نوشته‌ها

بسم الله الرحمن الرحیم

بیانات آیت الله تقوایی حفظه الله

خلاصه جلسه اخلاق چهارشنبه – 1399/03/08

ترک حرام

در جلسۀ قبل یکسری از روایات «اَزهَدُ النّاس» خدمتتان عرض شد. آخرین روایتی که در این زمینه در کتاب «آثار الصادقین» درمورد «اَزهَدُ النّاس» هست این است که: «اَزهَدُ النّاسِ مَن تَرَکَ الحَرام[1]»؛ زاهدترین مردم کسی است که حرام را ترک کند. یک نکته‌ای اینجا هست که خیلی مهم است و آن اینکه ما می‌گوییم ارتباط با خدا مراتب دارد؛ ترک حرام، ترک مشتبهات، ترک مکروهات. یک مرتبۀ آن هم این است که واجبات و مستحبات را انجام دهد. قدم‌به‌قدم بالا می‌رود و شدیدتر می‌شود. می‌فرماید: «اَزهَدُ النّاسِ مَن تَرَکَ الحَرام»؛ یعنی پایین‌ترین مرتبۀ زهد که درواقع زهد عوام است و بالاخره هر کسی باید حرام را ترک کند، چرا می‌گوید زاهدترین مردم کسی است که حرام را ترک کند؟ نکته‌اش این است که اگر کسی موفق به ترک حرام بشود یقیناً به تمام مراتب دیگر هم دست پیدا می‌کند. لذا وقتی نزد بعضی از علما و بزرگان می‌روی، می‌گویند: «انجام واجبات و ترک محرمات»؛ همین؛ هیچ‌سفارش دیگری نمی‌کنند؛ چرا؟ چون ریشه است.

قرب نوافل

ولی اینجا نکته این است که ما به صِرف ترک حرام و انجام واجبات، قدرت بر انجام واجبات و ترک حرام پیدا نمی‌‌کنیم؛ مگر اینکه خداوند به یک نفر ذاتاً داده باشد؛ مثل چهارده معصوم علیهم السلام که خداوند ذاتاً به آنها داده است. البته نه اینکه اختیار ترک ندارند، ولی به هر صورت ایشان از ابتدای خلقت، معصوم هستند؛ علاوه بر اینکه عصمت دارند، عصمت استکفائیه هم دارند؛ یعنی محور عالم امکان هستند. یعنی خداوند مستقیماً به‌وسیلۀ اینها در کل عالَم، نور افشانی می‌کند و حضرات معصومین علیهم السلام به غیر از خداوند به کسی تکیه ندارند. اما غیر از معصومین علیهم السلام آیا اگر ما بخواهیم می‌توانیم حرام را ترک کنیم؟ به صِرف قصد ترک حرام مشکل است، پس ما باید چه‌کار کنیم؟ راهکارش را دین به ما فرموده است. «لاَ يَزَالُ عَبدِي يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّوَافِل[2]»؛ ما باید راه‌های ارتباطی مستحبی با خداوند داشته باشیم تا کم‌کم سعۀ وجودیمان زیاد شود. لذا وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرمایند: ساعات زندگیتان را تقسیم کنید، بعد می‌‌فرمایند: یک ساعت آن ‌را برای نجوا و مناجات با خدا بگذارید؛ «فَسَاعَةٌ يُنَاجِي فِيهَا رَبَّه[3]»؛ انسان یک ساعتی با خدای خودش خلوت داشته باشد. قرب نوافل دستور اهل‌بیت علیهم السلام است که شما برای قرب نوافل یک جایگاهی در زندگیتان قائل شوید. مُسلَّم است که هر چقدر قرب نوافل بیشتر شود بهتر است. آن حدِّ زیادش مثل پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله و امیرالمؤمنین علیه السلام می‌شود که شبی هزار رکعت نماز می‌خواندند، یک ختم قرآن می‌کردند و چقدر فقرا را یتیم نوازی می‌کردند. ما هم باید هر چه می‌توانیم این را زیاد کنیم و نگوییم اینها فقط برای اهل‌بیت علیهم السلام است. اول، نافله را با دو رکعت شروع کنیم، بعد چهار رکعت، بعد شش رکعت، بعد یازده رکعت کنیم. حالا اگر خداوند توفیق داد بیشتر بخوانیم؛ مثل سیدبن‌طاووس رحمه الله که می‌فرماید برای هر کدام از معصومین علیهم السلام دو رکعت نماز بخوانید که جمعاً می‌شود 28 رکعت. یعنی ایشان علاوه بر آن نوافل یومیه، یکسری نوافل دیگر هم می‌خواندند.

خواندن نماز مستحبی / تلاوت قرآن

خواندن نماز، مستحب است؛ «اَلصَّلاةُ خَيرُ مَوضُوعٍ فَمَنْ شَاءَ اِستَقَلَّ وَ مَن شَاءَ اِسْتَكْثَر[4]». نماز، بهترين چيزى است كه در اسلام وضع شده است؛ حالا هرکس خواست، كمتر و يا بيشتر (نماز مستحبّى) بخواند. ولی نهایت اینکه ما این‌ را زیاد کنیم. قرآن بخوانیم. امام‌زمانf به ابن‌بابویه می‌‌فرمایند: سلام من را به شیعیانم برسان و بگو حداقل روزی پنجاه آیه قرآن بخوانند. بالاخره باید با قرآن رابطه داشته باشیم؛ کلام خداست. راه عبد با خدا از این ۶۲۳۶ آیه قرآن است. خواندن پنجاه آیه حداقلش است؛ حالا اگر توانستیم یک جزء بخوانیم، یک حزب یا بیشتر بخوانیم. زیارت داشته باشیم، یک مرتبۀ سلام به اَبی‌عبدالله این است که انسان پنج بار زیر آسمان برود و رو به کربلا کند و سه مرتبه بگوید «السَّلامُ عَلَیکَ یَا اَبا عَبدِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَیکَ وَ رَحمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُه». ثواب یک حج مقبوله را برای او می‌نویسند و مستحب است پنج مرتبه این زیارت را انجام بدهیم. حالا اگر کسی قدرت داشت زیارت وارث را هم بخواند، زیارت عاشورا هم بخواند، زیارت اربعین هم بخواند، زیارت جامعه هم بخواند، زیارت امام‌زمان عجل الله تعالی فرجه هم بخواند. دعاهایی که بعد از این زیارتها وارد شده را بخوانیم؛ مثل دعای علقمه یا دعای بعد از زیارت امام رضا علیه السلام یا دعای بعد از زیارت امام زمان عجل الله تعالی فرجه.

کیفیت اعمال/ عبادات پنهان

اگر «یک‌دفعه» نمی‌توانیم، «کم‌کم» رابطه‌مان را با خدا بالا ببریم. مرحوم شیخ عباس‌قمی که مفاتیح را نوشته می‌گوید به تمام مفاتیح عمل کرده است! چه قدرتی داشته. بعد هم تا جایی که می‌توانیم قرب نوافل را با عشق انجام دهیم. یعنی اگر دو رکعت هم بود با عشق باشد. لذا اولاً و بِالذات باید تلاشمان روی کیفیت آن باشد. در روایت دارد که اگر دو رکعت نماز با حال و با حضور قلب بخوانید از اینکه شب تا صبح الکی نماز بخوانید بالاتر است لذا ما باید کیفیت نمازهایمان را هم درست کنیم. اتفاقاً مهم‌ترین وَجه کیفیت نماز همین است که می‌گوید «مَن تَرَکَ الحَرام»؛ مواظب باشیم مالمان حرام نباشد. اگر مالی مالِ حرام باشد مشکل درست می‌کند، انسان با مالِ حرام نمی‌تواند عبادت کند؛ با مال حرام نمی‌شود راه خدا را رفت. پس ما باید کیفیت نوافل‌مان را درست کنیم. یکی از مهم‌ترین وجوه کیفیت نوافل اخلاص است که خداوند إن‌شاءالله به ما اخلاص بدهد. اخلاص در اینجا یعنی عبادت پنهانی هم داشته باشیم. خوب است انسان عبادت آشکار که دارد، عبادت پنهانی هم داشته باشد. البته هرچه عبادت پنهانی بالاتر باشد بهتر است. این یکی از مصادیق کیفیت است. یک دِرهَم صدقۀ مخفیانه بالاتر از هفتاد دِرهَم صدقۀ آشکار است. ثواب کاری که مخفی و خالصانه برای خدا باشد هفتاد برابر است. یکی از دلایل اینکه روزه جزء بالاترین عبادات است این است که روزه مخفی و خالصانه است؛ چون هیچ‌کس نمی‌داند شخص، روزه است، ممکن است باشد و ممکن است نباشد؛ ولی نماز را می‌بینند که شخص دارد نماز می‌خواند.

با ترک حرام می‌توان به همۀ توفیقات دست یافت

پس روایت «أزهَد الناس مَن تَرَکَ الحَرام» درست است و هیچ‌شک و شبهه‌ای در آن نیست. ولی به نظر حقیر معنی این روایت مبارکه این است که نمی‌خواهد بگوید پس مستحبات را رها کنید. بعضی از علما می‌گویند مستحبات نمی‌خواهد و همین ترک حرام و انجام واجبات کافی است؛ ولی به نظر حقیر این روایت نمی‌خواهد بگوید بهتر است مستحبات را ترک کنید، بلکه می‌خواهد بگوید با ترک حرام می‌توانید تمام توفیقات دین را پیدا کنید. با ترک حرام می‌توانید به تمام دین دست پیدا کنید. بعضی‌ها تمام همّ و غمشان این است که یکسره مستحبات و واجبات را انجام بدهند ولی می‌گوید ریشه، ترک حرام است؛ یعنی بیشتر، اهمیت را به ترک بدهید. امیرالمؤمنین علیه السلام می‌خواهند بفرمایند اگر کسی با ترک حرام به تمام مدارج الهی مثل قرب نوافل، قرب فرائض رسید و تمام مراتب مستحبی و فریضه و عظیمه را طی کرد تعجب نکنید، بلکه از همین راه باید رفت. روایت می‌خواهد این را بگوید. حالا نه اینکه بگوییم واجبات را رها کنیم و به سراغ ترک حرام برویم. ممکن است یک نفر بگوید مهم ترک حرام است و اگر نماز نخواندی هم نخواندی! خیر. «اِنَّ اَوَّلَ ما یُحاسِب  بِهِ العَبدَ الصَّلاة، فَاِنْ قُبِلَت قُبِلَ ما سِواها و اِنْ رُدَّت رُدَّ ما سَواها[5]». نه اینکه واجبمان را ترک کنیم، نه اینکه نافله‌مان را ترک کنیم، نه اینکه مستحباتمان را ترک کنیم، بلکه باید در کنارش داشته باشیم؛ ولی اولین درجۀ اهمیت باید به ترک حرام باشد.

[1]. بحارالانوار، ج 75، ص 192

«أَوْرَعُ اَلنَّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ اَلشُّبْهَةِ أَعْبَدُ اَلنَّاسِ مَنْ أَقَامَ اَلْفَرَائِضَ أَزْهَدُ اَلنَّاسِ مَنْ تَرَكَ اَلْحَرَامَ أَشَدُّ اَلنَّاسِ اِجْتِهَاداً مَنْ تَرَكَ اَلذُّنُوب»

امام صادق علیه السلام: باورع‌ترين مردم كسى است كه هنگام شبهه توقف كند و عابدترين اشخاص كسى است كه واجبات را انجام دهد و زاهدترين اشخاص كسى است كه ترك حرام نمايد.و كوشاترين مردم كسى است كه ترك گناه كند.

[2]. ارشاد القلوب، ج 1، ص 91

«لاَ يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّوَافِلِ مُخْلِصاً لِي حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ اَلَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ اَلَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ يَدَهُ اَلَّتِي يَبْطِشُ بِهَا إِنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ وَ إِنِ اِسْتَعَاذَنِي أَعَذْتُهُ»

رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرموده كه خداى تعالى مي‌فرمايند: هميشه بندۀ من بوسيلۀ نمازهاى نافله به من نزديك مى‌شود، در صورتى كه كاملا به من اخلاص دارد تا اينكه او را دوست دارم؛ پس هر گاه او را دوست داشتم آنچه را كه من مى‌بينم و مي‌شنوم او هم مى‌بيند و مى‌شنود. او بمنزلۀ قدرت من است، اگر از من چيزى بخواهد به او مي‌دهم و اگر پناه به من آورد پناهش مى‌دهم.

[3]. نهج البلاغه، حکمت 390

«لِلْمُؤْمِنِ ثَلَاثُ سَاعَاتٍ؛ فَسَاعَةٌ يُنَاجِي فِيهَا رَبَّهُ، وَ سَاعَةٌ يَرُمُّ مَعَاشَهُ، وَ سَاعَةٌ يُخَلِّي بَيْنَ نَفْسِهِ وَ بَيْنَ لَذَّتِهَا فِيمَا يَحِلُّ وَ يَجْمُلُ. وَ لَيْسَ لِلْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ شَاخِصاً إِلَّا فِي ثَلَاثٍ: مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ، أَوْ خُطْوَةٍ فِي مَعَادٍ، أَوْ لَذَّةٍ فِي غَيْرِ مُحَرَّم».

مؤمن را سه ساعت است؛ ساعتى كه در آن با پروردگار خود مناجات مى‌کند و ساعتى كه در پى تحصيل معاش خويش است و ساعتى كه به خوشي‌ها و لذات حلال و نيكوى خود مى‌پردازد. و عاقل در پى سه كار باشد: يا در پى اصلاح معاش خود يا در كار معاد يا در پى لذتهاى غير حرام.

[4]. مستدرک الوسائل، ج 3، ص 43

نماز، بهترين چيزى است كه [در اسلام] وضع شده است، پس هر كس كه خواست كمتر و يا بيشتر [نماز مستحبّى] بخواند.

[5]. کافی، ج 3، ص 268
امام باقر علیه السلام : نخستين چيزى كه از بنده بازخواست می‌شود، نماز است. پس اگر پذيرفته شد، بقيّۀ اعمال‏ هم پذيرفته می‌شود و اگر رد شود، بقیۀ اعمال هم رد می‌شود.