. طرف می‌گوید نمی‌دانم چرا این‌طور و آن‌طور شد! خُب نمی‌دانم ندارد، چون روزه نداری. نَفْست رها است. روزه یعنی نَفْس شما صاحب دارد و صاحب آن خدای تبارک‌وتعالی است. لذا ما باید خیلی حواسمان را جمع کنیم.

[1]– خدایا روزۀ مرا در این روز مانند روزۀ روزه داران حقیقی قرار بده.

[2]– سورۀ حدید، بخشی از آیۀ 3

[3]– سورۀ انعام، بخشی از آیۀ 91

[4]– سورۀ آل عمران، بخشی از آیۀ 102

[5]– سورۀ تغابن، بخشی از آیۀ 16

[6]– سعدی

[7]–  بحارالانوار، ج 39، ص347

[8]– دعای کمیل

[9]– زیارت عاشورا

[10]– تعقیبات نماز صبح

[11]– سورۀ بقره، بخشی از آیۀ 156

[12]– سورۀ مریم، آیۀ 95

[13]– شبیه به این در بحارالانوار، ج 44، ص 65

[14]– كافي، ج4، ص63‌