نوشته‌ها

بسم الله الرحمن الرحیم

سخنرانی آیت الله تقوایی حفظه الله

خلاصه شب دهم ماه مبارک رمضان – 1399/02/14

مترجمان آیات و روایات

چیزی جز آیات و روایات، حق نیستند و هرچه حق هست در آیات و روایات است. اگرچه بعضی‌ها متأسفانه این را اشتباه متوجه می‌شوند و می‌گویند خُب، پس علماء را رها کنیم، علمِ عرفان و فلسفه را رها کنیم. نه؛ همین علمای عرفان از داخل آیات و روایات عرفانی، عرفان را بیرون کشیدند. این بی‌عقلی است که ما زحمات آنها را نادیده بگیریم. در علم فقه علمای بزرگوار فقه، فقه را از داخل آیات و روایات قرآنی بیرون کشیدند. علمای فلسفه، قوانین فلسفی را از آیات و روایات قرآنی بیرون کشیدند؛ مثل علامه طباطبایی و ملاصدرا رحمة الله علیهما که آیات و روایات فلسفی را تبیین کردند و به‌صورت علم فلسفه در‌آوردند. پس مذهب تفکیک نداشته باشیم که فکر کنیم اینها جدای از دین است؛ نخیر؛ اصلاً دین یعنی همین فلسفه و عرفان. اتفاقاً در روایت دارد «إیّاکَ وَالکِتابیّون». ما باید دین خود را از علما بگیریم. ما هرچه داریم از علما داریم. ما هرچه داریم از عرفا، فلاسفه و فقهای بزرگوار است. اینها مترجمان آیات و روایت قرآن هستند. اینها ترجمان (تبیین‌کنندگان سخنان) چهارده معصوم علیهم‌السلام هستند.

خشوع

خشوع یعنی تواضع کردن؛ خضوع کردن؛ یعنی هم اعضای ظاهری و هم قلب و قوای باطنی، در مقابل خدا تواضع و فروتنی کنند. خشوع یعنی فروتنی اعضاء و جوارح ظاهری و حقایق باطنی و قوای باطنی ما در مقابل حق جَلَّ و عَلا. حالا ببینید اگر در کسی چنین چیزی پیدا شود چه می‌شود؟! مظهر اسماء و صفات خدا می‌شود. فرق خشوع با خضوع در این است، که خضوع تواضع اعضای ظاهری را می‌گویند، ولی خشوع، تواضع دل، قلب، روح، عقل، سِر و جمیع قوای باطنی و قوای ظاهری و اعضاء و جوارح ظاهری را می‌گویند. خشوع خیلی مهم است؛ به‌صورتی که می‌فرماید: «لا صَلاةَ لِمَن لا یَتَخَشَّع فی صَلاتِه[1]». کسی که خشیت و خشوع در نماز نداشته باشد اصلاً نمازش نماز نیست. نمازِ شما به خشوع شماست. کسی که تکبر دارد «فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّين، الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُون[2]»؛ نمازش دیگر نماز نیست، بلکه تکبر و عُجب و خودبینی است و به درد نمی‌خورد.

نحوۀ حصول خشوع

همه مُعترف به این هستند که خشوع از بهترین نعمات الهی است و باید در قلب حاصل شود و در ظاهر ظهور پیدا کند. اما نکته مهم این است که این خشوع چگونه حاصل می‌شود؟ مشکل ما این است که مسلمین و مؤمنین عاشق خشوع هستند، همان‌طور که قرآن کریم خاشعان را مدح کرده؛ «وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَات[3]»؛ ولی مسئله این است که این خشوع را چگونه ایجاد کنیم؟ راهش چیست؟ راهش معرفت است؛ معرفتِ به اسماء و صفات خداوند. ثمره معرفت می‌شود محبت؛ می‌شود خشوع. لذا در روایت هم داریم که ثمره ایمان خشوع است؛ نتیجه یقین خشوع است. بعضی‌ها فقط به عمل نگاه می‌کنند؛ ولی باید دنبال معرفت رفت. در روایت مبارکه دارد که در آخرالزمان هرچه مردم دنبال عمل می‌روند، شما دنبال علم و معرفت بروید. البتّه عمل هم باید داشت و شکی در آن نیست، اما معرفت و علم، چیز بالاتری است. قلیلی از عمل، با کثیری از معرفت معجزه می‌کند؛ همه دنیا را عوض می‌کند. ولی وقتی عمل زیاد باشد و معرفت کم باشد، فایده و اثری ندارد. حالا هرچه قدر هم عمل انجام بدهی فایده‌ای ندارد. امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: خداوند به حضرت عیسی علی نبینا و آله و علیه‌السلام وحی کرد «يَا عيسي هَبْ لي مِنْ عَيْنَيْكَ الدُّمُوعَ وَمِنْ قَلْبِكَ الْخُشُوع[4]»؛ عیسی برای من از دو چشمت اشک‌هایت را جاری کن. هرچه برکت وجود دارد از اشک است. واقعاً بنده خیلی اوقات این مداحان را دعا می‌کنم. یکی از نعمات بزرگ در جمهوری اسلامی این مداحان هستند؛ مخصوصاً مداحانی که قلبشان خاشع و چشمشان گریان است و چشم مردم را می‌گریانند. «وَمِنْ قَلْبِكَ الْخُشُوع»؛ قلبت را برای من خاشع کن. خشوع چگونه حاصل می‌شود؟ اگر به عظمت خداوند معرفت پیدا کنیم، قلب خاشع می‌شود و تواضع می‌کند. از آن‌طرف در وجود ناچیز خودمان تفکر کنیم که در مقابل خدا جز گناه چیزی نداریم. این سبب می‌شود که قلب در مقابل خدا و اهل‌بیت علیهم‌السلام تواضع می کند. «وَاكْحُلْ عَيْنَيْكَ بِمِيلِ الْحُزْنِ اِذا ضَحِكَ الْبَطّالُون»؛ وقتی بطّالون مشغول عیش و نوش هستند تو با مِیلِ غم، قلبت را روشن کن. خداوند می‌فرماید: «اَنَا عِندَ المُنکَسِرَةِ قُلُوبُهُم[5]»؛ من در نزد کسانی هستم که قلبشان در مقابل من شکسته است.

تفکر در عذاب جهنم

در روایت دارد که: «لَا یَسَعُنِی أرْضِی وَلا سَمائِی وَلکِن یَسَعُنِی قَلْبُ عَبْدِیَ الْمُؤْمِن[6]». آسمان و زمین گنجایش خدا را ندارد ولیکن قلب بنده مؤمن ظرف تجلی خداست. «القَلبُ حَرَمُ الله فَلا تُسکِن حَرَمَ الله غیرَ الله[7]»؛ قلب مؤمن حرم خداست، در حرم خدا، غیر خدا را مقیم مکن. این خیلی مهم است که تفکر کنیم؛ تفکر در جهنم و عذاب جهنم سبب خشوع می‌شود. خدایا اگر ما را با کسانی که با تو دشمن هستند، با اهل‌بیت علیهم‌السلام دشمن هستند در جهنم بیندازی، چه کنیم؟ این تفکر خشوع می‌آورد. جهنمِ فراغ بدتر از جهنمِ آتش است. خدایا اگر ما را از خودت و اهل‌بیت دور کنی، چه کنیم؟ تفکر در عذاب، تفکر در فراغ، تفکر در عاقبت امور، قلب را خاشع می‌کند.

آثار خشوع

خشوع آثاری دارد. یکی از آثار مهم خشوع این است، کسی که خاشع می‌شود در نزد خداوند مقام حقیقی پیدا می‌کند. دوم اینکه سبب می‌شود عذاب الهی از انسان برداشته ‌شود. خشوع سبب می‌شود ملائکه در قلب نازل شوند. وقتی ملائکه نازل شدند، روح، جسم و قلب نوری می‌شوند و دیگر عذابی نمی‌ماند. لذا یکی از آثار مهم خشوع برطرف شدن عذاب است. یکی دیگر از آثار خشوع که خیلی مهم است این است که خشوع سبب می‌شود انسان به حقیقت عبادات دست پیدا کند؛ بلکه بالاتر از حقیقت عبادات، به حقیقت عبودیت دست پیدا کند. خشوع یعنی عبودیت. هرچه تواضع عبد در مقابل عظمت حق بیشتر شود عبودیت بیشتر می‌شود و اینجاست که اَسرار نماز شکوفا می‌شود. سجده یعنی فنا. آیا به‌جز با خشوع، فنا حاصل می‌شود؟ فنای در ذات، فنای در صفات، فنای در اسماء و صفات خدا. البتّه به ذات خداوند کسی دسترسی ندارد ولی به اسماء و صفاتش می‌‌شود دست‌یافت. فنای ذاتی یعنی فانی شدن در اسماء ذاتی خدا؛ مثل حیّ. «یا حَیُّ یا قَیّوم».

توحید

«اللَّهُ‌ لاَ إِلهَ‌ إِلاَّ هُوَ الْحَيُ‌ الْقَيُّوم[8]». کسی که این جمله را می‌گوید آیا دیگر چیزی برایش باقی می‌ماند؟ پرسیدند سیّد آیات قرآن چیست؟ فرمود: آیةالکرسی. اگر کسی با تمام وجودش بگوید: «اللَّهُ‌ لاَ إِلهَ‌ إِلاَّ هُوَ الْحَيُ‌ الْقَيُّوم» آیا سِمَتِ دیگری برایش می‌ماند؟ این را می‌گویند توحید. «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، اللَّهُ الصَّمَدُ، لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَد[9]». این را می‌گویند خشوع. خشوع یعنی باقی نماندن اثری از آثار عبد و فانی شدن در تمام اسماء و صفات خداوند. «روی بنما و وجود خودم از یاد ببر / خرمن‌سوختگان را همه گو باد ببر / ما که دادیم دل و دیده به طوفان بلا / گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر[10]». این می‌شود خشوع. لذا إن شاءالله ما باید تلاش کنیم در این ایام، روزه‌هایمان حقیقت پیدا کند. حقیقت روزه چیست؟ «الصَّوْمُ لِي وَ أَنَا أجْزَی بِه[11]»؛ این می‌شود خشوع. إن شاءالله خدای تبارک‌و‌تعالی همه ما را از فیوضات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و خشوع حقیقی و منازل حقیقی توحید و عرفان و معرفت و محبت خودش سیراب کند و به ما حیات علوی و محمدی علیهم‌السلام  عنایت فرماید.

[1]– کنزالعمال، ج 7، ص 527

[2]– سورۀ ماعون، آیات 4 و 5

[3]– سورۀ احزاب، بخشی از آیۀ 35

[4]– بحارالانوار، ج 14، ص 320

[5]– تفسیر مفاتیح الغیب، ج ‏۲۷، ص ۵۶۶

[6]– کافی، ج 2، ص 128

[7]– جامع الاخبار، ص ۵۱۸

[8]– سورۀ بقره، بخشی از آیۀ 255

[9]– سورۀ توحید، آیات 1تا 3

[10]– حافظ

[11]– كافي، ج 4، ص 63‌